مهرنوش در سرزمین عجایب
چندین نشان مختلف عکاسی از عکاسی مطبوعاتی، تک عکس و مجموعه عکس از جمله افتخارات اوست. دریافت نشان سال مطبوعاتی ایران در بخش مجموعه عکس مسائل معاصر سال ۱۴۰۰، کاندید نشان سال مطبوعاتی ایران در بخش مجموعه عکس لانگ ترم سال ۱۴۰۱، راهیابی یک مجموعه عکس و تک عکس به جشنواره عکس کارا سال ۱۴۰۰ و منتخب جشنواره عکس مستند شبکه مستند سال ۱۴۰۰ را به مجموعه کارهای او باید اضافه کرد. برگزاری دو نمایشگاه انفرادی را در کنار برگزیده مجموعه عکس در جشنواره زن ایرانی سال ۱۳۹۷، عکاس منتخب برای جشنواره طرفه هنر سال ۱۳۹۷، منتخب در جشنواره بینالمللی عکس ۵ سال ۱۳۹۹ و راهیافته به جشنواره Generation ایتالیا سال ۱۳۹۹ را از کارنامه او نباید نادیده گرفت. اینها و دهها دلیل دیگر بهانهای شد تا امروز میزبان فاطمه عابدی، دانشآموخته کارشناسی عکاسی باشیم:
فاطمه عابدی را چقدر میشناسید؟ اگر قرار باشد او را در یک جمله معرفی کنید، آن جمله کدام است؟
فاطمه عابدی شخصیت پرجنبوجوش، اهل سفر، طبیعت گری و ماجراجویی و علاقهمند به آشنایی و ارتباط با اقوام ایرانی است.
چه شد که وارد حوزه عکس شدید؟ اولین تجربه جدی شما به کی برمیگردد؟
تقریبا از نوجوانی به این هنر علاقهمند بودم. زمانی که سفر خانوادگی میرفتیم و یک حلقه فیلم داخل دوربین میانداختیم تا خاطرات سفرمان را ماندگار کنیم، اما من بیتوجه به عکسهای خانوادگی دوربین را برمیداشتم و از هر چیزی عکاسی میکردم بهجز افراد خانواده. مثلا تجهیزات سفر، مثل زیرانداز، پیکنیک، لباسهای شسته شده و آویزان روی طناب کنار جنگل و ... وقتی خانواده با هزار ذوق عکسهای سفر رو چاپ میکردند، چیزی جز تصاویر بیربط نمیدیدند. سالها بعد که وارد هنرستان و رشته عکاسی شدم، یاد آن روزها و علاقهام به دوربین و عکاسی افتادم. من در هنرستان عکاسی خواندم و با چند سال وقفه کنکور هنر دادم و در دانشکده هنر و معماری عکاسی خواندم. از سال 1392 وارد کار جدی و همکاری با خبرگزاریها شدم.
تعریف شما از عکاسی مستند چیست؟ و چه چیزی آن را از غیر آن جدا میکند؟
حوزه کاری من عکاسی مستند هست. عکاسی مستند در واقع سندهای تاریخی محسوب میشوند. عکسهای مستند در کنار مباحث زیباییشناسی و هنری بیشتر در جهت تحولات اجتماعی بکار برده میشوند. چون آنها با واقعیت سروکار دارند. مخاطب با این نوع از عکاسی اطلاعات زیادی نسبت به فرهنگ و موقعیتهای اجتماعی به دست میآورد. عکاسی مستند چون با واقعیت سروکار دارد و عکاس دخالتی در عکس ندارد و همه چیز در لحظه اتفاق میافتد، آن را از بقیه ژانرها جدا میکند. عکاس مستند علاوه بر اینکه باید شناخت ابزار و تجهیزاتش را بهروز کند، باید نسبت به مسائل جامعه و اخبار روز واقف باشد. آنها را مورد بررسی قرار دهد. علاوهبرآن هم مردمشناس و جامعهشناس خوبی باشد تا بتواند مسائل جامعه را بهخوبی تحلیل کند. لازمه کار یک عکاس مستند علاوه بر اینکه باید به مسائل جامعهشناسی واقف باشد، باید هنرمندی تیزبین، خلاق و ایدهپرداز باشد و با کمک اثری زیبا و هنرمندانه به مسائل اجتماعی اشاره کند.
فضای مجازی چه فرصتها و تهديدهایی برای یک عکاس دارد؟ شما تجربه در این فضا را داريد؟
فضای مجازی روی ذائقه و سلیقه مخاطب تأثیر زیادی دارد. هرچقدر این فضا حرفهایتر و عمیقتر و واقعگرایانهتر باشد، در نتیجه آگاهیهای مخاطب نیز دقیقتر و درستتر است. در مقابل هرچقدر این فضا محتوای کمرنگتری داشته باشد، بهآسانی روی افت کیفیت ذائقه مردم تأثیر میگذارد و مردم به نازلترین کارها و اطلاعات بسنده میکنند.
عکاسی آموزش دادنی هست؟ شما آموزشدیدهاید؟
عکاسی آموزش دادنی هست. اما قبل از آموزش مهمترین و بااهمیتترین فاکتور برای هنرمند، پشتکار و پیگیریهای هنرجو است. این صنعت و هنر نیاز ویژهای به تمرینات عملی، مطالعه کتاب، مطالعه تصویری و خلاقیت دارد. اینچنین است که آموزشِ تنها کافی نیست و فایدهای نیز ندارد. از نظر من اشتیاق فرد در به بازنشستن هنرش تأثیر بسزایی دارد. به طور مثال من در دانشگاه هنر عکاسی را آموزشدیده بودم. اما برای رسیدن به آرزوها و علاقه دیرینهام از هیچ تلاشی دریغ نکردهام. اگر جلسه نقد یا گفتگوی عکاسانهای در تهران برگزار میشد، من حتما خودم را به آن برنامه میرساندم. پس از جلسه چندساعته، مجددا به شهرم اراک بازمیگشتم. یا در مورد مجموعهها و عکاسان مختلف داخلی و خارجی ساعتها با سردبیر وقت و همکاران باسابقهتر به گفتگو مینشستم.
اگر قرار باشد تنها بک مجموعه از آثار خودتان را انتخاب کنید آن کدام مجموعه عکس کدام است و چرا؟
مجموعه که موردنظر خودم هست، مجموعه «مهرنوش در سرزمین عجایب» است. این مجموعه را از سال 1397 شروع کردم و جز پروژههای لانگ ترم من است. قصه این درباره دختر از عشایر الیگودرز است که با سفری که به تهران دارد، دیدگاهش به زندگی بهعنوان یک دختر دچار چالشهایی میشود. این مجموعه همچنان برای من باز هست و قصد دارم این پروژه را ادامه بدهم. ذکر این نکته لازم است که دغدغه من در این سالها که عکاسی مستند انجام میدهم، موضوعاتی هست که مرتبط با زندگی زنان و دختران است. مسائلی مربوط به زنان همیشه در ذهنم وجود داشته است. فرقی نمیکند موضوعات من شهرنشین باشند یا روستایی، افراد محروم باشند یا زنان مرفه. زندگی سبک غربی و امروزی داشته باشند یا یک زندگی ساده روستایی. من در هر دو زمینه کارهایی انجام دادم. در بخش شهری زندگیِ یک زن که دچار طلاق عاطفی با همسرش شده را مورد بررسی قرار دادم. یک زوج میانسال که با یکدیگر زیر یک سقف زندگی میکنند، اما ارتباطی با هم ندارند. گفتگویی بین آنها ردوبدل نمیشود، احساسی نسبت به هم ندارند، مسئولیتی به یکدیگر ندارند. در بخشهای روستایی نیز موضوعاتِ مرتبط با محرومیت و سرپرستی زنان خانوار را کار کردم. البته که این کارها نیاز به زمان بیشتری برای پختهتر شدن دارند. این موضوع را در روستاهای استان سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد کار کردم.
الگوی مطالعاتی و بهخصوص مطالعه تصویری شما چیست؟ چه الگويي مطالعاتی پیشنهاد میکنید؟
مطالعه تصویری من دیدن و ارزیابی مجموعههایی هست که در سایتهای معتبر عکاسی همچون world press photo /magnum /getty images/ منتشر شده است. عکاسانی الگوی من هستند که در ادامه قصههای موضوعاتشان استمرار داشتهاند. آنها صبورانه پای داستانهای خود نشستهاند تا به نتیجه دلخواه برسند.
کتابهای مجموعه عکس را چطور ارزیابی میکنید؟ نمونههای خوبی برای معرفی سراغ دارید؟
ایرادی که در کتابهای عکاسی ترجمه شده وجود دارد، سنگین بودن متن و مبهم بودنِ این کتابهاست. ممکن است خواننده برای فهم و درک یک مطلب یا تفسیر یک عکس مجبور باشد چندین مرتبه آن جمله را بخواند. من یکی از دلایلی را که هنرمندانِ عکاس کمتر سراغ مطالعه کتابهای عکاسی و نقد عکسها میروند، پیچیدگی است که درون آنها وجود دارد. ضعفی که در کتاب عکاسی مستند با نویسندگان داخلی داشتیم خدا را شکر کمرنگتر شده و در حال حاضر کتابهای عکاسی مستندی داریم که نویسندگانِ آنها ایرانی هستند. این کتابها به نسبت کتابهای ترجمه شده قابلدرکتر، بومیتر و راحتتر هستند و تا حدودی خلا متون عکاسی پر شده است. عکاسان مستند میتوانند با رجوع به این کتابها، پاسخ سؤالات خود را بگیرند.
چقدر به عکاسی ناگهانی و خیابانی پرداختهاید؟ این عکسها حاوی چه اطلاعات منحصربهفردی هستند؟
به عکاسی خیابانی هم علاقه فراوانی دارم. این نوع از عکاسی هم مشکلات خودش را دارد. گاهی ممکن است برای گرفتن یک عکس با مردم، نیروی انتظامی و ... به مشکل بربخورد کنم. اما بازهم خدا را شکر تابهحال مشکل خاصی پیش نیامده و تابهحال هم نشده که از عکس مورد نظرم صرفنظر کنم. بههرحال یا با کلی بحث و یا با گفتگو، موضوع حل میشود. این ژانر را برای گرفتن گزارشهای اجتماعی، تا حدودی انجام دادم. عکاسی خیابانی لایههای مختلف مردم را در موقعیتهای مختلف و زندگی شهری بررسی میکند و به زندگی روزمره مردم میپردازد.
