تبلیغات شهری زبان درستی ندارند
میلاد شمعی، دانشآموخته دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی که سالهاست به تدریس درستنویسی و ویراستاری در مراکز ادبی و فرهنگی پرداخته، حضور در این کلاسها را در سطح بینش و اندیشه شرکتکنندگان بسیار تاثیرگذار میداند. با او، درباره این کلاسها و نیز وضعیت رعایت قواعد نوشتاری و ویراستاری در فضای مجازی و تبلیغات شهری گفتگو کردیم.
چه کسانی بیشتر در کلاسهای درستنویسی و ویراستاری شرکت میکنند؟
در مورد این کلاسها از یک طرف، مسئله مدرس مطرح است و از سوی دیگر، مسئله فراگیر. اگر مدرس واقعاً فردی علمی و باتجربه باشد و دلسوزانه عمل کند، مطمئنا میتواند هر قشری را جذب کند و به آموختن این مهارتها علاقمند کند. این نکته را هم بگویم که در کلاسهای درستنویسی و ویراستاری زبان معیار آموزش داده میشود. در یک تعریف ساده، زبان معیار زبانی است که عوام بفهمند و خواص بپسندند. زبانی است که معانی و مفاهیم را به رساترین، گیراترین، گویاترین، صریحترین و صحیحترین شکل ممکن به مخاطب برساند.
در این کلاسها از کارمند بازنشسته تا نوجوان ۱۴ ساله شرکت میکنند. یکی از هنرجویان من ۷۰ ساله است و مدرک دیپلم دارد و با علاقه به سر کلاس میآید. شرکتکنندگان وقتی در پایان دوره خودشان را با قبل از اینکه در این کلاس شرکت کنند، مقایسه میکنند، میبینند که چقدر در گفتار و نوشتارشان اشتباه داشتهاند و چقدر جملاتی که میگفته یا مینوشتهاند باعث کجفهمی میشده است.
از تاثیر این کلاسها بر شرکتکنندگان بگویید.
من تصور میکنم که با شرکت در این کلاسها تأثیر بسزایی در بینش و اندیشه شرکتکنندگان ایجاد میشود. حضور در این کلاسها خود جزئی از فرهنگ است. وقتی هرکس جزئی از فرهنگ را در توشه خود داشته باشد؛ طبعاً به پدیده فهم نگاه دارد و درک برای او عمیقتر میشود، بهویژه که درستنویسی با نوشتن مرتبط است. در نوشتار است که فکر تولید میشود، نه در گفتار. در طول روز ما هزار حرف میزنیم؛ اما با کدام یک از آنها اندیشه شروع میشود؛ اما وقتیکه از طریق نوشتن این فرهنگ را به آنها یاد دهیم تا از آن چیزی که تجربه دارند، بنویسند متوجه درک عمیقی میشوند. نوشتن، جدای از جنبههای روانشناسانه آن برای آیندگان نیز مفید است.
میلاد شمعی، دانشآموخته دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی
در ابتدای کتاب «راهنمای جامع درستنویسی و ویراستاری»، شما به جمله یکی از حکمای چین اشاره کردهاید. او گفته است: «روزی اگر زمام اصلاح جامعه را به من بسپارند، نخست زبان ایشان را اصلاح میکنم».
این مسئلهای است که از قدیم مطرح بوده و تأکید کردهاند که حاکمان، نخست زبان خود را اصلاح کنند. وقتیکه زبان اصلاح شود، زمانی که حاکمی، رئیسجمهوری یا پادشاهی حرفی را بزند اگر زبانش براساس آنچه که به آن زبان معیار میگوییم باشد، برای همه قابل فهم است و هیچ اختلاف نظری پیدا نمیشود؛ چون همه یک مفهوم را از حرفهای او برداشت میکنند. اما چرا اختلاف نظر، اختلاف سلیقه و پیچیدهگویی در جوامع است؟ چهبسا مصاحبههایی که در رسانهها پخش میشوند که اصلا نمیفهمید که طرف چه میگوید! این مفهوم همان جملهای است که کنفوسیوس به آن اشاره کرده و گفته که برای اصلاح امور جامعه، ابتدا زبان آن جامعه را اصلاح میکند.
با گسترش فضای مجازی، رعایت قوانین نوشتاری و اصول ویراستاری را در این فضا چگونه میبینید؟
فضای مجازی، یک فضای چندان علمی نیست و بیشتر سرگرمکننده است؛ اما این دلیل نمیشود که قواعد درستنویسی در آن رعایت نشود. مسئله خط و زبان، یک مسئله فرهنگی است. اگر در یک جامعه به افراد از همان ابتدا در خانواده و مهمتر از همه در دوران دبستان تأکید شود بر اینکه خط و زبان، جزئی از شاخه فرهنگ است و نوشتن هم در ذیل و زیرمجموعه خط و زبان قرار میگیرد و این مسئله بهعنوان یک فرهنگ در جامعه پذیرفته شود، دیگر کسی جرأت نمیکند از قواعدی که برای آن وضع شده، سرپیچی کند. تا وقتیکه خانواده، آموزشوپرورش و نهادهای فرهنگی به این موضوع بیاعتنا باشند، من هم به خودم اجازه میدهم که مرتکب هر خطایی که میخواهم، بشوم؛ بنابراین باید فرهنگسازی شود. خوشبختانه در کتابهای آموزشوپرورش در این سالها، درسهایی به آموزش قواعد نوشتن اختصاص داده شده است. قبلاً فقط درسهای املا و انشا را داشتیم. برای املا به ما یاد میدادند که املای کلمات را به ذهن بسپاریم؛ مثلاً میگفتند بارها از روی درس بنویسیم. در گذشته به دو درس املا و انشا بیاعتنایی میشد و درسهای علوم و ریاضی بیشتر مورد توجه بود، البته امروز هم علوم و ریاضی بیشتر مورد توجه است. وقتی از همان اول، نگاه تبعیضآمیزی به املا و انشا باشد، شما نتیجهای غیر از این نمیتوانید، بگیرید و این وضعیت پیش میآید که امروز در زمینه نوشتن میبینیم که بسیاری قواعد درستنویسی را رعایت نمیکنند، اصلا آن را یاد نگرفتهاند که بخواهند، رعایت کنند. امروزه نسبت به گذشته کتابهایی با عنوان مهارتهای نوشتاری اضافه شده است که دانش بچهها را بیشتر میکند اما برای بیشتر شدن مهارت آنها لازم است که خود دانشآموزان و دانشجویان پیگیری کنند و این مهارتها را بیشتر بیاموزند. تنها جایی هم که این مهارتها را یاد میدهند، کلاسهای تحت عنوان درستنویسی و ویراستاری است.
گاهی در تبلیغات شهری؛ مثلا روی بنرها و بیلبوردها، اشتباهات املایی و ویرایشی فاحشی می بینیم که باعث انتقاد متخصصان و افرادی میشود که برای زبان اهمیت زیادیقائلند. این اشتباهات جنبه طنز هم پیدا میکنند و مردم به آنها میخندند.
بسیار مهم است که مسئولان تبلیغات شهری با یک کارگروه متخصص، همکاری داشته باشند که زبان تبلیغات و نیز قواعد زبان و زبان معیار را بشناسند. باید مهر تایید این کارگروه پای برگه همه تبلیغات شهری بخورد و بعد در سطح شهر تبلیغ شوند؛ اما اینگونه نیست. خودم تا به حال در حدود هشت عکس از این خطاهای زبانی در تبلیغات شهری گرفتهام. من تصور نمیکنم که در شهرداری اصفهان حتی یک نفر متخصص که درس ادبیات یا زبانشناسی خوانده باشد و در زمینه تبلیغات تجربهمند هم باشد، نه اینکه فقط مدرک گرفته باشد، وجود داشته باشد. اینهمه هزینه در شهرداریها برای تبلیغات شهری میشود اما زبان تبلیغات آنها، زبان درستی نیست.
انتقاد من صرفاً مربوط به نهادهایی مثل شهرداری نیست. بنگاههای تبلیغاتی تولید محتوا هم در تبلیغاتشان تنها به دنبال تشویق مردم هستند و به تنها چیزی که در تولید محتوا اهمیت نمیدهند، زبان است. آنها برای تشویق مردم در تبلیغات، سطح زبان را پایین میآورند تا مترصد درستنویسی نشوند و اینگونه پا را روی فرهنگ میگذارند. این مسئله از بیهنری آنهاست؛ در صورتی که میتوانند در تولید محتوا و تبلیغات، ضمن تحت تأثیر قرار دادن مردم، درعینحال فرهنگ درستنویسی را هم رعایت کنند تا هم تبلیغاتشان صورت خوبی داشته باشد و هم این درستنویسی به دیگران منتقل شود؛ ولی ما کسانی را نداریم که این هنر را داشته باشند.
