توصیف متضاد فرنگیها از تهران / یک کلاغ در بازار تهران چهلکلاغ میشود!
پای جهانگردان و سفرنامهنویسان بسیاری به تهران قدیم باز شده است و حال و احوال آن روزگاران تهران را در سالهای متمادی روایت کردهاند.
به گزارش همشهری آنلاین، یکی از وسعت تهران گفته، دیگری حال و روز مردم را شرح داده و جهانگردی روستبار هم بازار تهران را مرکز خبررسانی و شایعهپراکنی توصیف کرده است. در این گزارش دیدگاه برخی از این جهانگردان را اینجا میخوانید.
برجها و مسجدها
نام: لاویخو
پیشه: سفیر هانری سوم، پادشاه کاستیل اسپانیا
سال: ۷۸۳ خورشیدی
لاویخو، سفیر هانری سوم، پادشاه کاستیل اسپانیا، سال ۷۸۳ رهسپار تهران میشود. او تعریف جذابی از این شهر دارد: «جای بسیار بزرگ و خرم و دلگشایی است. هنگام فرونشستن خورشید، از تهران به راه افتادم و پس از پیمودن ۱۰ کیلومتر خانههایی بزرگ دیدم که همه متروکه و ویران بودند. مسجدها هم فروریخته و تنها برجهای شهر پابرجا است.»

او خیابانهای تهران را کمعرض توصیف میکند و میگوید: «بازارهای تهران با بازارهای خوی [که به نظر استوارت زیباترین بازارهای ایران است] قابل مقایسه نیستند. در بعضی جاها پلههایی دیدم که به زیرزمین سرازیر میشد و به محوطهای که در وسط آن حوضی کاشی و بادگیر داشت، میرسید. در خیابانهای شهر، درختان فرحبخش یکاندازه و همشکل در دو طرف صف کشیدهاند.»
تهران در «تایمز»
گزارش زیر مربوط به روزنامه تایمز لندن در دوران ناصری است: «چون راه تهران نزدیک میشود، نخستین علامتی که از شهر پایتخت نمایان است، چهار مناره بلند مسجد جامع میرزا حسینخان، صدراعظم و سپهسالار مرحوم است که در زمان اقتدار خود به طرز بسیار خوب بنا نهاده است. شهر تهران روزبهروز آبادتر میشود. در شهر مذکور، جادههای بسیار وسیع و باشکوه باز کرده، در دو طرف آنها درختان سبز و خرم کاشته، از اطراف نیز جویهای آب روان در جریان و شبانگاه فانوسهای گاز هوایی، روشنیفزای دیده نظارگان و خیرهساز عیون تماشاکنندههاست. در هر سمت شهر، کالسکهها در آمدوشد و بهتازگی در بعضی نقاط تراموایی نیز به راه افتاده است. همهروز تمامی شهر آبپاشی و جارو شده تا به یک درجه در امر نظافت دقت به عمل آید.»
بازار در نظر نخستین زن گردشگر
نام: مادام کارلانسرا
پیشه: نخستین زن گردشگر خارجی
سال: تقریبی ۱۸۰۰
نخستین زن گردشگر خارجی مادام کارلانسرا، نویسنده و جهانگرد معروف ایتالیایی، است که پس از هفت ماه اقامت در تهران سفرنامهای با عنوان «آدمها و آیینها در ایران» در دوران ناصرالدینشاه مینویسد: «بازار، محل ملاقات و قرارهای عمومی است. آنجا مردم همچنان که درباره مسائل و منافع شخصی و تجاری خود بحث و گفتوگو میکنند، درباره مسائل عمومی و امور دولتی نیز به شور و تبادلنظر میپردازند. به طور خلاصه، باید گفت که بازار جای بورس و مجلس را یکجا گرفته است. اما باز هم تعریف بازار کامل نیست و اخبار، شایعات، تهمتزدنها، نشر اکاذیب، جنجالها و بدگوییها، همه از بازار سرچشمه میگیرد و دهان به دهان میگردد و مطابق معمول دستآخر، یک کلاغ چهل کلاغ میشود.»
منبع: fararu-673743
