آیا بتمن تا به حال فیلم بد داشته است؟
آثار زیادی در پدید آمدن این پیشفرض نقش داشتهاند: کمیکهای تاریک آلن مور و فرانک میلر در دههی ۸۰، کارتون «بتمن» (Batman: The Animated Series در دههی ۹۰ و البته سهگانهی نولان.
طی گذر سالها، در دنیای فیلمهای کمیکبوکی قانون نانوشتهای به وجود آمده: اینکه بتمن بیشترین میزان پرستیژ را بین ابرقهرمانها دارد و اگر قرار است فیلمی دربارهی او – یا حتی دربارهی شخصیتهای دنیای او – ساخته شود، باید یک سر و گردن از فیلمهای کمیکبوکی دیگر بالاتر باشد. آثار زیادی در پدید آمدن این پیشفرض نقش داشتهاند: کمیکهای تاریک آلن مور و فرانک میلر در دههی ۸۰، کارتون «بتمن» (Batman: The Animated Series در دههی ۹۰ و البته سهگانهی نولان.
این آثار آنقدر سطح بتمن را بالا بردند که شاید کمتر کسی یادش بیاید که یک زمانی، در دههی ۶۰ که سریال و فیلم «بتمن» با بازی آدام وست (Adam West) پخش میشد، بتمن مضحکترین و کمدیترین شخصیت ممکن بود.
در این میان، در اواخر دههی ۸۰ و دههی ۹۰، شرکت برادران وارنر چهار فیلم با موضوع بتمن منتشر کرد که از لحاظ لحنی و موضوعی نقطهی پیوند بتمن جدیای که امروزه میشناسیم، و بتمن مضحکی که در دههی ۶۰ وجود داشت، هستند. این چهار فیلم به شرح زیر هستند:
- بتمن (۱۹۸۹)
- بتمن بازمیگردد (۱۹۹۲)
- بتمن برای همیشه (۱۹۹۵)
- بتمن و رابین (۱۹۹۷)
با اینکه بازیگر بتمن در این چهار فیلم سه بار عوض شد و دو کارگردان متفاوت با دو چشمانداز متفاوت این ۴ فیلم را کارگردانی کردند، ولی همهیشان در یک خط زمانی اتفاق میافتند و حوادث فیلمهای قبلی را به رسمیت میشناسند.
در مطلب «آیا تیم برتون در فیلمهایش حق مطلب را درباره بتمن ادا کرد؟» به دو فیلم اول چهارگانه – که کارگردانشان تیم برتون بود – پرداختیم. در این مطلب به دو فیلم بعدی – یعنی «بتمن برای همیشه» (Batman Forever) و «بتمن و رابین» (Batman & Robin) میپردازیم که کارگردانشان جوئل شوماخر (Joel Schumacher) است.
بتمنهای شوماخر بدنام هستند و نظر عموم بر این است که این فیلمها از بتمنهای برتون بسیار ضعیفترند، خصوصاً «بتمن و رابین» که معمولاً پای ثابت فهرستهای مربوط به «بدترین فیلمهای ابرقهرمانی تاریخ» و حتی «بدترین فیلمهای تاریخ» است. سوال اینجاست که آیا این فیلمها در حدی که مردم میگویند بد هستند؟
قبل از پاسخ به این سوال، باید یک حقیقت جالب و عجیب را در نظر گرفت: دلیل اینکه تیم برتون سومین فیلم بتمن را نساخت و متعاقباً مایکل کیتون (Michael Keaton) حاضر نشد برای بازی در نقش بتمن برگردد، تا حدی تقصیر رستورانهای زنجیرهای مکدونالد است! متاسفانه یا خوشبختانه اسباببازیها و کالاهای تجاری بتمن (۱۹۸۹) بسیار موفق بودند، طوریکه سودی که این اسباببازیها به ارمغان آوردند، از سود خود فیلم بیشتر شد.

مسلماً تیم برتون شخصی نبود که فروش اسباببازیهای بیشتر برایش مهم باشد، برای همین او «بتمن بازمیگردد» را آنطور ساخت که دلش میخواست: تاریک، عجیب و خشن. «بتمن باز میگردد» برای مخاطب کودک ساخته نشده بود، ولی وقتی پای ابرقهرمانها در میان است، همیشه نمیتوانید مخاطب خود را انتخاب کنید و خواه ناخواه پای کودکان وسط کشیده میشود. بسیاری از والدین بهخاطر محتوای خشن فیلم – که شامل پرت شدن یک زن از یک ساختمان، کشته شدن یک نفر روی صندلی الکتریکی و گاز گرفته شدن دماغ یک نفر بهشکلی خونآلود میشد – شکایت کردند.
این دیالوگ آنقدر خوب بود و آنقدر بینشی عمیق به هویت بتمن فراهم میکرد که یک لحظه شوکه شدم که در فیلمی که در آن دیالوگ The Iceman Cometh و That’s Niiice (با تاکید روی Ice) بیان شده بود، آن را شنیدم.
«بتمن و رابین» بدونشک ضعیفترین فیلم این چهارگانه است، ولی کمی در میزان بد بودن آن بزرگنمایی شده و مسلماً سزاوار امتیاز ۳.۸ در IMDB نیست. فیلم همچنان قابلتحمل است و اگر سلیقهای نامرغوبپسند داشته باشید، شاید حتی بتوانید از آن لذت ببرید. با این حال، «بتمن برای همیشه» و «بتمن و رابین» بهخوبی نشان میدهند که اگر ارزشها و معیارهای هنری جای خود را به دغدغههای بازاریابها بدهد، این اتفاق چه اثر مخربی روی ماندگاری فیلم خواهد داشت.
منبع: digikala-1314839
