درباره ما نسخه آزمایشی | پنج شنبه، 28 خرداد 1405

کد: 472413 | 26 فروردین 1405 ساعت 22:36

معرفی کتاب قدرت عادت: راز تغییر عادت شناخت سازوکار آن است

چارلز دوهیگ در کتاب قدرت عادت با نگاهی علمی و پژوهشی به دنبال درک و شناسایی سازوکار عادت‌هاست، تا بتوان برای تغییر یا جانشینی احتمالی‌شان راهی یافت.
معرفی کتاب قدرت عادت: راز تغییر عادت شناخت سازوکار آن است


لیلا شهبازیان

زندگی هریک از ما پر است از عادت‌های ریز و درشتی که شب‌وروزمان را با آن‌ها سر می‌کنیم. اگر می‌دانستید که عادت‌ها چه سهم بزرگی در کیفیت زندگی‌تان دارند شناخت آن‌ها را سرسری نمی‌گرفتید.

کتاب «قدرت عادت» نوشتۀ چارلز دوهیگ از جمله کتاب‌های مفید برای شناخت همۀ جانبۀ عادت‌هاست که خواندنش را به شما پیشنهاد می‌دهیم.

 

کتاب قدرت عادت دربارۀ چیست؟

چارلز دوهیگ متولد 1974 است. او فارغ‌التحصیل رشتۀ تاریخ دانشگاه ییل است و مدرک MBA خود را از مدرسۀ کسب‌وکار هاروارد گرفته است. دوهیگ در این کتاب، با نگاهی علمی و پژوهشی و با تجزیه‌وتحلیل رویدادهای واقعی، دنبال درک و شناسایی سازوکار عادت‌هاست، تا بتوان به دنبال آن برای تغییر یا جانشینی احتمالی‌شان راهی یافت.

او نشان می‌دهد انسان‌ها چگونه اسیر عادت‌ها می‌شوند، و شرکت‌های بزرگ چگونه از عادت‌های مشتریانشان کمک می‌گیرند تا آن‌ها را به خرید وادارند. این کتاب سه بخش دارد: ا. عادت‌های افراد، 2. عادت‌های سازمان‌های موفق، 3. عادت‌های جوامع.

 

کدام بخش از مغز رفتارهای خودکار و عادت‌های ما را کنترل می‌کند؟

بخش‌های عمیق‌تر و نزدیک‌تر به ساقۀ مغز، یعنی جایی که مغز با ستون فقرات تلاقی دارد، ساختارهای قدیمی‌تر و ابتدایی‌تر قرار دارد. این ساختارها رفتارهای خودکار مثل تنفس و بلع را کنترل می‌کند.

نزدیک مرکز جمجمه، توده‌ای بافتی، تجمعی بیضی شکل از سلول‌ها به اندازۀ توپ گلف وجود دارد که هسته‌های قاعده‌ای نام دارد. دانشمندان با آزمایش‌های متعدد بر روی موش‌ها متوجه شدند که هسته‌های قاعده‌ای، مرکز به یادآوردن الگوها و عمل‌کردن براساس آنها هستند. به بیان دیگر، هسته‌های قاعده‌ای حتی وقتی بخش‌های دیگر مغز به خواب می‌رود، عادت‌ها را ذخیره می‌کند. 

 

چرا عادت‌ها پدیدار می‌شوند؟

به گفتۀ دانشمندان مغز همواره دنبال راه‌هایی برای کم‌کردن زحمت است. مغز اگر به حال خود رها شود، سعی می‌کند هر روال را به عادت بدل کند؛ چون عادت‌ها تلاش مغز را کاهش می‌دهد.

این غریزۀ صرفه‌جویی، مزیت بسیار بزرگی دارد. مغز کارآمد فضای کمتری می‌خواهد که باعث می‌شود سر کودک کوچک‌تر شود و تولدش آسان‌تر و در نتیجه مرگ‌ومیر مادر و نوزاد کمتر شود. همچنین با مغزی کارآمد مجبور نیستیم پیوسته دربارۀ رفتارهای ابتدایی مانند راه‌رفتن و انتخاب غذا فکر کنیم.

 

حلقۀ عادت چیست؟

فرآیند حلقۀ عادت سه مرحله دارد: در مرحلۀ اول، سرنخی هست، نشانه‌ای که به مغز می‌گوید باید وارد حالت خودکار شود و از کدام عادت استفاده کند. پس از آن، روالی وجود دارد که ممکن است فیزیکی، ذهنی یا هیجانی باشد و در آخر پاداشی که به مغز کمک می‌کند بفهمد آیا این حلقۀ خاص ارزش به‌یادسپاری دارد یا نه.

با گذشت زمان این حلقه، یعنی سرنخ، روال، پاداش؛ سرنخ، روال، پاداش، بیشتر و بیشتر خودکار می‌شود. سرنخ و پاداش ترکیب می‌شود و احساس قدرتمندی از پیش‌بینی و اشتیاق شکل می‌گیرد. در نهایت، خواه در یکی از آزمایشگاه‌های سرد ام‌آی‌تی باشید، خواه در مسیر پارکینگ خانه‌تان عادتی متولد می‌شود. 

 

خلق عادت‌های جدید با مغز مشتاق

عادت‌های جدید با کنار هم گذاشتن یک سرنخ، یک روال و یک پاداش شکل می‌گیرد. سپس میل شدیدی به وجود می‌آید که محرک حلقۀ عادت است.

 سیگار کشیدن را درنظر بگیرید. وقتی فرد سیگاری، سرنخی را می‌بیند، فرض کنید سرنخش پاکتی مارلبرو باشد، مغزش انتظار دریافت کمی نیکوتین را در خود به وجود می‌آورد. فقط دیدن سیگار کافی است تا مغز به نیکوتین نیاز شدیدی پیدا کند. اگر نیکوتین نرسد، این نیاز آن‌قدر زیاد می‌شود که فرد سیگاری بدون هیچ فکری، دستش را به طرف مارلبرو می‌برد.

 

قانون طلایی تغییر عادت چیست؟

این قانون بر اساس نتایج پژوهش‌های متعدد از قدرتمندترین ابزارهای تغییر است. در این قانون باید سرنخ قدیمی را نگه‌ داشت و پاداش قدیمی را عرضه کرد؛ اما روال جدیدی را در حلقه جای داد. اگر از همان سرنخ استفاده کنید و همان پاداش را بدهید، روال و در نتیجه عادت را تغییر می‌دهید. اگر سرنخ و پاداش تغییر نکند، کم‌وبیش هر رفتاری را دگرگون می‌کنید.

این قانون طلایی برای درمان سوءمصرف الکل، چاقی مفرط، اختلالات وسواسی افراطی و صدها رفتار مخرب دیگر تأثیر گذاشته است.

 

برای تداوم تغییر عادت چه کنیم؟

عادت با به‌کارگیری قانون طلایی تغییر عادت بیش از هروقت دیگری انعطاف‌پذیر می‌شود. براساس این قانون بدون تغییر سرنخ و پاداش، می‌توانیم روال جدیدی را وارد حلقۀ عادت کنیم. اما این کافی نیست.

برای اینکه تغییرِ عادت تداوم داشته باشد، افراد باید باور کنند این تغییر شدنی است و این باور اغلب فقط با کمک گروه شکل می‌گیرد. وقتی در جایگاه عضوی از گروه به تغییر دست می‌زنید، احتمال موفقیتتان افزایش چشمگیری می‌یابد، حتی اگر این گروه دو عضو داشته باشد.

 

عادت‌های بنیادین چیست؟

بعضی عادت‌ها، بیش از بقیۀ عادت‌ها در بازسازی کار و زندگی مهم است. این‌ها «عادت‌های بنیادین» است که بر نحوۀ کارکردن، غذاخوردن، بازی‌کردن، زندگی‌کردن، پول‌خرج‌کردن و برقراری ارتباط افراد تاثیر می‌گذارد. عادت‌های بنیادین فرآیندی را آغاز می‌کند که به مرور همه‌چیز را دگرگون می‌سازد.

بر مبنای عادت‌های بنیادین، موفقیت به درست انجام‌دادن تک‌تک کارها بستگی ندارد؛ بلکه به تشخیص چند اولویت کلیدی و تبدیلشان به اهرم‌‌هایی قدرتمند تکیه دارد.

 

چگونه عادت‌های بنیادین را شناسایی کنیم؟

اگر بر تغییر یا پرورش عادت‌های بنیادین تمرکز کنید، تغییرات گسترده‌ای به وجود می‌آورید. با این حال، شناسایی عادت‌های بنیادین پیچیده است و برای یافتنشان، باید بدانید کجا دنبالشان بگردید. برای یافتن عادت‌های بنیادین باید دنبال ویژگی‌های مشخصی باشید. عادت‌های بنیادین دستاوردی برایمان دارد که در منابع پژوهشی به «پیروزی‌های کوچک» معروف است. آن‌ها با خلق ساختارهای جدید، به عادت‌های دیگر امکان شکوفایی می‌دهند و فرهنگ‌هایی را پایه‌ریزی می‌کنند که در آن‌ها، تغییر مسری می‌شود.

 

استارباکس و عادت موفقیت: آنگاه که قدرتِ اراده خودکار می‌شود

پس از شکست تلاش‌های استارباکس برای افزایش قدرت ارادۀ کارکنانش از طریق عضویت آن‌ها در باشگاه یا کارگاه‌های آموزشی رژیم غذایی، مدیران تصمیم گرفتند رویکرد جدیدی اتخاذ کنند. آن‌ها رویدادهای درون فروشگاه‌ها را دقیق‌تر بررسی کردند و متوجه شدند کارکنانشان هنگام مواجهه با مانع، به عادت‌های سازمانی‌ای نیاز دارند که کنترل انضباط فردی را برایشان آسان‌تر کند. شرکت با تدوین مواد آموزشی جدید، روال‌هایی را برای کارکنان مشخص کرد تا در مواجهه با موانع دشوار از آنها استفاده کنند. این کتاب‌های راهنما، شیوۀ پاسخ‌گویی به سرنخ‌هایی خاص، مانند مشتری‌ای که فریاد می‌زند یا صف طولانی صندوق را به کارکنان آموزش داد.

 

چرا برخی از مردم ناگهان روال‌های خریدشان را تغییر می‌دهند؟

یافته‌های آلن اندریاس، استاد موقت دانشگاه یوسی‌ال‌ای در پاسخ به این سؤال به رکن اصلی نظریه‌های بازاریابی مدرن در این زمینه بدل شده است.

 به احتمال زیاد، عادت‌های خرید افراد وقتی تغییر می‌کند که اتفاق مهمی در زندگی‌شان می‌افتد. تغییر محل سکونت، ازدواج، طلاق، ازدست‌دادن یا عوض‌کردن شغل و بازگشت یا رفتن یکی از خانواده، تغییراتی در زندگی است که مصرف‌کنندگان را در برابر مداخلۀ بازاریابان آسیب‌پذیر می‌کند. 

 

چگونه می‌توانید از عادت‌های افراد بهره بگیرید، بی‌اینکه بفهمند همۀ جزئیات زندگی‌شان را بررسی کرده‌اید؟

فرقی نمی‌کند فروشندۀ آهنگ جدید، غذای جدید یا تختخواب جدیدی برای کودکان باشید، درسی که می‌گیرید یکسان است: اگر لباس عادت‌های قدیمی را به چیز جدیدی بپوشانید و آن چیز ناآشنا را آشنا جلوه دهید پذیرشش برای عموم آسان‌تر است. اگر آهنگ جدیدی که به گوش مخاطبان رادیو ناآشناست در بین دو آهنگ محبوب و آشنا پخش شود احتمال گوش‌دادن به آن و عوض‌نکردن کانال رادیویی بیشتر است.

 

قدرت عادت‌های اجتماعی

اغلب مشاهدۀ نحوۀ شکل‌گیری عادت‌های اجتماعی دشوار است؛ ولی قدرت این عادت‌ها جهان را دگرگون می‌کند. عادت اجتماعی همان نیروهایی است که خیابان‌ها را از معترضان پر می‌کند؛ معترضانی که شاید یکدیگر را نشناسند یا شاید به دلایل متفاوت در راهپیمایی باشند. عادت‌های اجتماعی عامل حرکت معترضان در یک جهت می‌شود و برخی از طرح‌ها را به جنبش‌هایی برای تغییر جهان بدل می‌کند در حالی که جرقۀ برخی دیگر از این طرح‌ها خاموش می‌شود.

 

رابطۀ فشار همتایان، عادت‌های اجتماعی و شکل‌گیری تغییرات اجتماعی گسترده

فشار همتایان احساس تعهدی است که افراد یک محله یا اجتماع در وجودشان احساس می‌کنند. توصیف فشار همتایان و عادت‌های اجتماعی که افراد را به پیروی از انتظارات گروه ترغیب می‌کند، دشوار است؛ چون اغلب ازنظر شکل و ظاهر از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. بااین‌حال، عادت‌های فشار همتایان وجه مشترکی دارد. این عادت‌ها اغلب از طریق پیوندهای ضعیف منتشر می‌شود و از انتظارات جمعی قدرت می‌گیرد. فشار همتایان به‌خودی‌خود برای تداوم جنبش کافی نیست؛ اما وقتی پیوندهای قوی دوستی و پیوندهای ضعیف موجود و فشار همتایان ادغام می‌شود، حرکتی باورنکردنی خلق می‌کند. در همین زمان است که شاهد تغییر اجتماعی گسترده‌ای خواهیم بود.

 

جنبش‌ها چگونه شکل می‌گیرند؟

جنبش‌ها به‌دلیل تصمیم‌گیری ناگهانیِ همگانی برای حرکت در یک مسیر به وجود نمی‌آیند. جنبش‌ها به الگوهای اجتماعی متکی‌اند و این الگوها در ابتدا از عادت‌های دوستی قدرت می‌گیرند، از طریق عادت‌های جامعه رشد می‌کنند و سپس شرکت‌کنندگان به عادت‌های جدیدی دست می‌یابند که هویتشان را تغییر می‌دهد و درنتیجه جنبش‌ها پایدار می‌مانند.

 

آیا ما مسئول عادت‌هایمان هستیم؟

عادت‌ها در ظاهر ساده است؛ اما در واقعیت چندان هم ساده نیست. عادت‌ها حتی وقتی در ذهنمان ریشه دوانده ‌است، قابلیت تغییر دارد. می‌توانیم عادت‌هایمان را انتخاب کنیم؛ اما باید راهش را بدانیم تمام اطلاعات ما دربارۀ عادت‌ها، از پژوهش‌های عصب‌شناسان دربارۀ مبتلایان به فراموشی گرفته تا کارشناسان سازمان‌هایی که شرکت‌هایشان را بازسازی می‌کنند، نشان می‌دهد اگر سازوکار عادت‌ها را درک کنیم، می‌توانیم تغییرشان دهیم.

 


 




عکس خوانده نمی‌شود