درباره ما نسخه آزمایشی | چهارشنبه، 7 مرداد 1405
«حسین» میترسد حرف بزند. میگوید اگر صاحبکارش بو ببرد با خبرنگاری حرف زده، پوستش را غلفتی ميکند! او از روزهای جهنمیاش در کارگاه پرسکاری