درباره ما نسخه آزمایشی | چهارشنبه، 29 بهمن 1404

فرهنگی

خاطرات ظل‌السلطان؛ «با خودم عهد کردم که تا عمر دارم دیگر در علفزار نروم»

روزی محمدرضا خان فراشباشی یک مار بزرگی را کشته بود به حضور من آورد، در شکمش بعضی برآمدگی‌ها پیدا بود؛ فشار که دادند معلوم شد سه خرگوش را

فرهنگی

خاطرات ظل‌السلطان؛ «ناصرالدوله از روی تملّق پای سگ‌ها را ماچ می‌کرد»

. . . یک هفته صدای تفنگ به هوا می‌رفت؛ بدون اغراق روزی صد هزار فشنگ به شکارهای بیچاره خالی می‌شد. به قرب هزار شکار از پازن و قوچ و میش و

فرهنگی

خاطرات مسعود انصاری؛ «خبر در فامیل پیچید که فرح قرار است همسر شاه شود»

طبعاً افراد فامیل و مخصوصاً مادر بزرگم اولین کسانی بودند که خبر این ازدواج به گوششان رسید والبته همه خوشحال شدند. بخصوص که فکر می‌شد دوشیزه

فرهنگی

خاطرات ثریا اسفندیاری؛ «شمس عشق شدیدی به سگ داشت؛ می‌گفتند آنها را از بچه‌هایش بیشتر دوست دارد»

یک روز صبح شروع به صحبت درباره برادرش کرد و توضیح داد که چرا تنها مانده و سپس ادامه داد: «البته بهتر می‌شد اگر دختر جوانی مانند شما

فرهنگی

خاطرات ثریا اسفندیاری؛ «گفتند شاه عکس‌های تو را در حال اسکی دیده و می‌خواهد بیش‌تر ببیند»

من گفتم «از کجا معلوم که هوسی در کار نباشد؟» گودرز گفت: «فروغ ظفر دو عکس فوری از تو در حال اسکی داشته و آن‌ها را به دوستانش نشان داده. شاه

فرهنگی

خاطرات ثریا؛ «منشی‌ام گفت ایشان ملکه سابق ایران است؛ پلیس گفت: چرند نگو»

شهبانویی که هر جا دلش می‌خواست می‌رفت، حالا ملتمسانه از دیگران می‌خواست که راه را برایش باز کنند . . . اکنون کاملا تنها بودم و حتی از اینکه

فرهنگی

خاطرات ارتشبد فردوست؛ «فرح دختر فقیری بود که تمایلات کمونیستی داشت»

پس از فوت شوهر فریده تا ازدواج فرح با محمدرضا، این جمع با هم زندگی می‌کردند و یک خانواده را تشکیل می‌دادند: قطبی پدر (تنها نان‌آور خانواده

فرهنگی

خاطرات ارتشبد فردوست؛ «فوزیه زن زندگی بود، عفیف و زیبا»

در این سال‌ها محمدرضا معشوقه‌ای پیدا کرده بود با نام خانوادگی «دیوسالار»؛ چگونه و به وسیلۀ که، اطلاع ندارم ... این دختر بسیار زیبا و لوند

فرهنگی

خاطرات ارتشبد فردوست؛ «محمدرضا همیشه محبت استالین را به خاطر داشت»

سپهر اظهار داشت: «از سفیر خواهش کردم به استالین بگوید که ایشان دیداری با شاه بکند، زیرا حال که نه چرچیل و نه روزولت به دیدن او نمی‌روند اگر

فرهنگی

خاطرات ارتشبد فردوست؛ «رضاخان می‌گفت این زن‌های فرنگی را تماشا کنید خودشان را چه ریختی درست کرده‌اند»

به محض وقوع حوادث شهریور 20 رضاخان دیگر آن رضاخان نبود. راجع به هر کاری با رده‌های پایین مشورت می‌کرد و کارهای ضد و نقیض انجام می‌داد. در

فرهنگی

خاطرات ارتشبد فردوست؛ «فوزیه خجالتی بود؛ وقتی با کسی صحبت می‌کرد صورتش قرمز می‌شد»

من که هر روز در بطن جریانات دربار بودم، هیچ اطلاعی نداشتم، تا این‌که یک روز محمدرضا به من گفت: «هیچ می‌دانی چه خبر است؟ پدرم تصمیم گرفته که

فرهنگی

خاطرات ارتشبد فردوست؛ «رضاخان گفت فقط یک شغل مفید وجود دارد و بقیه مفت نمی‌ارزد»

قبل از بازگشت به ایران در سوئیس از ولیعهد تقاضا کردم که شما طی این ۵ سال هزینه تحصیل مرا پرداختید، حال اجازه دهید که برای تحصیل طب به پاریس

علمی

چرا دوران نوزادی‌مان را به یاد نمی‌آوریم؟ محققان پاسخ می‌دهند

دانشمندان مدت‌ها بر این باور بودند که دلیل فراموشی خاطرات دوران نوزادی این است که هیپوکامپ، بخشی از مغز که مسئول ثبت و ذخیره‌سازی خاطرات

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ ماجرای سربازانی که «فلک» شدند

چارلز جیمز ویلز، پزشک و مامور انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد. دکتر ویلز

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ «ماجرای گنج‌یابی ما با راهنمایی مرد یهودی»

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ ماجرای پیدا شدن «گنج داریوش کبیر»

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ منظرۀ دلربای کرمانشاه و تماشای رقص کردی

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ قلیان طلای حاکم کرمانشاه و مردی که به تیر تلگراف میخ شده بود

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ «شاه و گدا در زورخانه برابر و برادرند»

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ راه و رسم «کبوتربازان» ایرانی

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ «درآمد نوکر از پزشک بیشتر است»

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ «از درویشِ جاده قلهک تا درویش شاه‌پلنگ»

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ «بازدید از باغ وحش ناصرالدین شاه»

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ طبابت با «گرمی و سردی» و «پِهِن داغ»

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات دکتر ویلز در ایران عهد قاجار؛ «منظرۀ تهران و آداب قلیان‌کشی در مهمانی»

چارلز جیمز ویلز، پزشک، جهانگرد و نویسنده انگلیسی بود که به عنوان یکی از افسران پزشکی اداره تلگراف بریتانیا در دوران قاجار به ایران سفر کرد.

فرهنگی

خاطرات ناصرالدین‌شاه؛ خرس‌ها ول می‌شدند می‌رفتند توی مردم؛ خنده داشت!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت. خود او نام یادداشت‌هایش را «روزنامه» گذاشته بود؛ این روزنامه‌ها جزئیاتی بسیار

فرهنگی

وزیر خارجه آمد؛ بعضی مزخرفات گفتیم و شنیدیم!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت. خود او نام یادداشت‌هایش را «روزنامه» گذاشته بود؛ این روزنامه‌ها جزئیاتی بسیار

فرهنگی

تعزیه‌خوانی «یزید قجر» و پیدا شدن گنج در املاک انیس‌السلطنه

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت. خود او نام یادداشت‌هایش را «روزنامه» گذاشته بود؛ این روزنامه‌ها جزئیاتی بسیار

فرهنگی

حیرت ناصرالدین‌شاه از «مالیات سگ و گربه» در فرانسه

این خاطره مربوط به هفتۀ دوم تیرماه سال 1257 شمسی است. در این زمان شاه در شهر پاریس اقامت داشته و به بازدید از مکان‌های مختلف و دیدار با

فرهنگی

خاطرۀ خواندنی ناصرالدین‌شاه از «میمون‌های با ادب» پاریسی!

این خاطره مربوط به هفتۀ اول تیرماه سال 1257 شمسی است. در این زمان شاه در شهر پاریس اقامت داشته و مشغول گشت و گذار و مشاهدۀ دیدنی‌های این

فرهنگی

ناصرالدین شاه در شهربازی پاریس؛ «آنقدر کچلک‌بازی در این خیابان بود که آدم متحیر می‌شد!»

این خاطره مربوط به هفتۀ اول تیرماه سال 1257 شمسی است. در این زمان شاه در شهر پاریس اقامت داشته و مشغول گشت و گذار و مشاهدۀ دیدنی‌های این

فرهنگی

حیرت ناصرالدین شاه از تمیزی کودکان فرانسوی؛ «بچه چرا باید اینقدر تمیز باشد؟!»

این خاطره مربوط به هفتۀ اول تیرماه سال 1257 شمسی است. در این زمان شاه در شهر پاریس اقامت داشته و مشغول گشت و گذار و مشاهدۀ دیدنی‌های این

فرهنگی

واکنش ناصرالدین‌شاه از دیدن «فسیل» یک جانور منقرض‌شده برای اولین بار

این خاطره مربوط به هفتۀ اول تیرماه سال 1257 شمسی است. در این زمان شاه در پاریس و شهرهای اطراف آن مشغول گشت و گذار و تماشای آثار دیدنی بود.

فرهنگی

ناصرالدین‌شاه در پاریس؛ اینجا مردم دست به یقه نمی‌شوند/ متاع ایران را به قیمت اعلا می‌خرند

خاطراتی که در اینجا می‌خوانید مربوط به روزهای دوشنبه 20 خرداد تا شنبه 25 خرداد سال 1257 شمسی هستند. در این زمان ناصرالدین شاه در جریان

فرهنگی

توصیف ناصرالدین شاه از سونا و حمام در آلمان؛ «آدم زیرش می‌ایستد بسیار با لذت است»!

خاطره‌ای که در اینجا می‌خوانید مربوط به روز پنجشنبه 16 خرداد سال 1257 شمسی است، در این روز ناصرالدین شاه در شهر بادن‌بادن آلمان حضور داشته

فرهنگی

خاطرات ناصرالدین شاه در آلمان؛ «مثل جای پریان و جنیان بود/ قلیان نبود سیگاری آتش زدم»

خاطره‌ای که در زیر می‌خوانید مربوط به روز چهارشنبه 15 خرداد سال 1257 است؛ در این روز شاه در شهر بادن‌بادن حضور داشته و به گشت و گذار در

فرهنگی

وقتی ناصرالدین شاه در فرنگستان خواب «حرمسرا» را دید!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمی‌کرد. خود او نام یادداشت‌هایش را

فرهنگی

خاطرات سفر فرنگ؛ ملاقات با شاهزادۀ «بدقیافۀ بدسبیلِ بدریش»!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمی‌کرد. خود او نام یادداشت‌هایش را

فرهنگی

خاطرۀ ناصرالدین شاه از ترور امپراتور آلمان؛ «دود حیرت از کاخ دماغم بلند شد»!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمی‌کرد. خود او نام یادداشت‌هایش را

فرهنگی

خاطرات ناصرالدین‌شاه در فرنگ؛ دخترها را نگاه می‌کردم و افسوس‌ها می‌خوردم!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمی‌کرد. خود او نام یادداشت‌هایش را

فرهنگی

خاطرات سفر فرنگ؛ توصیف ناصرالدین‌شاه از دختر «بسیار بسیار بسیار» خوشگل آمریکایی!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمی‌کرد. خود او نام یادداشت‌هایش را

فرهنگی

خاطرات ناصرالدین‌شاه؛ «مردم خاک بر سر خودشان می‌ریختند، خیلی خنده داشت»!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمی‌کرد. خود او نام یادداشت‌هایش را

فرهنگی

خاطرات خواهر مظفرالدین‌شاه؛ «هرکس رذل‌تر بود بیشتر مورد التفات بود»

کتاب خاطرات زهرا خانم تاج‌السلطنه، دختر ناصرالدین‌شاه، یک گنجینۀ تاریخی است که جزئیاتی خواندنی از زندگی در دربار قاجار را در خود جمع دارد.

فرهنگی

زنی که «دَدۀ گربۀ ناصرالدین‌شاه» بود و مالک محلۀ «اقدسیه» شد! (تصاویر)

زبیده کودک یتیمی بود که ناصرالدین شاه در یکی از سفرهایش در سال 1238 شمسی او را خرید و همراه خود به دربار آورد. اما ستارۀ اقبال او در حرمسرا

فرهنگی

توصیف عجیب و خنده‌دار ناصرالدین‌شاه از شاهزادۀ مجارستان!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمی‌کرد. خود او نام یادداشت‌هایش را

فرهنگی

خاطرات ناصرالدین شاه در فرنگ؛ «مات صورت این دختر شده بودم، مردم فهمیدند»!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمی‌کرد. خود او نام یادداشت‌هایش را

فرهنگی

خاطرات ناصرالدین‌شاه در فرنگ؛ «پادشاه آلمان جنّی است»!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمی‌کرد. خود او نام یادداشت‌هایش را

فرهنگی

خاطرۀ ناصرالدین شاه از دستگاه‌‌های فیزیوتراپی؛ «از شدت خنده اشک از چشممان می‌آمد»!

ناصرالدین شاه به نوشتن خاطرات روزانۀ خود اهتمامی جدی داشت و این کار را در سفرهای دور و درازش هم ترک نمی‌کرد. خود او نام یادداشت‌هایش را