معرفی کتاب مرگِ تخصص: چرا صدای متخصصان را نمیشنویم؟
لیلا شهبازیان
تام نیکولز در این کتاب که با ترجمۀ حسین خدادای توسط نشر آموخته منتشر شده است نشان میدهد که چگونه جامعۀ امروز، در میان انفجار اطلاعات و گسترش بیسابقۀ رسانهها، بهتدریج از ارزش تخصص فاصله گرفته و به سمت نوعی «دموکراسیِ افراطیِ نظرها» حرکت کرده است؛ جایی که هر فرد، صرفنظر از میزان آگاهیاش، خود را همسطح متخصصان میبیند و حتی گاهی بهطور فعال با آنان مخالفت میکند.
بحران دانایی در عصر فراوانی اطلاعات
این استاد دانشگاه و تحلیلگر باسابقۀ آمریکایی با نگاهی تاریخی و تحلیلی توضیح میدهد که چگونه فراوانی اطلاعات -که زمانی امید میرفت به گسترش آگاهی منجر شود- در عمل به سردرگمی، اعتمادبهنفس کاذب و گسترش اطلاعات غلط انجامیده است.
این پژوهشگر نشان میدهد که دسترسی بیوقفه به دادهها، بدون مهارت تحلیل و بدون درک عمیق، نهتنها دانش تولید نمیکند، بلکه باعث میشود افراد تصور کنند «همه چیز را میدانند». این توهم دانایی، بهویژه در شبکههای اجتماعی، به سرعت تکثیر میشود و فضایی میسازد که در آن تجربۀ علمی و سالها آموزش تخصصی، با یک جستوجوی سطحی در اینترنت برابر فرض میشود.
نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی در مرگ تخصص
یکی از بخشهای مهم کتاب، تحلیل نیکولز از نقش رسانههای نوین است. او توضیح میدهد که چگونه الگوریتمها، سرعت انتشار، و فرهنگ واکنشهای لحظهای، باعث شدهاند مرجعیت علمی و تخصصی جای خود را به صدای بلندتر، هیجانانگیزتر و گاهی گمراهکنندهتر بدهد. در چنین فضایی، متخصصان نهتنها شنیده نمیشوند، بلکه گاهی بهعنوان «نخبهگرایان بیخبر از مردم» مورد حمله قرار میگیرند.
پیامدهای سیاسی و اجتماعی مرگ تخصص
نیکولز با مثالهایی از حوزههای پزشکی، امنیت ملی، سیاستگذاری عمومی و آموزش نشان میدهد که بیاعتنایی به تخصص، تنها یک مشکل فرهنگی نیست؛ بلکه تهدیدی جدی برای سلامت جامعه و کیفیت تصمیمگیریهای کلان است. او هشدار میدهد که جامعهای که به متخصصان بیاعتماد است، بهراحتی قربانی اطلاعات غلط، پوپولیسم، تئوریهای توطئه و تصمیمهای هیجانی میشود. این روند، بهویژه در بحرانهای جهانی - از پاندمیها گرفته تا بحرانهای سیاسی- میتواند پیامدهای فاجعهبار داشته باشد.
دفاع از تخصص، نه نخبهگرایی
یکی از نکات مهم کتاب این است که نیکولز از «نخبهگرایی» دفاع نمیکند؛ بلکه از ارزش دانشِ مبتنی بر تجربه، پژوهش و آموزش عمیق دفاع میکند. او تأکید میکند که متخصصان نیز ممکن است اشتباه کنند، اما اشتباه آنان بر پایۀ روش علمی و قابل اصلاح است؛ در حالی که اشتباهات ناشی از اعتمادبهنفس کاذب و ناآگاهی، معمولاً پرهزینهتر و خطرناکتر است.
چرا «مرگ تخصص» مهم است؟
این کتاب به ما یادآوری میکند که دانش، یک سرمایۀ جمعی است؛ سرمایهای که اگر از آن مراقبت نکنیم، جامعه در برابر بحرانها آسیبپذیرتر میشود. نیکولز با زبانی روشن و مثالهایی ملموس نشان میدهد که بازگشت به ارزش تخصص، نه یک تجمل فکری، بلکه یک ضرورت اجتماعی است.
«مرگ تخصص» کتابی است برای هر کسی که میخواهد بفهمد چرا جهان امروز اینقدر پر از صداهای متناقض، سوءتفاهمهای گسترده و بیاعتمادی عمومی است و چگونه میتوان دوباره به گفتوگوی منطقی، یادگیری عمیق و احترام به دانش بازگشت.
مرگ تخصص به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
«مرگِ تخصص» برای طیف گستردهای از خوانندگان ارزشمند است، اما بهطور ویژه به دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به علوم انسانی و اجتماعی؛ برای کسانی که میخواهند رابطه میان دانش، رسانه و جامعه را بهتر درک کنند و نگاه انتقادیتری به جریان اطلاعات داشته باشند؛ فعالان رسانه، روزنامهنگاران و تولیدکنندگان محتوا که میخواهند بفهمند چرا اعتماد عمومی به رسانهها کاهشیافته و چگونه میتوان دوباره اعتبار ساخت؛ و برای معلمان، اساتید و متخصصان حوزۀ آموزش؛ و نیز مدیران، تصمیمگیران و سیاستگذاران که باید در محیطی پر از اطلاعات غلط تصمیمهای حساس بگیرند.
به شما هم اگر از موج «من هم میدانم» در شبکههای اجتماعی خسته شده اید پیشنهاد می کنیم این کتاب را مطالعه کنید تا بفهمید چرا این پدیده شکل گرفته و چطور میتوان در برابر آن ایستاد.
دربارۀ نویسندۀ مرگ تخصص

تام نیکولز استاد دانشگاه در امور بینالملل است و در حال حاضر در کالج نیروی دریایی آمریکا و مدرسۀ توسعۀ هاروارد تدریس میکند. نیکولز از نظر سیاسی محافظهکار است اما در عین حال در انتخابات سال 2016 آمریکا از مخالفان سرسخت ترامپ بود. او یکی از متخصصان مسائل مربوط به روسیه، تسلیحات هستهای و امور امنیت ملی شناخته میشود و در این حوزهها فعال است.
فهرست مطالب مرگ تخصص
مقدمه مرگ متخصص
فصل اول: متخصصان و شهروندان
فصل دوم: چه شد که گفتوگو ملالآور شد؟
فصل سوم: آموزش عالی
فصل چهارم: اجازه دهید در گوگل جستوجو کنم
فصل پنجم: روزنامهنگاری نوینِ «نوین»
فصل ششم: آنگاه که متخصصان اشتباه میکنند
جمعبندی: متخصصان و دموکراسی
بریدههایی از مرگ تخصص
- مرگ تخصص فقط به معنای انکار دانش موجود نیست، بلکه به معنای انکار علم و عقلانیت بیتعصب است.
- استعداد برای تخصص ضرورت دارد. ارنست همینگوی دربارۀ نویسندگی میگوید: یکی از ابزار ضروری برای نویسندگی جدیت است. متاسفانه دومی استعداد است.
- تجربه و تأیید افراد حرفهای اهمیت دارد، اما باید این حکمت قدیم چینی را هم در نظر داشت که میگوید برحذر باشید از صنعتگری که میگوید بیست سال تجربه دارد، در حالی که در واقعیت فقط یک سال تجربه را بیست سال تکرار کرده است.
- آشنایی با شناخت فرق دارد. درک با تحلیل فرق دارد. تخصص، بازی با شبهواقعیتها نیست.
- اگر با کسی مخالف هستید، میتوانید بگویید اشتباه میکند، اطلاعاتش نادرست است، نادقیق است یا هر چیز دیگری. ولی هرگز او را احمق خطاب نکنید.
- «سوگیری تأییدی» رایجترین و آزاردهندهترین مانع گفتوگوهای ثمربخش است. آن هم نه فقط میان متخصصان و مردم عادی. منظور از سوگیری تأییدی این است که انسان گرایش دارد به دنبال اطلاعات مؤید باورهایش باشد، فقط واقعیتهایی را بپذیرد که تببینهای مدنظرش را تقویت میکنند، و از دادههایی چشمپوشی کند که دانستههای پیشینش را خدشهدار میسازد.
- امروزه دانشگاه را به شکل یک بسته تعطیلات چند ساله بازاریابی میکنند نه به شکل قرارداد با یک مؤسسه و دانشکده با هدف دریافت یک دورۀ آموزشی. این کالاییشدن تجربۀ دانشگاه نه تنها ارزش مدرک دانشگاهی را از بین میبرد بلکه اعتمادبهنفس مردم عادی دربارۀ معنای دانشگاه را هم متزلزل میکند.
