درباره ما نسخه آزمایشی | چهارشنبه، 18 شهریور 1405
ساعت ۱۲ شب است که راه میافتیم. تاریکی عمیقی است و اکثر جمعیت دو میلیونی شهر خوابیدهاند. تا رسیدن به ارزنون راهی نیست، شاید پنج دقیقه با
بارها و بارها آنها را در کوچه و خیابانهای شهر سرگردان دیدهایم با لباسهای وصلهدار، موهای ژولیده و کیسههای بازیافتی که بر دوش میکشند