درباره ما نسخه آزمایشی | پنج شنبه، 19 شهریور 1405

کد: 195945 | 25 بهمن 1401 ساعت 12:25

آیا روابط اروپا و روسیه قابل‌ترمیم است؟

یک سال پس از آغاز تهاجم گسترده روسیه به اوکراین، بحث در مورد اینکه آیا این جنگ رئیس‌جمهور ولادیمیر پوتین است یا نه ادامه دارد.
آیا روابط اروپا و روسیه قابل‌ترمیم است؟


نویسنده: Dimitar Bechev
یک سال پس از آغاز تهاجم گسترده روسیه به اوکراین، بحث در مورد اینکه آیا این جنگ رئیس‌جمهور ولادیمیر پوتین است یا نه ادامه دارد. روس‌های ضد جنگ که بسیاری از آن‌ها به خارج از کشور پناهنده شده‌اند، رئیس‌جمهور روسیه را مقصر می‌دانند. برای آن‌ها، توهمات و پارانویای او باعث چرخش به نئوتوتالیتاریسم در داخل و تهاجم نظامی در خارج‌شده است.
اپوزیسیون روسیه در تبعید و زندان اصرار دارد که اگر پوتین از قدرت سقوط کند، وضعیت معکوس خواهد شد. لئونید ولکوف، حتی پیشنهاد کرده است که پس از پایان جنگ، غرب باید «طرح مارشال» را نه تنها برای اوکراین که نیاز مبرم به بازسازی دارد، بلکه برای روسیه نیز ارائه دهد.
به‌عبارت‌دیگر، روس‌های اپوزیسیون امیدوارند که وقتی پوتین دیگر بر تخت سلطنت نباشد، مسکو پل‌های ارتباطی با اروپا و ایالات‌متحده را بازسازی کند. قابل‌درک است که مفهوم «جنگ پوتین» در خود اوکراین هیچ خریداری ندارد. به‌طورکلی، اوکراینی‌ها روسیه را به‌عنوان یک کشور و به‌عنوان یک جامعه مقصر می‌دانند، خواه «عملیات نظامی ویژه» زیر سر پوتین باشد یا اکثریت ساکتی که تصمیم می‌گیرند به‌سادگی آن را نادیده بگیرند و به زندگی روزمره خود ادامه دهند.
بعلاوه، بعید است که جانشین پوتین 70 ساله از اعضای اپوزیسیون طرفدار غرب باشد؛ مثلا از نیکلای پاتروشف به‌عنوان جانشین احتمالی پوتین نام‌برده می‌شود، وی که رئیس شورای امنیت روسیه است درست به‌اندازه پوتین جنگ‌طلب است؛ بنابراین برای اوکراینی‌ها، روسیه باید شکست بخورد، مهم نیست چه کسی نمایش را در مسکو اجرا می‌کند.
اما اتحادیه اروپا چطور؟ آیا جنگ، روابط روسیه و اتحادیه اروپا را به نقطه بی‌بازگشتی رسانده است؟
برای لهستان و کشورهای بالتیک این موضوع بسیار صادق است. حتی قبل از تهاجم روسیه در سال گذشته و اشغال کریمه در سال 2014، آن‌ها این ادعا را مطرح کردند که گسترش طلبی روسیه یک تهدید اساسی برای نظم پس از جنگ سرد در اروپا است.
بااین‌حال، در غرب، فرانسه و آلمان در رویکرد خود نسبت به روابط با روسیه مبهم‌تر بوده‌اند. امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه از زمانی که برای اولین بار در سال 2017 به قدرت رسید، این ادعا را مطرح کرد که اروپا باید به بلندمدت فکر کند و با روس‌ها تعامل داشته باشد. ماکرون تقریبا تا زمان تهاجم به این خط پایبند بود و به امید یافتن یک‌راه حل دیپلماتیک به‌نوعی با پوتین تماس می‌گرفت و همین اواخر در دسامبر گذشته، رئیس‌جمهور فرانسه از ضمانت‌های امنیتی به روسیه صحبت کرد که باید بخشی از یک توافق باشد.
آلمان ناامیدی و خشم بیشتری را در میان دوستان اروپای شرقی اوکراین برانگیخته است. آلمانی‌ها سال‌ها رفاقت با روس‌ها و سرمایه‌گذاری‌های سیاسی تجاری، مانند خط لوله گاز نورد استریم، داشته‌اند. طبقه سیاسی آلمان مدت‌ها بود که روسیه را دوست خود می‌دانست و برخی مانند صدراعظم سابق گرهارد شرودر با شرکت‌های انرژی دولتی مسکو برنامه‌های سودآوری داشتند.
در یک سال گذشته تغییراتی در عمل و گفتار صدراعظم اولاف شولز نسبت به روسیه به وجود آمده است. این موضع او در میان عموم مردم آلمان که اکثریت آن‌ها طرفدار اوکراین هستند نیز موردحمایت قرارگرفته است.
بااین‌حال، آلمان کاملا به روسیه پشت نکرده است. درحالی‌که شولز ارائه کمک‌های نظامی به اوکراین، به‌ویژه تانک‌های لئوپارد خود را به تعویق می‌اندازد، او نشان می‌دهد که رهبری آلمان به‌طورکلی از مسکو دست برنداشته است. در منطق آلمان، روسیه چه بخواهیم و چه نخواهیم همیشه آنجا خواهد بود و نمی‌توانیم به‌سادگی دور آن حصار بکشیم یا از آن چشم‌پوشی کنیم.
حال سؤال این است: آیا اتحادیه اروپا درها را برای عادی‌سازی روابط در درازمدت باز می‌گذارد؟ نه دقیقا.
جنگ ممکن است و احتمالا سال‌ها طول بکشد. تا زمانی که درگیری وجود دارد، تصور هر شکلی از تعامل دیپلماتیک سازنده دشوار است، چه رسد به احیای مجدد پیوندهای سیاسی و اقتصادی. مطمئنا تا زمانی که پوتین روی کار است، روابط خصمانه خواهد بود.
در صورت کاهش تنش، خط جدیدی در سراسر اروپای شرقی ترسیم خواهد شد که اوکراین و احتمالا مولداوی و گرجستان در «ضلع غربی» و بلاروس در روسیه و ارمنستان و آذربایجان در سرزمین بی‌طرف باقی خواهند ماند. سناریویی شبیه به جنگ سرد تحقق خواهد یافت.
این همچنین به این معنی است که دیپلماسی به سبک جنگ سرد به کار گرفته خواهد شد. اتحادیه اروپا و متحد آن، ایالات‌متحده با روسیه تنها به‌منظور حفظ ثبات و اجتناب از یک برخورد همه‌جانبه وارد تعامل خواهند شد. جوهر سیاست غرب مهار خواهد بود، نه یکپارچگی که در دهه‌های 1990 و 2000 اتفاق افتاد.
جنگ صدمات سنگینی بر پیوندهای اقتصادی بین روسیه و اتحادیه اروپا وارد کرده است. مسکو درگذشته یکی از تأمین‌کنندگان اصلی انرژی اتحادیه بود اما دیگر نیست و بعید است موقعیت خود را بازیابی کند. سهم روسیه از واردات گاز اروپا از 50 درصد در سال 2021 به 12.9 درصد در حال حاضر کاهش‌یافته است.
تحریم‌های اروپا روسیه را مجبور کرده است که به سمت چین و تا حدودی به سمت کشورهای درحال‌توسعه حرکت کند. این‌یکی از میراث ماندگار جنگ خواهد بود.
روس‌های مخالف پوتین امیدوارند که کشورشان درنهایت راه خود را به‌سوی غرب پیدا کند. بااین‌حال، همان‌طور که تاریخ نشان می‌دهد، جنگ‌ها رویدادهای دگرگون‌کننده هستند. خوب یا بد، اوضاع به پیش از 23 فوریه 2022 برنمی‌گردد.



عکس خوانده نمی‌شود