بازی مجازی جادوگر با گرانی
دکتر مهدی فیضی، عضو هیئت علمیگروه اقتصاد دانشگاه فردوسی پویشی را که علی کریمی بهراه انداخته است، فعالیت مثبت و ناشی از دغدغه ارزیابی میکند، با این وجود از منظر علمی نکات مهمیرا هم برای اصلاح این کمپین دارد. او میگوید: کمپین آقای کریمی و دعوت ایشان از مردم را باید از دو منظر اخلاقی و اقتصادی بررسی کنیم. از نظر اقتصادی افزایش قیمتها الزاما به معنی افزایش تقاضای آن کالا نیست. مردم در صورتی تقاضایشان برای خرید کالاهای گرانشده بیشتر میشود که انتظار داشته باشند آن کالا در آینده بیشتر گران شود. در غیر این صورت بنا به قاعدههای مرسوم اقتصادی افزایش قیمت موجب کاهش تقاضا میشود. استادیار گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی در ادامه میافزاید: درباره کالاهایی نظیر طلا و ارز پس از افزایش قیمت مردم پیشبینی میکردند که طلا و ارز در آینده همچنان گران خواهد شد، پس افزایش تقاضا رخ داد و مردم به این بازار هجوم بردند.وی با اشاره به مباحث علمی تحلیل رفتار جمعی میگوید: به این نوع رفتار مردم، رفتار «تودهای» میگویند. به این مفهوم که آدمها وقتی میبینند که در یک مسیر آدمهای بیشتری حرکت میکنند، بدون اینکه سرانجام آن مسیر را پیشبینی کنند، خود را به همان مسیر سوق میدهند. دکتر فیضی میافزاید: نمونه این رفتار بیشتر در بازارهای مالی (بورس-فاینانس) اتفاق میافتد. پیشبینی این بازارها فقط با محاسبات دقیق مالی امکانپذیر است و غالب مردم این توانایی را ندارند. به همین خاطر در بازار سهام شاهد هستیم که معمولا مردم در هر بخشی که خرید و فروش بیشتری انجام میشود، سرمایهگذاری میکنند و پیش خود میگویند: «حتما خبری هست، پس ما هم برویم همین سهام را بخریم!».
زاویه اخلاقی را پُر رنگ کنیم
عضو هیئت علمیگروه اقتصاد دانشگاه فردوسی ضمن بیان اینکه بر اساس علم اقتصاد تمام آدمها به دنبال منفعت شخصی خود هستند، میگوید: متخصصان اقتصاد در بحث سیاستگذاری اقتصادی میگویند «نصیحت و سفارش به مردم در مسائلی که پای منافعشان در میان است، مؤثر نیست!» به خاطر اینکه از منظر اقتصاد هر کسی منفعت شخصی خود را دنبال میکند و این چیزی بدی نیست.
وی میافزاید: اما اگر همین مسئله از زاویه اخلاقی مطرح میشد بهتر بود. در ماجرای افزایش نرخ طلا و ارز یک بازی اقتصادی به وجود آمد که به تعبیر نظریه بازیها یک «بازی جمع صفر» است. به تعبیر سادهتر یعنی اقدام بخشی از مردم برای خرید سکه و دلار اگرچه منجر به سود کردن آنها و برنده بودنشان میشود اما به خاطر اقدام آنها بخشی از مردم که در طبقه فرودست هستند ضرر میکنند و بازنده خواهند بود. دکتر فیضی در ادامه تصریح میکند: این در حالی است که در معاملات اقتصادی در شرایط عادی (مثل خرید یک کیلو سیب)، بازی برنده-برنده است و هر دو طرف یک معامله سود میکنند. اما شرکت در معاملات اقتصادی مثل آنچه در بازار ارز و سکه تجربه کردیم به نوعی یک بازی برنده-بازنده خواهد بود.
سرمایهگذاری در بازار طلا، ارز و خودرو غیراخلاقی است
استاد گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی میافزید: به عنوان مثال یک بیمار فقیر را که داروهای او با نرخ دلار محاسبه میشود درنظر بگیرید. هر کسی که با رویکرد سرمایهگذاری اقدام به خرید دلار میکند، به نوعی روی افزایش قیمت دلار و افزایش قیمت داروی بیماران تأثیر میگذارد. لذا کسانی که دلار خریدهاند در درد آن فرد بیمار که نتوانسته داروی خود را تهیه کند، سهیم هستند و این کار
اخلاقی نیست.
وی با اشاره به درخواست علی کریمی از مردم و کمپینی که به راه افتاده است میگوید: کاش این مسئله از زوایه اخلاقی مطرح میشد تا آدمهایی که مصرف شخصی ندارند و برای سرمایه گذاری ارز، طلا و ماشین خرید میکنند بفهمند که سودشان از جیب فقرا تأمین میشود. همچنین این کار باعث افزایش نابرابری میشود و از نظر اخلاقی چنین کاری اصلا درست نیست.
دکتر فیضی در ادامه با اشاره به بخشی از پیام علی کریمی مبنی بر رفتار مردم در سایر کشورها میگوید: در کشورهای توسعهیافته کمپینهای مصرف کنندگان برای مواردی از این جنس نیست. در آن کشورها فضای بازار آنقدر رقابتی است که اساسا کالاهای مصرفی مردم دچار نوسانات شدید نمیشود.
«حرص زدن» به «امر اجتماعی» تبدیل شده
در تحلیل اجتماعی درخواست علی کریمی از مردم و همراهی قابل توجه مردم با این فوتبالیست، دکتر مجید فولادیان، استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی نیز معتقد است: «کمپینی که آقای کریمی به راه انداخته است یک سری خوبیها دارد، مثل اینکه به مردم یادآوری میشود که نباید حرص بزنند!» با این وجود این جامعهشناس مشهدی در تحلیل واقعبینانهاش از این کمپین به نکاتی مغفول مانده هم اشاره میکند.
دکتر فولادیان میگوید: حقیقت این است که رفتار مردم برای خرید ارز، طلا و خودرو یک مسئله عمیق اجتماعی است و این کمپینها نمیتواند مسائل اجتماعی جامعه ما را حل کند و در آینده نه چندان دور شاهد خواهیم بود که این کمپین هم متأسفانه به جایی نخواهد رسید.
استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی میافزاید: وقتی بیثباتی اقتصادی در کشور زیاد باشد و اهمیت سرمایهگذاری کاهش پیدا کند، در چنین جامعهای مردم خود به خود حریص میشوند. یعنی «حرص زدن» به «امر اجتماعی» تبدیل میشود و مردم دائما به دنبال این هستند که سود کنند و از سایر افراد عقب نمانند.
وی میافزاید: به این ماجرا از منظر اجتماعی و کلان نگاه میکنم، مسئله «حرص زدن» عمیق است و بعید به نظر میرسد با این کمپین تقلیل محسوسی پیدا کند. مسئله دیگر این است که دلار به شکل معناداری گران شده است و تقریبا به همان نسبت سایر اجناس گران خواهد شد. پیشبینی میکنم تا آخر سال تورم بالای ۵٠ درصد داشته باشیم و مشکل کشور و شرایط اجتماعی پیشآمده ناشی از این تلاطم اقتصادی دامنههای وسیعی پیدا کند و بعید است این کمپین بتواند این مسئله را حل کند.
ایران قابل مقایسه با دیگر کشورها نیست
دکتر فولادیان با اشاره به تجربه سایر کشورها میگوید: این کمپین فعالیت بسیار خوبی است، اما واقعیت این است که در هیچجای دنیا نمیبینم که ارزش پول ملی به صورت ناگهانی ۵٠ درصد اُفت کند. اگر این اتفاق در سایر کشورها بیفتد، همین تبعاتی را خواهد داشت که در ایران شاهدش هستیم.
عضو هیئت علمیگروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی گفت: نمیتوان وضعیت کشور آلمان بعد از جنگ جهانی دوم یا سایر کشورها را با شرایط امروز جامعه ایران مقایسه کنیم. زیرا قیاس تکعاملی اشتباه است و در مقایسه باید سایر شاخصههای اجتماعی را نیز مد نظر
قرار دهیم.
وی با اشاره به شاخصههای مهم اجتماعی نظیر همبستگی اجتماعی، اعتماد عمومی، وضعیت آسیبهای اجتماعی و شکاف هنجاری در جامعه ایران میگوید: باید بررسی کنیم که آیا وضعیت شاخصههای اجتماعی کشور آلمان بعد از جنگ جهانی یا کشور ژاپن بعد از حادثه سونامی نیز شبیه کشور ما بوده است و آیا مردم آن کشور با داشتن شرایط اجتماعی مشابه امروز ایران چنین کنشی داشتهاند یا خیر؟
به کمپینهای عالمانه نیاز داریم
دکتر فولادیان در ادامه میگوید: تنها دچار بحران اقتصادی نیستیم، بلکه دارای بحران عمیق فرهنگی و اجتماعی نیز هستیم، لذا نمیتوان در چنین جامعهای انتظار داشته باشیم مردم ایران در شرایط بحران اقتصادی مشابه جامعهای عمل کنند که دچار بحران اجتماعی نبوده است.
استاد جامعه شناسی دانشگاه فردوسی میافزاید: این کمپینها خوب است، زیرا نشان میدهد قشری از مردم و چهرههای مشهور نسبت به شرایط جامعه خود حساس هستند اما اینکه آیا این کمپینها میتوانند به موفقیت برسند یا خیر مشخص نیست. معتقدم این کمپینها عالمانه نیستند و بیشتر ناشی از تصمیمات احساسی و ناگهانیاند.
وی در ادامه ضمن بیان اینکه به کمپینهای عمیق اجتماعی احتیاج داریم، میگوید: به عنوان مثال اگر کمپینی به وجود آید که به وضعیت کودکان کار و کودکان بیسرپرست بپردازد، بیتردید مؤثر خواهد بود و در ٣٠ سال آینده آسیبهای اجتماعی کمتری خواهیم داشت، در غیر این صورت معتقدم در ٢٠ سال آینده کشور وضعیت بسیاری بدی را در این زمینه خواهد داشت. تأسیس یک کمپین عمیق اجتماعی به برنامهریزی، هدفگذاری، استراتژی و برنامه گروهی نیاز دارد، لذا نباید یک شبه کمپین به راه انداخت. آقای علی کریمی انسان خیرخواهی است اما فکر نمیکنم درخواست او از مردم در درازمدت نتیجه مؤثری داشته باشد.
