درباره ما نسخه آزمایشی | پنج شنبه، 19 شهریور 1405

کد: 69627 | 06 اردیبهشت 1400 ساعت 18:15

کسب و کار ارزش آفرین راه چاره ی اقتصاد امروز

آنچه که در شرایط حساس کنونی، سازمان ها و كسب و كارها به آن نیازمندهستند.وجود کسانی ست که با مفهوم ارزش و شیوه های خلق ارزش آشنا باشند و بکوشند آن را درمحیط سازمان و یا کسب و کار خود به کارگیرند. 

کسب و کار ارزش آفرین راه چاره ی اقتصاد امروز


محمد ولي پور كارشناس ارشد مديريت|آنچه که در شرایط حساس کنونی، سازمان ها و كسب و كارها به آن نیازمندهستند.وجود کسانی ست که با مفهوم ارزش و شیوه های خلق ارزش آشنا باشند و بکوشند آن را درمحیط سازمان و یا کسب و کار خود به کارگیرند. 

برخی از کارشناسان معتقدند،دغدغه ی کسی که می خواهد مهارت های خودرا توسعه دهد ویا دانش مدیریتی سازمان را عمیق تر کند باید ارزش آفرینی باشد. متاسفانه در بسیاری از دوره های آموزشی درون سازمانی با محوریت مدیریت سازمان ، دغدغه ی اصلی متولیان امر آموزش در وهله ی اول این است که چگونه می توانند شرکت کنندگان را موفق ویا ثروتمند کنند. و کمتر به این نکته تاکید میشود. که هدف اصلی این دوره ها، توانمندی ارزش آفرین باشد. باید دقت کرد که حتی اگر هم موفقیت و ثروتی در کار باشد اين دو محصول جانبی ارزش آفرینی در کسب و کار خواهندبود. 

آنچه که یک کسب و کار را سود ده ویا حتی یک سازمان غیر انتفاعی را ماندگار می سازد، ارزش آفرینی است. کسب و کار ارزش آفرین بدون آموزش و پرورش کارکنانی ارزشی محقق نخواهدشد. بنابراین در ارائه سرفصل های آموزشی مدیریت ، باید  به دانش آموختگان و فراگیران بازاریابی و کسب و کار بیاموزیم که چگونه میتوان ارزش های مفید، اثربخش ، ماندگار ، اقتصادی و سودده خلق کنند. برای کلیه علاقه مندان به آشنایی عمیق تر بامفاهیم استراتژی ، بازاریابی ، برندسازی و مدل کسب و کار ، درک مفهوم ارزش آفرینی یک ضرورت است. توجه به ارزش و ارزش آفرینی ، از خروجی های تفکر سیستمی در سازمان هاست. و طبیعتا" با درک مفهوم نگرش سیستمی ، درک مفاهیم ارزش آفرینی ساده تر خواهدبود. 

باتوجه به اینکه کلمه ارزش به شکل های مختلف به کار برده میشود. (ارزش اقتصادی، ارزش فرهنگی، ارزش اخلاقی و...) در اینجا لازم می دانم بحث ارزش آفرینی را با معنی لغوی ارزش ادامه دهم: واژه ی ارزش باهمه تنوعی که در کاربردهایش وجوددارد. یک مفهوم پایه را همه جا در دل خود جای می دهد. و آن ارزشمند بودن است. مثلا" در اقتصاد وقتی می گویم ( ارزش این کالا، یک میلیون تومان است) یعنی ( ارزش دارد برای به دست آوردن آن کالا، یک میلیون تومان هزینه کنیم) . یا اینکه در ارزش های اخلاقی اصول و قوانینی هست که مبناء و چارچوب تصمیم گیری های مارا شکل می دهند. وقتی در وضعیتی قراربگیریم که مجبور باشیم از میان چندین گزینه ، یکی را انتخاب کنیم، ابتدا گزینه های را که با ارزش های ما سازگار نیستند کنار می گذاریم. و سپس ، ازمیان سایر گزینه ها ، بهترین گزینه را انتخاب می کنیم. 

اگر تفکر سیستمی را به خوبی آموخته باشیم می دانیم که آنچه بسیاری از ما به عنوان ارزش های مطلوب از آنها یاد می کنیم به بقاء و دوام جامعه هم کمک می کنند. بنابراین هدف ارزش آفرینی در وهله ی اول بهبود زندگی دیگران  ودرادامه اضافه کردن چیزی به جهان است. که قبلا" وجود نداشته و پدید آمدن آن راهی آسان تر برای زندگی و کار جلوی پای انسان ها می گذارد. . با این تعاریف می توان به این نتیجه برسیم که واژه ارزش و ارزش آفرینی ، دو واژه هستند. که یکدیگر را تکمیل می کنند. 

در دنیای اقتصاد همان طور کهپیش تر نیز اشاره شد ارزش بهای مالی یک محصول یا خدمت است پس می توان گفت هدف هر کسب و کار در ابتدا ارزش آفرینی برای مشتری و در مرحله بعد تبدیل آن به سود است. یعنی برای ساختن یک کسب و کار یا سازمان غیرانتفاعی موفق و پایدار ، در ابتدا باید برای دیگران سودمند باشیم و سپس از سودی که برای آنها ایجاد کرده ایم انتظار پاداش داشته باشیم. 

ارزش آفرینی باتوجه به منابع و جایگاه مختلف ، تعاریف مختلفی نیز دارد. مثلا" : وقتی که فرد منبع ارزش آفرینی باشد. ارزش در حقیقت فعالیت های خلاقانه ای است. که افراد و کسانی که دارای ویژگی های یکسانی مانند توانایی، انگیزش، و اطلاعات هستند انجام می دهند. و هنگامی که سازمان منبع ارزش آفرینی است موضوعات مرتبط با نوآوری، خلاقیت و مدیریت مطرح میشوند. در نهایت ارزش در جایگاه اجتماعی ، کارآفرینی و سطح شرایط اقتصادی را شامل می شود. 

هرگاه سازمان به عنوان یکی از منابع ارزش آفرینی مطرح باشد. ارزش زمانی خلق میشود که افراد، شرکت ها یا سازمان ها روش ها ، فناوری ها ویا موادخام جدیدی را درارائه محصولات شان به کارگیرند. فکرکردن به کسب و کار به عنوان یک ارزش، روشی مناسب برای رسیدن به موفقیت است. باید به این نکته توجه کرد که اگر در کسب و کار خود نیازهای مشتری را دقیق بررسی کنیم و آن ها را برطرف کنیم. ضمن اینکه برای مشتری ارزش آفرینی کرده ایم به موفقیت نیز نزدیک تر می شویم. ازدیدگاه کارل منگر در کتاب اصول اقتصاد، موفقیت هرکسب و کاری به تصویری که در ذهن مشتری ساخته است بستگی دارد. هرچقدر این تصویر قابل اعتمادتر باشد. ارزش کسب و کار بیشتر میشود. و بالعکس، منگر معتقد است که ارزش آفرینی نیروی شتاب دهنده برای اقتصاد است. 

درنتیجه کسب و کارهای موفق هستند که جدا از سود خود، به رضایت مشتری فکر میکنند. این احساس رضایت است که مشتری را قانع می کند تا ضمن جلب مشتریان دیگر، دوباره از شما خرید داشته باشد. این تفکر باید در سازمان های دولتی نیز ملاک عمل مدیران آن ها قرارگیرد. چرا که ارزش آفرینی برای عامه مردم می تواند زمینه دلگرمی آن ها به سیستم و سازمان را به دنبال داشته ، ودرنهایت برای سازمان نیز مشروعیت لازم را به ارمغان می آورد. موضوعی که میتواند در ارتقای عملکرد سازمان تاثیرگذار باشد. چرا که نشان دهنده ی وجود یک سیستم ارزش آفرین است که برای مراجعین و مردمی که از خدمات آن سازمان استفاده می کنند ارزش قائل بوده است. 

 



عکس خوانده نمی‌شود