<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:turbo="http://turbo.yandex.ru" version="2.0">
<channel>
<title>فرهنگی - رویداد ایران</title>
<link>https://ruydadiran.com/</link>
<language>fa</language>
<description>فرهنگی - رویداد ایران</description>
<generator>DataLife Engine</generator><item turbo="true">
<title>معرفی کتاب آفرینشگران: دنباله‌رو هستید یا آفرینشگر؟</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/473183-معرفی--کتاب--آفرینشگران--دنباله‌رو--هستید--یا--آفرینشگر.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/473183-معرفی--کتاب--آفرینشگران--دنباله‌رو--هستید--یا--آفرینشگر.html</link>
<description>آدام گرنت در کتاب آفرینشگران با زبانی روان و مثال‌های واقعی نشان می‌دهد که نوآوری و آفرینشگری تنها به نبوغ ذاتی وابسته نیست، بلکه مهارتی است که می‌توان آن را پرورش داد.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>لیلا شهبازیان</p>
<p>اگر به دنبال راهنمای جامعی برای درک خلاقیت و آفرینشگری هستید پیشنهاد می‌کنیم سری به کتاب «آفرینشگران» نوشته آدام گرنت بزنید.</p>
<p>این استاد روانشناسی سازمانی توضیح می‌دهد افراد سازش‌ناپذیر چگونه با شک‌کردن به وضعیت موجود و پرورش ایده‌های تازه، مسیر تغییرات بزرگ را هموار می‌کنند.</p>
<p>در «آفرینشگران» که با ترجمۀ بهمن خداپناه و علیرضا خاکساران توسط نشر آموخته منتشر شده، نه‌تنها نظریه‌های روان‌شناسی سازمانی دربارۀ خلاقیت را می‌‌خوانید، بلکه با مثال‌های واقعی از کارآفرینان، رهبران و هنرمندان با محتوایی عملی و الهام‌بخش مواجه می‌شوید.</p>
<p> </p>
<h2>آفرینشگران همیشه خلاف جریان حرکت می‌کنند</h2>
<p>از نظر گرنت، افراد دو دسته‌اند: آفرینشگر یا دنباله‌رو. آفرینشگر کسی است که جسورانه ایده‌های نو را اجرا می‌کند و درصدد تغییر و بهبود دنیاست. کسی است که در همۀ عرصه‌ها، از صنعت و تجارت گرفته تا سیاست، وضعیت موجود را برنمی‌تابد و در پی نقد و تغییر آن است.</p>
<p>گرنت با زبانی روان و مثال‌های واقعی نشان می‌دهد که نوآوری و آفرینشگری تنها به نبوغ ذاتی وابسته نیست، بلکه مهارتی است که می‌توان آن را پرورش داد و در زندگی فردی و اجتماعی به کار گرفت.</p>
<p>این کتاب با روایت‌های الهام‌بخش از کارآفرینان، هنرمندان، دانشمندان و رهبران اجتماعی، به ما یادآوری می‌کند که تغییرات بزرگ همیشه از کسانی آغاز شده که جرئت کرده‌اند خلاف جریان حرکت کنند. گرنت توضیح می‌دهد چگونه می‌توان ترس از شکست را مدیریت کرد، چگونه ایده‌های تازه را به عمل تبدیل نمود، و چرا تنوع فکری و همکاری جمعی برای نوآوری حیاتی است.</p>
<p> </p>
<h2>جنبه‌های آفرینشگری از نگاه آدام گرنت</h2>
<p>محتوای اصلی کتاب در چند فصل به جنبه‌های مختلف آفرینشگری می‌پردازد که عبارت است از:</p>
<h3> ریسک و جسارت</h3>
<p> گرنت توضیح می‌دهد که آفرینشگران واقعی همیشه بی‌پروا نیستند؛ آن‌ها ریسک‌ها را حساب‌شده مدیریت می‌کنند. نمونه‌هایی از کارآفرینان جوان مثل بنیان‌گذاران واربی‌پارکر نشان می‌دهد چگونه با حفظ شغل قبلی، ریسک شکست را کاهش دادند.</p>
<h3> شک به وضعیت موجود</h3>
<p> آفرینشگران کسانی هستند که به پیش‌فرض‌ها تردید می‌کنند و راه‌های تازه را می‌آزمایند. مثال‌هایی از استیو جابز و آبراهام لینکلن نشان می‌دهد چگونه نقد وضعیت موجود به تغییرات بزرگ منجر شد.</p>
<h3> ترس و تردید</h3>
<p> برخلاف تصور عمومی، بسیاری از نوآوران بزرگ با ترس و تردید دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ موفقیت آن‌ها نتیجۀ انتخاب‌های سنجیده است.</p>
<h3> ایده‌های متعدد</h3>
<p> گرنت تأکید می‌کند که تولید ایده‌های فراوان و آزمون آن‌ها کلید موفقیت است؛ حتی نوابغی مانند بتهوون و شکسپیر آثار متوسط و ناموفق بسیاری داشته‌اند .</p>
<h3>نقش خانواده و فرهنگ</h3>
<p> محیط اجتماعی و تربیتی می‌تواند زمینه‌ساز یا مانع خلاقیت باشد. کتاب راهکارهایی برای پرورش خلاقیت در خانه و محل کار ارائه می‌دهد.</p>
<h3> همکاری و تنوع فکری</h3>
<p> نوآوری پایدار زمانی شکل می‌گیرد که افراد با دیدگاه‌های متفاوت کنار هم قرار می گیرند.</p>
<p> </p>
<h2>کتاب آفرینشگران به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟</h2>
<p>برای کسانی که می‌خواهند خلاف جریان آب شنا کنند و مسیر تازه‌ای بسازند؛ مدیران، کارآفرینان و نویسندگانی که به دنبال ایده‌های نو و جسارت عملی هستند و هر فردی که می‌خواهد یاد بگیرد چگونه با شک به پیش‌فرض‌ها و آزمودن راه‌های تازه، تغییر واقعی ایجاد کند، خواندن این کتاب مفید است.</p>
<p> </p>
<h2>دربارۀ آدام گرنت</h2>
<p>گرنت روان‌شناس، استاد تراز اول دانشکدۀ کسب‌وکار وارتون و نویسندۀ دو کتاب پرفروش «آفرینشگران» و «ببخش و بگیر» است. گرنت از متخصصان پیشگام در زمینۀ نحوۀ کشف انگیزه و معنا و زندگی سخاوتمندانه‌تر و خلاقانه‌تر است. او بابت دستاوردهایش، از انجمن روان‌شناسی آمریکا و بنیاد ملی علوم جوایزی دریافت کرده و مطالبی در نیویورک‌تایمز می‌نویسد.</p>
<p> </p>
<h2><strong>بریده‌هایی از کتاب آفرینشگران</strong></h2>
<ul>
<li>خودِ آفرینشگری با خلاقیت آغاز می‌شود: تولید مفهومی که هم بدیع است و هم مفید اما کار به‌همین جا ختم نمی‌شود. آفرینشگران کسانی‌اند که ابتکار عمل را به دست می‌گیرند تا چشم‌انداز ذهنی‌شان را به واقعیت تبدیل کنند.</li>
<li>ردکردن پیش‌فرض‌ها و بررسی احتمال وجود گزینۀ بهتر نشانۀ آفرینشگری است.</li>
<li>برای اینکه آفرینشگر باشید، باید دل به دریا بزنید. این باور چنان در فرهنگ ذهنی ما ریشه دوانده است که به‌ندرت حتی درنگ می‌کنیم تا درباره‌اش فکر کنیم.</li>
<li>نگرش افراد آفرینشگر به ریسک با هم تفاوت دارد. برخی قماربازهای بی‌پروایی‌اند؛ برخی دیگر بسیار محافظه‌کارند. برای ‌اینکه دست به آفرینشگری بزنید، باید چیز تازه‌ای را بیازمایید، یعنی مقدار خاصی ریسک را بپذیرید. اما موفق‌ترین آفرینشگرها افراد بی‌باک نیستند که بی‌گدار به آب بزنند، بلکه کسانی‌اند که بر نوک پنجه با بی‌میلی تا لبۀ صخره‌ای می‌روند، سرعت سقوط را محاسبه می‌کنند، سه بار چتر نجات‌شان را بررسی می‌کنند و محض اطمینان، توری ایمنی زیر محل پرش‌شان می‌گذارند.</li>
<li>وقتی از فقدان آفرینشگری در این دنیا می‌نالیم، نبود خلاقیت را مقصر می‌دانیم. اگر می‌شد ایده‌های جدید بیشتری تولید کرد، وضع همۀ ما بهتر بود. اما در واقعیت، بزرگ‌ترین مانع آفرینشگری تولید ایده نیست؛ بلکه انتخاب ایده است.</li>
<li>باید به ‌جای تلاش برای ارزیابی آفرینشگری خودمان یا درخواست بازخورد از مدیران، بیشتر به همکاران‌مان روی بیاوریم. آن‌ها فاقد ریسک‌پذیری مدیران و مخاطبان آزمایشی و پذیرای مشاهدۀ پتانسیل در احتمالات نامعمول هستند که آن‌ها را در برابر نظرهای منفی و اشتباه مصون می‌دارد.</li>
<li>برای حفظ آفرینشگری حین بالا رفتن سن و افزایش تخصص، بهترین شانس‌مان اتخاذ رویکرد تجربی است. می‌توانیم برای چیزی که خواهان خلقش هستیم، پیشاپیش نقشه‌های کمتری بکشیم و شروع به آزمودن انواع مختلف ایده و راه‌حل‌های تجربی کنیم. درنهایت، اگر به‌قدر کافی صبور باشیم، ممکن است به چیزی بدیع و مفید بربخوریم.</li>
</ul>
<p> </p>
<h2><strong>فهرست مطالب کتاب آفرینشگران</strong></h2>
<p>پیشگفتار مترجمان</p>
<p>پیشگفتار</p>
<p>فصل اول: تخریب سازنده</p>
<p>کار پرخطر حرکت در خلاف جهت آب</p>
<p>فصل دوم: سرمایه‌گذاران کور و سرمایه‌گذاران یک چشم</p>
<p>هنر و علم تشخیص ایده‌های بدیع</p>
<p>فصل سوم: دست تنها</p>
<p>پافشاری روی حرف حق</p>
<p>فصل چهارم: عجله کار شیطان است</p>
<p>زمان‌بندی، اهمال‌کاری راهبردی و معایب اولین بودن</p>
<p>فصل پنجم: یافتن نقطه تعادل و اسب تروا</p>
<p>ایجاد و حفظ ائتلاف‌ها</p>
<p>فصل ششم: سرکش هدفمند</p>
<p>خواهر و برادرها، والدین و مربیان چگونه آفرینشگری را پرورش می‌دهند؟</p>
<p>فصل هفتم: بازنگری در تفکر گروهی</p>
<p>افسانه‌های فرهنگ‌های قوی، فرقه‌ها و آدم‌های مخالف‌خوان</p>
<p>فصل هشتم: ایجاد اغتشاش و حفظ ثبات</p>
<p>مدیریت اضطراب، بی‌تفاوتی، دودلی و خشم</p>
<p>اقدامات عملی برای تاثیرگذاری</p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>leila.shahbazian</dc:creator>
<pubDate>Sat, 20 Jun 2026 12:16:49 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>معرفی کتاب دست روی دست نگذاریم؛ چرا خوبان عالم تصمیم‌های اهریمنی می‌گیرند؟</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/472750-معرفی--کتاب--دست--روی--دست--نگذاریم--چرا--خوبان--عالم--تصمیم-های--اهریمنی--می-گیرند.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/472750-معرفی--کتاب--دست--روی--دست--نگذاریم--چرا--خوبان--عالم--تصمیم-های--اهریمنی--می-گیرند.html</link>
<description>کاترین ای. اندرسون در کتاب دست روی دست نگذاریم به بررسی سکوت یا بی‌اعتنایی افراد خوب در مقابل اشتباهات می‌پردازد.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><strong>لیلا شهبازیان</strong></p>
<p>احتمالا برایتان پیش آمده که صحنه‌هایی از ظلم و اشتباهات دیگران نسبت به فرد یا افرادی را دیده باشید، اما نه خودتان برای کمک پا پیش گذاشته‌اید و نه دیگرانی که آنجا بوده‌اند. علت این انفعال چیست؟</p>
<p>کاترین ای. اندرسون در کتاب دست روی دست نگذاریم که با ترجمۀ سعید زرگریان توسط نشر آموخته منتشر شده به بررسی سکوت یا بی‌اعتنایی افراد خوب در مقابل اشتباهات می‌پردازد. او ضمن نشان‌دادن ریشه‌های این تمایل ذاتی به انفعال، از نقش مهم این سکوت در ادامه یافتن رفتارهای زشت می‌گوید.</p>
<p> «دست روی دست نگذاریم» دربارۀ عواملی که نمی‌گذارد در مقابل رفتارهای نادرست اقدام کنیم، رهیافت‌هایی به خوانندگان می‌دهد. برای تاب‌آوردن چنین فشاری در زندگی خودمان نیز راهبردهایی عملی پیشنهاد می‌کند. <span>اندرسون </span>امیدوار است این رهنمودها کمک کند خوانندگان این کتاب به پا خیزند و کار درست را انجام دهند؛ حتی اگر برایشان دشوار باشد.</p>
<p> </p>
<h2><strong>افسان</strong><strong>ۀ</strong><strong> هیولاها</strong></h2>
<p> «خوبان عالم» هم ممکن است به رفتارهای ناپسندی از قلدربازی در حیاط مدرسه گرفته تا لاابالی‌گری در پردیس دانشگاه و آزار جنسی در محل کار دست بزنند. اندرسون معتقد است جلوگیری از رفتارهای ناپسند فقط با شناسایی هیولاها و مانع‌تراشی بر سر راهشان ممکن نمی‌شود. باید عواملی را شناسایی کنیم که آدم‌های درستکار را به گرفتن تصمیم‌های اهریمنی سوق می‌دهد. دلایل زیربنایی مختلفی برای این کار وجود دارد ازجمله: خطرهای گله، پیروی صرف از دستورها، موضوع هویت، رنج بی‌تصمیمی، تشدید تدریجی، درک سکوت و انفعال.</p>
<p> </p>
<h2><strong>چه کسی مسئول است؟</strong></h2>
<p>پژوهش‌های پرشماری نشان داده است در حضور آدم‌های دیگر تمایل چندانی به مداخله در مقابل رفتارهای نادرست نداریم. خیال می‌کنیم دیگران کاری کنند و لازم نیست خودمان دست‌به‌کار شویم. روان‌شناسان این گرایش را پخش‌شدن مسئولیت می‌نامند. بخش کنایه‌آمیز ماجرا این است: به‌دلیل همین پخش‌شدن مسئولیت، احتمال کمک‌کردن مردم به قربانی با تعداد افراد حاضر در صحنه نسبت عکس دارد. روان‌شناسان اسم این پدیده را «اثر تماشاگر» می‌گذارند. با این‌ حال این قاعده را می‌توانیم تغییر دهیم. گاهی، افراد حاضر در گروه قادرند از نقش تماشاگر خارج شوند.</p>
<p> </p>
<h2><strong>خطرهای ابهام</strong></h2>
<p> گاهی متوجه می‌شویم یک جای کار می‌لنگد؛ ولی دقیق مطمئن نیستیم چه می‌بینیم یا می‌شنویم. این اظهارنظر در اداره فقط یک شوخی بی‌ضرر است یا حرفی نژادپرستانه و توهین‌آمیز؛ چنین موقعیت‌های مبهمی پیش‌قدم‌شدن و اقدام‌کردن را برای افراد دشوارتر می‌کند. ما آدم‌ها، علاوه بر اینکه برخی مواقع درست نمی‌دانیم چه اتفاقی دارد می‌افتد، دلمان می‌خواهد برای تفسیر موقعیت، به رفتار دیگران تکیه کنیم. این دو عامل اغلب، مردم را از اقدام بازمی‌دارد؛ به‌ویژه اگر در موقعیتی گروهی باشند. این اتفاقی است که گاهی پیامدهای غم‌انگیزی دارد.</p>
<p> </p>
<h2><strong>تاوان کمک‌کردن</strong></h2>
<p>عوامل روان‌شناختی احساس مسئولیت را در ما مختل می‌کند و نمی‌گذارد به‌راحتی بفهمیم وضعیت اضطراری است یا نه. حتی در موقعیت‌های اضطراری واضح، اگر گمان کنیم تلاشمان برای جلوگیری از رفتار ناپسند خطرناک است، مداخله‌کردنمان سخت می‌شود. همچنین، از پیامدهای ناملموس‌تر باخبرکردن دیگران از رفتار ناپسند می‌ترسیم؛ پیامدهایی مانند سدشدن راه پیشرفت شغلی‌مان یا اسیر شدن در ناواردی اجتماعی. متأسفانه، این ترس و اضطراب ممکن است پیامدهای خطیری داشته باشد.</p>
<p> </p>
<h2><strong>قدرت گروه‌های اجتماعی</strong></h2>
<p>اگر اعضای گروه‌های اجتماعی خودمان مرتکب رفتارهای ناپسند شده باشند، اعتراض‌کردن هزینه‌های اجتماعی سنگین‌تری هم خواهد داشت. همین هزینه‌های اجتماعی است که بیشترمان را از معترض‌شدن به اعضای اجتماع خودمان بازمی‌دارد؛ خواه اعتراضمان به اعضای انجمن برادری باشد که اعضای سال اولی را به لاابالی‌گری ترغیب می‌کنند، خواه به همکارانی که به سخنی توهین‌آمیز می‌خندند. هزینه به‌قدری گزاف است که حتی از عضو نیازمند کمک چشم می‌پوشیم تا از دیگر اعضا محافظت کنیم.</p>
<p> </p>
<h2><strong>ایستادن جلوی قلدرها در مدرسه</strong></h2>
<p>به گفتۀ کنشگر ضدقلدرمآبی، راب فرنت، «به‌طور معمول، قلدرمآبی ابزاری اجتماعی است». فقط دانش‌آموزان معدودی که در رأس نردبان اجتماعی‌اند، محبوبیتشان به خطر نمی‌افتد و در نتیجه، خطر دفاع‌کردن از قربانیان قلدرمآبی را به جان می‌خرند. اعتمادبه‌نفس عامل دیگری است که به تمایل افراد به ایستادن رودرروی قلدرها می‌افزاید. همچنین، دانش‌آموزانی که به مهارت‌های اجتماعی خودشان اطمینان دارند، بهتر جلوی رفتارهای قلدرمابانه می‌ایستند.</p>
<p> </p>
<h2><strong>ترویج رفتارهای اخلاقی در محل کار </strong></h2>
<p>رفتارهای ایراددار به تمام سازمان‌ها ضرر می‌زنند. برای ریشه‌کن کردن این رفتارهای زشت، فقط شناسایی چند شخص زشت‌کردار کافی نیست؛  هرچند اغلب، مسمومیت از رأس سازمان به بخش‌های پایینی نشت می‌کند. برای این کار، باید فرهنگ محل کار را به شکل گسترده‌تری تغییر دهیم. محیط‌های کار باید فرهنگی را ترویج کنند که در آن، رفتار اخلاقی به‌معنای انجام کار درست باشد، نه پوشش‌دادن رفتارهای ناپسند همکاران.</p>
<p> </p>
<h2><strong>شوریدگان بر هنجارهای مرسوم را بشناسیم </strong></h2>
<p>آدم‌هایی که شجاعت اخلاقی نشان می‌دهند، همان کسانی هستند که روان‌شناسان نامشان را «شورشگر اخلاق» می‌گذارند. این‌ها «در برابر وضع موجود موضعی اصولی می‌گیرند و برای مطیع‌بودن، ساکت‌ماندن یا راه‌خودرارفتن، از ارزش‌هایشان دست نمی‌کشند». شورشگران اخلاق در برابر پیامدهای اجتماعی احتمالا منفی، مانند تأییدنشدن از سوی دیگران، طردشدن یا ناکامی‌های شغلی، با دل‌وجان از اصولشان دفاع می‌کنند.</p>
<p> </p>
<h2><strong>شورندگان بر هنجارهای مرسوم باشیم</strong></h2>
<p>راهبردهای مختلفی وجود دارد که همۀ ما می‌توانیم در خانه، محل تحصیل، محل کار، محلۀ خودمان به کار بگیریم تا شجاعت اخلاقی آدم‌ها را هنگام مواجهه با رفتارهای نادرست برانگیزیم و تغییر دل‌خواهمان را رقم بزنیم. بعضی از این راهبردها عبارت است از:</p>
<ol>
<li>تغییر را باور داشته باشید؛</li>
<li>مهارت‌ها و راهبردها را بیاموزید؛</li>
<li>تمرین کنید، تمرین کنید، تمرین کنید؛</li>
<li>نگران مسائل جزئی باشید؛</li>
<li>همدردی را تقویت کنید؛</li>
<li>درون گروه را بزرگ‌تر کنید؛</li>
<li>دنبال رهبران اخلاق‌مدار بگردید؛</li>
<li>هنجارهای اجتماعی را تغییر دهید؛</li>
<li>فرهنگ را تغییر دهید.</li>
</ol>
<p> </p>
<h2><strong>دربارۀ نویسندۀ دست روی دست نگذاریم</strong></h2>
<p>کاترین ای. سندرسون، رئیس بخش روان‌شناسی کالج آمهرست است. او مدرک کارشناسی روان‌شناسی‌اش را با تخصص بهداشت و توسعه از دانشگاه استنفورد گرفت و دوران کارشناسی ارشد و دکتری‌اش را در دانشگاه پرینستون گذرانده است. او کتاب‌هایی دربارۀ فرزندپروری و همچنین چگونگی تأثیر طرز فکر بر شادی، سلامتی و حتی طول عمر نوشته است.</p>
<p>اندرسون به‌طور منظم برای مخاطبان عمومی و شرکتی دربارۀ موضوعاتی مانند علم شادی و قدرت هوش هیجانی و روان‌شناسی شجاعت صحبت می‌کند. این گفت‌وگوها را بسیاری از رسانه‌های مهم از جمله واشنگتن‌ پست، بوستون گلوب، یواس‌ای تودی، آتلانتیک، سی‌ان‌ان و سی‌بی‌اس منتشر می‌‌کنند.</p>
<p> </p>
<h2><strong>فهرست مطالب دست روی دست نگذاریم</strong></h2>
<p>پیشگفتار مترجم</p>
<p>پیشگفتار نویسنده</p>
<p><strong>بخش یکم: سکوت خوبان عالم</strong></p>
<ul>
<li>فصل اول:‌ افسانۀ هیولاها</li>
<li>فصل دوم: چه‌کسی مسئول است؟</li>
<li>فصل سوم: خطرهای ابهام</li>
<li>فصل چهارم: تاوان کمک‌کردن</li>
<li>فصل پنجم: قدرت گروه‌های اجتماعی</li>
</ul>
<p><strong>بخش دوم: قلدرها و تماشاگرها</strong></p>
<ul>
<li>فصل ششم: ایستادن جلوی قلدرها در مدرسه</li>
<li>فصل هفتم: کاهش سوء رفتار جنسی در دانشگاه</li>
<li>فصل هشتم: ترویج رفتارهای اخلاقی در محل کار</li>
</ul>
<p><strong>بخش سوم: یاد بگیریم اقدام کنیم</strong></p>
<ul>
<li>فصل نهم: شورندگان بر هنجارهای مرسوم را بشناسیم</li>
<li>فصل دهم: شورندگان بر هنجارهای مرسوم باشیم</li>
</ul>
<p> </p>
<h2><strong>بریده‌هایی از کتاب دست روی دست نگذاریم</strong></h2>
<ul>
<li>هرگاه معترض‌شدن به رفتار ناپسند، هزینه‌های اجتماعی به ما تحمیل کند، دلمان نمی‌خواهد اعتراض کنیم. به نظر می‌رسد این بی‌میلی، بازتابندۀ تمایل ذاتی ما انسان‌ها به پیشگیری از هرگونه درد و رنج باشد.</li>
<li>ما انسان‌ها هنگام مواجهه با شواهدی که نشان می‌دهد خطایی از ما سر زده است، به‌طور فطری دلمان می‌خواهد دنبال کسی بگردیم تقصیر را گردن او بیندازیم. چون اگر تقصیر خودمان نباشد، به خودمان و چه‌بسا دیگران می‌قبولانیم ذاتاً آدم پاکی هستیم.</li>
<li>کاهش شدت واکنش مغز نشان می‌دهد اگر شما کاری را انجام دهید که به شما دستور داده‌اند‌، گویا به‌لحاظ عصب‌شناختی، آن کار برایتان معنای کمتری خواهد داشت تا زمانی که خودتان اراده می‌کنید‌. در نتیجه، افراد در قبال اقدام‌هایشان کمتر احساس مسئولیت می‌کنند و با احتمال بیشتری به رفتارهای خباثت‌بار دست می‌زنند.</li>
<li>افرادی که هنگام حضور در گروه کمتر به خودشان می‌اندیشند، بیشتر ممکن است به دیگران صدمه بزنند. شاید این رفتار زمانی بیشتر به چشم بیاید که افراد عضو گروه‌هایی‌اند که رقیب مستقیم یکدیگرند.</li>
</ul>
<p> </p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>leila.shahbazian</dc:creator>
<pubDate>Sat, 16 May 2026 09:05:06 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>معرفی کتاب قدرت عادت: راز تغییر عادت شناخت سازوکار آن است</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/472413-معرفی-کتاب-قدرت-عادت-رار-تغییر-عادت-شناخت-ساز-و--کار-آن-است.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/472413-معرفی-کتاب-قدرت-عادت-رار-تغییر-عادت-شناخت-ساز-و--کار-آن-است.html</link>
<description>چارلز دوهیگ در کتاب قدرت عادت با نگاهی علمی و پژوهشی به دنبال درک و شناسایی سازوکار عادت‌هاست، تا بتوان برای تغییر یا جانشینی احتمالی‌شان راهی یافت.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>لیلا شهبازیان</p>
<p>زندگی هریک از ما پر است از عادت‌های ریز و درشتی که شب‌وروزمان را با آن‌ها سر می‌کنیم. اگر می‌دانستید که عادت‌ها چه سهم بزرگی در کیفیت زندگی‌تان دارند شناخت آن‌ها را سرسری نمی‌گرفتید.</p>
<p>کتاب «قدرت عادت» نوشتۀ چارلز دوهیگ از جمله کتاب‌های مفید برای شناخت همۀ جانبۀ عادت‌هاست که خواندنش را به شما پیشنهاد می‌دهیم.</p>
<p> </p>
<h2><strong>کتاب قدرت عادت دربارۀ چیست؟</strong></h2>
<p>چارلز دوهیگ متولد 1974 است. او فارغ‌التحصیل رشتۀ تاریخ دانشگاه ییل است و مدرک MBA خود را از مدرسۀ کسب‌وکار هاروارد گرفته است. دوهیگ در این کتاب، با نگاهی علمی و پژوهشی و با تجزیه‌وتحلیل رویدادهای واقعی، دنبال درک و شناسایی سازوکار عادت‌هاست، تا بتوان به دنبال آن برای تغییر یا جانشینی احتمالی‌شان راهی یافت.</p>
<p>او نشان می‌دهد انسان‌ها چگونه اسیر عادت‌ها می‌شوند، و شرکت‌های بزرگ چگونه از عادت‌های مشتریانشان کمک می‌گیرند تا آن‌ها را به خرید وادارند. این کتاب سه بخش دارد: ا. عادت‌های افراد، 2. عادت‌های سازمان‌های موفق، 3. عادت‌های جوامع.</p>
<p> </p>
<h2><strong>کدام بخش از مغز رفتارهای خودکار و عادت‌های ما را کنترل می‌کند؟</strong></h2>
<p>بخش‌های عمیق‌تر و نزدیک‌تر به ساقۀ مغز، یعنی جایی که مغز با ستون فقرات تلاقی دارد، ساختارهای قدیمی‌تر و ابتدایی‌تر قرار دارد. این ساختارها رفتارهای خودکار مثل تنفس و بلع را کنترل می‌کند.</p>
<p>نزدیک مرکز جمجمه، توده‌ای بافتی، تجمعی بیضی شکل از سلول‌ها به اندازۀ توپ گلف وجود دارد که هسته‌های قاعده‌ای نام دارد. دانشمندان با آزمایش‌های متعدد بر روی موش‌ها متوجه شدند که هسته‌های قاعده‌ای، مرکز به یادآوردن الگوها و عمل‌کردن براساس آنها هستند. به بیان دیگر، هسته‌های قاعده‌ای حتی وقتی بخش‌های دیگر مغز به خواب می‌رود، عادت‌ها را ذخیره می‌کند. </p>
<p> </p>
<h2><strong>چرا عادت‌ها پدیدار می‌شوند؟</strong></h2>
<p>به گفتۀ دانشمندان مغز همواره دنبال راه‌هایی برای کم‌کردن زحمت است. مغز اگر به حال خود رها شود، سعی می‌کند هر روال را به عادت بدل کند؛ چون عادت‌ها تلاش مغز را کاهش می‌دهد.</p>
<p>این غریزۀ صرفه‌جویی، مزیت بسیار بزرگی دارد. مغز کارآمد فضای کمتری می‌خواهد که باعث می‌شود سر کودک کوچک‌تر شود و تولدش آسان‌تر و در نتیجه مرگ‌ومیر مادر و نوزاد کمتر شود. همچنین با مغزی کارآمد مجبور نیستیم پیوسته دربارۀ رفتارهای ابتدایی مانند راه‌رفتن و انتخاب غذا فکر کنیم.</p>
<p> </p>
<h2><strong>حلقۀ عادت چیست؟</strong></h2>
<p>فرآیند حلقۀ عادت سه مرحله دارد: در مرحلۀ اول، سرنخی هست، نشانه‌ای که به مغز می‌گوید باید وارد حالت خودکار شود و از کدام عادت استفاده کند. پس از آن، روالی وجود دارد که ممکن است فیزیکی، ذهنی یا هیجانی باشد و در آخر پاداشی که به مغز کمک می‌کند بفهمد آیا این حلقۀ خاص ارزش به‌یادسپاری دارد یا نه.</p>
<p>با گذشت زمان این حلقه، یعنی سرنخ، روال، پاداش؛ سرنخ، روال، پاداش، بیشتر و بیشتر خودکار می‌شود. سرنخ و پاداش ترکیب می‌شود و احساس قدرتمندی از پیش‌بینی و اشتیاق شکل می‌گیرد. در نهایت، خواه در یکی از آزمایشگاه‌های سرد ام‌آی‌تی باشید، خواه در مسیر پارکینگ خانه‌تان عادتی متولد می‌شود. </p>
<p> </p>
<h2><strong>خلق عادت‌های جدید با مغز مشتاق</strong></h2>
<p>عادت‌های جدید با کنار هم گذاشتن یک سرنخ، یک روال و یک پاداش شکل می‌گیرد. سپس میل شدیدی به وجود می‌آید که محرک حلقۀ عادت است.</p>
<p> سیگار کشیدن را درنظر بگیرید. وقتی فرد سیگاری، سرنخی را می‌بیند، فرض کنید سرنخش پاکتی مارلبرو باشد، مغزش انتظار دریافت کمی نیکوتین را در خود به وجود می‌آورد. فقط دیدن سیگار کافی است تا مغز به نیکوتین نیاز شدیدی پیدا کند. اگر نیکوتین نرسد، این نیاز آن‌قدر زیاد می‌شود که فرد سیگاری بدون هیچ فکری، دستش را به طرف مارلبرو می‌برد.</p>
<p> </p>
<h2><strong>قانون طلایی تغییر عادت چیست؟</strong></h2>
<p>این قانون بر اساس نتایج پژوهش‌های متعدد از قدرتمندترین ابزارهای تغییر است. در این قانون باید سرنخ قدیمی را نگه‌ داشت و پاداش قدیمی را عرضه کرد؛ اما روال جدیدی را در حلقه جای داد. اگر از همان سرنخ استفاده کنید و همان پاداش را بدهید، روال و در نتیجه عادت را تغییر می‌دهید. اگر سرنخ و پاداش تغییر نکند، کم‌وبیش هر رفتاری را دگرگون می‌کنید.</p>
<p>این قانون طلایی برای درمان سوءمصرف الکل، چاقی مفرط، اختلالات وسواسی افراطی و صدها رفتار مخرب دیگر تأثیر گذاشته است.</p>
<p> </p>
<h2><strong>برای تداوم تغییر عادت چه کنیم؟</strong></h2>
<p>عادت با به‌کارگیری قانون طلایی تغییر عادت بیش از هروقت دیگری انعطاف‌پذیر می‌شود. براساس این قانون بدون تغییر سرنخ و پاداش، می‌توانیم روال جدیدی را وارد حلقۀ عادت کنیم. اما این کافی نیست.</p>
<p>برای اینکه تغییرِ عادت تداوم داشته باشد، افراد باید باور کنند این تغییر شدنی است و این باور اغلب فقط با کمک گروه شکل می‌گیرد. وقتی در جایگاه عضوی از گروه به تغییر دست می‌زنید، احتمال موفقیتتان افزایش چشمگیری می‌یابد، حتی اگر این گروه دو عضو داشته باشد.</p>
<p> </p>
<h2><strong>عادت‌های بنیادین چیست؟</strong></h2>
<p>بعضی عادت‌ها، بیش از بقیۀ عادت‌ها در بازسازی کار و زندگی مهم است. این‌ها «عادت‌های بنیادین» است که بر نحوۀ کارکردن، غذاخوردن، بازی‌کردن، زندگی‌کردن، پول‌خرج‌کردن و برقراری ارتباط افراد تاثیر می‌گذارد. عادت‌های بنیادین فرآیندی را آغاز می‌کند که به مرور همه‌چیز را دگرگون می‌سازد.</p>
<p>بر مبنای عادت‌های بنیادین، موفقیت به درست انجام‌دادن تک‌تک کارها بستگی ندارد؛ بلکه به تشخیص چند اولویت کلیدی و تبدیلشان به اهرم‌‌هایی قدرتمند تکیه دارد.</p>
<p> </p>
<h2><strong>چگونه عادت‌های بنیادین را شناسایی کنیم؟</strong></h2>
<p>اگر بر تغییر یا پرورش عادت‌های بنیادین تمرکز کنید، تغییرات گسترده‌ای به وجود می‌آورید. با این حال، شناسایی عادت‌های بنیادین پیچیده است و برای یافتنشان، باید بدانید کجا دنبالشان بگردید. برای یافتن عادت‌های بنیادین باید دنبال ویژگی‌های مشخصی باشید. عادت‌های بنیادین دستاوردی برایمان دارد که در منابع پژوهشی به «پیروزی‌های کوچک» معروف است. آن‌ها با خلق ساختارهای جدید، به عادت‌های دیگر امکان شکوفایی می‌دهند و فرهنگ‌هایی را پایه‌ریزی می‌کنند که در آن‌ها، تغییر مسری می‌شود.</p>
<p> </p>
<h2><strong>استارباکس و عادت موفقیت: آنگاه که قدرتِ اراده خودکار می‌شود</strong></h2>
<p>پس از شکست تلاش‌های استارباکس برای افزایش قدرت ارادۀ کارکنانش از طریق عضویت آن‌ها در باشگاه یا کارگاه‌های آموزشی رژیم غذایی، مدیران تصمیم گرفتند رویکرد جدیدی اتخاذ کنند. آن‌ها رویدادهای درون فروشگاه‌ها را دقیق‌تر بررسی کردند و متوجه شدند کارکنانشان هنگام مواجهه با مانع، به عادت‌های سازمانی‌ای نیاز دارند که کنترل انضباط فردی را برایشان آسان‌تر کند. شرکت با تدوین مواد آموزشی جدید، روال‌هایی را برای کارکنان مشخص کرد تا در مواجهه با موانع دشوار از آنها استفاده کنند. این کتاب‌های راهنما، شیوۀ پاسخ‌گویی به سرنخ‌هایی خاص، مانند مشتری‌ای که فریاد می‌زند یا صف طولانی صندوق را به کارکنان آموزش داد.</p>
<p> </p>
<h2><strong>چرا برخی از مردم ناگهان روال‌های خریدشان را تغییر می‌دهند؟</strong></h2>
<p>یافته‌های آلن اندریاس، استاد موقت دانشگاه یوسی‌ال‌ای در پاسخ به این سؤال به رکن اصلی نظریه‌های بازاریابی مدرن در این زمینه بدل شده است.</p>
<p> به احتمال زیاد، عادت‌های خرید افراد وقتی تغییر می‌کند که اتفاق مهمی در زندگی‌شان می‌افتد. تغییر محل سکونت، ازدواج، طلاق، ازدست‌دادن یا عوض‌کردن شغل و بازگشت یا رفتن یکی از خانواده، تغییراتی در زندگی است که مصرف‌کنندگان را در برابر مداخلۀ بازاریابان آسیب‌پذیر می‌کند. </p>
<p> </p>
<h2><strong>چگونه می‌توانید از عادت‌های افراد بهره بگیرید، بی‌اینکه بفهمند همۀ جزئیات زندگی‌شان را بررسی کرده‌اید؟</strong></h2>
<p>فرقی نمی‌کند فروشندۀ آهنگ جدید، غذای جدید یا تختخواب جدیدی برای کودکان باشید، درسی که می‌گیرید یکسان است: اگر لباس عادت‌های قدیمی را به چیز جدیدی بپوشانید و آن چیز ناآشنا را آشنا جلوه دهید پذیرشش برای عموم آسان‌تر است. اگر آهنگ جدیدی که به گوش مخاطبان رادیو ناآشناست در بین دو آهنگ محبوب و آشنا پخش شود احتمال گوش‌دادن به آن و عوض‌نکردن کانال رادیویی بیشتر است.</p>
<p> </p>
<h2><strong>قدرت عادت‌های اجتماعی</strong></h2>
<p>اغلب مشاهدۀ نحوۀ شکل‌گیری عادت‌های اجتماعی دشوار است؛ ولی قدرت این عادت‌ها جهان را دگرگون می‌کند. عادت اجتماعی همان نیروهایی است که خیابان‌ها را از معترضان پر می‌کند؛ معترضانی که شاید یکدیگر را نشناسند یا شاید به دلایل متفاوت در راهپیمایی باشند. عادت‌های اجتماعی عامل حرکت معترضان در یک جهت می‌شود و برخی از طرح‌ها را به جنبش‌هایی برای تغییر جهان بدل می‌کند در حالی که جرقۀ برخی دیگر از این طرح‌ها خاموش می‌شود.</p>
<p> </p>
<h2><strong>رابطۀ فشار همتایان، عادت‌های اجتماعی و شکل‌گیری تغییرات اجتماعی گسترده</strong></h2>
<p>فشار همتایان احساس تعهدی است که افراد یک محله یا اجتماع در وجودشان احساس می‌کنند. توصیف فشار همتایان و عادت‌های اجتماعی که افراد را به پیروی از انتظارات گروه ترغیب می‌کند، دشوار است؛ چون اغلب ازنظر شکل و ظاهر از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. بااین‌حال، عادت‌های فشار همتایان وجه مشترکی دارد. این عادت‌ها اغلب از طریق پیوندهای ضعیف منتشر می‌شود و از انتظارات جمعی قدرت می‌گیرد. فشار همتایان به‌خودی‌خود برای تداوم جنبش کافی نیست؛ اما وقتی پیوندهای قوی دوستی و پیوندهای ضعیف موجود و فشار همتایان ادغام می‌شود، حرکتی باورنکردنی خلق می‌کند. در همین زمان است که شاهد تغییر اجتماعی گسترده‌ای خواهیم بود.</p>
<p> </p>
<h2><strong>جنبش‌ها چگونه شکل می‌گیرند؟ </strong></h2>
<p>جنبش‌ها به‌دلیل تصمیم‌گیری ناگهانیِ همگانی برای حرکت در یک مسیر به وجود نمی‌آیند. جنبش‌ها به الگوهای اجتماعی متکی‌اند و این الگوها در ابتدا از عادت‌های دوستی قدرت می‌گیرند، از طریق عادت‌های جامعه رشد می‌کنند و سپس شرکت‌کنندگان به عادت‌های جدیدی دست می‌یابند که هویتشان را تغییر می‌دهد و درنتیجه جنبش‌ها پایدار می‌مانند.</p>
<p> </p>
<h2><strong>آیا ما مسئول عادت‌هایمان هستیم؟ </strong></h2>
<p>عادت‌ها در ظاهر ساده است؛ اما در واقعیت چندان هم ساده نیست. عادت‌ها حتی وقتی در ذهنمان ریشه دوانده ‌است، قابلیت تغییر دارد. می‌توانیم عادت‌هایمان را انتخاب کنیم؛ اما باید راهش را بدانیم تمام اطلاعات ما دربارۀ عادت‌ها، از پژوهش‌های عصب‌شناسان دربارۀ مبتلایان به فراموشی گرفته تا کارشناسان سازمان‌هایی که شرکت‌هایشان را بازسازی می‌کنند، نشان می‌دهد اگر سازوکار عادت‌ها را درک کنیم، می‌توانیم تغییرشان دهیم.</p>
<p> </p>
<p><br></p>
<p> </p>
<p><br></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>leila.shahbazian</dc:creator>
<pubDate>Wed, 15 Apr 2026 22:36:58 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>معرفی کتاب گزینۀ دوم: تاب‌آوری و پس گرفتن شادی</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/472033-معرفی--کتاب--گزینۀ--دوم--تاب‌آوری--و--پس-گرفتن--شادی.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/472033-معرفی--کتاب--گزینۀ--دوم--تاب‌آوری--و--پس-گرفتن--شادی.html</link>
<description>شریل سندبرگ و آدام گرنت در کتاب «گزینۀ دوم» هرچه را دربارۀ تاب‌آوری آموخته‌اند با ما درمیان می‌گذارند تا بتوانیم با مدیریت و توانمندی با چالش‌ها و دشواری‌های زندگی مواجه‌شویم.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>لیلا شهبازیان </p>
<p>تاب‌آوری از آن ویژگی‌هایی است که در روزها و شرایط سخت بیش از هر ویژگی دیگری به دادمان می‌رسد تا کنترل اوضاع آشفتۀ زندگی را به دست آوریم. پیشنهاد می کنیم در این روزهای سخت جنگ نگاهی به کتاب گزینۀ دوم نوشتۀ شریل سندبرگ و آدام گرنت که با ترجمۀ علیرضا خاکساران توسط نشر آموخته منتشر شده بیندازید.</p>
<p>سندبرگ و گرنت هرچه را دربارۀ تاب‌آوری آموخته‌اند با ما درمیان می‌گذارند. سندبرگ که مصیبت مرگ همسرش را از سر گذرانده صادقانه از این تجربۀ بسیار دشوار می‌گوید. گرنت نیز که از متخصصان پیش‌گام در زمینۀ نحوۀ کشف انگیزه و معنا در زندگی است با تحقیقات روشنگرانۀ خود دربارۀ کسب توانمندی در مواجهه با سختی‌ها سندبرگ را همراهی می‌کند.</p>
<p> </p>
<h2>تاب‌آوری و تنفس دوباره</h2>
<p>کتاب گزینۀ دوم ما را متوجه این واقعیت مهم می‌کند که تاب‌آوری از درونمان و از پشتیبانی اطرافیان نشأت می‌گیرد. تاب‌آوری از سپاس قلبی‌مان بابت جوانب خوب زندگی‌مان و از پیشروی در وضعیتی افتضاح نشأت می‌گیرد؛ از تحلیل این موضوع که اندوه را چگونه پردازش می‌کنیم و از پردازش آن اندوه نشأت می‌گیرد. گاهی اختیارمان کمتر از آن است که تصور می‌کنیم. گاهی اوقات بیشتر.</p>
<p>سندبرگ معتقد است همه نمی‌توانند به‌راحتی دربارۀ مصیبت شخصی‌شان به‌صراحت صحبت کنند. همه به شخصه انتخاب می‌کنیم در چه زمانی و کجا احساسات‌مان را بیان کنیم. با وجود این، شواهد متقنی وجود دارند مبنی‌ بر اینکه ابراز نظر صریح دربارۀ ضربات روحی می‌تواند سلامت روانی و فیزیکی را بهبود دهد. صحبت با دوست یا اعضای خانواده اغلب به افراد کمک می‌کند تا عواطف خود را درک و احساس کنند که دیگران هم آن‌ها را درک کرده‌اند.</p>
<p> </p>
<h2>قانون نقره‌ای دوستی را دریابید</h2>
<p> هیچ راه مشخصی برای غصه‌خوردن و نیز د‌لداری دادن وجود ندارد. چیزی که به یک نفر کمک می‌کند، به نفر دیگر کمک نمی‌کند و حتی چیزی که یک روز به درد می‌خورد، روز بعد به درد نمی‌خورد. سندبرگ می‌گوید: زمانی‌ که بزرگ می‌شدم به من یاد دادند از این قاعدۀ طلایی پیروی کنم: با دیگران طوری رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند. اما وقتی کسی رنج می‌کشد، به‌جای پیروی از این قاعدۀ طلایی، لازم است از قانون نقره‌ای پیروی کنیم: با دیگران همان‌طور رفتار کنید که خودشان می‌خواهند. از کسی که غصه دارد سرنخ بگیرید و با فهم و درایت واکنشی نشان بدهید (یا بهتر از آن، وارد عمل شوید).</p>
<p>ما انسانیت خودمان را (اراده‌مان برای زندگی و توان‌مان برای عشق) را در پیوند با همدیگر پیدا می‌کنیم. همان‌طورکه افراد می‌توانند به رشد پس‌از ضربۀ روحی برسند و قوی‌تر شوند، اجتماعات هم می‌توانند. نمی‌توان گفت اجتماع شما چه روزی نیاز خواهد داشت به این قدرت متصل شود، اما خاطرجمع باشید که روزی نیاز خواهد داشت.</p>
<p> </p>
<h2>خیزش به جلو پس ‌از زمین‌خوردن</h2>
<p>از نظر نویسندگان کتاب گزینۀ دوم، جای تعجب نیست که بسیاری از بازمانده‌های ضربۀ روحی به ‌جایی می‌رسند که به دیگران کمک می‌کنند بر مشقتی چیره شوند که خودشان با آن روبه‌رو بوده‌اند. افراد پس ‌از تحمل مشقت، دانش جدیدی برای ارائه به کسانی دارند که تجربه‌های مشابه را از سر می‌گذرانند. این منبع منحصربه‌فردی از معناست، چون نه‌فقط زندگی‌مان، بلکه رنج‌مان را نیز هدفمند می‌کند. افراد در زمینۀ صدماتی که خودشان دیده‌اند به دیگران کمک می‌کنند تا زخم‌هایشان بیهوده نباشد.</p>
<p> </p>
<h2>پس‌گرفتن شادی</h2>
<p>فرقی نمی‌کند از نظر شما شادی یک طریقت، نهایت نافرمانی، چیزی تجملی یا یک ضرورت باشد؛ همه سزاوار شادی و لذت هستند. شادی به ما امکان می‌دهد به زندگی و عشق‌ورزی و کمک‌کردن به دیگران ادامه دهیم. حتی وقتی به‌شدت آشفته‌ایم، می‌توانیم در لحظاتی که گیرمان می‌آید یا خودمان خلق‌شان می‌کنیم، شادی را بیابیم. آشپزی، رقص، پیاده‌روی در طبیعت، دعا، رانندگی و زدن‌زیرآواز؛ تمام این‌ها می‌توانند موجب رهایی از درد و رنج شوند. وقتی این لحظات روی ‌هم اضافه شوند، می‌فهمیم که چیزی بیش‌از شادی به ما داده‌اند؛ به ما قدرت بخشیده‌اند.</p>
<p> </p>
<h2>کودکان تاب‌آور پرورش دهید</h2>
<p>سندبرگ و گرنت ما را دعوت می‌کنند کودکانی تاب‌آور پرورش دهیم. از نظر آن‌ها تاب‌آوری به فرصت‌هایی که کودکان دارند و روابطی که با والدین، سرپرست‌ها، معلم‌ها و دوستان‌شان برقرار می‌کنند بستگی دارد. می‌توانید کار خودتان را با کمک به رشد چهار باور اصلی در کودکان شروع کنید: 1. اخطار؛ بخش‌هایی از زندگی‌شان دست خود آن‌هاست؛ 2. می‌توانند از شکست درس بگیرند؛ 3. به عنوان انسان اهمیت دارند؛ و ۴. آن‌ها نقاط قوتی دارند که می‌توانند به آن‌ها متکی باشند و آن‌ها را با دیگران در میان بگذارند.</p>
<p> </p>
<h2>چگونه پس از شکست تاب‌آور شویم؟</h2>
<p> برای‌ اینکه پس‌ از شکست تاب‌آور باشیم، باید از شکست درس بگیریم. به نظر سندبرگ، اغلب اوقات این موضوع را می‌دانیم؛ فقط به آن عمل نمی‌کنیم. بیش ‌از اندازه احساس ناامنی می‌کنیم که به خطاهایمان پیش خودمان اعتراف کنیم یا بیش‌از اندازه مغروریم که این خطاها را نزد دیگران اعتراف کنیم. به‌جای اینکه به‌صراحت آن‌ها را به زبان بیاوریم، حالت دفاعی می‌گیریم و درش را تخته می‌کنیم. سازمان تاب‌آور با ایجاد فرهنگی که مشوق افراد برای اذعان اشتباه‌ها و پشیمانی‌هاست، به کارکنان خود کمک می‌کند تا بر این واکنش‌ها چیره شوند.</p>
<p> </p>
<h2>تاب‌آوری و عشق و خندۀ دوباره</h2>
<p>تاب‌آوری در عشق به این معناست که از چیزی نیرو بگیرید که می‌توانید با دیگران سهیم شوید. یافتن راهی برای ‌اینکه عشق در پستی‌وبلندی‌ها دوام داشته باشد. یافتن راه خودمان برای عشق‌ورزی زمانی‌که زندگی طبق نقشه‌مان پیش نمی‌رود. یافتن امید برای عشق و خندۀ دوباره، زمانی ‌که عشق‌تان ظالمانه از شما گرفته می‌شود و یافتن راهی برای اینکه به عشق بچسبیم، حتی زمانی‌که عشق‌تان از دست ‌رفته است.</p>
<p> </p>
<h2>کتاب گزینۀ دوم به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟</h2>
<p>مطالعۀ این کتاب یاریگر تمام کسانی است که با مشکلات مختلفی مواجه شده‌اند. اگر شما به تازگی یکی از عزیزانتان را از دست داده‌اید، بیمارید یا سروکلۀ طلاق، بیکاری، شکست حرفه‌ای یا ناامیدی در زندگی‌تان پیدا شده از گفته‌ها و توصیه‌های سندبرگ و گرنت بسیار می‌آموزید. این کتاب با تأکید بر تاب‌آوری مراحلی را بررسی می‌کند که می‌توانیم برای کمک به خودمان و دیگران طی کنیم.</p>
<p> </p>
<h2>فهرست مطالب کتاب گزینۀ دوم</h2>
<p>دربارۀ کتاب<br>دربارۀ نویسندگان<br>مقدمه<br>1. تنفس دوباره<br>2. بیرون‌انداختن فیل از اتاق<br>3. قانون نقره‌ای دوستی<br>4. خوددلسوزی و اعتماد به‌نفس<br>گلاویز‌شدن با خویشتن<br>5. خیزش به جلو پس از زمین‌خوردن<br>به کسی تبدیل می‌شوم که دستم را می‌گیرد<br>6. پس‌گرفتن شادی<br>7. پرورش کودکان تاب‌آور<br>8. قدرت‌یافتن در کنار هم</p>
<p>9. شکست و یادگیری در محل کار</p>
<p>10. عشق و خندۀ دوباره</p>
<p> </p>
<h2>دربارۀ نویسندگان کتاب گزینۀ دوم </h2>
<p>آدام گرنت روان‌شناس، استاد طراز اول دانشکدۀ کسب‌وکار وارتون و نویسندۀ دو کتاب پرفروش «آفرینشگران» و «ببخش و بگیر» است. گرنت از متخصصان پیش‌گام در زمینۀ نحوۀ کشف انگیزه و معنا و زندگی سخاوتمندانه‌تر و خلاقانه‌تر است. او بابت دستاوردهایش، از انجمن روان‌شناسی آمریکا و بنیاد ملی علوم جوایزی دریافت کرده و مطالبی در نیویورک‌تایمز می‌نویسد. آدام در فیلادلفیا به همراه همسر و سه فرزندشان زندگی می‌کند.</p>
<p>شریل سندبرگ رهبر کسب‌وکار، خیـّر و مدیر ارشد عملیاتی در فیس‌بوک است. او نویسندۀ کتاب پرفروش «زنان به پیش» است و سازمان LeanIn.Org را تأسیس کرده تا از تمام زنان در مسیر رسیدن به اهدافشان حمایت کند. پیش‌تر معاون آنلاین در گوگل و رئیس کارگزینیِ وزارت خزانه‌داری آمریکا بود. او به همراه دو فرزندش در کالیفرنیای شمالی زندگی می‌کنند.</p>
<p>شریل تمام درآمد حاصل از فروش این کتاب را به OptionB.Org اهدا کرده تا در مواجهه با سختی‌ها، توانایی تاب‌آوری را در خودشان ایجاد کرده و معنایی در زندگی پیدا کنند.</p>
<p> </p>
<h2>بریده‌هایی از کتاب گزینۀ دوم</h2>
<ul>
<li>وقتی ساکت می‌مانیم اغلب از خانواده، دوستان و همکاران جدا می‌افتیم. حتی در شرایط معمولی تنهاماندن با افکار خودمان می‌تواند آزاردهنده باشد.</li>
<li>مصیبت نباید شخصی، فراگیر یا دائمی باشد، اما تاب‌آوری باید این‌گونه باشد. می‌توانیم تاب‌آوری را ایجاد کنیم و در سراسر زندگی همراه خودمان داشته باشیم.</li>
<li>وقتی اسم احساسات منفی‌‌تان را مشخص کردید، راحت‌تر با آن‌ها برخورد می‌کنید. هرچه این اسم مشخص‌تر باشد، بهتر است. برای تأمل دربارۀ احساساتمان، جملۀ «احساس می‌کنم تنها هستم» بیشتر از جملۀ مبهم «احساس خیلی بدی دارم» کمکمان می‌کند. وقتی احساساتمان را به زبان می‌آوریم، در برابر آن‌ها به خودمان قدرت بیشتری می‌دهیم.</li>
<li>اعتمادبه‌نفس نقشی حیاتی در خوشبختی و موفقیت دارد. وقتی اعتمادبه‌نفس نداریم، بر کاستی‌هایمان متمرکز می‌شویم. نمی‌توانیم مشکلات جدید را بپذیریم و مهارت‌های جدید را بیاموزیم. تردید داریم به ریسک کوچکی دست بزنیم که می‌تواند منجر به فرصت بزرگی شود.</li>
<li>رشد پس از ضربۀ روحی می‌تواند پنج شکل مختلف داشته باشد: یافتن نقاط قوت شخصی، درک جنبه‌های مثبت زندگی، برقراری روابط عمیق‌تر، کشف معنای بیشتر در زندگی و مشاهدۀ گزینه‌های احتمالی جدید.</li>
<li>بسیاری معنا را در یافتن مذهب یا پذیرش معنویت می‌دانند. تجربه‌های همراه با ضربۀ روحی ممکن است به اعتقادی عمیق‌تر بینجامند و کسانی که باورهای مذهبی و معنوی قوی‌تری دارند، میزان تاب‌آوری و رشد بیشتری از خودشان نشان می‌دهند.</li>
<li>ما همه نقاط کور داریم (نقاط ضعفی که دیگران می‌بینند اما خودمان نمی‌بینیم)، گاهی این نقاط کور را انکار می‌کنیم، گاهی فقط نمی‌دانیم کدام کارمان اشتباه است. کسانی که بیشترین درس را در مسیر زندگی حرفه‌‌ای‌ام از آن‌ها آموخته‌ام، آن‌هایی‌اند که نشانم دادند کدام مسائل را نمی‌بینم.</li>
</ul>
<p> </p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>leila.shahbazian</dc:creator>
<pubDate>Tue, 17 Mar 2026 15:09:58 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>معرفی کتاب مرگِ تخصص: چرا صدای متخصصان را نمی‌شنویم؟</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/471744-معرفی--کتاب--مرگ--تخصص--چرا--صدای--متخصصان--را--نمی-شنویم-.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/471744-معرفی--کتاب--مرگ--تخصص--چرا--صدای--متخصصان--را--نمی-شنویم-.html</link>
<description>بحران بی اعتمادی به متخصصان یکی از مهم‌ترین بحران‌های فکری عصر ماست که تام نیکولز با دقت و ظرافت زیادی به واکاوی آن در کتاب مرگ تخصص پرداخته است.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>لیلا شهبازیان</p>
<p>تام نیکولز در این کتاب که با ترجمۀ حسین خدادای توسط نشر آموخته منتشر شده است نشان می‌دهد که چگونه جامعۀ امروز، در میان انفجار اطلاعات و گسترش بی‌سابقۀ رسانه‌ها، به‌تدریج از ارزش تخصص فاصله گرفته و به سمت نوعی «دموکراسیِ افراطیِ نظرها» حرکت کرده است؛ جایی که هر فرد، صرف‌نظر از میزان آگاهی‌اش، خود را هم‌سطح متخصصان می‌بیند و حتی گاهی به‌طور فعال با آنان مخالفت می‌کند.</p>
<p><br></p>
<h2>بحران دانایی در عصر فراوانی اطلاعات</h2>
<p>این استاد دانشگاه و تحلیل‌گر باسابقۀ آمریکایی با نگاهی تاریخی و تحلیلی توضیح می‌دهد که چگونه فراوانی اطلاعات -که زمانی امید می‌رفت به گسترش آگاهی منجر شود- در عمل به سردرگمی، اعتمادبه‌نفس کاذب و گسترش اطلاعات غلط انجامیده است.</p>
<p> این پژوهشگر نشان می‌دهد که دسترسی بی‌وقفه به داده‌ها، بدون مهارت تحلیل و بدون درک عمیق، نه‌تنها دانش تولید نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود افراد تصور کنند «همه چیز را می‌دانند». این توهم دانایی، به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی، به سرعت تکثیر می‌شود و فضایی می‌سازد که در آن تجربۀ علمی و سال‌ها آموزش تخصصی، با یک جست‌وجوی سطحی در اینترنت برابر فرض می‌شود.</p>
<p> </p>
<h2>نقش رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در مرگ تخصص</h2>
<p>یکی از بخش‌های مهم کتاب، تحلیل نیکولز از نقش رسانه‌های نوین است. او توضیح می‌دهد که چگونه الگوریتم‌ها، سرعت انتشار، و فرهنگ واکنش‌های لحظه‌ای، باعث شده‌اند مرجعیت علمی و تخصصی جای خود را به صدای بلندتر، هیجان‌انگیزتر و گاهی گمراه‌کننده‌تر بدهد. در چنین فضایی، متخصصان نه‌تنها شنیده نمی‌شوند، بلکه گاهی به‌عنوان «نخبه‌گرایان بی‌خبر از مردم» مورد حمله قرار می‌گیرند.</p>
<p> </p>
<h2>پیامدهای سیاسی و اجتماعی مرگ تخصص</h2>
<p>نیکولز با مثال‌هایی از حوزه‌های پزشکی، امنیت ملی، سیاست‌گذاری عمومی و آموزش نشان می‌دهد که بی‌اعتنایی به تخصص، تنها یک مشکل فرهنگی نیست؛ بلکه تهدیدی جدی برای سلامت جامعه و کیفیت تصمیم‌گیری‌های کلان است. او هشدار می‌دهد که جامعه‌ای که به متخصصان بی‌اعتماد است، به‌راحتی قربانی اطلاعات غلط، پوپولیسم، تئوری‌های توطئه و تصمیم‌های هیجانی می‌شود. این روند، به‌ویژه در بحران‌های جهانی - از پاندمی‌ها گرفته تا بحران‌های سیاسی- می‌تواند پیامدهای فاجعه‌بار داشته باشد.</p>
<p> </p>
<h2>دفاع از تخصص، نه نخبه‌گرایی</h2>
<p>یکی از نکات مهم کتاب این است که نیکولز از «نخبه‌گرایی» دفاع نمی‌کند؛ بلکه از ارزش دانشِ مبتنی بر تجربه، پژوهش و آموزش عمیق دفاع می‌کند. او تأکید می‌کند که متخصصان نیز ممکن است اشتباه کنند، اما اشتباه آنان بر پایۀ روش علمی و قابل اصلاح است؛ در حالی که اشتباهات ناشی از اعتمادبه‌نفس کاذب و ناآگاهی، معمولاً پرهزینه‌تر و خطرناک‌تر است.</p>
<p> </p>
<h2>چرا «مرگ تخصص» مهم است؟</h2>
<p>این کتاب به ما یادآوری می‌کند که دانش، یک سرمایۀ جمعی است؛ سرمایه‌ای که اگر از آن مراقبت نکنیم، جامعه در برابر بحران‌ها آسیب‌پذیرتر می‌شود. نیکولز با زبانی روشن و مثال‌هایی ملموس نشان می‌دهد که بازگشت به ارزش تخصص، نه یک تجمل فکری، بلکه یک ضرورت اجتماعی است.</p>
<p>«مرگ تخصص» کتابی است برای هر کسی که می‌خواهد بفهمد چرا جهان امروز این‌قدر پر از صداهای متناقض، سوءتفاهم‌های گسترده و بی‌اعتمادی عمومی است و چگونه می‌توان دوباره به گفت‌وگوی منطقی، یادگیری عمیق و احترام به دانش بازگشت.</p>
<p> </p>
<h2>مرگ تخصص به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟</h2>
<p>«مرگِ تخصص» برای طیف گسترده‌ای از خوانندگان ارزشمند است، اما به‌طور ویژه به دانشجویان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به علوم انسانی و اجتماعی؛ برای کسانی که می‌خواهند رابطه میان دانش، رسانه و جامعه را بهتر درک کنند و نگاه انتقادی‌تری به جریان اطلاعات داشته باشند؛ فعالان رسانه، روزنامه‌نگاران و تولیدکنندگان محتوا که می‌خواهند بفهمند چرا اعتماد عمومی به رسانه‌ها کاهش‌یافته و چگونه می‌توان دوباره اعتبار ساخت؛ و برای معلمان، اساتید و متخصصان حوزۀ آموزش؛  و نیز مدیران، تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران که باید در محیطی پر از اطلاعات غلط تصمیم‌های حساس بگیرند.</p>
<p>به شما هم اگر از موج «من هم می‌دانم» در شبکه‌های اجتماعی خسته شده اید پیشنهاد می کنیم این کتاب را مطالعه کنید تا بفهمید چرا این پدیده شکل گرفته و چطور می‌توان در برابر آن ایستاد.</p>
<p> </p>
<h2>دربارۀ نویسندۀ مرگ تخصص</h2>
<p><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2026-02/1771383110_-.webp" width="700" height="500" alt="تام نیکولز نویسنده و تحلیل‌گر" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"></p>
<p>تام نیکولز استاد دانشگاه در امور بین‌الملل است و در حال حاضر در کالج نیروی دریایی آمریکا و مدرسۀ توسعۀ هاروارد تدریس می‌کند. نیکولز از نظر سیاسی محافظه‌کار است اما در عین حال در انتخابات سال 2016 آمریکا از مخالفان سرسخت ترامپ بود. او یکی از متخصصان مسائل مربوط به روسیه، تسلیحات هسته‌ای و امور امنیت ملی شناخته می‌شود و در این حوزه‌ها فعال است.</p>
<p> </p>
<h2><strong>فهرست مطالب</strong><strong> مرگ تخصص</strong><strong><br></strong></h2>
<p>مقدمه مرگ متخصص</p>
<p>فصل اول: متخصصان و شهروندان</p>
<p>فصل دوم: چه شد که گفت‌وگو ملال‌آور شد؟</p>
<p>فصل سوم: آموزش عالی</p>
<p>فصل چهارم: اجازه دهید در گوگل جست‌وجو کنم</p>
<p>فصل پنجم:  روزنامه‌نگاری نوینِ «نوین»</p>
<p>فصل ششم: آنگاه که متخصصان اشتباه می‌کنند</p>
<p>جمع‌بندی: متخصصان و دموکراسی</p>
<p><br></p>
<h2>بریده‌هایی از مرگ تخصص</h2>
<ul>
<li>مرگ تخصص فقط به معنای انکار دانش موجود نیست، بلکه به معنای انکار علم و عقلانیت بی‌تعصب است.</li>
<li>استعداد برای تخصص ضرورت دارد. ارنست همینگوی دربارۀ نویسندگی می‌گوید: یکی از ابزار ضروری برای نویسندگی جدیت است. متاسفانه دومی استعداد است.</li>
<li>تجربه و تأیید افراد حرفه‌ای اهمیت دارد، اما باید این حکمت قدیم چینی را هم در نظر داشت که می‌گوید برحذر باشید از صنعتگری که می‌گوید بیست سال تجربه دارد، در حالی که در واقعیت فقط یک سال تجربه را بیست سال تکرار کرده است.</li>
<li>آشنایی با شناخت فرق دارد. درک با تحلیل فرق دارد. تخصص، بازی با شبه‌واقعیت‌ها نیست.</li>
<li>اگر با کسی مخالف هستید، می‌توانید بگویید اشتباه می‌کند، اطلاعاتش نادرست است، نادقیق است یا هر چیز دیگری. ولی هرگز او را احمق خطاب نکنید.</li>
<li>«سوگیری تأییدی» رایج‌ترین و آزاردهنده‌ترین مانع گفت‌وگوهای ثمربخش است. آن هم نه فقط میان متخصصان و مردم عادی. منظور از سوگیری تأییدی این است که انسان گرایش دارد به دنبال اطلاعات مؤید باورهایش باشد، فقط واقعیت‌هایی را بپذیرد که تببین‌های مدنظرش را تقویت می‌کنند، و از داده‌هایی چشم‌پوشی کند که دانسته‌های پیشینش را خدشه‌دار می‌سازد.</li>
<li>امروزه دانشگاه را به شکل یک بسته تعطیلات چند ساله بازاریابی می‌کنند نه به شکل قرارداد با یک مؤسسه و دانشکده با هدف دریافت یک دورۀ آموزشی. این کالایی‌شدن تجربۀ دانشگاه نه تنها ارزش مدرک دانشگاهی را از بین می‌برد بلکه اعتماد‌به‌نفس مردم عادی دربارۀ معنای دانشگاه را هم متزلزل می‌کند.</li>
</ul>
<p> </p>
<p><br></p>
<p> </p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>leila.shahbazian</dc:creator>
<pubDate>Wed, 18 Feb 2026 06:14:47 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>رونمایی از نخستین تصویر بهنوش طباطبایی در فیلم سینمایی «گیس»</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/471420-رونمایی-از-نخستین-تصویر-بهنوش-طباطبایی-در-فیلم-سینمایی-«گیس».html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/471420-رونمایی-از-نخستین-تصویر-بهنوش-طباطبایی-در-فیلم-سینمایی-«گیس».html</link>
<description>همزمان با آغاز اکران مردمی و استقبال گسترده از فیلم «گیس» در سینماهای مردمی، نخستین تصویر بهنوش طباطبایی منتشرشد.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><span style="word-spacing:0.1em;">به نقل از روابط عمومی پروژه؛ فیلم سینمایی «گیس» به کارگردانی محسن جسور و تهیه‌کنندگی سید مهدی جوادی از اولین تصویر بهنوش طباطبایی رونمایی شد.</span></p>
<p>فیلمنامه این فیلم که به التهابات کارگری ماه‌شهر می‌پردازد؛ به قلم کاظم دانشی است. در خلاصه داستان گیس آمده است: خیانت، مرگ و عشقی که‌ بهای سنگینی دارد. در گیس حامد بهداد، الهه حصاری، عرفان ناصری، علیرضا آرا، حسین پورکریمی و سپهر گندمی به ایفای نقش پرداخته‌اند. </p>
<p>دیگر عوامل فیلم عبارتند از: جانشین تهیه کننده: علیرضا حقیقی قریب، مجری طرح: بهزاد هاشمی، مدیرتولید: مینا سنگ سفیدی، مدیر فیلمبرداری: آرش رمضانی، طراح گریم:شهرام خلج، تدوین: عماد خدابخشی، طراح صحنه دکور: بابک کریمی طاری، آهنگساز:‌ بهزاد عبدی، صداگذار: آرش قاسمی، طراح لباس: نفیسه ناصرنیا، طراح جلوه‌های میدانی: آرش آقا بیک، طراح جلوه‌‌های ویژه بصری: کامیار شفیع‌پور و مدیر روابط‌عمومی و تبلیغات: فاطمه آذری.</p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>mohamadreza.moein</dc:creator>
<pubDate>Mon, 02 Feb 2026 11:48:10 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>«نگهبانان خورشید» افتتاح‌کننده جشنواره فجر ۴۴ شد/ رونمایی از پوستر نگهبانان خورشید</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/471384-«نگهبانان-خورشید»-افتتاح-کننده-جشنواره-فجر-۴۴-شد--رونمایی-از-پوستر-نگهبانان-خورشید.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/471384-«نگهبانان-خورشید»-افتتاح-کننده-جشنواره-فجر-۴۴-شد--رونمایی-از-پوستر-نگهبانان-خورشید.html</link>
<description>در آستانه اکران پویانمایی «نگهبانان خورشید» از پوستر این فیلم رونمایی شد.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <header class="header_news">
<p class="lead"><span style="word-spacing:0.1em;">به گزارش روابط عمومی مهوا، «نگهبانان خورشید»، شنبه ۱۱ بهمن، ساعت ۱۴ به عنوان اولین فیلم، در پردیس سینمایی ملت، در کاخ رسانه به نماش در خواهد آمد.</span></p>
</header>
<div id="echo_detail" class="echo_detail ck_editor">
<div class="noprint zxc" id="inline_zxc_2"></div>
<p>این پویانمایی به کارگردانی عماد رحمانی و مهراد محرابی و تهیه‌کنندگی مهدی جعفری جوزانی ساخته شده است. نگهبانان خورشید، سومین اثر پیاپی مجموعه مهوا، است که پس از «شمشیرو اندوه» و «افسانه سپهر»، برای سومین سال متوالی حضور تیم مهوا را اینبار با مشارکت ویستا مدیا در جشنواره فیلم فجر رقم می‌زند.</p>
<div class="noprint zxc" id="inline_zxc_3"></div>
<p>طراحی پوستر را مصطفی اکبری انجام داده است. </p>
<p><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2026-01/1674802_395.jpg" alt="" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"> </p>
<div class="noprint zxc" id="inline_zxc_4"></div>
<p>در خلاصه داستان «نگهبانان خورشید» آمده است:«پسربچه‌ای ۹ ساله با شمشیری چوبی، دل یک محوطه باستانی، ناخواسته مقابل قاچاقچیان آثار تاریخی می‌ایستد و در ماجرایی شاد و موزیکال، درمی‌یابد که قهرمانی از شجاعت می‌آید، نه از قدرت.»</p>
<div class="noprint zxc" id="inline_zxc_5"></div>
<p>ناهید امیریان، آرزو آفری، حامد عزیزی، سحر چوبدار، مهدی ثانی‌خانی، امیرحسین صفایی و میثم کبیری صداپیشگی شخصیت‌های این اثر را بر عهده دارند.</p>
<div class="noprint zxc" id="inline_zxc_6"></div>
<p>این اثر محصول کارخانه صنایع سرگرمی مهوا و ویستا مدیا است.</p>
</div> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>razieh.changiz</dc:creator>
<pubDate>Sat, 31 Jan 2026 11:18:05 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>انتشار کتاب شعر «سراپرده خورشید» اثر استاد اسماعیل صفریان؛ یادمان شاعری آرام و اندیشمند از همدان</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/471357-انتشار-کتاب-شعر-«سراپرده-خورشید»؛-یادمان-شاعری-آرام-و-اندیشمند-از-همدان.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/471357-انتشار-کتاب-شعر-«سراپرده-خورشید»؛-یادمان-شاعری-آرام-و-اندیشمند-از-همدان.html</link>
<description>کتاب شعر «سراپرده خورشید» اثر زنده‌یاد استاد اسماعیل صفریان، متخلص به «نافذ همدانی»، منتشر شد.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><br></p>
<p><span class="p" dir="rtl"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2026-01/photo_2026-01-28_14-43-06.jpg" alt="" width="140" height="140" style="float:right;"><b> حميدرضا نظری:</b></span></p>
<p>کتاب شعر «سراپرده خورشید» اثر زنده‌یاد استاد اسماعیل صفریان، متخلص به «نافذ همدانی» منتشر شد. </p>
<p> نافذ همدانی از شاعران تأثیرگذار اما کم‌هیاهوی شعر معاصر ایران به‌شمار می‌رود؛ شاعری که با تکیه بر زبان کلاسیک، پیوندی عمیق میان عشق، اندیشه و تأمل برقرار کرد. او در سال ۱۳۱۴ در همدان متولد شد و پس از سال‌ها حضور مؤثر در فضای ادبی، در شهریور ۱۳۷۲ در تهران درگذشت و در کنار چهره‌هایی چون مهرداد اوستا، مجتبی مینوی، کیوان سمیعی و محمدحسین مشایخ فریدنی به خاک سپرده شد.</p>
<p>نافذ همدانی در نوجوانی به تهران آمد و در کنار فعالیت حرفه‌ای در بازار فرش ـ که به‌واسطه ذوق هنری‌اش به مشاوره با موزه فرش ایران نیز انجامید ـ همواره دل در گرو ادبیات و شعر فارسی داشت. حضور مستمر در انجمن‌های ادبی و همنشینی با بزرگانی چون مهرداد اوستا، مشفق کاشانی، محمد گلبن، قدسی خراسانی، حسین منزوی، محمدعلی بهمنی و دیگر شاعران و اندیشمندان، از او چهره‌ای مستقل، عمیق و در عین حال پیوندخورده با طیف‌های متنوع فکری ساخت.</p>
<p>شعر نافذ همدانی در قالب‌های کلاسیک چون غزل، قصیده، مثنوی، رباعی و چهارپاره سروده شده و از دو محور اصلی برخوردار است: نخست، بیان احساسات و درونیات شاعر در مواجهه با جهان هستی و دوم، نگاهی انتقادی و هشیارانه به شرایط اجتماعی و روزگار. در جهان‌بینی او، هستی سرشار از حیرت است و حقیقت همواره فراتر از پندارهای انسانی قرار دارد.</p>
<p>کتاب «سراپرده خورشید» تلاشی است برای بازخوانی و پاسداشت میراث شاعری که عشق را جوهر معنا‌بخش زندگی می‌دانست و آن را حادثه‌ای یگانه و تکرارناپذیر می‌دید؛ چنان‌که در ابیات پایانی شعر «سوز و گداز» می‌سراید:</p>
<p>دود شد شمعی به خود پیچید و رفت<br>ماند از پروانه‌ای خاکستری</p>
<p>کی شود زان دود و خاکستر پدید<br>خلوت سوز و گداز دیگری</p>
<p>انتشار این اثر، فرصتی تازه برای آشنایی نسل امروز با صدای شاعری است که بی‌ادعا، اما ماندگار، در حافظه شعر فارسی جای دارد.</p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2026-01/photo_2026-01-28_14-43-17.jpg" alt=" نافذ همدانی" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption> نافذ همدانی </figcaption>
</figure>
<p>  </p>
<p>سراپرده خورشيد</p>
<p>برخیز قفس بشکن و آهنگ سفر کن      سیری به هوای دل آفاق سیر کن<br>در کوی شب ای شبنم جان جلوه گهی نیست      صبحی به سراپرده خورشید سفر کن<br>چون نکهت جان‌بخش گل از پرده برون آی       همپای صبا دست در آغوش سحر کن<br>بگشای پر همت و در پهنه پرواز                        پایان نظر نقطه پرواز دگر کن<br>غیر از تو کران تا به کران سد رهی نیست               بگذار به ره گامی و از خویش گذر کن<br>گرداب عدم ساحل درماندگی تست                       چون موج به دریای طلب سینه سپر کن<br>آئینه هستی دل صاحب‌نظران است                           دل را به صفا پرده گلریز نظر کن<br>چون چشمه جوشان به رگ جوی روان شو            وز بستر مرداب گران‌خواب حذر کن<br>تا گوهر جان آب صفایی نپذیرد                          سیراب دل از چشمه خوناب جگر کن<br>گیرم که ز پی شام جهان را سحری نیست             روشن به چراغی دل خود را چو گهر کن<br>"نافذ" به ره عشق ادب ورز و در این کار            دل درگرو کلک دل‌آویز هنر کن</p>
<p><br></p>
<p>سوز و گداز</p>
<p>بارها شب تا سحرگاهان زدم                        واپسین گام نفس در کوی مرگ<br>تا مگر ریزم دریغی را به‌پای                          از نهال زندگانی شاخ و برگ<br>***<br>آرزو را وقت بدرودن چه بود                        آن‌همه بذری که از امید کاشت<br>کشت عمری لحظه‌لحظه خویش را                  تا کدامین کشته را بر جا گذاشت<br>***<br>لحظه‌ها را حجله بند عمر گشت                     روزها و سال‌ها آئینه دار<br>زان همه آمد شدن نقشی نبست                          کلک طراح گذشت روزگار<br>***<br>مزرعه بند زمان را تخم مرگ                       در زمین جلوه‌ها چون زادن است<br>تا برآید سبزه‌ای از زیرخاک                       دانه‌ای در حالت جان دادن است<br>***<br>مرگ آن دانه سبب آمد که باز                        سبزه‌ای دیگر نماید خویش را<br>تا چه خواهد زین همه غیب و حضور                 آنکه زاید نفس مرگ‌اندیش را<br>***<br>کس ندانست و نداند در جهان                    این‌همه زادن برای مرگ چیست<br>چون بهاران را خزانی در پی است                 شاخه‌ها را خرمی از برگ چیست<br>***<br>مرگ اگر جفت حیاتستی کجا                        مرده شمعی روشنی از سر گرفت<br>وز دیار شب به بال شعله زا                         تا دم‌صبح نخستین پر گرفت<br>***<br>شعله‌ای از جان شمعی سر کشید                   آتشی در خرمن پروانه زد<br>کس چه داند این دو قرعه فال را                    تا کدامین آگه دیوانه زد<br>***<br>دود شد شمعی به خود پیچید و رفت                   ماند از پروانه‌ای خاکستری<br>کی شود زان دود و خاکستر پدید                    خلوت سوزوگداز دیگری</p>
<p><br></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>razieh.changiz</dc:creator>
<pubDate>Wed, 28 Jan 2026 08:44:04 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>معرفی کتاب «سرسختی؛ قدرت اشتیاق و پشتکار»: بُرد با سخت‌کوشان است نه باهوشان</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/471355-معرفی-کتاب-سرسختی-قدرت-اشتیاق-و-پشتکار-بُرد-با-سخت-کوشان-است-نه-باهوشان.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/471355-معرفی-کتاب-سرسختی-قدرت-اشتیاق-و-پشتکار-بُرد-با-سخت-کوشان-است-نه-باهوشان.html</link>
<description>آنجلا داک‌ورث در کتاب «سرسختی؛ قدرت اشتیاق و پشتکار» می‌گوید که برای رسیدن به اهداف بلندمدت و موفقیت بیش از هر چیز به سخت‌کوشی، اشتیاق و پشتکار نیازمندیم.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><b> لیلا شهبازیان:</b> قرن‌هاست که در دام افسانۀ استعداد ذاتی افتاده‌ایم. در گوشمان خوانده‌اند که برای فتح قله‌های موفقیت باید تیزهوشانی مادرزاد باشیم. آنجلا داک‌ورث در کتاب «سرسختی: قدرت اشتیاق و پشتکار» براساس دهه‌ها پژوهش علمی و روانشناختی نشانمان می‌دهد که پشتکار و سخت‌کوشی است که جاده موفقیت را برایمان هموار می‌کند.</p>
<p><br></p>
<h2>استعداد حواسمان را پرت کرده است</h2>
<p>داک‌ورث در این کتاب که با ترجمۀ هدی پری‌زاده توسط نشر آموخته منتشر شده است، معتقد است که استعداد چه‌بسا در کوتاه‌مدت و به‌صورت مقطعی کارگشا باشد، ولی برای رسیدن به اهداف بلندمدت به ویژگی‌های دیگری چون اشتیاق و پشتکار نیاز است.</p>
<p> او اشتغال فکری به استعداد را مضر می داند و بزرگ‌‌ترین دلیلش هم این است: وقتی همۀ توجه‌ها به استعداد باشد، این خطر به وجود می‌آید که همۀ چیزهای دیگر نادیده گرفته شود. دراین‌صورت، نادانسته و به‌اشتباه این پیام را منتقل می‌کنیم که عوامل دیگر، ازجمله سرسختی، زیاد مهم نیستند. تمرکز بر استعداد، حواسمان را از آن تلاش که دست‌کم به همان اندازه اهمیت دارد، پرت می‌کند.</p>
<p>بی‌تلاش، استعدادتان فقط ظرفیتی، محقق نشده است. بی‌تلاش به مهارت سان و بیش‌از کاری نیست بی تلاش، مهارتتان بیش‌از کاری نیست که می توانستید انجام دهید، ولی ندادید. با تلاش، استعداد به مهارت تبدیل می‌شود و همان تلاش، مهارت را به بار می‌نشاند.</p>
<p> </p>
<h2>سرسختی رشد می‌کند</h2>
<p>داده‌هایی که داک‌ورث دربارۀ سرسختی و سن جمع‌آوری کرده ‌است با دو حکایت مختلف همخوانی دارد. یکی از حکایت‌ها این است که سرسختی ما به دوره‌ای فرهنگی بستگی دارد که در آن بزرگ شده‌ایم. حکایت دیگر این است که ما هرچه سنمان بیشتر می‌شود، سرسختی‌مان هم بیشتر می‌شود. هر دوی این‌ها را می‌توان درست دانست. در هر صورت، این تصور نشان می‌دهد که سرسختی ثابت نیست. سرسختی هم مانند همۀ جنبه‌های دیگر خصوصیات روان‌شناختی‌تان، انعطاف‌پذیرتر از آن است که فکر می‌کنید.</p>
<p> </p>
<h2>فرهنگ سرسختی</h2>
<p>فرهنگ در اصل هنجارها و ارزش‌های گروهی از افراد است. به بیانی دیگر هر زمان گروهی از افراد دربارۀ نحوۀ کارها و علت آن باهم به توافق برسند، فرهنگ، تمایز خود را نشان می‌دهد. هرچه تفاوت نحوۀ کارکرد بقیه دنیا با این گروه بیشتر باشد، پیوندهای بین این افرادی که به قول روان‌شناسان «درون-گروه» هستند قوی‌تر می‌شود. حرف آخر نویسنده کتاب «سرسختی» دربارۀ فرهنگ و سرسختی این است: « اگر می‌خواهید سرسخت‌تر باشید، فرهنگی سرسخت پیدا کنید و به آن بپیوندید. اگر رهبرید و می‌خواهید افراد سازمانتان سرسخت‌تر باشند، فرهنگی سرسخت ایجاد کنید.»</p>
<p> </p>
<h2>خواندن «سرسختی؛ قدرت اشتیاق و پشتکار» به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟ </h2>
<p>همۀ کسانی که به موفقیت و رشد فردی و جمعی می‌اندیشند از جمله:  والدین، معلمان، مدیران، هنرمندان، سیاستمداران، احبان کسب‌وکار و تاجران با خواندن کتاب «سرسختی؛ قدرت اشتیاق و پشتکار» نکات و مطالب ارزشمندی می‌آموزند.</p>
<p> </p>
<h2>دربارۀ آنجلا داک‌ورث</h2>
<p><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2026-01/1769574619_angela-duckworth_jpg.webp" width="501" height="501" alt="آنجلا داک‌ورث" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"></p>
<p>آنجلا داک‌ورث، استاد روان‌شناسی دانشگاه پنسیلوانیا و برندة مک‌آرتور سال ۲۰۱۳ است. او دربارة سرسختی و سایر صفاتی که پیش‌بینی‌کنندة موفقیت در زندگی‌ است، تحقیق می‌کند. آنجلا که پیش از این معلم ریاضی راهنمایی و دبیرستان بوده، یکی از بنیان‌گذاران آزمایشگاه شخصیت  است؛ مجموعة ناسودبر نوپایی که در مسیر پیشرفت علم و شیوة تحول شخصیت در کودکان فعالیت می‌کند.</p>
<p> </p>
<h2>فهرست مطالب کتاب «سرسختی؛ قدرت اشتیاق و پشتکار»</h2>
<p>کتاب «سرسختی؛ قدرت اشتیاق و پشتکار» شامل سه بخش و سیزده فصل است.</p>
<p>بخش یکم: سرسختی چیست و چرا مهم است؟</p>
<p>فصل یکم: ایستادگی</p>
<p>فصل دوم: استعداد حواسمان را پرت کرده است</p>
<p>فصل سوم: اهمیت تلاش دو برابر است</p>
<p>فصل چهارم: چقدر سرسختید؟</p>
<p>فصل پنجم: سرسختی رشد می‌کند</p>
<p>بخش دوم: پرورش سرسختی از درون به بیرون</p>
<p>فصل ششم: علاقه</p>
<p>فصل هفتم: تمرین</p>
<p>فصل هشتم: هدف</p>
<p>فصل نهم: امید</p>
<p>بخش‌ سوم: پرورش سرسختی از بیرون به درون</p>
<p>فصل دهم: به ثمررساندن سرسختی</p>
<p>فصل یازدهم‌: زمین‌هایی برای بازی سرسختی</p>
<p>فصل دوازدهم: فرهنگ سرسختی</p>
<p>فصل سیزدهم‌: نتیجه‌گیری</p>
<p> </p>
<h2>بریده‌هایی از کتاب «سرسختی؛ قدرت اشتیاق و پشتکار»</h2>
<ul>
<li>رسیدن به درجات برتر سخت است؛ ولی ماندن در آنجا از این هم سخت‌تر است.</li>
<li>اضطراب خواص حیرت‌انگیزی دارد. یادمان می‌اندازد به زندگی اهمیت می‌دهیم و مستقیم ما را به پردردسرترین و مهم‌ترین ابعاد زندگی‌مان پیوند می‌زند.</li>
<li>اگر فقط روی سرآمدی خودتان تمرکز کنید، مدیریت سختی بسیار آسان‌تر است.</li>
<li>صرف‌نظر از برتری‌ها و صفات خاصی که به موفقیت افراد در هریک از این حوزه‌ها کمک می‌کند، سرسختی در همة آن‌ها نقش مهمی دارد.</li>
<li>در حقیقت، صرف‌نظر‌کردن از اهداف سطح پایین‌تر نه‌تنها بخشودنی است، بلکه گاهی بسیار ضرورت دارد.</li>
<li>می‌توانید سرسختی‌تان را پرورش دهید. دو راه برای این کار وجود دارد. می‌توانید به‌تنهایی و «از درون به بیرون» سرسختی‌تان را پرورش دهید: می‌توانید علایقتان را بپرورید. می‌توانید خودتان را به تمرین‌های روزانه‌ای که از سطح مهارت فعلی‌تان فراتر باشد، عادت دهید. می‌توانید کارتان را به هدفی برای خودتان پیوند بزنید و یاد بگیرید در بدترین موقعیت‌ها امید داشته باشید. می‌توانید سرسختی را «از بیرون به درون» هم پرورش دهید. پرورش سرسختی شخصی به‌شدت به دیگران وابسته است: والدین، مربیان، معلمان، رؤسا، آموزگاران و دوستان.</li>
</ul>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>leila.shahbazian</dc:creator>
<pubDate>Wed, 14 Jan 2026 13:11:58 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>حذف چهره‌های محبوب نسل زد، مرجعیت رسانه را به یوتیوب و بلاگرها واگذار کرد</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/470851-حذف-چهره‌های-محبوب-نسل-زد،-مرجعیت-رسانه-را-به-یوتیوب-و-بلاگرها-واگذار-کرد.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/470851-حذف-چهره‌های-محبوب-نسل-زد،-مرجعیت-رسانه-را-به-یوتیوب-و-بلاگرها-واگذار-کرد.html</link>
<description>حامد موسوی، کارشناس رسانه، معتقد است نسل زد نه از سینما گریزان شده و نه ذاتاً با رسانه قهر کرده، بلکه این رسانه‌های رسمی‌اند که با اصرار بر روایت‌های کلیشه‌ای، نگاه قیم‌مآبانه و ترس از تغییر، خود را از زیست جهان نسل جدید حذف کرده‌اند.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><span style="font-size:13px;word-spacing:0.1em;">در سال‌های اخیر، شکاف میان نسل زد و رسانه‌های رسمی ایران، از سینما و تلویزیون گرفته تا سازوکارهای فرهنگی به یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های حوزه رسانه تبدیل شده است. نسلی که زیست روزمره‌اش در فضای دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های جهانی شکل می‌گیرد، دیگر نه با الگوهای کلاسیک روایت ارتباط برقرار می‌کند و نه با رسانه‌هایی که همچنان به زبان دهه‌های گذشته با او سخن می‌گویند.</span></p>
<div class="body" itemprop="articleBody">
<p>سؤال محوری اینجاست: آیا نسل زد از سینما و تلویزیون فاصله گرفته، یا این رسانه‌ها هستند که از درک زیست ذهنی و عاطفی این نسل بازمانده‌اند؟ چرا در حالی که در جهان نیز الگوی مصرف رسانه‌ای نسل زد تغییر کرده، در ایران این فاصله عمیق‌تر و به نظر غیرقابل ترمیم می‌رسد؟ نقش سیاست‌گذاری، مدیریت رسانه و محتوا در شکل‌گیری این گسست چیست و آیا هنوز فرصتی برای بازسازی اعتماد و ارتباط وجود دارد؟</p>
<p>در فضایی که سلیقه فرهنگی نسل زد هر روز در اینستاگرام، یوتیوب و تیک‌تاک شکل می‌گیرد و مفهوم «تعامل» جایگزین «تک‌گویی» شده، رسانه رسمی تا چه اندازه توانسته خود را با این تغییرات همگام کند؟ و اگر نتوانسته، هزینه این عقب‌ماندگی را چه کسی می‌پردازد؟</p>
<p><strong>در همین راستا، با حامد موسوی، کارشناس رسانه، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم تا ریشه‌های این گسست، نقش سینما و تلویزیون در شکل‌گیری آن و امکان یا عدم امکان ترمیم این شکاف نسلی را بررسی کنیم. در این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.</strong></p>
<div></div>
<h3><strong>سینمای ایران درک درستی از نسل زد ندارد</strong></h3>
<p>حامد موسوی در پاسخ به این سوال که آیا نسل زد از سینما فاصله گرفته، یا سینمای ایران از نسل زد جا مانده است گفت: «سوال بسیار خوبی ست و پاسخ یک بله محکم است. اما به نظرم نباید گفت از سینما فاصله گرفته‌اند، به نظر می‌آید مسئله اصلی سوژه است. باید بپذیریم که در سینمای ایران درک درستی از زیست جهان نسل زد وجود ندارد و همچنان داستان‌ها در کلیشه‌های دهه‌های ۷۰ و ۸۰ غرق است. بدیهی‌ست که به این واسطه این نسل ارتباط مثبتی با سینمای روز ایران برقرار نمی‌کند. نسل زد به دنبال تعامل است، اگر فیلمی در این تعامل موفق نباشد، اگر در فضای مجازی ترند نباشد یا بحثی برنیانگیزد، از نظر این نسل وجود ندارد.» </p>
<div>
<figure class="image">
<figcaption><span> </span>حامد موسوی</figcaption>
</figure>
</div>
<p>در ادامه از او پرسیدیم وقتی در جهان هم نسل زد کمتر به سالن سینما می‌رود، چرا در ایران این شکاف عمیق‌تر و تقریباً غیرقابل جبران به نظر می‌رسد؟ موسوی در پاسخ با تاکید برای این مضامین محتواها یکی از مشکلات اصلی است گفت:« بیاید روراست باشیم، کدامیک از دغدغه‌های نسل زد در سینمای ایران انعکاس دارد که آنها بخواهند به سمتش کشیده بشوند، سینمای ایران ، غیر از بخش فاخر کم جان آن، درگیر درام‌های خانوادگی و کمدی‌های سطحی‌ست. نسل زد درگیر هویت، اضطراب دیجیتال، تنهایی و انواع اقسام بحران‌های فکری از اقتصادی تا زیست محیطی‌ست، یک مورد مثال بزنید که فیلمی مشخصا با این مضامین روی پرده رفته باشد و این نسل بتواند خودش را در آن ببیند یا پیدا کند.»</p>
<h3><strong>محتوا و تکنولوژی سینمای ما از چهان جا مانده است</strong></h3>
<p>او با اشاره به این‌که قطعا مشکل رشد پلتفرم‌ها نیست بلکه محتوا است گفت: « قطعا مسئله محتواست، ابزار نمایش که نمی‌تواند مسئله اصلی باشد. در زمانی که سینما در اوج رونق خود بود،ویدئو هم با تمام قوا در خانه‌ها رسالت خودش را پیش می‌برد. تجربه جمعی برای تماشای یک فیلم، بر پرده نقره‌ای هنوز هم در جهان برای نسل‌های مختلف جذاب است، اما این نکته هم نباید ناگفته بماند که تکنولوژی نمایش فیلم، مثل کیفیت صدا و تصویر و امکانات سینما در کنار برخی تفریحات جانبی هم در استقبال این نسل از سینما می‌تواند اثر گذار باشد که در بسیاری موارد در ایران ما از آن بسیار دوریم.»</p>
<p>موسوی در پاسخ به این‌ سوال که چرا سینمای ایران هنوز نمی‌داند نسل زد چه می‌خواهد، از چه چیزی خسته است و به چه چیزی واکنش نشان می‌دهد؟ گفت: «به نظر می‌رسد سینمای ایران از نسل زد جا مانده است. نسل جدید به پلتفرم‌های جهانی و بهترین محتوای روز دنیا دسترسی دارد و استانداردهایش بالا رفته است. وقتی او می‌تواند با یک کلیک وارد دنیای نتفلیکس یا سریال‌های کره‌ای شود، سینمای ایران باید چیزی فراتر از «داستان‌های تکراری» ارائه دهد تا او را به سالن بکشاند.»</p>
<h3><strong>تلویزیون سیاست انکار را برگزیده است</strong></h3>
<p>او در این‌باره که تلویزیون نیز مخاطبان نسل زد را تقریبا به‌طور کامل از دست داده است گفت: « ببینید تلویزیون ایران فقط نسل زد را از دست نداده است. بخش بزرگی از جامعه ایرانی از همه نسل‌ها مرجعیت تلویزیون را کنار گذاشته‌اند و این شکاف عمیق‌تر از این نسل است. اما به نظرم نقطه آغاز این گسست به صورت جدی با ظهور زیست دیجیتال شروع می‌شود. در حالی که نسل زد در حال کشف دنیای تیک تاک و اینستاگرام و یوتیوب است، تلویزیون با اتخاذ سیاست انکار، سعی در تکرار همان الگوهای دهه‌های قبل خود دارد. این نسل با سیاست تک‌گویی یا مونولوگ دیگر کنار نمی‌آید، دوست دارد نظر بدهد، نقد کند، اما تلویزیون ما، همچنان به مدل من می‌گویم و تو باید بشنوی ادامه می‌دهد.»</p>
<p><br></p>
<h3><strong>حذف چهره‌های محبوب نسل زد، مرجعیت رسانه را به یوتیوب و بلاگرها واگذار کرد</strong></h3>
<p>او ادامه داد: «به نظر من تلویزیون سالهاست دیگر تلاشی برای دیده شده توسط بخش بزرگی از جامعه ایران نمی‌کند، صرفا تلاش دارد مخاطبان سنتی و احتمالا وفادار خودش را راضی نگه دارد. نسل زد که جای خودش را دارد. شما وقتی عملا هر چه چهره محبوب این نسل است از تلویزیون حذف می‌کنی و عملا ایده‌ای هم برای گفتمانی جدید و جایگزین نداری، مرجعیت محتوا به پلتفرم‌ها و یا حتی آنچه امروز می‌بینیم به یوتیوب فارسی و مجری بلاگرهای تازه کار انتقال پیدا می‌کند.»</p>
<h3><strong>تلویزیون و طرفداری از یک تفکر خاص</strong></h3>
<p>موسوی در ادامه در پاسخ به این مسئله که در حالی که سلیقه نسل زد هر روز در فضای مجازی شکل می‌گیرد، چرا رسانه رسمی در سلیقه‌سازی فرهنگی عملاً غایب است گفت: « علت ساده است، چون تلویزیون ترجیح داد نماینده‌ی تفکر خاصی باقی بماند. این رسانه به جای اینکه "آینه" این نسل باشد، تبدیل به "دیوار" شد؛ دیواری که نسل جدید به راحتی با دور زدن آن به واسطه‌ی تکنولوژی، دنیای خود را در جای دیگری ساخته و خواهد ساخت.»</p>
<p>از او در ادامه پرسیدیم که  آیا رها شدن نسل زد در فضای مجازی، نتیجه مستقیم نبود استراتژی رسانه‌ای و فرهنگی در داخل کشور نیست و او پاسخ داد: «اتفاقا در داخل کشور آنچه ما بیش از هر چیزی داریم انواع و اقسام استراتژی‌های مختلف است کع در ده‌ها نهاد مرتبط و غیر مرتبط تدوین می‌شود. استراتژی‌های غیر واقع بینانه‌ای که عمدتا معطوف به اهداف سازمانی نویسندگان آن تدوین می‌شوند تا رفع تکلیفی شود. شما این شکاف را نه در استراتژی‌ها لزوما، بسادگی در سخنرانی‌های سخنگویان این نهادها هم می‌بینید.»</p>
<p> اما  چه کسی مسئول این شکاف است؛ سیاست‌گذار، مدیر رسانه، یا محتواسازی که جسارت شناخت نسل جدید را ندارد؟</p>
<p>موسوی می‌گوید: «بدیهی‌ست که همه با هم، اما در نظر بگیرید که همه این عوامل هم تابع یک نظام فکری در ساختار حاکمیتی هستند، ابتدا آن ساختار باید ساختار فکری‌ و گفتمان‌اش را متناسب با اقتضای فکری و روحی این نسل بازنویسی کند، تا بتوانید از این عوامل هم انتظار داشته باشید این شکاف را پر کنند، در واقع باید گفت این شکاف باید ابتدا جای دیگری پر شود اگر قرار است مدیر رسانه‌ای در این راستا پیش قدم شود.»</p>
<div></div>
<h3><strong>شکاف بین نسل زد و رسانه قابل ترمیم است</strong></h3>
<p>حامد موسوی در ادمه در پاسخ به این سوال که آیا این گسست نسلی در رسانه قابل ترمیم است، یا باید پذیرفت نسل زد دیگر مخاطب رسانه‌های رسمی نیست می‌گوید: «به نظرم قابل ترمیم است. رسانه رسمی، البته تعریف پیچیده‌ای دارد، دقیقا به چه رسانه‌ای رسمی می‌گوییم؟ اما به هر حال، اگر منظورتان مشخصا صدا و سیمای فعلی‌ست، من جای ایشان بودم یک شبکه با نام زد به این انبوه شبکه‌هایم اضافه می‌کردم و حداقل آنجا کمی خارج از چارچوب‌های منقبض و سرد جاری، سعی می‌کردم حداقل این گذاره را بسنجم که می‌توان با این نسل حرف زد یا خیر.»</p>
<h3><strong>این نسل بسیار به سانسور، پروپاگاندا و تصنع حساس است </strong></h3>
<p>موسوی با تاکید بر این‌که نسل جدید به محتوا با هوش بالایی نگاه می‌ کند گفت: «مسیر بی شک قابل ترمیم است، اما حواسمان باشد که این نسل دارد به سوژه‌های چند ثانیه‌ای عادت می‌کند، باید شکاف ریتم و زبان و روایت هم قطعا تغییر جدی کند. در عین حال این نسل بخش بزرگی از زندگی‌اش در انزوای دیجیتال می‌گذرد، همانطور که گفتم سینما باید به شکل یک رویداد اجتماعی برایش بازتعریف شود تا آن را با دوستانش تجربه کند، درباره‌اش محتوا تولید کند و در اینستاگرام خودش منتشر کند و بخش از یک جریان و ترند باشد. همچنین این نسل بسیار به سانسور، پروپاگاندا و تصنع حساس است و به خوبی آن را می‌فهمد، او حتی به یک محتوای دقیق هم با شک نگاه می‌کند که مبادا در زیرلایه‌ای از آن درس اخلاق و نصیحت نباشد، پس شاید برای بازگشت این نسل باید یک تغییرجدی در نظام فکری سینما از مدیران تا کارگردان و سناریست و ... اتفاق بیفتد، اما شانس وجود دارد. باید سینما از نقش معلم استعفا داده و به نقش همراه برای این نسل تغییر ماهیت بدهد. باید توجه کنیم که  اصرار بر حفظ الگوهای قدیمی تولید محتوا، بزرگ‌ترین مانع ارتباط با نسل Z است.</p>
<p>او در انتها راه آشتی ابن نسل با سینما و تلویزیون را قربانی کردن ترس‌ها و تغییر نگاه مدیریتی دانست و اشاره کرد: «نگاه قیم مآبانه باید تغییر کند، این نسل تشنۀ رسیمت یافتن است نه تربیت شدن. تا زمانی که نگاه مدیریتی سینما و تلویزیون بخواهد نسخه زندگی ایده‌آل خود را به این نسل دیکته کند، هیچ آشتی‌ای صورت نخواهد گرفت. در عین حال، خط قرمزهای سلیقه‌ای و فرامتنی باید حذف شود. نسل زد در دنیای «بدون فیلتر» زندگی می‌کند. وقتی سینما و تلویزیون ایران به دلیل خط قرمزهای پوشالی، از نمایش بدیهیات زندگی این نسل یعنی از سبک پوشش و آرایش گرفته تا دغدغه‌هایی مثل مهاجرت، شکاف اعتقادی با والدین و حتی موسیقی مورد علاقه‌شان سر باز می‌زند، در واقع به آن‌ها می‌گوید: «زیست شما غیرقانونی است».</p>
<p><br></p>
</div> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>mojtaba.fadaei</dc:creator>
<pubDate>Sun, 21 Dec 2025 14:12:13 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>عمودهای کربلا: راهنمای کامل مسیر پیاده‌روی اربعین از نجف تا کربلا</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/467737-amood-karbala-najaf-karbala.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/467737-amood-karbala-najaf-karbala.html</link>
<description>این بلاگ به صورت جامع به معرفی عمودهای کربلا، تعداد دقیق آن‌ها، فاصله بین هر عمود و نقشه مسیر پیاده‌روی اربعین از نجف تا کربلا می‌پردازد. همچنین، اطلاعاتی درباره اولین و آخرین عمود و تصاویر مسیر ارائه می‌دهد.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>پیاده‌روی اربعین، سفری است عاشقانه و پر از معنویت که میلیون‌ها زائر را از سراسر جهان به سوی حرم امام حسین (ع) می‌کشاند. در این مسیر، ستون‌ها یا عمودهای کربلا، همچون راهنمایانی وفادار، زائران را از نجف تا کربلا همراهی می‌کنند. این عمودها فقط نشانه‌هایی برای مسیریابی نیستند، بلکه هر یک نمادی از اشتیاق، عشق و استقامتی هستند که زائران در این راه از خود نشان می‌دهند. در این بلاگ، می‌خواهیم با نگاهی دقیق‌تر به این عمودها بپردازیم و به سوالات پرتکرار شما درباره تعداد عمودهای نجف تا کربلا، فاصله بین آن‌ها و اهمیت‌شان در این مسیر پاسخ دهیم.</p>
<h2>عمودها چیستند و چرا در مسیر پیاده‌روی اربعین اهمیت دارند؟</h2>
<p>عمودهای کربلا، ستون‌های فلزی یا بتنی هستند که از ابتدای مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلا، با شماره‌گذاری مشخص (از 1 تا 1452)، در فواصل منظم نصب شده‌اند. این عمودها مهم‌ترین و قابل‌اعتمادترین راهنمای زائران در این مسیر طولانی به شمار می‌روند و به آن‌ها کمک می‌کنند تا از مسافت طی‌شده و باقی‌مانده مطلع شوند. اهمیت این عمودها تنها به جنبه مسیریابی محدود نمی‌شود؛ آن‌ها به عنوان نمادی از استقامت، صبر و امید، به زائران یادآوری می‌کنند که در مسیری مقدس قدم گذاشته‌اند.</p>
<h2>تاریخچه و فلسفه قرار دادن عمودها</h2>
<p>تاریخچه دقیق نصب این عمودها به سال‌های اخیر بازمی‌گردد، اما فلسفه وجودی آن‌ها عمیق‌تر است. در گذشته، زائران برای پیدا کردن مسیر از نشانه‌های طبیعی و راهنمایی افراد محلی استفاده می‌کردند. با افزایش تعداد زائران و ضرورت ایجاد یک سیستم راهنمایی دقیق، این عمودها نصب شدند. فلسفه اصلی این کار، ایجاد یک حس مشترک از سفر و همراهی برای میلیون‌ها زائر است. هر عمود، نه تنها یک عدد، بلکه نشانه‌ای است از قدمی که برای رسیدن به مقصد نهایی برداشته شده و زائران را در طول این مسیر معنوی، تشویق به ادامه راه می‌کند.</p>
<h2>از نجف تا کربلا چند عمود است؟</h2>
<p>یکی از پرتکرارترین سوالات زائران اربعین، درباره تعداد عمودهای نجف تا کربلا است. مسیر اصلی پیاده‌روی از حرم امام علی (ع) در نجف تا حرم امام حسین (ع) در کربلا، شامل ۱۴۵۲ عمود است. این عمودها از ابتدای مسیر در خروجی شهر نجف شروع شده و تا نزدیک‌ترین نقطه به ورودی شهر کربلا ادامه دارند و به زائران کمک می‌کنند تا با شمارش آن‌ها، متوجه شوند چه میزان از مسیر را طی کرده‌اند.</p>
<h2>فاصله بین هر عمود چقدر است؟</h2>
<p>فاصله میان هر عمود به‌طور تقریبی ۵۰ متر است. این فاصله منظم، راهنمایی دقیق و قابل اعتمادی را برای زائران فراهم می‌کند. با وجود اینکه طی کردن این مسیر طولانی ممکن است خسته‌کننده به نظر برسد، اما وجود این عمودها به زائران کمک می‌کند تا به صورت هدفمند و با برنامه‌ریزی، مسیر خود را ادامه دهند.</p>
<h2>مسافت کلی پیاده‌روی چقدر است؟</h2>
<p><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2025-08/1754899565_-.jpg" class="highslide" target="_blank" rel="noopener external noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2025-08/thumbs/1754899565_-.jpg" alt="" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"></a></p>
<p>با توجه به تعداد عمودها و فاصله میان هر یک از آن‌ها، می‌توان مسافت تقریبی کل مسیر را محاسبه کرد. مسافت کلی پیاده‌روی اربعین حدود ۷۸ کیلومتر (۱۴۵۲ عمود ضربدر ۵۰ متر) است که معمولاً زائران آن را در ۲ تا ۳ روز طی می‌کنند. این مسیر پر از موکب‌ها و ایستگاه‌های خدماتی است که امکانات لازم را برای استراحت و پذیرایی از زائران فراهم می‌کنند.</p>
<h2>نقشه عمودهای کربلا و محل قرارگیری آن‌ها</h2>
<p>مسیر پیاده‌روی اربعین از نجف به کربلا، یک جاده اصلی به نام "جاده اهل‌البیت" یا "طریق الحسین" است. این مسیر کاملاً مشخص و مستقیم بوده و نیازی به نقشه پیچیده ندارد. عمودهای کربلا در دو طرف جاده، به موازات یکدیگر نصب شده‌اند و زائران می‌توانند با نگاه به شماره عمودها، موقعیت خود را تشخیص دهند. این نقشه ساده و خطی، اصلی‌ترین راهنمای زائران است و کمک می‌کند تا بدون گم شدن، مسیر را طی کنند.</p>
<h3>نکات مهم برای مسیریابی با استفاده از عمودها</h3>
<ul>
<li><b>عمودها را به عنوان شاخص در نظر بگیرید:</b> از عمودها برای برنامه‌ریزی استراحت خود استفاده کنید. مثلاً می‌توانید تصمیم بگیرید که هر ۱۰۰ عمود یک استراحت کوتاه داشته باشید.</li>
<li><b>موقعیت خود را به خاطر بسپارید:</b> اگر به هر دلیلی از همراهان خود جدا شدید، شماره عمودی که در آن قرار دارید را به خاطر بسپارید تا راحت‌تر یکدیگر را پیدا کنید.</li>
<li><b>از اپلیکیشن‌های مسیریابی مکمل استفاده کنید:</b> هرچند عمودها بهترین راهنما هستند، اما استفاده از اپلیکیشن‌های مسیریاب، به شما کمک می‌کند تا موقعیت موکب‌ها، ایستگاه‌های درمانی و امکانات رفاهی را نیز پیدا کنید.</li>
<li><b>جهت حرکت را فراموش نکنید:</b> با توجه به اینکه عمودها از ۱ تا ۱۴۵۲ شماره‌گذاری شده‌اند، زائران در جهت افزایش شماره‌ها به سمت کربلا حرکت می‌کنند.</li>
</ul>
<h2>عکس عمودهای نجف تا کربلا</h2>
<p>مسیر پیاده‌روی اربعین پر از مناظر و لحظات فراموش‌نشدنی است که در ذهن زائران ماندگار می‌شود. عمودها نیز خود بخشی از این زیبایی هستند. عکس عمودهای نجف تا کربلا نه‌تنها یک تصویر ساده از یک ستون، بلکه نمادی از استقامت، عشق و لحظه‌های معنوی هزاران زائر است. در طول مسیر، زائران در کنار این عمودها عکس یادگاری می‌گیرند و هر یک از این تصاویر، داستانی از سفر پرمخاطره و در عین حال شیرین آن‌ها را روایت می‌کند. تصاویر این عمودها اغلب در شب‌ها، با نورپردازی موکب‌ها و چراغ‌های جاده، منظره‌ای خیره‌کننده و روحانی ایجاد می‌کنند.</p>
<h2>اولین عمود ورودی کربلا</h2>
<p>مسیر پیاده‌روی اربعین از خروجی شهر نجف آغاز می‌شود و اولین عمود، یعنی عمود ۱، در ابتدای جاده قرار دارد. این عمود، نمادی از آغاز سفر است و زائران با دیدن آن، قدم در مسیری مقدس و معنوی می‌گذارند. در اطراف عمود اول، موکب‌های بسیاری برای پذیرایی از زائران وجود دارد که فضای پرشور و معنوی خاصی را ایجاد می‌کند.</p>
<h2>آخرین عمود و لحظه رسیدن به حرم</h2>
<p>سفر در این مسیر طولانی با رسیدن به عمود ۱۴۵۲ به پایان می‌رسد. این عمود، آخرین نشانه در جاده نجف به کربلاست و پس از آن، زائران وارد خیابان‌های شهر کربلا می‌شوند و در نهایت به بین‌الحرمین، یعنی فاصله بین حرم امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع)، می‌رسند. لحظه دیدن حرم و اتمام مسیر، یکی از زیباترین و معنوی‌ترین لحظات برای زائران است.</p>
<h2>نشانه‌ها و اماکن مهم در طول مسیر</h2>
<p><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2025-08/1754899636_-.jpg" class="highslide" target="_blank" rel="noopener external noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2025-08/thumbs/1754899636_-.jpg" alt="" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"></a> علاوه بر عمودها، مسیر پیاده‌روی اربعین دارای نشانه‌ها و اماکن مهم دیگری نیز هست که زائران با آن‌ها برخورد می‌کنند:</p>
<ol>
<li><b>موکب‌ها:</b> مهم‌ترین بخش این مسیر، موکب‌ها هستند که با ارائه غذا، نوشیدنی، محل استراحت و خدمات درمانی، پذیرای زائران هستند.</li>
<li><b>حرم امام علی (ع) در نجف:</b> شروع مسیر از این مکان مقدس است و خود یک دیدنی مهم به شمار می‌رود.</li>
<li><b>تل زینبیه در کربلا:</b> این تپه کوچک، در نزدیکی حرم امام حسین (ع) قرار دارد و از مکان‌های مقدس کربلا محسوب می‌شود.</li>
<li><b>مسجد کوفه و مسجد سهله:</b> اگرچه این اماکن در مسیر اصلی نیستند، اما برخی از زائران تصمیم می‌گیرند قبل یا بعد از پیاده‌روی، از آن‌ها بازدید کنند.</li>
</ol>
<p>عمودهای کربلا بیش از آنکه تنها یک علامت راهنمایی باشند، نمادی از مسیری مقدس و معنوی هستند. این ستون‌ها، زائران را از نجف تا کربلا همراهی می‌کنند و به آن‌ها کمک می‌کنند تا مسیر خود را پیدا کنند، از مسافت طی شده آگاه شوند و با انگیزه‌ای مضاعف به سمت هدف نهایی خود، یعنی حرم امام حسین (ع)، قدم بردارند. پیاده‌روی اربعین، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی است که هر یک از این عمودها در آن، نقش مهمی را ایفا می‌کنند. با اطلاعاتی که در این بلاگ ارائه شد، امیدواریم سفر معنوی شما به کربلا با آگاهی و آرامش بیشتری همراه باشد.</p>
<h2>پرسش و پاسخ (FAQ)</h2>
<h3>از نجف تا کربلا چند عمود است؟</h3>
<p>از ابتدای مسیر پیاده‌روی در نجف تا ورودی شهر کربلا، در مجموع ۱۴۵۲ عمود وجود دارد.</p>
<h3>فاصله هر عمود چقدر است؟</h3>
<p>فاصله میان هر عمود به‌طور تقریبی ۵۰ متر است.</p>
<h3>چند ساعت طول می‌کشد تا کل مسیر را طی کنیم؟</h3>
<p>مسیر پیاده‌روی حدود ۷۸ کیلومتر است که اکثر زائران آن را در ۲ تا ۳ روز طی می‌کنند. البته این زمان بسته به سرعت پیاده‌روی و میزان استراحت افراد متفاوت است.</p>
<h3>آیا امکانات رفاهی در طول مسیر عمودها وجود دارد؟</h3>
<p>بله، در تمام طول مسیر، به ویژه در اطراف عمودها، موکب‌های بسیاری برای استراحت، پذیرایی، خدمات درمانی و اسکان زائران وجود دارد.</p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>ruydadiranseo</dc:creator>
<pubDate>Mon, 11 Aug 2025 09:49:45 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>عکس؛ سفر در زمان؛ «رضاخان در کنار فرماندهان اش»؛ سال 1303</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/466743-عکس؛-سفر-در-زمان؛-«رضاخان-در-کنار-فرماندهان-اش»؛-سال-1303.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/466743-عکس؛-سفر-در-زمان؛-«رضاخان-در-کنار-فرماندهان-اش»؛-سال-1303.html</link>
<description>در ادامه تصویری کمتر دیده شده از «رضاخان» را در کنار فرماندهان اش و در سال 1303 هجری شمسی می بینید.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <div id="echo_details">                <p style="text-align:center;"><img alt="n00006235-r-b-003" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/3llhyik1UKMD/xXLDXxlcYpY,/n00006235-r-b-003.jpg" width="1077" height="795"></p>          <div class="side">               </div>     </div><p>منبع: <a href="https://faradeed.ir/fa/tiny/news-249238" rel="nofollow external noopener noreferrer">faradeed-249238</a></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>HodHod</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2025 12:59:52 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>انتخاب مدیر کل هنرهای نمایشی</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/466737-انتخاب-مدیر-کل-هنرهای-نمایشی.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/466737-انتخاب-مدیر-کل-هنرهای-نمایشی.html</link>
<description>رضا مردانی به‌عنوان مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <div>             <p>به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، </p>            <p>سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حکمی رضا مردانی را به‌عنوان مدیرکل هنرهای نمایشی این وزارتخانه منصوب کرد.</p>    <p>این اداره کل که تابعه معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، متولی برنامه‌ریزی و سیاستگذاری هنرهای نمایشی کشور است.</p>    <p>در حکم سیدعباس صالحی خطاب به رضا مردانی بر محورهای زیر در دوره جدید مدیریتی اداره کل هنرهای نمایشی تأکید شده است:</p>    <p>«توجه ویژه به توسعه اقتصاد هنر، تقویت و تثبیت انجمن‌های هنری و فرهنگی به عنوان رکن اساسی توسعه و دموکراسی در هنر، بهره‌گیری از تخصص و توان کارشناسی هنرمندان تئاتر و ظرفیت‌های موجود و واسپاری هرچه بیشتر مدیریت حوزه هنر به جامعه هنرمندان، توجه به تمامی شهرها و استان‌ها و پرهیز از مرکزگرایی، تقویت هویت ایرانی اسلامی و تولید آثار ملی میهنی، احقاق حقوق جامعه هنر و مطالبات به حق هنرمندان و مطالبه آن از دستگاه‌های ذی‌ربط، شفاف‌سازی درخصوص اعضاء، روند و مصوبات شوراهای نظارت شهرستان، استان، مرکزی و شورای عالی نظارت؛ حمایت و حل مشکلات گروه‌های نمایشی؛ فعال‌سازی استعدادهای نمایشی کشور و توجه ویژه به توانمندی‌های زنان فرهیخته و نسل نو در جامعه هنرهای نمایشی؛ جلب مشارکت و دعوت از همه هنرمندان هنرهای نمایشی و خدمت‌رسانی به همه سلایق و اندیشه‌ها در جهت تحکیم وفاق ملی.»</p>    <p>رضا مردانی که از مدیران با سابقه این وزارتخانه است، مدیریت و مسئولیت اجرایی متعددی از جمله مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی منطقه آزاد اروند، معاون اداره کل امور استان‌ها، مشاور معاونت حقوقی و امور مجلس و استان‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیر اجرایی و همکاری با جشنواره‌های هنری و نمایشی را در سابقه خود دارد.</p>    <p> </p>            </div><p>منبع: <a href="https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-70/1026532-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D9%84-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C" rel="nofollow external noopener noreferrer">sharghdaily-1026532</a></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>HodHod</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2025 12:44:12 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>عکس؛ سفر به تاریخ؛ «دریابان شمخانی» در حال سخنرانی در جبهه در کنار یک تابلوی معنادار؛ دهۀ 60</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/466730-عکس؛-سفر-به-تاریخ؛-«دریابان-شمخانی»-در-حال-سخنرانی-در-جبهه-در-کنار-یک-تابلوی-معنادار؛-دهۀ-60.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/466730-عکس؛-سفر-به-تاریخ؛-«دریابان-شمخانی»-در-حال-سخنرانی-در-جبهه-در-کنار-یک-تابلوی-معنادار؛-دهۀ-60.html</link>
<description>در اینجا تصویری از دریابان علی شمخانی را در دوران دفاع مقدس در حال سخنرانی برای جمعی از رزمندگان ملاحظه می‌کنید. در سمت راست تصویر در گوشه‌ای از محل سخنرانی، یک تابلوی نقاشی قرار داده شده که تصاویری از هجوم موشک‌ها به سوی دشتی پر از گل را نشان می‌دهد؛ می‌توان گفت معنای تابلو این است که حتی در زیر موشک‌باران دشمن، گل‌های شهادت‌طلبی، ایستادگی و ایمان مردم ایران پژمرده و پرپر نخواهند شد.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <div id="echo_details">                <p style="text-align:center;"><img alt="3" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/nE0NpzCNTfWV/xXLDXxlcYpY,/3.jpg" width="800" height="560"></p>          <div class="side">               </div>     </div><p>منبع: <a href="https://faradeed.ir/fa/tiny/news-249234" rel="nofollow external noopener noreferrer">faradeed-249234</a></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>HodHod</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2025 11:59:00 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>چرا ساخت اسپین‌آف آمریکایی Squid Game منطقی نیست؟</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/466721-چرا-ساخت-اسپین-آف-آمریکایی-Squid-Game-منطقی-نیست؟.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/466721-چرا-ساخت-اسپین-آف-آمریکایی-Squid-Game-منطقی-نیست؟.html</link>
<description>سریال بازی مرکب (Squid Game) پس از چهار سال و سه فصل روی نتفلیکس به پایان رسید، اما روند پیشرفت نسخه آمریکایی آن تا اینجا اصلا منطقی به نظر نمی‌رسد. اسکویید گیم به‌عنوان یک فرانچایز، موفقیت عظیمی برای نتفلیکس بود و تنها کسی که از ساخته شدن فصل‌های بیشتر پس از آغاز سریال شگفت‌زده شد، خالق اصلی آن یعنی هوانگ دونگ هیوک بود. او بارها گفته بود ساخت داستان اصلی چقدر دشوار بود، اما تقاضای زیادی برای ادامه اسکویید گیم چه با حضور او و چه بدون او وجود دارد.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <div id="echo_details">                <p>البته این فرانچایز فراتر از فصل اول خود رفته و طی سال‌های پس از عرضه، دو فصل دیگر از آن روی نتفلیکس منتشر شده و علاوه بر آن یک مسابقه واقعی بازی برگزار کرده و حضور کوتاهی در بازی‌های ویدیویی داشته است. پس از آن که گزارش‌هایی درباره‌ ساخت نسخه آمریکایی اسکویید گیم توسط دیوید فینچر منتشر شد، موج تازه‌ای از بازی‌های آمریکایی به راه افتاده است. اما روند آغازین این پروژه عجیب و گیج‌کننده بوده است.</p>    <p><img alt="47_11zon" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/JhQYqFST28O0/xXLDXxlcYpY,/47_11zon.jpg" width="750" height="422"></p>    <p>در قسمت پایانی فصل سوم سریال Squid Game، مشخص می‌شود که یک استخدام‌کننده (با حضور کوتاه و غافلگیرکننده کیت بلانشت) در لس‌آنجلس همان بازی دداکجی را با یک نفر انجام می‌دهد که سال‌ها پیش سئونگ هی هون و دیگران بازی کردند. هنوز به طور کامل تایید نشده این صحنه ارتباط مستقیمی با نسخه انگلیسی زبان سریال که در دست ساخت است داشته باشد، اما تاکنون بهترین شروع برای اسپین‌آف آمریکایی به شمار می‌رود. با این حال، این انتخاب کمی عجیب است چون بازی دداکجی واقعا در آمریکا رواج ندارد و بنابراین استفاده از این بازی برای جذب افراد توسط استخدام‌کننده، کمی غیرطبیعی و نامتعارف به نظر می‌رسد.</p>    <p>یکی از جذابیت‌های اصلی بازی مرکب این است که بازی‌های کودکان کره‌ای را به مبارزاتی مرگبار برای زندگی تبدیل می‌کند. تضاد میان معصومیت کودکی و واقعیت‌های سخت زندگی بزرگسالی، نقطه قوت این سریال کره‌ای است که باعث شده مخاطبان جهانی پیدا کند. با این حال، هرچند موضوعات سریال به احساسات انسانی هر نوع بیننده‌ای می‌پردازد، تفاوت‌های فرهنگی گسترده‌ای در بازی‌های نمایش داده شده وجود دارد. حتی نام خود سریال نیز به بازی‌ای اشاره دارد که خیلی از کودکان آمریکایی هرگز آن را بازی نکرده‌اند. بنابراین، نسخه انگلیسی زبان باید بازی‌ها و داستان را به شیوه‌ای متناسب با فرهنگ غربی تغییر دهد تا بتواند از نسخه اصلی متمایز و جذاب‌تر باشد.</p>    <h2><strong>نسخه آمریکایی Squid Game ساخته خواهد شد؟</strong></h2>    <p>طی سال‌های اخیر، خبرهایی درباره ساخت نسخه انگلیسی زبان سریال «بازی مرکب» منتشر شده، اما این موضوع در پاییز گذشته و زمانی که اعلام شد دیوید فینچر قرار است از امسال روی نسخه آمریکایی سریال کار کند، جدی تر شد. هنوز به طور کامل تایید نشده که این پروژه در حال انجام است، اما حتی خالق اصلی فرانچایز اشاره کرده که داستان سریال پس از پایان ماجرای گی-هون ادامه خواهد داشت و احتمالا این نسخه جدید یکی از راه‌های ادامه دادن سری خواهد بود.</p>    <p>اما بخش زیادی از جذابیت اسکویید گیم وقتی برای مخاطب انگلیسی زبان ساخته شود، از دست خواهد رفت. فرهنگ سریال تغییر خواهد کرد و بسیاری از نمادها و جلوه‌های بصری باید تغییر کنند تا با فضای جدید و بازیکنان متفاوت هماهنگ باشند. شخصیت‌ها باید با بازی‌های جدید آشنا باشند، بنابراین حتی خود بازی مرکزی نمی‌تواند در نسخه جدید نقش مهمی داشته باشد، چرا که هر چند برخی کودکان ممکن است این بازی‌ها را تجربه کرده باشند، اما این بازی‌ها در آمریکا به طور گسترده شناخته‌شده نیستند.</p>    <p><img alt="48_11zon" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/H7D3ofDFw7Zx/xXLDXxlcYpY,/48_11zon.jpg" width="750" height="375"></p>    <p>همان‌طور که در ریلیتی شوی «بازی مرکب: چالش» (Squid Game: The Challenge) که فصل دوم آن هنوز در دست ساخت است، بسیاری از بازی‌ها برای کاهش مخاطرات مرگبار تغییر داده شدند، بازی‌های این مسابقه واقعی هم تغییراتی داشتند تا بیشتر به سلیقه و فرهنگ مخاطبان آمریکایی بخورند. در این برنامه از بازی‌های تخته‌ای مثل Battleship و بازی‌های شانسی مانند سنگ، کاغذ، قیچی استفاده شد و احتمالا در نسخه جدید هم همین روند ادامه خواهد داشت.</p>    <p>این موضوع دوباره نشان می‌دهد که بازی دداکجی برای یک استخدام‌کننده که می‌خواهد با بازیکن آمریکایی بازی کند، انتخاب عجیبی است، چون بازی‌ای نیست که آمریکایی‌ها به اندازه کافی با آن آشنا باشند و حاضر شوند برای آن پول بپردازند یا شرط‌‌‌بندی کنند. باید دید در آینده چه اتفاقای خواهد افتاد، اما نسخه آمریکایی «بازی مرکب» با تمام این تغییرات فرهنگی، بخش زیادی از آن چیزی که نسخه اصلی را خاص و منحصربه‌فرد کرده بود از دست خواهد داد.</p>    <p>در مطالب مرتبط خواندیم که سریال بازی مرکب پایان خوشی نخواهد داشت و سریال Squid Game با فصل سوم به پایان نمی‌رسد.</p>    <p>منبع: مجله بازار</p>          <div class="side">               </div>     </div><p>منبع: <a href="https://faradeed.ir/fa/tiny/news-249264" rel="nofollow external noopener noreferrer">faradeed-249264</a></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>HodHod</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2025 11:46:00 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>تصاویر؛ عکس های  شخصی، زندگی خصوصی و بیوگرافی ملانی لوران</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/466715-تصاویر؛-عکس-های--شخصی،-زندگی-خصوصی-و-بیوگرافی-ملانی-لوران.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/466715-تصاویر؛-عکس-های--شخصی،-زندگی-خصوصی-و-بیوگرافی-ملانی-لوران.html</link>
<description>لوران بازیگری را در ۱۶ سالگی با نقش کوچکی در فیلم «پل روی رودخانه» (۱۹۹۹) آغاز کرد. اولین نقش مهم او در فیلم «هرکس را که می‌خواهید ببوسید» (۲۰۰۲) بود که توجه منتقدان را جلب کرد. او سپس در فیلم «ضربان قلبم جا ماند» (The Beat That My Heart Skipped، ۲۰۰۵) بازی کرد که برایش نامزدی جایزه سزار بهترین بازیگر زن آینده‌دار را به همراه داشت. بازی او در این فیلم نشان‌دهنده توانایی‌اش در ایفای نقش‌های دراماتیک بود.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <div id="echo_details">                <div>  <p><span style="color:#FF0000;"><strong>فرادید| </strong></span>ملانی لوران (Mélanie Laurent)، متولد ۲۱ فوریه ۱۹۸۳ در پاریس، فرانسه، بازیگر، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و خواننده فرانسوی است. او با نقش‌آفرینی در فیلم‌هایی مانند «حرامزاده‌های لعنتی» (Inglourious Basterds، ۲۰۰۹)، «اکنون مرا می‌بینی» (Now You See Me، ۲۰۱۳) و «شش زیرزمینی» (۶ Underground، ۲۰۱۹) به شهرت جهانی رسید. لوران به دلیل استعداد چندوجهی‌اش در بازیگری، کارگردانی و نویسندگی، و همچنین زیبایی و سبک خاصش، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های سینمای فرانسه و بین‌المللی است. او دو جایزه سزار و یک جایزه لومیر دریافت کرده و به‌عنوان بازیگری با توانایی‌های دراماتیک و کمدی شناخته می‌شود.</p>    <h2><strong>کودکی و خانواده</strong></h2>    <p>ملانی لوران در پاریس، در منطقه‌ای یهودی‌نشین، به دنیا آمد. پدرش، پیر لوران، صداپیشه‌ای معروف بود که به‌ویژه برای دوبله نسخه فرانسوی سریال «سیمپسون‌ها» شناخته می‌شود. مادرش، آنیک لوران، معلم باله بود. او یک برادر کوچک‌تر به نام ماتیو دارد. لوران ریشه‌های یهودی سفاردی (از تونس) و اشکنازی (از لهستان) دارد. در کودکی خجالتی بود و به گفته خودش، بازیگری راهی برای غلبه بر این خجالتی بودن بود. او در ۱۵ سالگی، هنگام بازدید از صحنه فیلم‌برداری «آستریکس و اوبلیکس علیه سزار» (۱۹۹۹)، توسط ژرار دپاردیو کشف شد که به او پیشنهاد بازیگری داد و مسیر حرفه‌ای‌اش را شکل داد.</p>    <h2><img alt="29_11zon (1)" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/gBl98zuVx0Lc/xXLDXxlcYpY,/29_11zon+%281%29.jpg" width="679" height="1000"></h2>    <h2><strong>روابط و فرزندان</strong></h2>    <p>لوران بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ با ژولین بواسلیه، بازیگر فرانسوی، در رابطه بود و با او در فیلم «نگران نباش، حال من خوب است» (۲۰۰۶) هم‌بازی شد. از سال ۲۰۱۳ با یک تکنسین فیلم که هویتش فاش نشده، زندگی می‌کند و از او دختری به نام لئو (متولد ۲۰۱۳) دارد. لوران به شدت از زندگی خصوصی‌اش محافظت می‌کند و به ندرت درباره روابطش صحبت می‌کند. او در مصاحبه‌ای گفته که مادر بودن برایش اولویت دارد و سعی می‌کند تعادل بین کار و زندگی خانوادگی‌اش حفظ کند.</p>    <h2><strong>علایق و فعالیت‌ها</strong></h2>    <p>لوران به موسیقی، ادبیات و محیط زیست علاقه‌مند است. او در سال ۲۰۱۱ مستند «فردا» (Demain) را کارگردانی کرد که درباره راه‌حل‌های جهانی برای مسائل زیست‌محیطی بود و جایزه سزار بهترین مستند را برد. او همچنین به خوانندگی علاقه دارد و در سال ۲۰۱۱ آلبومی به نام «En t’attendant» منتشر کرد. لوران به طبیعت‌گردی و یوگا علاقه‌مند است و اغلب از زندگی ساده و دور از هیاهوی هالیوود صحبت می‌کند. او همچنین از حامیان جنبش‌های فمینیستی و محیط‌زیستی است و در پروژه‌های خیریه مشارکت دارد.</p>    <h2><strong>آغاز بازیگری</strong></h2>    <p>لوران بازیگری را در ۱۶ سالگی با نقش کوچکی در فیلم «پل روی رودخانه» (۱۹۹۹) آغاز کرد. اولین نقش مهم او در فیلم «هرکس را که می‌خواهید ببوسید» (۲۰۰۲) بود که توجه منتقدان را جلب کرد. او سپس در فیلم «ضربان قلبم جا ماند» (The Beat That My Heart Skipped، ۲۰۰۵) بازی کرد که برایش نامزدی جایزه سزار بهترین بازیگر زن آینده‌دار را به همراه داشت. بازی او در این فیلم نشان‌دهنده توانایی‌اش در ایفای نقش‌های دراماتیک بود.</p>    <h2><strong>شهرت و نقش‌های برجسته</strong></h2>    <p>شهرت جهانی لوران با بازی در نقش شوشانا درایفوس در فیلم «حرامزاده‌های لعنتی» (۲۰۰۹) به کارگردانی کوئنتین تارانتینو به دست آمد. او در این فیلم کنار برد پیت، دایان کروگر و کریستوف والتز بازی کرد و برای این نقش جایزه لومیر بهترین بازیگر زن را برد. او سپس در فیلم‌های هالیوودی مانند «اکنون مرا می‌بینی» (۲۰۱۳) کنار جسی آیزنبرگ و مارک روفالو، و «شش زیرزمینی» (۲۰۱۹) با بازی رایان رینولدز و پیمان معادی، ظاهر شد. دیگر فیلم‌های برجسته او شامل «کنسرت» (۲۰۰۹)، «دشمن» (۲۰۱۳)، «اکسیژن» (۲۰۲۱) و «عملیات نهایی» (۲۰۱۸) است که نشان‌دهنده تنوع در ژانرهای درام، کمدی، علمی-تخیلی و تاریخی است.</p>    <h2><img alt="27" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/2tSLHjiUI9T3/xXLDXxlcYpY,/27.jpg" width="600" height="617"></h2>    <h2><strong>کارگردانی و نویسندگی</strong></h2>    <p>لوران در سال ۲۰۱۱ با فیلم «پذیرفته‌شدگان» (Les Adoptés) وارد عرصه کارگردانی شد که مورد تحسین قرار گرفت. او سپس فیلم‌های «نفس بکش» (۲۰۱۴) و مستند «فردا» (۲۰۱۵) را کارگردانی کرد که دومی جایزه سزار بهترین مستند را دریافت کرد. او همچنین فیلم‌نامه برخی از آثارش را نوشته و به گفته خودش، کارگردانی به او اجازه می‌دهد داستان‌هایی شخصی و معنادار روایت کند.</p>    <h2><strong>جوایز و افتخارات</strong></h2>    <p>لوران دو جایزه سزار دریافت کرده است: بهترین بازیگر زن آینده‌دار برای «نگران نباش، حال من خوب است» (۲۰۰۶) و بهترین مستند برای «فردا» (۲۰۱۵). او همچنین برنده جایزه لومیر بهترین بازیگر زن برای «حرامزاده‌های لعنتی» (۲۰۱۰) شده و چندین بار نامزد جوایز سزار و دیگر جشنواره‌ها بوده است. بازی او در «کنسرت» (۲۰۰۹) جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره لوکارنو را برایش به ارمغان آورد.</p>    <h2><strong>نکات جالب و کمتر شناخته‌شده</strong></h2>    <ul dir="rtl">  	<li>لوران در ۱۵ سالگی توسط ژرار دپاردیو کشف شد، زمانی که به‌طور اتفاقی در صحنه فیلم‌برداری «آستریکس و اوبلیکس» حضور داشت.</li>  	<li>او برای نقش شوشانا در «حرامزاده‌های لعنتی» به‌طور فشرده لهجه آمریکایی آموخت و این نقش را نقطه عطف حرفه‌اش می‌داند.</li>  	<li>لوران در سال ۲۰۱۶ به دلیل تعهدات خانوادگی، پیشنهاد بازی در یک فیلم بزرگ هالیوودی را رد کرد، اما نام فیلم را فاش نکرد.</li>  	<li>او در مصاحبه‌ای گفته که از شهرت می‌ترسد و ترجیح می‌دهد زندگی ساده‌ای داشته باشد.</li>  	<li>لوران در سال ۲۰۱۸ در جشنواره کن به‌عنوان داور بخش فیلم‌های کوتاه حضور داشت.</li>  </ul>    <h2><img alt="30" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/FBHQJJdq7BvC/xXLDXxlcYpY,/30.jpg" width="1012" height="567"></h2>    <h2><strong>جمع‌بندی</strong></h2>    <p>ملانی لوران با استعداد چندگانه‌اش در بازیگری، کارگردانی و نویسندگی، به یکی از برجسته‌ترین چهره‌های سینمای فرانسه و جهان تبدیل شده است. او با نقش‌های متنوع در فیلم‌هایی مانند «حرامزاده‌های لعنتی» و «اکسیژن»، و کارگردانی آثاری مانند «فردا»، توانایی‌های خود را به نمایش گذاشته است. زندگی شخصی‌اش، با تمرکز بر مادر بودن و حمایت از محیط زیست، و دوری از جنجال‌های رسانه‌ای، او را به شخصیتی الهام‌بخش و متعهد بدل کرده است.</p>  </div>          <div class="side">               </div>     </div><p>منبع: <a href="https://faradeed.ir/fa/tiny/news-249222" rel="nofollow external noopener noreferrer">faradeed-249222</a></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>HodHod</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2025 11:33:47 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>عکس؛ استایل شیک و امروزی سامان صفاری و هوژان سریال ناریا</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/466711-عکس؛-استایل-شیک-و-امروزی-سامان-صفاری-و-هوژان-سریال-ناریا.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/466711-عکس؛-استایل-شیک-و-امروزی-سامان-صفاری-و-هوژان-سریال-ناریا.html</link>
<description>تصاویری از استایل متفاوت سامان صفاری و زارا نادری‌فر؛ سامان و هوژان سریال ناریا در یک مراسم را مشاهده می‌کنید.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <div id="echo_details">                <p>تصاویر زیر مربوط به اکران این سریال در اردیبهشت ماه می‌باشد که دوباره در فضای مجازی بازنشر شده است.</p>    <p><img alt="42_11zon" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/QLTnzSEAEtrc/xXLDXxlcYpY,/42_11zon.jpg" width="1075" height="1181"></p>    <p><img alt="43_11zon" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/xykxG0JW5UTG/xXLDXxlcYpY,/43_11zon.jpg" width="1046" height="1187"></p>    <p>منبع: آرمان ملی</p>          <div class="side">               </div>     </div><p>منبع: <a href="https://faradeed.ir/fa/tiny/news-249262" rel="nofollow external noopener noreferrer">faradeed-249262</a></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>HodHod</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2025 11:23:00 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>کشف شهر گمشدۀ مصر باستان در زیر یک تپه</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/466686-کشف-شهر-گمشدۀ-مصر-باستان-در-زیر-یک-تپه.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/466686-کشف-شهر-گمشدۀ-مصر-باستان-در-زیر-یک-تپه.html</link>
<description>مقامات می‌گویند آخرین یافته‌ها در این محوطه ۲۳۰۰ ساله، داده‌های باارزشی درباره این شهر باستانی، زندگی روزمره و آیین‌های مذهبی آن آشکار کرده‌اند.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <div id="echo_details">                <p style="text-align:justify;"><strong><span style="color:#FF0000;">فرادید|  </span></strong>نزدیک لبه‌ی شهر کوچکی در شمال شرقی مصر، تپه‌ای قرار دارد که به نظر می‌رسد در زیر خود رازی را مخفی کرده باشد. اسکن‌های راداری از تپه، تراکم بهم‌فشرده‌ای از ویرانه‌های باستانی را که زیر آن دفن شده بودند، نشان داده است: بقایای یک شهر ۲۳۰۰ ساله.</p>    <p style="text-align:justify;"><strong>به گزارش فرادید</strong>، وزارت گردشگری و آثار باستانی مصر در یک بیانیه خبری در ۲۱ ژوئن اعلام کرد، وقتی باستان‌شناسان بریتانیایی آخرین فصل کارشان را در «<strong>تل نباشا</strong>» آغاز کردند، از قبل می‌دانستند این تپه زمانی بخشی از شهر باستانی «<strong>ایمِت</strong>» بوده است. چیزی که محققان نمی‌دانستند این بود که چه چیزی زیر این بخش تپه قرار دارد. </p>    <p style="text-align:justify;">مقامات می‌گویند باستان‌شناسان از سنجش از دور و تصاویر ماهواره‌ای برای اسکن تپه و شناسایی مناطقی که بیشترین ویرانه‌ها را دارند، استفاده کردند و سپس شروع به حفاری کردند. </p>    <p style="text-align:justify;">در این کاوش‌ها، خانه‌ها، انبار غلات، ساختمان‌هایی برای نگهداری حیوانات  و یک سازه ناشناس نزدیک یک معبد مرکزی کشف شدند. باستان‌شناسان معتقدند این خانه‌ها، اقامتگاه‌های چند طبقه‌ای بودند که به عنوان خانه‌های برجی شناخته می‌شدند و برای تأمین سرپناه برای گروه‌های بزرگی از مردم ساخته شده بودند. </p>    <p style="text-align:center;"><img alt="1" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/fd9q00fVIDFG/xXLDXxlcYpY,/1.jpg" width="912" height="667"></p>    <p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;">برخی از آثار باستانی شهر باستانی ایمت، از جمله مجسمه سبز (بالا سمت چپ)، حکاکی سنگی هوروس (پایین سمت چپ) و ساز موسیقی (راست) </span></p>    <p style="text-align:justify;">باستان‌شناسان می‌گویند قدمت این سازه‌های متروکه به ۴۰۰ تا ۳۵۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد. در این حفاری چندین اثر باستانی قابل‌توجه نیز کشف شدند، از جمله یک مجسمه به رنگ سبزآبی که بخشی از یک مجسمه تشییع جنازه‌ی پرجزئیات (<strong>اوشابتی</strong>) با قدمت حداقل ۲۳۰۰ سال شناسایی شد. </p>    <p style="text-align:justify;">باستان‌شناسان یک تخته‌سنگ تراشیده‌شده را به عنوان یک ستون سنگی شناسایی کردند که خدای مصر باستان، هوروس را نشان می‌دهد که روی دو تمساح ایستاده و مارهایی در دست دارد و خدای دیگری بالای سر اوست. یکی دیگر از اشیاء جالب، یک ساز موسیقی برنزی معروف به <strong>سیستروم </strong>بود که با تکان دادن، مشابه تنبور نواخته می‌شد. </p>    <p style="text-align:center;"><img alt="2" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/LKCenvl5i0nK/xXLDXxlcYpY,/2.jpg" width="912" height="593"></p>    <p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;">یک اثر باستانی حکاکی‌شده که در شهر باستانی ایمت یافت شده است</span></p>    <p style="text-align:justify;">باستان‌شناسان بر پایه‌ی ویرانه‌های کشف‌شده از ایمت تاکنون، این شهر ۲۳۰۰ ساله را یک مرکز جمعیتی برجسته در دلتای نیل توصیف کرده‌اند و آن را به دلیل معبدش متمایز می‌دانند.  مقامات می‌گویند آخرین یافته‌ها در «تل نباشا» داده‌های بیشتری در مورد این شهر باستانی، زندگی روزمره و آیین‌های مذهبی آن آشکار کرده‌اند. </p>    <p style="text-align:justify;">«<strong>تل نباشا</strong>» در استان الشرقیه در شمال شرقی مصر است و حدود ۸۰ مایل با ماشین از قاهره به سمت شمال شرقی فاصله دارد.</p>    <p style="text-align:justify;">مترجم: زهرا ذوالقدر</p>          <div class="side">               </div>     </div><p>منبع: <a href="https://faradeed.ir/fa/tiny/news-248709" rel="nofollow external noopener noreferrer">faradeed-248709</a></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>HodHod</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2025 10:34:29 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>تصاویر؛ عکس های  شخصی، زندگی خصوصی و بیوگرافی سیمون سینوره</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/466687-تصاویر؛-عکس-های--شخصی،-زندگی-خصوصی-و-بیوگرافی-سیمون-سینوره.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/466687-تصاویر؛-عکس-های--شخصی،-زندگی-خصوصی-و-بیوگرافی-سیمون-سینوره.html</link>
<description>سینوره بازیگری را در اوایل دهه ۱۹۴۰ با نقش‌های کوچک در فیلم‌های فرانسوی آغاز کرد. او ابتدا به‌عنوان سیاهی‌لشکر در فیلم‌هایی مانند «شامگاه دیدارکنندگان» (۱۹۴۲) ظاهر شد. اولین نقش مهم او در فیلم «مکبث» (۱۹۴۸) به کارگردانی ژان رنوار بود که توجه منتقدان را جلب کرد. او به‌سرعت به یکی از بازیگران برجسته سینمای فرانسه تبدیل شد و به دلیل توانایی‌اش در ایفای نقش‌های احساسی و پیچیده مورد تحسین قرار گرفت.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <div id="echo_details">                <div>  <p><span style="color:#FF0000;"><strong>فرادید| </strong></span>سیمون سینوره (Simone Signoret)، متولد ۲۵ مارس ۱۹۲۱ در ویسبادن، آلمان، و درگذشته ۳۰ سپتامبر ۱۹۸۵ در اوتان، فرانسه، بازیگر برجسته فرانسوی بود که به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین ستارگان سینمای فرانسه شناخته می‌شود. او با بازی در فیلم‌هایی مانند «اتاقی در طبقه بالا» (۱۹۵۹)، «کاسک دور» (۱۹۵۲) و «مادام روزا» (۱۹۷۷) شهرت یافت و اولین هنرمند فرانسوی بود که جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را دریافت کرد. سینوره همچنین به دلیل فعالیت‌های سیاسی و تعهدات اجتماعی‌اش، به‌ویژه در زمینه حقوق زنان و ضد نژادپرستی، چهره‌ای تأثیرگذار بود.</p>    <h2><strong>کودکی و خانواده</strong></h2>    <p>سیمون سینوره (با نام اصلی Simone Henriette Charlotte Kaminker) در خانواده‌ای یهودی در ویسبادن، آلمان، به دنیا آمد، جایی که پدرش، آندره کامینکر، به‌عنوان مترجم برای جامعه ملل کار می‌کرد. او دو برادر کوچک‌تر داشت. خانواده‌اش بعداً به پاریس نقل‌مکان کردند، جایی که او در محله نویی-سور-سن بزرگ شد. مادرش، ژورژت سینوره، خانه‌دار بود و نام خانوادگی سینوره را بعدها به‌عنوان نام هنری خود برگزید. او در جوانی به ادبیات و تئاتر علاقه‌مند شد و پس از اتمام تحصیلات دبیرستان، به‌عنوان منشی و معلم زبان انگلیسی کار کرد، اما اشتیاقش به بازیگری او را به سینما کشاند.</p>    <h2><img alt="32_11zon" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/XPWDY0Z4GAvM/xXLDXxlcYpY,/32_11zon.jpg" width="474" height="632"></h2>    <h2><strong>روابط و فرزندان</strong></h2>    <p>سینوره دو بار ازدواج کرد. در سال ۱۹۴۴ با مارک آلگره، کارگردان فرانسوی، ازدواج کرد و از او دختری به نام کاترین آلگره (متولد ۱۹۴۶) داشت که بعدها بازیگر شد. این ازدواج در ۱۹۴۹ به پایان رسید. در سال ۱۹۵۱، او با ایو مونتان، بازیگر و خواننده معروف فرانسوی، ازدواج کرد که تا پایان عمرش در ۱۹۸۵ ادامه داشت. رابطه آن‌ها پرشور اما پرچالش بود، به‌ویژه به دلیل شهرت مونتان به روابط خارج از ازدواج، از جمله رابطه‌ای کوتاه با مرلین مونرو در سال ۱۹۶۰ هنگام فیلم‌برداری «بیا امشب عشق بورزیم». با وجود این مشکلات، سینوره و مونتان به یکدیگر متعهد ماندند و تا زمان مرگ او در کنار هم بودند. مقبره مشترک آن‌ها در گورستان پرلاشز پاریس قرار دارد.</p>    <h2><strong>علایق و فعالیت‌ها</strong></h2>    <p>سینوره به شدت به مسائل سیاسی و اجتماعی علاقه‌مند بود. او مدتی عضو حزب کمونیست فرانسه بود و در اعتراضات علیه دخالت ارتش فرانسه در الجزایر و همچنین در جنبش‌های حقوق زنان شرکت داشت. سینوره از مدافعان سرسخت عدالت اجتماعی بود و دیدگاه‌های مترقی‌اش او را به چهره‌ای برجسته در محافل روشنفکری فرانسه تبدیل کرد. او همچنین به ادبیات و نویسندگی علاقه داشت و در سال ۱۹۷۶ کتاب خودزندگینامه‌ای «نوستالژی دیگر آن چیزی نیست که بود» را منتشر کرد که در آن درباره زندگی، حرفه و دیدگاه‌هایش نوشت. سینوره همچنین به موسیقی و تئاتر علاقه‌مند بود و در اجراهای متعددی روی صحنه ظاهر شد.</p>    <h2><img alt="33_11zon" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/gf6aVT2Zy245/xXLDXxlcYpY,/33_11zon.jpg" width="474" height="601"></h2>    <h2><strong>مشکلات سلامتی</strong></h2>    <p>سینوره در طول زندگی‌اش با مشکلات سلامتی متعددی مواجه شد. در جوانی به بیماری سل مبتلا شد و دوره‌ای طولانی تحت درمان بود. بعدها در زندگی به سرطان پانکراس مبتلا شد که در نهایت در سال ۱۹۸۵ منجر به مرگش شد. با وجود این مشکلات، او تا آخرین سال‌های زندگی‌اش به بازیگری و فعالیت‌های اجتماعی ادامه داد و روحیه‌ای مقاوم و مصمم از خود نشان داد.</p>    <h2><strong>آغاز بازیگری</strong></h2>    <p>سینوره بازیگری را در اوایل دهه ۱۹۴۰ با نقش‌های کوچک در فیلم‌های فرانسوی آغاز کرد. او ابتدا به‌عنوان سیاهی‌لشکر در فیلم‌هایی مانند «شامگاه دیدارکنندگان» (۱۹۴۲) ظاهر شد. اولین نقش مهم او در فیلم «مکبث» (۱۹۴۸) به کارگردانی ژان رنوار بود که توجه منتقدان را جلب کرد. او به‌سرعت به یکی از بازیگران برجسته سینمای فرانسه تبدیل شد و به دلیل توانایی‌اش در ایفای نقش‌های احساسی و پیچیده مورد تحسین قرار گرفت.</p>    <h2><strong>شهرت و نقش‌های برجسته</strong></h2>    <p>سینوره در فیلم «کاسک دور» (Casque d’Or، ۱۹۵۲) نقش ماری، زنی گرفتار در یک مثلث عشقی، را بازی کرد که یکی از به‌یادماندنی‌ترین نقش‌هایش بود و جایزه بفتا را برایش به ارمغان آورد. موفقیت بزرگ او در سال ۱۹۵۹ با فیلم «اتاقی در طبقه بالا» (Room at the Top) رقم خورد که برایش جایزه اسکار بهترین بازیگر زن، بفتا و جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن را به همراه داشت. او اولین بازیگر فرانسوی بود که اسکار دریافت کرد. دیگر فیلم‌های برجسته او شامل «دیابولیک» (۱۹۵۵)، «ارتش سایه‌ها» (۱۹۶۹)، «اعتراف» (۱۹۷۰)، «بیوه کودرک» (۱۹۷۱) و «مادام روزا» (۱۹۷۷) است که برای آخرین فیلم جایزه سزار بهترین بازیگر زن را برد. او در بیش از ۵۰ فیلم بازی کرد و توانایی‌اش در ایفای نقش‌های متنوع، از زنان قوی و آسیب‌پذیر تا شخصیت‌های پیچیده، او را به اسطوره‌ای در سینما تبدیل کرد.</p>    <h2><img alt="31" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/MCKuhaRtiI6w/xXLDXxlcYpY,/31.jpg" width="1200" height="800"></h2>    <h2><strong>جوایز و افتخارات</strong></h2>    <p>سینوره کارنامه‌ای درخشان از جوایز دارد. او برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن برای «اتاقی در طبقه بالا» (۱۹۵۹)، جایزه بفتا برای «کاسک دور» (۱۹۵۲)، جایزه امی برای نقش‌های تلویزیونی، جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن (۱۹۵۹)، جایزه سزار بهترین بازیگر زن برای «مادام روزا» (۱۹۷۷) و جایزه خرس نقره‌ای جشنواره برلین برای «بیوه کودرک» (۱۹۷۱) شد. او همچنین چندین نامزدی دیگر از جمله برای سزار و بفتا دریافت کرد. در سال ۱۹۶۵، نشان شوالیه لژیون دونور فرانسه به او اهدا شد.</p>    <h2><strong>فعالیت‌های دیگر</strong></h2>    <p>سینوره علاوه بر سینما، در تئاتر نیز فعال بود و در نمایش‌هایی مانند «گربه روی شیروانی داغ» (۱۹۵۸) بازی کرد که برایش تحسین‌های بسیاری به همراه داشت. او همچنین در تلویزیون ظاهر شد و در سریال‌هایی مانند «موسیقی شب» (۱۹۶۶) بازی کرد که جایزه امی را برایش به ارمغان آورد. سینوره به‌عنوان نویسنده نیز فعالیت داشت و کتاب خاطراتش مورد استقبال قرار گرفت. او همچنین در دوبله برخی فیلم‌ها همکاری کرد و صدایش در چند اثر سینمایی شنیده شد.</p>    <h2><strong>نکات جالب و کمتر شناخته‌شده</strong></h2>    <ul dir="rtl">  	<li>سینوره در جوانی به دلیل ریشه‌های یهودی‌اش، در زمان اشغال فرانسه توسط نازی‌ها، نام خانوادگی مادرش را برای فعالیت‌هایش انتخاب کرد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کند.</li>  	<li>او در سال ۱۹۶۰ با مرلین مونرو در فیلم «بیا امشب عشق بورزیم» هم‌بازی شد و این دو رابطه‌ای دوستانه اما پیچیده داشتند.</li>  	<li>سینوره در سال ۱۹۶۱ در اعتراض به جنگ الجزایر، در تظاهرات خیابانی شرکت کرد و به همین دلیل مدتی تحت نظارت پلیس قرار گرفت.</li>  	<li>او در مصاحبه‌ای گفته بود که بازیگری برایش راهی برای بیان حقیقت و احساسات عمیق انسانی است.</li>  	<li>سینوره به دلیل سبک زندگی ساده و صریحش، در میان همکاران و طرفداران به «دوست واقعی» معروف بود.</li>  </ul>    <h2><strong>جمع‌بندی</strong></h2>    <p>سیمون سینوره با کارنامه‌ای درخشان در سینمای فرانسه و جهان، نه‌تنها به‌عنوان بازیگری بااستعداد، بلکه به‌عنوان فعال اجتماعی و مدافع حقوق بشر شناخته می‌شود. او با نقش‌های ماندگار در فیلم‌هایی مانند «اتاقی در طبقه بالا» و «مادام روزا» و دریافت جوایز معتبر، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ سینما دارد. زندگی شخصی‌اش، با عشق پرشور به ایو مونتان، چالش‌های سلامتی و تعهد به عدالت اجتماعی، او را به شخصیتی الهام‌بخش و چندوجهی تبدیل کرده است. میراث سینوره همچنان در جشنواره‌های فیلم و مطالعات سینمایی گرامی داشته می‌شود.</p>  </div>          <div class="side">               </div>     </div><p>منبع: <a href="https://faradeed.ir/fa/tiny/news-249225" rel="nofollow external noopener noreferrer">faradeed-249225</a></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>HodHod</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2025 10:33:25 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>کشف آبادی‌های ۴ هزارساله در صحرای عربستان</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/466681-کشف-آبادی-های-۴-هزارساله-در-صحرای-عربستان.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/466681-کشف-آبادی-های-۴-هزارساله-در-صحرای-عربستان.html</link>
<description>با ادامه‌ی کاوش‌ها و آشکار شدن شواهد جدید، بیابان عربستان رفته‌رفته پرده از تاریخ انسانی پیچیده و ریشه‌داری برمی‌دارد؛ تاریخی مملو از سازگاری، پایداری، و نوآوری.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <div id="echo_details">                <p style="text-align:justify;"><span style="color:#FF0000;"><strong>فرادید| </strong></span>یک کشف باستان‌شناسی پیشگامانه منجر به آشکار شدن شبکه‌ای گسترده از آبادی‌های محصور با دیوار در صحرای عربستان شده که قدمت آن‌ها به بیش از ۴۰۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. </p>    <p style="text-align:justify;"><strong>به گزارش فرادید</strong>، این سکونتگاه‌های مستحکم که از تیما تا ثَج امتداد دارند، برداشت دیرینه از عربستان به‌عنوان سرزمینی صرفاً متکی بر قبایل کوچ‌نشین را به چالش کشیده‌اند. آنطور که آشکار شده، این سکونتگاه‌ها گواه الگویی پیچیده و پایدار از تمدن‌های مبتنی بر واحه هستند؛ تمدن‌هایی با نظام‌های پیشرفته‌ی کشاورزی، سازمان اجتماعی منسجم و زیرساخت‌های دفاعی که زندگی را در یکی از سخت‌ترین محیط‌های طبیعی زمین امکان‌پذیر می‌کردند. </p>    <h2 style="text-align:justify;">سکونتگاه‌های مستحکم در قلب بیابان</h2>    <p style="text-align:justify;">پژوهشی که به رهبری تیمی بین‌المللی از باستان‌شناسان انجام شده و در نشریهAntiquity منتشر شده، دست‌کم ده آبادی اصلی را شناسایی کرده که با دیوارهای سنگی گسترده‌ای محافظت می‌شده‌اند. این مکان‌ها که بین تیما نزدیک مرز اردن و ثَج در سواحل خلیج فارس هستند، روزگاری میزبان جوامع پررونقی بوده‌اند. برخی از این دیوارها تا هشت کیلومتر امتداد داشته و ضخامت‌شان به دو متر می‌رسیده و برج‌های دفاعی و دروازه‌های ورودی را در خود جای داده بودند. </p>    <p style="text-align:justify;">از چشمگیرترین آبادی‌های تازه کشف‌شده دُومةالجَندل، خیبر، حائط و حُویط هستند. دومةالجندل که نخستین بار به کمک عکس‌برداری هوایی در دهه‌ی ۱۹۶۰ آشکار شد، با دیوارهایی به طول دو کیلومتر محصور شده است. تاریخ‌گذاری رادیوکربن ساخت دیوارهای خیبر را بین سال‌های ۲۲۵۰ تا ۱۹۵۰ پیش از میلاد تخمین زد. اینجا، بقایای دیواری به طول حدود ۱۴ کیلومتر و نزدیک به ۱۸۰ برجک دفاعی، گواه تلاش گروهی و بزرگی در ساخت و ساز است. </p>    <h2 style="text-align:justify;">نوآوری کشاورزی و برنامه‌ریزی شهری</h2>    <p style="text-align:justify;">این آبادی‌های دیوارکشی‌شده تنها ساختارهایی دفاعی نبودند، بلکه سکونتگاه‌هایی کاملاً کاربردی و دارای زمین‌های زراعی، نخلستان‌ها، آغل‌های دام و چاه‌های آب بودند. شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد ساکنان این نواحی راهبردهای پیشرفته‌ای برای تأمین منابع حیاتی در اقلیم خشک و بیابانی داشتند؛ از جمله محافظت از انبارهای غله و گله‌های بز و گوسفند! </p>    <p style="text-align:center;"><img alt="2" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/IBhDhSXa2TLt/xXLDXxlcYpY,/2.jpg" width="960" height="760"></p>    <p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;">توزیع جغرافیایی مجموعه آبادی‌های محصور باستانی در شمال‌غرب عربستان با تاکید بر مهم‌ترین سکونتگاه‌های مستحکم مانند خیبر، دومةالجندل و تیماء</span></p>    <p style="text-align:justify;">یکی از چشمگیرترین محوطه‌ها النتاح است؛ شهری مستحکم به وسعت ۲٫۶ هکتار درون آبادی خیبر. قدمت این شهر به حدود ۲۴۰۰ تا ۱۵۰۰ پیش از میلاد بازمی‌گردد و احتمالاً تا ۵۰۰ نفر جمعیت داشته است. وجود خانه‌های چندطبقه، برنامه‌ریزی شهری و حتی گورستان پیرامون آن، گواه آن چیزیست که پژوهشگران از آن به نام «شهرنشینی آهسته» یاد می‌کنند؛ حرکتی تدریجی اما هدفمند از زندگی کوچ‌نشینی به سکونت‌گاه‌های همیشگی! </p>    <h2 style="text-align:justify;">مدلی از سکونت در بلندمدت</h2>    <p style="text-align:justify;">آبادی‌های محصور، نشان راهبردی اجتماعی، سیاسی و زیست‌محیطی هستند که در طول هزاران سال دوام آورده‌اند. این الگوی سکونت که ریشه در عصر برنز دارد، در دوران عصر آهن و دوره‌های پس از آن نیز گسترش یافت. حتی تا قرون ۱۹ و ۲۰ میلادی، شهرهایی مانند مدینه و العُلا همچنان از سامانه‌های دیواری برای محافظت از اراضی کشاورزی در برابر حملات و تهدیدهای طبیعی استفاده می‌کردند. </p>    <h2 style="text-align:justify;">بازنگری در تاریخ صحرای عربستان</h2>    <p style="text-align:justify;">این کشف، روایت تاریخی عربستان را به شکل بنیادینی دگرگون می‌کند. برخلاف گمان رایج که این سرزمین را قلمرویی تنها تحت سیطره‌ی قبایل کوچ‌نشین می‌دانست، اکنون روشن شده که این منطقه، میزبان جوامعی پیچیده و یکجانشین هم بوده؛ جوامعی که توانایی توسعه‌ی شهری و برنامه‌ریزی بلندمدت را داشته‌اند. </p>    <p style="text-align:justify;">این آبادی‌های مستحکم به احتمال زیاد نقش مهمی در ظهور پادشاهی‌های کاروانی اولیه‌ی عرب ایفا کرده‌اند و به‌عنوان مراکز تجاری و فرهنگی در سراسر شبه‌جزیره عربستان عمل می‌کرده‌اند. </p>    <p style="text-align:justify;">این پژوهش بر پیوندهای منطقه با دنیای باستانی گسترده‌تر تأکید دارد. شباهت‌های معماری با منطقه شام در مدیترانه، بیانگر تبادلات فرهنگی و تأثیرات فناوری است و جایگاه عربستان را در شبکه‌های گسترده عصر برنز و عصر آهن تقویت می‌کند. </p>    <p style="text-align:center;"><img alt="1" src="https://cdn.faradeed.ir/servev2/DWDpA1RhPJeQ/xXLDXxlcYpY,/1.jpg" width="1000" height="692"></p>    <p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;">آبادیٔ محصور العَین همان‌گونه که در بازسازی سه‌بعدی روی Google Earth دیده می‌شود (A)، یکی از نمونه‌های برجسته از استحکامات باستانی در عربستان است. تصاویر هوایی جزئیاتی مانند دیوار خاکریز (B)، برجک متصل به دیوار (C) و ساختار سنگ‌چین داخلی (D) را نشان می‌دهند که بیانگر مهندسی پیشرفته و سازماندهی دقیق این سکونت‌گاه هستند</span></p>    <h2 style="text-align:justify;"> <span style="font-size:17px;">  </span><span style="font-size:17px;"> </span><span style="font-size:17px;"> </span>مترجم: زهرا ذوالقدر</h2>          <div class="side">               </div>     </div><p>منبع: <a href="https://faradeed.ir/fa/tiny/news-249216" rel="nofollow external noopener noreferrer">faradeed-249216</a></p> ]]></turbo:content>
<category>فرهنگی</category>
<dc:creator>HodHod</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Jul 2025 10:21:35 +0430</pubDate>
</item></channel></rss>