رو سیاهی بهداشت در سیاسک
روستاهایی با جمعیت انبوه که رسیدگی به وضعیتشان لااقل از دو نظر مهم است؛ یکی احترام به اهالی آن و دیگری همسایگیشان با کلانشهر مشهد. به زبان سادهتر، کمتوجهی به نیازهای مردمان این مناطق، آسیب به بار میآورد و چه کسی است که بخواهد منکر احتمال تسری این مشکلات به مشهد شود؟ مشکلاتی از جنس سالک.
در اضطراب سالک
با چشمهای گرد و سیاهش، زل میزند توی صورتت؛ نه لبخندی، نه اخمی. هر از چندی مژههای بلندش را روی هم میگذارد و باز نگاههای کنجکاوش را از سر میگیرد. میان دو ابروی «الهه» را پشه گزیده است. مادر، همهاش اضطراب دارد که نکند حرف دکتر درست باشد و رد زخم سالک تا همیشه مهمان ناخوانده چهره دخترکش بماند. الهه تازه دوسالگی را پر کرده است. مصرف دارو، وضعیت زخم او را بهتر از قبل کرده است. تا چند روز پیش، رد گزیدگی آنقدر ورم داشت که چشمهای طفل، درست باز نمیشد. خانهشان در همسایگی کال سیاسک قرار دارد. کسی چه میداند؛ شاید اگر روزی بالاخره نوبت رسیدگی به وضعیت این کال برسد و حریم آن تعیین شود، خانه آنها هم بهدلیل تجاوز به حریم کال، در طرح تخریب قرار بگیرد.
«میخواستیم خانه را سمپاشی کنیم، اما فایده ندارد. تا این آب لجن در کال است، پشهها و بوی گندی که حس میکنید، وبال زندگیمان است. بالاتر از سیاهی که رنگی نیست. مردم هم که میبینند اینجا وضعیت بهداشتی درستی ندارد، شببهشب، زبالههایشان را میآورند داخل کال میریزند.» مادر با درخواستی که رنگ التماس دارد، ادامه میدهد: تو را به خدا برایمان کاری کنید. شما از خانه بهداشت آمدهاید؟
بوی دائمی تعفن
کال سیاسک، همهاش ۵کیلومتر طول دارد و از سرشاخههای اصلی رودخانه کشفرود به شمار میآید. کشفرود نیز که با چالشهای ریز و درشتش در این سالها، معرف حضور همه هست، با طول ٢٩٠کیلومتر از کوههای هزارمسجد و بینالود سرچشمه میگیرد و درنهایت، در محل پلخاتون سرخس به رودخانه هریرود میپیوندد.
مشکلات سیاسک یکیدو تا نیست. بااینحال دانهدرشتهایش میشود این دو مورد: نخست، تجاوز گسترده به حریم کال و ساختوسازهایی غیرقانونی که در غفلت متولیان امر، اعم از آب منطقهای و دهیاریها صورت گرفته است و با سیلابیشدن کال، احتمال بروز خسارتهای جانی و مالی را به توان عددی نامعلوم میرساند. مشکل دوم آلودگی کال به زبالههای خانگی برمیگردد. پساب منازل بالادست هم به کال اضافه میشود؛ نتیجه میشود وضعیت کنونی، بوی تعفنی که نمیگذارد بیش از چنددقیقه درکنار کال توقف کنیم. حال اینکه اهالی چطور با این وضعیت سر میکنند، باید از خودشان پرسید.
برچسب سیاسی میزنند
اهالی آمدنمان را به هم خبر دادهاند. با چهرههای برافروخته، دورمان حلقه زدهاند. هر کس حرفی میزند. بعضیهایشان خسته از پیگیریهای بیثمر، حرف از اقدامات قهری میزنند و باز دیگران، به آرامش دعوتشان میکنند. یکی میگوید: باید حتما مغلطه شود تا به وضعمان رسیدگی کنند؟ میدانیم که اگر کار به آنجا برسد، به ما برچسب سیاسی میزنند، اما ما فقط میخواهیم از این بوی گند و آلودگی خلاص شویم و زندگی کنیم.
جنازه خشکیده چند نهال را نشان میدهند و خاطره نهالهایی را مرور میکنند که در اطراف کال کاشته بودند، اما بهدلیل آلودگی آب، خشک شدهاند تا درد مضاعفی باشد بر نابسامانی وضعیت زیستمحیطی منطقه. درمیان همهمه اهالی علیآباد، یکی از عابران موتورسوار که خود را از ساکنان روستای مجاور- سیاسک- معرفی میکند، با صدای آهسته میگوید: بازوی خانمم سالک گرفت، همین پارسال. ١٠بار به محل زخمش آمپول زدند تا چرکش خشک شد، اما رد زخمش مانده است.
«یگانه» که میبیند پدرش با ما همکلام شده است، مدرسه ابتدایی را که در مجاورت کال قرار دارد، با انگشت نشانه میگیرد و میگوید: توی مدرسهمان، سالکی زیاد داریم. دو تا از همکلاسیهای خودم هم سالک دارند؛ یکی روی دستش، یکی هم روی صورتش.
آب سطحی یا فاضلاب؟
«چون ما بیپول هستیم و در روستا زندگی میکنیم، باید این وضع را تحمل کنیم؟!» چروکهای پیشانی پیرمرد زیر آفتابِ داغِ تیر، عمیقتر میشود وقتی حرفهای از سرِ درماندگیاش را به زبان میآورد. منتظر نمیماند و سؤالهای بیجوابش را ادامه میدهد: الان شما بگو چهکار کنیم؟ خسته شدیم از بس شکایت کردیم. فرمانداری و بخشداری هم رفتیم، افاقه نکرد. گفتند دوماه بعداز عید میآییم کال را درست میکنیم. الان برج چهار است و خبری نیست. یکی دیگر از اهالی صدا بلند میکند که؛ کال برای آب سطحی است. وقتی مراجعه میکنیم، میگویند مشکلتان چیست؟ اینها آب سطحی است دیگر. آنقدر میفهمیم که به آب باران و امثال آن سطحی گفته میشود، نه این آب پُرکف! اینها فاضلاب خانگی مهرگان است. مشکلات ما از وقتی شروع شد که این شهرک را ساختند. مسئولانشان را بیاورید اینجا تا جواب بدهند؛ البته اگر جوابی دارند.
پساب مهرگان در کال سیاسک
قبول دارد که بخشی از پساب شهر به سیاسک میریزد، اما دربرابر اینکه نامش را فاضلاب بگذاریم، مقاومت میکند. مجتبی قرهباغی میگوید: این آبهای آغشته به شوینده، میتواند ناشی از شستن ظرفها، لباس، فرش و... در حیاط منازل مهرگان باشد.
او با بیان اینکه تمام خانههای مهرگان چاه فاضلاب دارند، ادامه میدهد: شهرداری برای جلوگیری از ریختن پساب یادشده به کال سیاسک، به کمک بهداشت آمده است. اگر ببینیم پساب درحال خروج از منزلی است، اخطار میدهیم و به اداره بهداشت معرفیاش میکنیم، اما مشکل مهم سیاسک، پساب مهرگان و بالادست نیست. او معتقد است مسئله، ناشی از لایروبینشدن کال است که باعث میشود روانآبها به مانداب تبدیل شود. تجاوز به حریم کال نیز مسئله بعدی است. قرهباغی، یک خبر خوب هم دارد. طرح اگو در مهرگان با انتخاب مشاور کلید خورده است و آنطورکه از نامههای ردوبدلشده میان آبفای شهری و شهرداری برمیآید، قرار است تا سال٩٨ پرونده اگو در مهرگان با جمعیتی بالغبر ١٠هزار نفر بسته شود.
سالک، رو به افول
طیکردن فرایند تعریفشده برای مصاحبه با مسئولان علوم پزشکی، صبوری میخواهد. ابتدا باید سؤالهایت را مکتوب کنی. بعد، این روابط عمومی باید زنگ بزند به آن روابط عمومی و... . درنهایت به دکتر ناصر امینی، رئیس کارگروه سالک شهرستان مشهد، ارجاع داده میشویم. او با بیان اینکه «با من هماهنگ نشده است» با تساهل چندکلمهای صحبت میکند و در همین حد میگوید که آمار کلی ابتلا به سالک در مشهد در سال١٣٩۶ نسبتبه سال قبل از آن، ٢٣درصد کاهش داشته است.
دکتر امینی خوب میداند که مانداب هم مثل زبالهها و نخالههای ساختمانی، بستر لانهگزینی و تکثیر پشه سالک است. او میگوید: خانههای بهداشت، مشکلات بهداشتی مناطق تحت پوشش خود را در شورای بهداشت منطقه مربوط، با حضور بخشدار یا فرماندار مطرح میکنند. اگر به نتیجه نرسند و قصوری مشاهده کنند، از مبادی قانونی پیگیریها ادامه پیدا میکند. با وجود فرایند یادشده، اینکه چرا وضعیت کال به قوت خود باقی است، برایمان مبهم باقی میماند. آیا مکاتبهای دراینباره صورت نگرفته است؟ صورت گرفته است و پاسخی همراه نداشته است یا... ؟
یک شروع ساده
عکاس روزنامه داخل کال رفته است و بیتوجهبه پشههایی که احاطهاش کردهاند، عکس میگیرد. هرچه بیشتر درباره وضعیت کال میبینی، میشنوی و استشمام میکنی، دلهرهات بیشتر و روند ابتلا به سالک ناخودآگاه در ذهن مرور میشود: ابتدا اوضاع عادی است. در ظاهر، یک گزش معمولی پشه به نظر میرسد؛ چیزی شبیه جوش یا دانهای قرمزرنگ، با همان خارش ناراحتکننده. دوهفتهای میگذرد، اما همچنان رد گزش باقی است. اینجاست که باید به ماجرا شک و به نزدیکترین مرکز بهداشت مراجعه کرد تا ضمن بررسی ظاهر زخم، آزمایش خون گرفته شود. دوره نهفتگی بیماری بین دو تا هشتماه است. فرد مبتلا هرچه زودتر متوجه قضیه شود بهتر است؛ چون از انتقال انگل به دیگر پشهها و سرایت بیماری، جلوگیری و فرایند درمان سادهتر
طی میشود.
رد زخمها
بچههای کوچک را به صف کردهاند که عکاس از بدنهای گزیدهشدهشان عکس بگیرد. خانمهای روستا درباره زخمهای خود فقط حرف میزنند، اما آنها را نشانمان نمیدهند. آقایان که معذوریتی ندارند، رد گزش حشرات آلوده در دستها و پاهایشان را نشان میدهند و درخواست برای رسیدگی به وضعیت زبالهها و کال را تکرار میکنند. نکته دیگری که اهالی را نگران کرده است، فاصله نزدیک کال با تأسیسات آب «پرمنت» است که آب روستا را تأمین میکند. آنها نگراناند آب آلوده و راکد کال به سفره آب زیرزمینی نفوذ کند.
اعتراضها تمامی ندارد؛ «آقایان مسئول حاضرند اینجا زندگی کنند؟»، «پنجره را باز کنیم پشه و مگس میآید. کولر روشن کنیم، بوی فاضلاب خانه را پر میکند»، «دو سال است درگیر درمان اثر زخم سالک دخترم هستم. هزینهها زیاد است. چرا کسی نیست که جواب دهد؟» و «صدای فریادمان بلند است اما انگار مسئولان، گوشهایشان ناشنواست.»
