ژنرال مکینزی: برای پهپادها و موشکهای ایران احترام زیادی قائلم
جنگ افزارهای تهاجمی بُرد بلند و نقطه زنِ ایران، در پنج سال گذشته به سرعت رشد کرده و هواپیماهای بدون سرنشین، در کانون این تحول قرار داشته است. پهپادهای ایرانی، امواج شوک آفرین راهبردی را در خلیج فارس، شامات و اخیرا هم اوکراین ایجاد کرد و به یک تغییردهنده بازی" تبدیل شده اند.
به گزارش عصرایران، غلوآمیز نیست که بگوییم برنامه پهپادی ایران، تاثیراتی راهبردی در خاورمیانه برجا گذاشته است که شاخص آن حملات سال ۲۰۱۹ به زیرساختهای نفتی عربستان سعودی و حملات فوریه سال ۲۰۲۲ به امارات بود. در یک سال گذشته هم پهپادهای ایرانی، خساراتی قابل ملاحظه را به زیرساختهای حیاتی اوکراین وارد کرده اند.
مقابله با این سامانه ها، در کانون رویارویی با نفوذ ایران در خاورمیانه و دیگر جاها قرار میگیرد. برای بحث درباره پیامدهای منطقهای و جهانی برنامه پهپادی ایران و رویکردهای واکنشی ممکن در این زمینه، موسسه واشنگتن میزگردی را با شرکت این کارشناسان برگزار کرد:
ژنرال بازنشسته کِنِث مکنزی Gen. Kenneth McKenzie Jr. فرمانده پیشین نیروهای آمریکایی در خاورمیانه (فرماندهی مرکزی آمریکا- سنتکام) که اخیرا مقالهای با عنوان "ضربه متقابل: ایران و ظهور جنگ پهپادی نامتقارن در خاورمیانه" منتشر کرد. مکنزی اکنون مدیر اجرایی موسسه امنیت ملی و جهانی در دانشگاه فلوریدای جنوبی است.
خانم والری لینسی Valerie Lincy، مدیر اجرایی پروژه ویسکانسین در کنترل سلاحهای هستهای و ناظر وبسایت این پروژه به نام دیده بان ایران. تازهترین مقاله وی، گزارشی است از یک میزگرد با عنوان "بریدن بالهای ایران: چگونه کنترل زنجیره تامین میتواند برنامه پهپادی ایران را مختل سازد؟ "
دامین اسپلیترز Damien Spleeters، معاون مدیر عملیات در موسسه "پژوهش جنگ افزارهای منازعه Conflict Armament Research (CAR) ". مقاله اخیر وی به ارزیابی بکارگیری پهپادهای ایرانی توسط روسیه در جنگ اوکراین پرداخته و نیز به ارزیابی زنجیره تامینی که این قابلیتها را تداوم میدهد.
در اینجا، نکات اصلی وبکست موسسه واشنگتن را میخوانید:
ژنرال مکینزی:

• نکته نخست اینکه باید اذعان کنیم که تحریمها و کنترلهای صادراتی، نمیتوانند توانایی ایران در ساخت پهپادها را از میان ببرند و چنین چیزی نباید به عنوان هدف تحریمها و کنترلهای صادراتی منظور شود. اولا قطعات پهپادها وسیعا در دسترس هستند و دوم هم اینکه برنامه پهپادی ایران به دلیل سرمایه گذاری سنگین در گذر زمان بسیار بالغ شده است.
نهادهایی در وزارت دفاع و سپاه پاسداران هستند که کار طراحی و ساخت پهپادها را عهده دار هستند. همچنین شرکتهای خصوصی زیادی در ایران هستند که کار تامین نیاز نهادهای مورد اشاره را انجام میدهند. علاوه بر این، شرکتها و افراد زیادی هم در خارج کشور هستند که به برنامه پهپادی ایران کمک میکنند. در دانشگاههای داخل ایران هم تحقیق و توسعه عمیق دانش بنیانی در زمینه پهپادها جریان دارد.
نکته دوم درباره دستاوردهای تحریمها و کنترلهای صادراتی است که هرچند صنایع دفاعی ایران را زمینگیر نکرده، اما دسترسی آن به منابع را کاهش داده و برنامههای توسعه آن را به تاخیر انداخته و با دشوارشدن دسترسی به تدارک قطعات از خارج کشور، هزینههای این برنامهها را نیز بسیار افزایش داده است. منع دسترسی ایران به قطعات ساخت آمریکا که عمدتا هم قطعات الکترونیکی هستند، کار آسانی نیست.
این قطعات کاربردهای تجاری متنوعی دارند و در نقاط مختلف جهان عرضه میشوند نه فقط توسط شرکتهای سازنده بلکه توسط توزیع کنندگان در چین و دیگر کشورها که میتوان مقادیر بزرگی از قطعات را از آنها خریداری کرد.
پس راه بهتر این است که بر منع دسترسی ایران به قطعات بسیار مهمی تمرکز کنیم که از ارتقا برنامه پهپادی ایران به سطوح بالاتر جلوگیری میکند. طبعا ایران علاقمند بود که به فن آوریهای طلایی در این زمینه دسترسی پیدا کند که به دلیل تحریمها و کنترلهای صادراتی نتوانست و اکنون فاصله زیادی با فن آوریهای پهپادی آمریکا شبیه آنچه در ریپرها Reapers یا گلوبال هاگ به کار گرفته شده، دارد و این تاحدودی به خاطر تحریمها و کنترلهای صادراتی ایالات متحده است؛ بنابراین بهتر است روی جلوگیری از انتقال قطعاتی به ایران تمرکز کنیم که سطح فنی پهپادهای ایرانی را به سطح نقرهای یا سطح طلایی میرساند. پیوندهای دادهای فعال شونده توسط ماهواره Satellite enabled data links، سنسورهای با رزولوشن بالاتر Higher resolution sensors، موتوهای باکیفیت تر، فن آوری رادارگریز و ساخت تجهیزات جنگی الکترونیک از جمله این زمینهها هستند.
ضروری است که علاوه بر هماهنگ کردن کشورهای اروپایی و دیگر شرکای آمریکا همچون ژاپن و برخی از دیگر کشورهای آسیایی، همچنین بطور مستقیم با شرکتهای چینی که پروژهای مشترکی را با صنایع پهپادی و نظامی ایران اجرا میکنند، اما در آمریکا هم فعالیت دارند و نیز با خود شرکتهای آمریکایی بصورت مورد به مورد تعامل شود تا حصار تحریمها و کنترلهای صادراتی را تنگتر کنیم.
به نظرم به جای آنکه به فکر ردیابی انتقال تک تک قطعات حساس باشیم، بهتر است که روی راههایی تمرکز کنیم که از گذر آنها این انتقال و تبادل صورت میگیرد؛ روی مسیر، مقصد و نقطه کانونی آن و روشهایی که سازندگان با توزیع کنندگان تعامل کرده و آنها را به کار میگیرند.
همچنین شاید بتوان از یک روش کدگذاری خاص بر روی قطعات برای ردیابی آنها استفاده کرد تا اطمینان حاصل شود که این قطعه نهایتا در کدام مقصد و چگونه به کار گرفته میشود.
اسپلیتزر:
• در پاسخ به این پرسش که چه تعداد تراشه در هر پهپادی به کار میرود باید بگویم که هر پهپاد نیاز به دهها تراشه Chips دارد. انواع مدلهای شاهد هر کدام به حدود صد تراشه نیاز دارند. پهپادهای روسی، بسیار پیچیده ترند؛ بنابراین تعداد تراشهها به نوع پهپاد بستگی دارد.
من هم مانند ژنرال مکینزی، میخواهم به نوعی ستایش خود را از نبوغ و تخصص (حرفهای گری) که در برنامه تولید پهپادهای ایران به کار گرفته میشود، ابراز دارم بویژه در پهپادهایی که در اوکراین به کار گرفته میشوند و نمونههایی که ما قبلا در خاورمیانه مشاهده و ارزیابی کرده ایم. این پهپادها کاملا پیچیده اند و به خوبی روی آنها فکر شده است.
با توجه به نمونههای اندکی که در اوکراین در اختیار داشتیم، یعنی حدود بیست پهپاد ایرانی، مشاهده کردیم که تنوع و حتی بهینه سازی قابل ملاحظهای در این پهپادها وجود دارد و نشان میدهد که افرادی در ایران هستند به خوبی درباره این چیزها فکر میکنند و میتوانند کارشان را به خوبی انجام دهند و از حیث فنی، کاملا قابل ستایش هستند.
اما در زمینه کنترل کیفیت، کاملا بامزه است که این همه برچسب کنترل کیفیت روی هر قطعهای از پهپادها زده شده بود گویی ایرانیها درباره برنامه پهپادی خود دچار نوعی وسواس کنترل کیفیت هستند و نیز برچسبهایی شبیه اینکه "اگر قطعه باز شود، گارانتی/وارانتی نخواهد داشت. "، اما همین نشان میدهد که آنها نسبت به کنترل کیفیت پهپادهایشان بسیار جدی هستند.
ژنرال مکینزی
• در پاسخ به این سوال که پیشرفت سامانههای دفاعی آمریکا و کشورهای منطقه در چند سال اخیر چگونه بوده و آیا میتواند به سطحی برسد که با چالش ایران مقابله کند: اجازه دهید با حملات سپتامبر ۲۰۱۹ علیه تاسیسات آرامکو آغاز کنیم. در این حمله، ایرانیها طراحی خوبی داشتند. آنها از نقاط استقرار سامانههای دفاعی هدف خبر داشتند.
آنها درک عمومی درستی از وضعیت رادارها داشتند و قادر بودند که مسیر پهپادها را نقطه گذاری Waypoint کنند یعنی شیوه پروازی آنها را که میتواند انواع تغییر مسیرهای پیچیده را طی کند، به درستی انتخاب و هدایت کنند.
آنها این کار را به خوبی انجام دادند. برخی روزها هست که "روزِ خوبِ" حریف شما به حساب میآید و آن روز، روز خوب ایرانیها بود که یک حمله را بسیار خوب پیاده کردند. اکنون وقتی به عقب بر میگردیم و به همه انواع دادههایی که داریم نگاه میکنیم، متوجه میشویم که برخی سایتهای راداری که در آن اطراف بودند، حمله را دیدند، اما نمیدانستند که آن را چگونه تعبیر کنند چرا که برخی اوقات که پهپادها در ارتفاع پایینی حرکت میکنند، اپراتورهای یک سایت دوردست راداری، بلافاصله و در لحظه نمیدانند که آن را چگونه تعبیر کنند.
این است که حمله به آرامکو به شدت خوب پیاده شده بود؛ بنابراین ما از حیث هزینه فایده، در سمت اشتباه ماجرا بودیم؛ پول هنگفتی را هزینه کرده بودیم، اما نتوانستیم از حمله پلتفرمهای بسیار ارزان جلوگیری کنیم.
اما اینکه چگونه باید با اینگونه حملات مقابله کنیم به همان تدابیری باز میگردد که پیش از این اشاره کردم. یک وقت هست که شما تلاش میکنید که از اینکه حریف شما به نوع خاصی از سلاح دست یابد، جلوگیری کنید، اما وقتی حریف شما آن سلاح را در اختیار دارد، باید از دیگر فرصت هایتان استفاده کنید. ما نیازمند یک پوشش خوب و گسترده نظارت و ردیابی هوایی هستیم با رادارهای خوب و مناسب.
توانایی رادارهای خطی مستقر در زمین محدودیت دارد بنابراین به رادارهای هوایی هم نیاز است که بتوانند به زمین نگاه کنند و انعطاف و قدرت تفکیک بیشتری داشته باشند. میشود این کار را انجام داد، اما این یک راه حل بسیار گران است. البته اطلاعات سیگنالی Signal Intelligence هم یک ابزار و روش شناسایی پهپادهاست.
میتوانید ارتباط پهپاد با ماهوارههای جی پی اس را شنود کنید که میگوید من کجا هستم. البته اگر پهپادها از سامانههای اندازه گیری اینرسی استفاده کنند، مطلب دیگری است.
بعد به انواع تیربارهای ضدهوایی، تفنگها و سلاحهایی که میتوانند به خوبی آتش کنند، میرسیم که سامانههای موثری هستند. همچنین یک گزینه دیگر هم موانع فیزیکی در فضای اطراف یک هدف است همچون شبکه فنسهایی که اجازه عبور پهپادهای کوچک را نمیدهند.
فکر میکنم نرخ عملیات ردیابی سعودیها در طول جنگ با حوثی ها، بالاتر از پنجاه درصد بود البته در مواردی هم نرخ ردیابی آنها بسیار بهتر بود. اما مسئله این است که پس از ردیابی شما باید با هواپیماهای جنگنده واکنش نشان دهید که بسیار بسیار روش پرهزینهای است.
البته نرخ پنجاه درصدی ردیابی، نرخ خوبی نیست و شما به نرخی حدود نود تا نود و پنج درصد نیاز دارید. برداشتم این است که اوکراین در این زمینه کارنامه خوبی دارد هرچند من آمارهای آن را دنبال نکرده ام.
در مجموع فکر میکنم که راه حل بهتر این است که سامانههای دفاعی کوچکتر را در نقاط بسیار نزدیک به هدف مستقر کرد که بتوانند به سرعت و در حجم زیاد پرتاب شوند و عمل کنند. باید بگویم که این کاری بسیار پویاست و من اطمینان دارم که وزارت دفاع آمریکا، تلاش بسیار خوبی را در همکاری با متحدان انجام میدهد که این چالش بسیار عمیق در خاورمیانه را چاره کند.
منبع: fararu-691227
