باید کتابهای دوستنداشتنی را هم خواند
علی باباجانی وفسی، متولد 1352 وفس اراک، دانشآموخته کارشناسی ارشد ادبیات فارسی و سردبیر ماهنامه خردسالان «سنجاقک» است. این شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مدرس ادبیات کودک و نوجوان در کارنامه کاری خود هم مسئولیتهایی در حوزه نشریات داشته و هم کتابهای شعر و داستان نوشته و در اختیار علاقهمندان قرار داده است. بیش از صد کتاب از وی چاپ شده است. در کنار برگزیده شدن در جشنوارههای مختلف، داوری برخی جشنوارههای کتاب را نیز عهدهدار بوده است. خلاصه اینکه گفتگو با او اگرچه بهانههای زیادی را دارد؛ اما کار به علت همین گستردگی مشکل است. با هم پاسخهای باباجانی را میخوانیم:
علی باباجانی را چقدر میشناسید؟ اگر بخواهید او را در یک جمله تعریف کنید، آن جمله کدام است؟
شناختی که از ایشان دارم، پسری مهربان و دوستداشتنی است که هنوز در هوای کودکی قدم میزند و تلاش میکند که دنیا را برای خودش و دیگران زیباتر کند. «همواره در تلاش»، شاید همان باشد که شما میپرسید.
شما برنامه و الگوی خاصی برای مطالعه دارید؟ شده است کتابهایی که دوست ندارید را هم تا انتها بخوانید؟ چه الگویی برای مطالعه نوجوانان پیشنهاد میکنید؟
من تلاش کردم که از شیوههای مختلف مطالعه استفاده بکنم و کتابی را که به دست میگیرم، ابتدا دنبال سؤالهایی هستم که از این کتاب دارم که آیا به جواب میرسم یا نه. بهواسطه کارم بله. از این اتفاقها زیاد افتاده. مثلا موقع داوری یا کارشناسی کتاب، مواردی به دستم میرسد که شاید دوستش نداشته باشم، اما باید بخوانم. بعدها به این نتیجه رسیدم که باید کتابهای دوستنداشتنی را هم خواند تا بفهمیم که چرا دوستش نداریم. الگوی از «کل به جز رفتن» شیوه خوبی برای مطالعه است. مثلا کتاب را که در دست میگیرند، ابتدا به فهرست نگاهی بیندازند. بعد مروری بر فصلهای کتاب داشته باشند و سپس به مطالعه فصل، فصل بپردازند. در کلمات کتاب هم نباید غرق شد؛ مگر کتابهای شعر که ممکن است هر واژه و عبارتی معنی خاص خودش را داشته باشد. باید محتوای مطلب را گرفت.
چه شد که وارد حوزه نوشتن شدید؟ به نظر شما اولین درس داستاننویسی چیست؟
علاقه، شرکت در مسابقات، تشویق برادرم، استعداد و توانایی در این زمینه و شناخت خودم که میتوانم در این زمینه موفق شوم. این که من کی هستم و چه حرفی با دیگران دارم.
رابطه شما با فضای مجازی چطور است؟ نویسندگی برای این فضا را چقدر تجربه کردهاید؟ چه فرصتهایی با این فضا در اختیار نویسنده قرار میگیرد؟
من در حد معمول و معقول با دنیای مجازی ارتباط دارم؛ چون طبیعی است که فضای مجازی کمک بسیاری در همه کارها به ما کرده است؛ بنابراین من هم تلاش میکنم که از این فضا بهره ببرم؛ هرچند گاهی آنقدر در این فضا غرق میشوم که زمان و انرژیام بیهوده تلف میشود. در این فضا از نویسندگی بهرهها بردهام. در کلاسهای بر خط نویسندگیام در دوران کرونا از این فضا استفاده کردهام. ارتباط با نویسندگان و شاعران در این فضا صورتگرفته است. حتی بعضی وقتها شعرها و قصههایم را در فضای مجازی منتشر میکنم. فضای مجازی فرصت خیلی خوبی را برای نویسنده ایجاد میکند؛ بهشرط این که از این فضا استفاده بهتری شود.
شما سراغ شعر رفتید یا شعر سراغ شما آمد؟
بالاخره این رفتوآمد دوطرفه است. به قول شاعر تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.
نوشتن برای کودکان و نوجوانان چه فرق اساسی با نوشتن برای دیگر سنها دارد؟ شما کدام را بیشتر دوست دارید؟
اولین تفاوتش در انتخاب واژه و کلمات است. هر چه گروه سنی پایینتر باشد، از نظر انتخاب واژه با محدودیت بیشتری مواجه هستیم. دومین تفاوتش انتخاب موضوع است. در بزرگسال محدودیتی در انتخاب موضوع نداریم؛ اما در گروه سنی پایینتر محدودیت داریم. فرق دیگر در این است که باید زبان کودکی را تمرین کرد و با زبان و حس خودشان نوشت. این کار را سخت میکند. ولی در بزرگسال، حس ما به بزرگسالی نزدیک است و راحتتر میتوان نوشت و سرود.
وضعیت کتابهای کودکان و نوجوان در ایران بیشتر تألیفی هست یا ترجمه؟
باتوجهبه این که برای ناشر چاپ کتابهای تألیفی هزینهبر است، بیشتر به سمت کتابهای ترجمه روی میآورد. به همین جهت کتابهای ترجمه بیشتر به چاپ میرسد. البته این در مورد برخی از ناشران صدق میکند. ناشرانی هم هستند که به چاپ کتابهای تألیفی اهمیت بیشتری میدهند. در زمینه کتابهای تألیفی پیشرفتهای خوبی داشتیم که نیازمند حمایت مدیران فرهنگی است.
چه کسانی در «آدمبرفی چشم تیلهاى» بیشتر دیده میشوند؟
در این کتاب، کسانی دیده میشوند که همیشه راه معمولی خود را میروند و به دنبال راه جدید و خلاقیت نیستند. همچنین کسانی که چیزی برای عرضه ندارند؛ اما همین محدودیتشان باعث ایجاد خلاقیت میشود.
«تو را صدا میزنم» از کجا کلید خورد و چه مراحلی را تا نشر طی کرده است؟
تو را صدا میزنم، مجموعهای از نیایشهای حیوانات است که ابتدا هر ماه در ماهنامه پوپک به چاپ میرسید و موردتوجه مخاطبان کودک قرار میگرفت. حتی برخی از کودکان با الگوگیری از این سبک نوشتن، نیایشهای خود را برای چاپ به مجله میفرستادند. پس از اتمام این کار آن را ویرایش کرده و بهصورت کتابی برای چاپ به یکی از ناشران مطرح دادم. در ابتدا کتاب بهشرط اصلاحات، تأیید شد؛ اما پس از آن مورد تأیید قرار نگرفت. وقتی که علت رد شدن آن را جویا شدم، یکی از مدیران آنجا که شاعر بود، گفت: «مگر حیوانات هم باخدا حرف میزنند؟ من هم در ابتدای کتاب باتوجهبه آیهای از قرآن نوشتم که هر چه در زمین و آسمان است، در حال تسبیح خداوند هستند. پس از آن، کتاب را به انتشارات امیرکبیر دادم که در این انتشارات چاپ شد. لازم است که از حمایت استاد مصطفی رحماندوست کمک ایشان برای چاپ کتاب مذکور تشکر کنم.
«بهار کى مىآید» به دنبال بیان چه مسائلی است؟
این مجموعه شعر هم به نوعی در مورد انتظار است و تلاش کردم که از نظر موضوع متنوع و مورد نیاز مخاطب باشد.
«آن جا که دلم جا ماند» چگونه شکل گرفت و متولد شد؟
در سفری که به جبهههای جنوب از طریق راهیان نور داشتم، تصمیم گرفتم که از همان شروع سفر، اتفاقات ریزودرشت سفر و احساسات و مشاهدات خودم را بنویسم. از آن جا که در این سفر جمعی، تعدادی از رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس بودند، خاطراتشان و تجربههایشان برایم جالب بود. با جمعآوری دیدهها و شنیدههای این سفر چندروزه، کتاب حاضر شکل گرفت. البته در ابتدا اسم آن «سفر به شهر شقایقها» بود؛ اما هنگام چاپ اسم آن را عوض کردم. این کتاب اولین سفرنامه نوجوان درباره دفاع مقدس است.
اگر قرار باشد تنها یک شعر یا پاراگراف از نوشتههایتان را انتخاب کنید، آن شعر یا پاراگراف کدام است و از کدام کتاب؟
«خواستم شعر بگویم، تو نگذاشتی/ خواستم به تو فکر کنم، شعر نگذاشت». از کتاب تخته سفید دل من، انتشارات گویا
جایزههای ادبی چه فرصتها و چه تهدیدهایی را برای یک نویسنده ایجاد میکند؟ شما با کدامیک از اینها روبرو بودهاید؟
جایزههای ادبی باتوجهبه نوع برگزاریاش میتواند برای نویسنده، مفید یا مضر باشد. ممکن است باعث تشویق یک نویسنده و دیدهشدن نویسنده و کتابش شود و نویسنده برای ادامه کار رغبت کند. اما از طرفی ممکن است برای نویسندهای ایجاد غرور کاذب شود و همیشه در هوای همان جایزه باشد و کارهای بعدیاش کمکیفیتتر شود. از دیگر سو ممکن است برای نویسندهای که نتوانسته رتبهای بیاورد، باعث سرخوردگی و کم انگیزگی و حتی رهاکردن کار شود و نویسندهای هم تلاش میکند که بهتر بنویسد تا خود را به ایدهال جشنواره برساند. برخی از جشنوارهها هم معمولا یک دورهمی دوستانه است. ممکن است کسی در جشنواره سمتی داشته باشد و نزدیکان خود را با سفارش برگزیده کند. در برخی هم شاگردان و نزدیکان داوران بهعنوان برگزیده انتخاب میشوند. البته برخی هم با رعایت انصاف و داوری خداگونه برگزیدگان را باتوجهبه معیارهایی که دارند انتخاب میکنند. برخی از نویسندگان و شاعران هم معروف به آدمهای جشنوارهای هستند و تلاش میکنند که در هر جشنوارهای شرکت کنند و چون میدانند که هر جشنوارهای چه نیازی دارد، اثر موردپسند را خلق و ارسال میکنند.
اگر قرار باشد یک جایزه ادبی را شما طراحی کنید دوست دارید این جایزه در حوزه خلق اثر ادبی باشد یا نقد آن و چرا؟
به نظر من در دو حوزه میتواند باشد. در هر دو حوزه اثر نیاز به دیدهشدن دارد.
روایت شما از کودکان و نوجوانان با روایتهای دیگری که شده چه تفاوتهایی دارد؟ جهان نوجوانان را برای روایت تا چه اندازه میشناسید؟
این تفاوت را باید از مخاطبان پرسید. معمولا مخاطبان چون از بیرون به اثر نگاه میکنند، میتوانند بهتر نظر دهند. البته که کسی نمیگوید ماست من ترش است و هر نویسندهای هم تلاش میکند اثر خوبی خلق کند. بااینحال سعی من در خلق اثر این است که بتوانم زبان و حس خود را که مخاطب نزدیک کنم و خلاقیت را در اثر به کار برم و از تکرار کارهای قبلی پرهیز کنم. هر چه سن بالاتر میرود، شناخت دنیای نوجوانان سختتر میشود؛ چون تجربههای آنها متفاوت است و فاصله با این سن بیشتر میشود. بااینحال تلاش میکنم با ارتباط با کودک و نوجوان امروز از دغدغه و دیدگاه آنها بیشتر آشنا شوم.
شما دلیل کم خواندن کتاب در جامعه را چه میدانید؟ سهم نویسندگان دراینبین چقدر است؟
بهخاطر کمتوجهی مدیران فرهنگی به مقوله کتابخوانی، کتاب نخواندن والدین، خالی بودن خرید کتاب در سبد خانواده، مشکلات اقتصادی و همهگیر شدن فضای مجازی است که در هر مورد میتوان بحث کرد. نویسنده برای نوشتن و خلق اثر و چاپ آن زحمت میکشد؛ اما این دستاندرکاران فرهنگی هستند که باید کتاب را به دست مخاطب برسانند. البته نویسنده هم باید برای معرفی کتاب و بازاریابیاش تلاش کند و با حضور در مدارس و مراکز فرهنگی و دیگر مراکز و همچنین در فضای مجازی به معرفی کتابش بپردازد و برای دیدهشدن خود و کتابش تلاش کند.
جایگاه نویسندگان کودک و نوجوان را در ادبیات داستانی، چطور جایگاهی میدانید؟
بههرحال طبیعی است که بعد از گذشت صدسال از عمر ادبیات کودک و نوجوان، پیشرفتهایی هم در این عرصه وجود داشته باشد. در طول این سالها با برگزاری جشنوارههای کودک و نوجوان، چاپ مجلات ویژه کودک و نوجوان و همچنین، نمایشگاههای کتاب کودک و نوجوان باعث تقویت و استقلال این نوع ادبیات شدهایم و نویسندگان و شاعرانی هم در این عرصه خوش درخشیدهاند.
برای بیان مفاهیم بلند مذهبی و ملی تا چه اندازه میتوان از ابزارهای هنرهای کلامی مانند داستان و شعر استفاده کرد؟ ما تا چه اندازه این کار را کردهایم؟
اتفاقاً هنر ابزاری برای همین کار است. اگر بتوانیم هنرمندانه اثری را خلق کنیم، آنوقت است که این اثر میتواند در دلوجان مخاطب نفوذ کرده و به مقصود و هدف خود برسیم. البته خوشسلیقگی هم در این کار مهم است. قرآن از معجزات پیامبر رحمت است که این کتاب را سرشار از هنر و خوشسلیقگی میبینم. تنها نثر موزونی است مثل آن نیامده، قصهها و سرگذشت پیامبران به زیباترین صورت آمده است و در خلال قصهها مفاهیم بلندی نهفته است. وقتی که پیامبر و خداوند چنین کتاب هنرمندانهای را به ما هدیه دادهاند، ما هم باید با الگوگیری از این کتاب، تلاش کنیم که برای بیان مفاهیم خود از هنر استفاده کنیم. البته شاعران و نویسندگان زیادی در این عرصه تلاش کردهاند از سعدی و حافظ گرفته تا شاعران و نویسندگان معاصر. در زمینه ادبیات کودک هم در کنار برخی از کتابها و آثار کمارزش از نظر هنر، آثار موفقی را میتوان یافت که نتیجه تلاش نویسندگان، ناشران و هنرمندان این عرصه است.
اقلیم، جغرافیا، موقعیت و زادبوم شما چه تأثیری در کارهای شما داشته است؟
در هفت سال اول زندگی، بیش از هشتاد درصد شخصیت انسان شکل میگیرد و زادگاه و محل زندگی یکی از تأثیرگذارترین آنهاست. در آثار اکثر نویسندگان و شاعران این تأثیر را میبینیم. من هم در نوشتههایم ناخودآگاه از کودکی و اقلیم زندگی تأثیر گرفتهام.
و سخن آخر:
کودکان و نوجوانان امروز نیاز به امید و نشاط بیشتری دارند؛ امیدوارم با خلق آثار نشاطآور و غنی بتوانیم سهمی در شاید و امید کودکان و نوجوان داشته باشیم.
