مهاجرت؛ ایرانیها دقیقا کجا میروند، چرا میروند؟
فرارو- چمدانهایی که تا لحظه آخر پر و خالی میشوند، اضطرابها و سفارشهای لحظه آخری و آغوشهایی که دل کندن از آنها بسیار سخت است؛ اینها تنها چند سکانس کوتاه از فیلمنامه پر از گره مهاجرت است. مسئله مهاجرت از ایران طی سالهای اخیر به موضوعی مهم و حتی بحرانی تبدیل شده است. مصطفی زمانیان، رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، اخیرا در این باره گفت: «امروز وضعیت مهاجرت نسبت به گذشته فرق کرده است و مثلاً اگر کسی به آلمان مهاجرت کند، برای در اختیار گرفتن یک کُرسی دولتی یا به دست آوردن یک موقعیت کسب و کار اقتصادی به این کشور سفر نمیکند بلکه او مهاجرت میکند تا در ایران نباشد و این تفسیر بسیار خطرناکی است که به نظرم باید در مورد آن، فکر کرده و تعامل کنیم.»
به گزارش فرارو، زمانیان در بخش دیگری از اظهارت خود، گفت: «امروز شرایط مهاجرت برای متمولین، پیشروان کسب و کار، حوزههای استارتآپها و فناوریها و حوزه علم و فن آوری، بسیار جدیتر از مردم عادی شده است، لذا این جنس مسائل از آن دسته موضوعاتی است که ضرورت بازاندیشی در الگوی اساسی حکمرانی را برای ما توجیه میکند..»

ویروس ناامیدی به کپسول مهاجرت میرسد؟
به اعتقاد برخی کارشناسان، ناامیدی و دلسردی نسبت به برخی مسائل کشور نیز میتواند در افزایش شیوع مهاجرت موثر باشد. برخی از زوج ها، مهاجرت را با هدف فرزندآوری در کشوری دیگر انجام میدهند. انسیه خزعلی، معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در رابطه با کاهش فرزنداوری میگوید: «متاسفانه وضعیت جمعیت و حال جمعیتی کشور اصلاً خوب نیست، باروری بسیار پایینی در سطح استانها وجود دارد و حتی بعضی از استانها وارد تله جمعیتی شدند. باروری بسیار پایین ما ۱۶ درصد و باروری پایین ۲۳ درصد و باروری کمتر از حد جانشینی ۴۸ درصد است که روز به روز این آمار پایینتر میآید و فقط ۱۳ درصد بالاتر از سطح جانشینی مسئله باروری را داریم. خیلی از کشورها که سیاست کنترل جمعیت را داشتند این سیاست را برداشتند و این نشان دهنده این است که باید به صورت جدی به این مسئله فکر کرد، نیروی جوانی که میتواند سرمایه اصلی یک کشور باشد با سرمایه دیگر قابل مقایسه نیست.»
فارغ از زوجها، برخی جوانان نیز به علت ناامیدی از سیستمهای علمی، آموزشی در کشور به مهاجرت تمایل پیدا میکنند. مهدی ذاکریان، تحلیلگر مسائل بین الملل و استاد دانشگاه علوم تحقیقات در این باره به فرارو گفت: «ما اصلا در روند جهانی صادرات و وردات نخبه حضور نداریم و نام این شرایط را میتوانیم از دست دادن نخبه یا فرار نخبهها بگذاریم. حتی معتقدم شرایط از فرار هم بدتر است و میتوانیم بگوییم «پناهجویی نخبگان کشور». کار به جایی رسیده که هر شخصی که در کنکور و دانشگاه موفق است و در خارج از کشور مورد توجه قرار میگیرد فورا به فکر مهاجرت به کشوری دیگر خواهد افتاد، حتی وقتی شرایط وی در خارج از کشور به مراتب پایینتر از شرایط وی، داخل کشور باشد. علت چیست؟ شاید، چون این دانشجو و دانشمند تصور میکند که اگر به کشور دیگری مهاجرت کند مسیر پیشرفت هموار است، اما اگر داخل کشور بماند، نه به لحاظ حقوق و مسائل مادی و نه به لحاظ جایگاه شغلی و حرفهای تضمین خاصی نخواهد داشت. همین عدم وجود چشم انداز پیشرفت و برآورده نشدن نیازهای فردی و اجتماعی، یکی از علل مهاجرت افراد خواهد بود. برای خروج نخبهها از کشور فرش قرمز پهن کرده ایم»
وی در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله حقوق و دستمزد تاکید کرد و گفت: «تا همین اواخر، بالاترین حد دستمزدی که دریافت میکردم، حدود ۱۷ میلیون تومان بود و در ماه گذشته این حقوق به ۲۲ میلیون تومان رسید. با این وضعیت حقوق و دستمزد، که حدود ۴۰۰ الی ۴۵۰ دلار میشود، چگونه میتوان نخبه کشور را ترغیب کرد در ایران بماند و به مشاغلی مانند استادی دانشگاه امیدوار باشد. حقوق من در سال ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ در دانشکده حقوق دانشگاه پنسیلوانیا، ۵ هزار دلار بوده و امروز نیز، اگر در دانشگاهی در اروپا تدریس کنم، حداقل ماهی ۳ هزار یورو دریافت میکنم. وقتی ما حتی در حوزه پرداخت حق الزحمه اساتید دانشگاه اینگونه برخورد میکنیم، نخبهها به چه امیدی باید در کشور بمانند؟ دانشجو به شرایط استاد خود نگاه میکند و تصمیم میگیرد.».
اما مهاجرت تحصیلی از ایران هم چندان ساده نیست و در کنار همه هزینههای مهاجرت، افراد باید هزینهای مضاعف را نیز صرف آزادسازی مدرک خود کنند. هامون سبطی دبیر کمیسیون آموزش دیدهبان شفافیت در واکنش به افزایش هزینه آزادسازی مدارک تحصیلی میگوید: «موضوع آزادسازی مدارک با اعتراض وسیع دانشجویان و دانشآموختگان همراه بود، از دانشجویان فوق تخصص و متخصص علوم پزشکی گرفته تا دانشجویان وزارت علوم در مقطع لیسانس که همگی از این تصمیم شوکه شدند.»
منبع: fararu-698861
