<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:turbo="http://turbo.yandex.ru" version="2.0">
<channel>
<title>ادبیات - رویداد ایران</title>
<link>https://ruydadiran.com/</link>
<language>fa</language>
<description>ادبیات - رویداد ایران</description>
<generator>DataLife Engine</generator><item turbo="true">
<title>و مگر می‌شود که ماریو بارگاس یوسا بمیرد؟</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/433690-yosa.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/433690-yosa.html</link>
<description>یوسا همیشه عیش مدام اهالی ادبیات است و هیچ‌وقت نمی‌میرد. ممکن است همچنان پرده‌ی آخرِ رونشده‌ای در آستینش داشته باشد و ترنج ندانسته‌ای در دست ما باشد و ندانیم!</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><b>مرضیه کهرانی:</b>نشسته بودیم توی ماشین و نمی‌دانم از کجا برمی‌گشتیم. هر چهار نفر کتابخوان حرفه‌ای بودیم و یحتمل از یکی از آن برنامه‌های فرهنگی برمی‌گشتیم که آن سال‌ها فراوان در آنها شرکت می‌کردیم. یکی از ما تازه یوسا را کشف کرده بود. واقعا می‌گفت کشف! اسمش را گفت و ما نشنیده بودیم. ماریو بارگاس یوسا، گفت تکرار کنید. ما تکرار کردیم و هی تپق زدیم و تپق زدیم و هی به تپق زدنمان خندیدیم تا توانستیم درست تلفظش کنیم. حالا اصلا نمی‌دانم چرا آن شب این اسم برایمان این‌قدر سخت‌گو بود. اما ماند در ذهن من و به رسم آن سال‌ها و به اقتضای مدل زندگی‌ام افتادم دنبال یوسا و پیدا کردن کتاب‌هایش.</p>
<p>اولین رمانی که ازش خواندم، چه کسی پالومینو مولرو را کشت؛ بود. مبهوتم کرد و باز گشتم. رسیدم به سور بز و نمی‌گویم خواندمش، که بلعیدمش. پایان سور بز چنان میخکوبم کرد که تا به حال چنین حسی را با پایان‌بندی کتابی حس نکرده بودم. می‌گویم چرا! چون خودم هم به مرور کشف کردم که یوسا چه می‌کند با خواننده.</p>
<p>هی خواندم. اصلا زندگی‌ام را گذاشته بودم کنار و افتاده بودم دنبال یوساخوانی. سال‌های سگی را خواندم و همچنان مبهوت پایان‌بندی ویژه‌اش شدم. سال‌های سگی البته ویژگی دیگری هم داشت که شد یکی از امتحان‌ها یا نه، یکی از تفریحات من در روبه‌رویی با خوانندگان زن و مرد. به خاطر شغلم و نوع آدم‌هایی که باهاشان سروکار دارم؛ زیاد کتاب معرفی می‌کنم به این و آن. سال‌های سگی را به زن‌ها که معرفی می‌کردم؛ می‌خواندند و مثل یک شاهکار از آن تعریف می‌کردند و لذت می‌بردند. مردها اما روبه‌رویی غریبی داشتند با این کتاب. چطوری؟ مردها کوچک و بزرگشان یا کتاب را نیمه‌خوانده رها می‌کردند یا می‌خواندند و با نفرت از آن روی برمی‌گرداندند. مدتی متحیر این روال بودم تا اینکه متوجه شدم، سال‌های سگی را مردها دوست ندارند؛ چون رمانی است به شدت مردانه و خواننده‌ی مرد خودش را جای قهرمان‌ها تصور می‌کند و متنفر می‌شود از کنش‌های حیرت‌انگیز و چندش‌آور‌ شخصیت‌ها. جالب اینکه پیر و جوان هم نداشت. هیچ برخورد دیگری ندیدم از مردها در مورد این کتاب. کمتر توانسته‌ام بحث ادبی بکنم با مردی روی سال‌های سگی از شدت تنفر و تهوعی که داشتند از این روایت که بیشتر و بیشتر قانعم کرده که کتابی بوده سخت موفق و یوسا چقدر خوب توانسته ذهن و جان خواننده را به بازی بگیرد با این شاهکارش.</p>
<p>شاهکارهای یوسا یکی و دو تا نیست. جنگ آخرزمانش برای من مثال‌زدنی است با آن حجم بی‌قضاوتی که در آن موج می‌زد. اجازه بدهید کلمه‌ای در مورد یوسا به کار ببرم که شاید خوشایند نباشد برای به کار بردن در مورد یک نویسنده، آن هم حالا که شده مرحوم یوسا.</p>
<p>نویسنده‌ی لعنتی به خواننده مجال نمی‌دهد به هیچ‌کدام از طرف‌های درگیر در جنگ آخرزمان حق بدهد یا حق ندهد. چنان خواننده را مثل آونگ سرگردان می‌کند میان دو طرف که خواننده هر دم همراه یکی از دو طرف می‌شود و از طرف دیگر متنفر می‌شود و دمی دیگر آونگ می‌رود سمت دیگر و خواننده هم کشیده می‌شود به سمت طرف دیگر این جنگ. نهایت هم نمی‌فهمد کدام یک درست می‌گفتند. اصلا آیا درست می‌گفتند؟ البته یوسا این کتاب را هم از پایان‌بندی‌های ویژه‌اش بی‌بهره نگذاشته.</p>
<p>می‌گویم از پایان‌بندی‌ها، کمی مهلت بدهید.</p>
<p>این بار رفته بودیم نمایشگاه کتاب و من ولع‌زده روی میزها دنبال بقیه‌‌ی کارهای یوسا می‌گشتم که چشمم افتاد به گفت‌وگو در کاتدرال. خیلی خرید کرده بودم و حساب و کتاب‌هایم به هم خورده بود. آخر نویسنده‌جماعت را چه به پول کلان؟ هر چه کردم اما نتوانستم از خریدش دل بکنم. موقع خرید، همان دوست شب اول که اسم یوسا را جلوی من آورده بود، با عصبانیت جلو آمد و کتاب را از دستم گرفت و با تغیر گفت چقدر کتاب می‌خری تو؟ به موجودی‌ات نگاه کرده‌ای؟ اول مات و مبهوت ماندم و بعد ناراحت شدم که چرا؟ موجودی من به کسی چه؛ اما دستم را گرفت و من را از دم غرفه کشید و برد. بعدها گفت که به غرفه‌دار گفته اگر من برگشتم؛ این کتاب را به من نفروشد.</p>
<p>البته این کتاب الان در کتابخانه میان کتاب‌های من است. چطوری آنجا سردرآورده؟ همان دوست همان روز خریده بوده برای هدیه‌ی تولد من و من همان‌وقت مشغول خریدش بوده‌ام. حق بدهید که این‌طور عصبانی شود که داشته‌ام هدیه‌اش را برای خودم می‌خریده‌ام. هدیه‌ای که می‌‌دانسته سخت خوشحالم می‌کند. گفت‌وگو در کاتدرال را که خواندم، از همه‌ی یوساخوانی‌‌هایم بیشتر مات ماندم. دو بار پشت سر هم خواندم و بارها و بارها ورقش زدم و حسادت کردم به نویسنده برا آفرینش چنین شاهکاری. مگر می‌شود؟ چطور نوشته این رمان بلندِ سرتاسر دیالوگ را و گیج نشده؟ این همه شخصیت و کنش و رخداد بدون کلمه‌ای توصیف؟ و پایانش که همه را به هم وصل می‌کرد و کشف بزرگی به خواننده هدیه می‌داد برای صبرش در خواندن این رمان واقعا سخت‌خوان.</p>
<p>باز هم خواندم از یوسا و حالا هم اگر چیزکی به دستم برسد، از سرش نمی‌گذرم. مرگ در آند را بلعیده‌ام و شاید بارها نزدیک بوده بالا بیاورمش و عیش مدامش واقعا عیش مدامم شده برای سال‌ها.</p>
<p>نمی‌شود که تک تک کارهایش را الان اسم ببرم. اما می‌خواهم از پایان‌بندی‌هایش بگویم که تا به حال نظیرش را جایی ندیده‌ام.</p>
<p>همیشه روایت‌های یوسا را تشبیه کرده‌ام به صحنه‌ی یک نمایش. خواننده نشسته است و یوسا پرده در پرده نوشته و پرده به پرده کنار می‌زند تا روایت را بگذارد کف دست خواننده. تا اینجا عادی است و مثل بیشتر نویسندگان حرفه‌ای جلو می‌رود. شاهکار پایان‌بندی‌ها شروع می‌شود که به خواننده چنان حس زرنگی القا می‌کند که ای نویسنده‌ی بزرگ که نوبل برده‌ای و در همه‌ی دنیا مشهوری و خواهان داری، من توانستم پایان داستان تو را حدس بزنم. ببین چقدر زرنگم که روایت چون تویی آمده کف دستم. یوسا چنین مواقعی با لبخند سر تکان می‌دهد که بله خواننده‌ی باهوش و فهمیده‌ی من، تو توانسته‌ای داستان من را حدس بزنی. درست هم حدس زده‌ای. خواننده غره‌به‌خود جلو می‌رود و وقتی می‌فهمد پرده در پرده با یوسا جلو رفته و توانسته همراه شود با چنین بزرگی؛ درست وقتی به نظر خودش آخرین پرده را تماشا کرده و آماده است، سالن را ترک کند با کوله‌باری از غرور؛ یوسا می‌آید وسط و پرده‌ی آخرش را رومی‌کند. پرده‌ای که خواننده حتی فکر نمی‌کرده وجود داشته باشد، چه برسد به اینکه کنار برود. پرده کنار می‌رود و یک پایان ویژه که به عقل هیچ بنی‌بشری نمی‌رسیده رو می‌شود. خواننده از خودش می‌پرسد مگر ممکن است؟ چطور این رخداد گنجانده شده اینجا و این‌قدر بجا؟ چطور فکر می‌کردم داستان تمام شده بدون خواندن این پرده؟ آخر داستان واقعا تمام شده بود؛ چطور الان تمام‌تر شد و من فهمیدم داستان نیمه‌تمام بوده، بدون اینکه بدانم؟ اینجاست که یوسا با غرور بجا لبخند که نه، حتما قهقهه می‌زند که توانسته خواننده را چنان با دهان باز از تعجب نگاه کند. اگر ترنجی می‌داد دست خواننده‌اش در این مرحله، حتما خون راه می‌افتاد. هیچ‌وقت نمی‌شود پرده‌های آخر یوسا را حدس زد. کاری است ویژه‌ی خودش!</p>
<p>الان می‌گویند ماریو بارگاس یوسا مرده و مگر می‌شود که ماریو بارگاس یوسا بمیرد؟</p>
<p>یوسا همیشه عیش مدام اهالی ادبیات است و هیچ‌وقت نمی‌میرد. ممکن است همچنان پرده‌ی آخرِ رونشده‌ای در آستینش داشته باشد و ترنج ندانسته‌ای در دست ما باشد و ندانیم!</p>
<p><br></p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><em> </em></p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>saed.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Tue, 15 Apr 2025 20:08:04 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>بررسی جامع زندگی نامه و آثار سید جعفر شهیدی</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/392220-زندگی‌نامه-و-آثار-سید-جعفر-شهیدی--تحلیل-و-بررسی-منابع.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/392220-زندگی‌نامه-و-آثار-سید-جعفر-شهیدی--تحلیل-و-بررسی-منابع.html</link>
<description>سید جعفر شهیدی یکی از بزرگترین چهره‌های علمی و فرهنگی معاصر ایران است که آثارش در زمینه‌های مختلف تاریخ، ادبیات، و دین‌شناسی جایگاه ویژه‌ای در ادبیات علمی ایران دارد که در ادامه به تحلیل جامع آثار وی می پردازیم.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p style="text-align:justify;">سید جعفر شهیدی یکی از بزرگترین چهره‌های <b>علمی </b>و فرهنگی معاصر ایران است که آثارش در زمینه‌های مختلف <b>تاریخ</b>، <b>ادبیات</b>، و <b>دین‌شناسی </b>جایگاه ویژه‌ای در ادبیات علمی ایران دارد. شهیدی با پژوهش‌های عمیق و دقیق خود در زمینه <b>تاریخ اسلام،</b> <b>فرهنگ شیعه</b>، و <b>تحلیل متون دینی،</b> نقشی مهم در تبیین معانی و مفاهیم دینی و فرهنگی ایفا کرده است. در ادامه به بررسی زندگی‌نامه، آثار و دستاوردهای علمی سید جعفر شهیدی می‌پردازیم.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<div class="mce-toc">
<h2>فهرست مطالب</h2>
<ul>
<li><a href="#mcetoc_1if88kcli36s"> زندگی‌نامه</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1if88kcli36t">فعالیت‌های علمی و پژوهشی</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1if88kcli36u">آثار</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1if88kcli36v">سخن پایانی</a></li>
</ul>
</div>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1if88kcli36s"> زندگی‌نامه</h2>
<p style="text-align:justify;">سید جعفر شهیدی در ۲۸ آبان ۱۳۰۶ هجری شمسی (۱۹۲۷ میلادی) در شهر <b>اصفهان </b>به دنیا آمد. او از خانواده‌ای مذهبی و اهل علم بود که تأثیرات عمیقی از محیط فرهنگی و مذهبی اصفهان گرفت. شهیدی تحصیلات ابتدایی خود را در اصفهان آغاز کرد و پس از آن به تهران رفت تا در مدارس علمیه و دانشگاه‌های معتبر ایران ادامه تحصیل دهد.</p>
<p style="text-align:justify;">وی در سال‌های اولیه تحصیل به حوزه علمیه قم رفت و در آن‌جا به کسب علم و تحقیق در رشته‌های مختلف دینی و تاریخی پرداخت. از جمله اساتید شهیدی می‌توان به آیات عظامی چون آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله خویی اشاره کرد که تأثیر زیادی بر افکار و دیدگاه‌های علمی او داشتند. همچنین، او در رشته‌های مختلف علمی مانند تاریخ اسلام، فلسفه اسلامی و قرآن‌شناسی پژوهش‌هایی عمده انجام داد.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1if88kcli36t">فعالیت‌های علمی و پژوهشی</h2>
<p style="text-align:justify;">سید جعفر شهیدی در دوران فعالیت‌های علمی خود، تمرکز ویژه‌ای بر تاریخ اسلام و فرهنگ شیعی داشت. او با تکیه بر منابع اصیل تاریخی و دینی، به تبیین رویدادهای مهم تاریخ اسلام و جایگاه شخصیت‌های برجسته‌ای مانند امام علی (ع)، امام حسین (ع) و دیگر امامان شیعه پرداخت. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شهیدی در نگارش‌هایش، استفاده دقیق و تحلیلی از منابع تاریخی بود. وی همواره بر صحت و سقم اطلاعات تأکید داشت و در آثارش، تلاش می‌کرد که تاریخ اسلام را به‌دور از تعصبات و با دیدگاهی علمی و واقع‌گرایانه ارائه دهد.</p>
<p style="text-align:justify;">شهیدی همچنین در تفسیر و تحلیل قرآن کریم، درک عمیق و جامعی از معانی آیات و تأثیرات آن‌ها در تاریخ اسلام داشت. او در بسیاری از مقالات خود به بررسی تفسیرهای مختلف قرآن و تطبیق آن‌ها با تاریخ و شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان پرداخت.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1if88kcli36u">آثار</h2>
<p style="text-align:justify;">آثار سید جعفر شهیدی عمدتاً در زمینه‌های تاریخ اسلام، علوم دینی و تحلیل متون مذهبی است. از جمله مهم‌ترین آثار او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:</p>
<p style="text-align:justify;">تاریخ اسلام (در سه جلد): یکی از مهم‌ترین و جامع‌ترین آثار شهیدی، کتاب تاریخ اسلام است که در آن به تحلیل و بررسی رویدادهای مهم تاریخ اسلام از زمان پیامبر اسلام (ص) تا دوران معاصر پرداخته است. این اثر با نگاه علمی و بدون جانبداری، تاریخ اسلام را از جنبه‌های مختلف بررسی کرده و اهمیت آن در درک بهتر تاریخ اسلام را نمایان می‌سازد.</p>
<p style="text-align:justify;">سیره نبوی: کتاب سیره نبوی به بررسی زندگی پیامبر اسلام (ص) می‌پردازد و ضمن تحلیل رویدادهای مختلف زندگی آن حضرت، تلاش می‌کند تا ابعاد گوناگون شخصیتی و اجتماعی پیامبر اسلام را مورد توجه قرار دهد. شهیدی در این اثر سعی دارد که سیره نبوی را در بستر زمانه‌اش و با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی آن زمان، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.</p>
<p style="text-align:justify;">حسین‌بن علی (ع): در این کتاب، شهیدی به تحلیل و بررسی شخصیت امام حسین (ع) و قیام عاشورا پرداخته است. این اثر به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع مطالعات عاشورا شناخته می‌شود و شهیدی در آن با تکیه بر منابع معتبر تاریخی، اهداف و پیام‌های قیام امام حسین (ع) را مورد بررسی قرار داده است.</p>
<p style="text-align:justify;">آثار دیگر: شهیدی آثار متعددی در زمینه‌های مختلف دینی و تاریخی نوشته است که برخی از آن‌ها به تحلیل شخصیت‌های تاریخی، بررسی متون دینی و تفسیر قرآن اختصاص دارند. این آثار به‌ویژه در میان پژوهشگران تاریخ اسلام و فرهنگ شیعی جایگاه ویژه‌ای دارند.</p>
<p style="text-align:justify;">کتاب «تاریخ اسلام» سید جعفر شهیدی یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی در حوزه تاریخ‌نگاری اسلام است که در سه جلد منتشر شده و به تحلیل رویدادهای اساسی تاریخ اسلام از دوران پیامبر (ص) تا ادوار مختلف پس از او پرداخته است. این اثر به‌عنوان یکی از منابع معتبر برای مطالعات تاریخی و دینی شناخته می‌شود و جایگاه ویژه‌ای در پژوهش‌های تاریخ اسلام دارد. این مقاله به تحلیل و بررسی علمی و انتقادی این کتاب می‌پردازد و منابع، روش‌شناسی و دیدگاه‌های شهیدی را در نگارش آن مورد بررسی قرار می‌دهد. همچنین نقدهای منتشر شده در مورد این کتاب را تحلیل خواهیم کرد تا جایگاه این اثر در تاریخ‌نگاری معاصر اسلام و دینی روشن‌تر شود.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h3 style="text-align:justify;">ویژگی‌های کلی کتاب «تاریخ اسلام»</h3>
<p style="text-align:justify;">کتاب «تاریخ اسلام» سید جعفر شهیدی در سه جلد به تحریر درآمده است و هر یک از آن‌ها به دوره خاصی از تاریخ اسلام پرداخته است:</p>
<p style="text-align:justify;">جلد اول: این جلد به بررسی دوران حیات پیامبر اسلام (ص) و رویدادهای پیش از آن، از جمله وضعیت سیاسی، اجتماعی و مذهبی شبه‌جزیره عربستان، بعثت پیامبر (ص)، هجرت، جنگ‌های بدر، احد، خندق و فتوحات اولیه پرداخته است. شهیدی در این جلد سعی کرده است تا با استناد به منابع معتبر تاریخی، تصویری دقیق و مستند از دوران پیامبر (ص) و شرایط جامعه آن زمان ارائه دهد.</p>
<p style="text-align:justify;">جلد دوم: جلد دوم به دوران خلفای راشدین (عمر بن خطاب، عثمان بن عفان، علی بن ابی‌طالب و ابوبکر) اختصاص دارد و در آن به تحلیل رویدادهای مهم دوران خلافت این افراد و تحولات سیاسی و اجتماعی در جامعه مسلمان پرداخته شده است. نویسنده با استفاده از منابع مختلف، ابعاد مختلف سیاست‌گذاری و حاکمیت خلفای راشدین را مورد بررسی قرار داده است.</p>
<p style="text-align:justify;">جلد سوم: در این جلد، شهیدی به تحولات دوران پس از خلفای راشدین و رویدادهایی همچون پیدایش امپراتوری‌های اسلامی مانند امویان، عباسیان و فتوحات اسلامی پرداخته است. او در این بخش به تاریخ‌نگاری معاصر، سیر تحولات اجتماعی و سیاسی و مسائل فرهنگی و مذهبی توجه ویژه‌ای داشته است.</p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-12/thumbs/1735023410_img__.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt="طرح جلد کتاب تاریخ تحلیلی اسلام سید جعفر شهیدی">
<figcaption>کتاب تاریخ تحلیلی اسلام نوشته سید جعفر شهیدی</figcaption>
</figure>
<p style="text-align:justify;"></p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h4 style="text-align:justify;">روش‌شناسی کتاب تاریخ اسلام شهیدی</h4>
<p style="text-align:justify;">شهیدی در نگارش «<b>تاریخ اسلام»</b>، به‌ویژه در قسمت‌های ابتدایی این اثر، به منابع تاریخی اصیل و معتبر تکیه کرده است. برخی از این منابع عبارتند از:</p>
<h5 style="text-align:justify;">کتب تاریخ‌نگاری کلاسیک:</h5>
<p style="text-align:justify;">شهیدی در نگارش این کتاب از آثار تاریخی کلاسیک اسلام همچون «<b>الطبقات الكبرى</b>» ابن سعد، «<b>تاریخ یعقوبی</b>»، «<b>تاریخ طبرانی</b>»، «<b>تاریخ ابن اثیر</b>» و دیگر کتب مهم تاریخی بهره برده است. این منابع در تاریخ‌نگاری اولیه اسلام نقشی اساسی دارند و شهیدی با استفاده از آن‌ها سعی کرده است تا وقایع را با دقت و تحلیل‌های معتبر بیان کند.</p>
<h5 style="text-align:justify;">کتب حدیثی:</h5>
<p style="text-align:justify;">در کنار منابع تاریخی، شهیدی از منابع حدیثی معتبر نیز برای بررسی رویدادهای تاریخی استفاده کرده است. استفاده از «<b>صحیح بخاری</b>»، «<b>صحیح مسلم</b>»، «<b>سنن ابی داود</b>»، و «<b>الکافی</b>» در کنار منابع تاریخی به اعتبار علمی کتاب افزوده است.</p>
<h5 style="text-align:justify;">روش تحقیق انتقادی:</h5>
<p style="text-align:justify;">شهیدی در این اثر از روش‌های تحقیق انتقادی استفاده کرده است. او به‌جای صرفاً نقل‌قول از منابع، تلاش کرده است تا منابع مختلف را با یکدیگر تطبیق داده و از هرگونه نگاه یک‌جانبه‌نگر پرهیز کند. این ویژگی باعث شده که کتاب «تاریخ اسلام» به‌عنوان اثری علمی و معتبر در محافل آکادمیک شناخته شود.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h4 style="text-align:justify;">تحلیل و نقد کتاب تاریخ اسلام شهیدی</h4>
<h5 style="text-align:justify;">دقت علمی و جامعیت</h5>
<p style="text-align:justify;">یکی از نکات مثبت کتاب «تاریخ اسلام» دقت علمی بالای آن است. شهیدی با توجه به پژوهش‌های گسترده و منابع مختلف، سعی کرده است تا تصویری جامع از تاریخ اسلام ارائه دهد. او از تحلیل‌های دقیق و بر اساس شواهد تاریخی برای تحلیل رویدادها استفاده کرده و تا حد امکان از تعصبات مذهبی یا سیاسی پرهیز کرده است. این امر باعث شده که این اثر در مقایسه با برخی از کتب تاریخ‌نگاری معاصر به‌ویژه در دوران جمهوری اسلامی، به‌عنوان اثری منصفانه و علمی شناخته شود.</p>
<h5 style="text-align:justify;"> استفاده از منابع معتبر</h5>
<p style="text-align:justify;">شهیدی در استفاده از منابع تاریخی و حدیثی به‌طور عمده به منابع معتبر و اولیه اشاره کرده است. او به‌طور خاص از منابعی بهره برده است که به‌عنوان مرجع اصلی در تاریخ‌نگاری اسلام شناخته می‌شوند. این نکته باعث شده که کتاب «تاریخ اسلام» از اعتبار علمی زیادی برخوردار باشد. با این حال، برخی از منتقدان به این نکته اشاره کرده‌اند که شهیدی در برخی موارد، به‌ویژه در تحلیل رویدادهای خاص، نتواسته است به‌طور کامل از تمامی منابع موجود استفاده کند و در مواردی تحلیل‌های او ممکن است محدود به منابع خاصی باشد.</p>
<h5 style="text-align:justify;">نقدهای وارد بر روش‌شناسی کتاب تاریخ اسلام شهیدی</h5>
<p style="text-align:justify;">برخی منتقدان، نقدهایی به روش‌شناسی این کتاب وارد کرده‌اند. یکی از این نقدها، عدم پرداخت کافی به تحلیل‌های فقهی و کلامی در کنار تحلیل‌های تاریخی است. به‌ویژه در مواردی که رویدادهای سیاسی و دینی با یکدیگر تداخل دارند، شهیدی بیشتر به جنبه‌های سیاسی و اجتماعی پرداخته و جنبه‌های فقهی و کلامی را کمتر مورد بررسی قرار داده است. این مسأله باعث شده که برخی از خوانندگان این اثر، از فقدان تحلیل‌های عمیق‌تر در زمینه‌های فقهی و کلامی احساس کمبود کنند.</p>
<h5 style="text-align:justify;">نقدهای منتشر شده</h5>
<p style="text-align:justify;">نقدهای مختلفی از سوی محققان و تاریخ‌نگاران معاصر بر این کتاب وارد شده است. به‌طور خاص، برخی از این نقدها به عدم بررسی دقیق‌تر برخی از رویدادهای سیاسی در دوران خلفای راشدین و امویان اشاره دارند. همچنین، برخی از پژوهشگران بر این باورند که کتاب به‌طور کامل نتواسته است تحولات فکری و اجتماعی در دوره‌های مختلف اسلام را به‌صورت مفصل تحلیل کند و بیشتر تمرکز آن بر تحلیل سیاسی است.</p>
<p style="text-align:justify;">از سوی دیگر، در نقدهای مثبت نیز، بسیاری از پژوهشگران به دقت علمی و مستند بودن اطلاعات کتاب اشاره کرده‌اند. از جمله این نقدها، می‌توان به بررسی عمیق شهیدی از شخصیت‌های تاریخی و تلاش او در تجزیه و تحلیل دقیق وقایع تاریخی اشاره کرد.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h4 style="text-align:justify;">جایگاه کتاب تاریخ اسلام شهیدی در تاریخ‌نگاری معاصر</h4>
<p style="text-align:justify;">کتاب «تاریخ اسلام» سید جعفر شهیدی به‌عنوان یکی از آثار مهم در تاریخ‌نگاری معاصر اسلام شناخته می‌شود. این اثر به‌دلیل استناد به منابع معتبر و استفاده از روش‌های علمی، تأثیر زیادی بر محافل علمی ایران و جهان اسلام گذاشته است. علاوه بر این، کتاب مذکور به‌عنوان منبعی معتبر برای دانشجویان و پژوهشگران تاریخ اسلام در دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h3>کتاب "زندگانی فاطمه الزهرا" اثر سید جعفر شهیدی</h3>
<p>کتاب "زندگانی فاطمه الزهرا" نوشته سید جعفر شهیدی یکی از مهم‌ترین آثار در حوزه تاریخ‌نگاری زندگانی حضرت فاطمه الزهرا (سلام‌الله‌علیها) است که در آن به بررسی ابعاد مختلف زندگی این بانوی بزرگ اسلام پرداخته شده است. این اثر به‌عنوان یک منبع علمی و تاریخی در پژوهش‌های اسلامی، تحلیل شخصیت و جایگاه حضرت فاطمه را مورد توجه قرار می‌دهد و در تلاش است تا با رویکردی دقیق و مستند، تصویری جامع از زندگی ایشان ارائه دهد. </p>
<p>کتاب "زندگانی فاطمه الزهرا" اثر سید جعفر شهیدی در سال ۱۳۶۴ منتشر شد و از آن زمان به یکی از منابع معتبر و شناخته‌شده در تاریخ‌نگاری زندگانی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) تبدیل گردید. این کتاب به‌ویژه در میان محققان و پژوهشگران تاریخ اسلام، به‌عنوان یک اثر مهم در تحلیل شخصیت حضرت فاطمه و نیز بررسی رویدادهای تاریخی عصر صدر اسلام، مورد استناد قرار گرفته است. در این اثر، نویسنده با استفاده از منابع معتبر تاریخی و روش‌های علمی، سعی دارد تصویری روشن و مستند از زندگی حضرت فاطمه الزهرا (سلام‌الله‌علیها) ارائه دهد.</p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-12/thumbs/1735023451_img__.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt="">
<figcaption>کتاب زندگانی فاطمه الزهرا (س) نوشته سید جعفر شهیدی</figcaption>
</figure>
<p><br></p>
<p><br></p>
<h4>اهداف کتاب زندگانی فاطمه الزهرا</h4>
<p>هدف اصلی سید جعفر شهیدی از نگارش این کتاب، بازخوانی و تحلیل دقیق زندگی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) به‌عنوان شخصیتی محوری در تاریخ اسلام است. در این راستا، او به بررسی ابعاد مختلف زندگی این بانوی بزرگ از جمله زندگی خانوادگی، نقش اجتماعی و سیاسی، و همچنین جایگاه ایشان در فقه و کلام اسلامی پرداخته است. شهیدی همچنین در این کتاب، تلاش دارد به تبیین نقش حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در تحولات مهم تاریخ اسلام، به‌ویژه در مقاطع حساس پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، بپردازد.</p>
<p><br></p>
<h4>تحلیل محتوای کتاب زندگانی فاطمه الزهرا</h4>
<h5>نگاه جامع و چندجانبه به زندگی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها)</h5>
<p>یکی از ویژگی‌های برجسته کتاب، نگاه جامع و چندجانبه نویسنده به زندگی حضرت فاطمه الزهرا (سلام‌الله‌علیها) است. سید جعفر شهیدی در این کتاب سعی کرده است که زندگی حضرت فاطمه را از زوایای مختلف بررسی کند. از ابعاد تاریخی و اجتماعی گرفته تا ابعاد شخصیتی، دینی و معنوی ایشان، که نشان از توانمندی علمی نویسنده در تحلیل این شخصیت بزرگ دارد.</p>
<h5>استفاده از منابع معتبر تاریخی</h5>
<p>شهیدی در نگارش این اثر از منابع تاریخی معتبر و روایات صحیح استفاده کرده است. این منابع شامل کتب حدیثی، تاریخی و سیره‌نگاری معتبر مانند "تاریخ طبری"، "الطبقات الکبری" ابن سعد، "سیرت ابن هشام" و "مقاتل الطالبیین" است. او همچنین از منابع شیعه مانند "بحارالأنوار" و "وسائل الشیعه" نیز بهره برده است. این منابع به نویسنده این امکان را داده‌اند تا تصویر مستند و معتبری از زندگی حضرت فاطمه ارائه دهد.</p>
<h5>نقد رویدادهای پس از رحلت پیامبر (ص)</h5>
<p>یکی از بخش‌های مهم کتاب، تحلیل و نقد رویدادهای پس از رحلت پیامبر اسلام است. در این بخش، شهیدی به بررسی چالش‌ها و بحران‌های سیاسی و اجتماعی پرداخته که حضرت فاطمه الزهرا (سلام‌الله‌علیها) در آن دوره با آن‌ها مواجه شد. مسئله سقف خانه و اعتراض حضرت فاطمه به خلافت ابوبکر و عمر و نیز مسئله فدک، از جمله موضوعاتی است که در این بخش به‌طور مفصل بررسی می‌شود.</p>
<h5>جایگاه حضرت فاطمه در قرآن و حدیث</h5>
<p>شهیدی در کتاب خود به‌طور خاص به جایگاه حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در قرآن و حدیث پرداخته و روایاتی از پیامبر اسلام (ص) و اهل‌بیت (ع) در مورد ویژگی‌های شخصیتی و معنوی حضرت فاطمه نقل کرده است. این روایات به‌ویژه در مورد پاکی و عصمت حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و جایگاه ویژه او در پیشگاه خداوند بسیار قابل‌توجه است.</p>
<p><br></p>
<h4>نقد و بررسی کتاب زندگانی فاطمه الزهرا</h4>
<h5>رویکرد علمی و مستند</h5>
<p>یکی از نقاط قوت کتاب، استفاده از منابع تاریخی و روایات معتبر است که اعتبار علمی اثر را افزایش داده است. همچنین نویسنده در تحلیل و بررسی رویدادها و شخصیت‌ها، رویکردی مستند و مستندنگارانه داشته است. این رویکرد باعث می‌شود که کتاب نه‌تنها برای محققان و پژوهشگران بلکه برای علاقه‌مندان به تاریخ اسلام نیز مفید و قابل‌استفاده باشد.</p>
<h5>پرداختن به ابعاد اجتماعی و سیاسی حضرت فاطمه</h5>
<p>به‌ویژه در فصل‌های پایانی کتاب، شهیدی به‌طور مفصل به نقش اجتماعی و سیاسی حضرت فاطمه الزهرا (سلام‌الله‌علیها) پرداخته است. او در این قسمت‌ها تلاش دارد نشان دهد که حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) تنها یک شخصیت مذهبی نبوده، بلکه در تحولات سیاسی و اجتماعی آن دوران نیز نقش مهمی ایفا کرده است. تحلیل این ابعاد از زندگی حضرت فاطمه در تاریخ‌نگاری اسلامی بسیار مهم و ضروری است.</p>
<h5>محدودیت در تحلیل‌های فقهی</h5>
<p>یکی از نقدهایی که به کتاب وارد است، کم‌توجهی به تحلیل‌های فقهی و کلامی در زمینه زندگی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) است. به‌ویژه در مباحثی چون مسئله فدک، شهیدی بیشتر به جنبه‌های تاریخی پرداخته و تحلیل‌های فقهی و کلامی بیشتری می‌توانست ارائه دهد.</p>
<p>کتاب "زندگانی فاطمه الزهرا" اثر سید جعفر شهیدی یک اثر مهم و معتبر در حوزه تاریخ‌نگاری زندگانی حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) است. این کتاب با استفاده از منابع معتبر تاریخی و روایات صحیح، تصویری جامع و مستند از زندگی این بانوی بزرگ اسلام ارائه داده است. تحلیل‌های اجتماعی، سیاسی و تاریخی در این اثر قابل‌توجه و منبعی مفید برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به تاریخ اسلام است. اگرچه کتاب در برخی زمینه‌ها مانند تحلیل‌های فقهی و کلامی کم‌توجهی دارد، اما به‌طور کلی یکی از آثار مهم در زمینه تاریخ‌نگاری اسلام به‌شمار می‌آید.</p>
<p><br></p>
<h3>کتاب قیام حسین علیه السلام اثر سید جعفر شهیدی، تحلیل و نقد</h3>
<p><br></p>
<p>کتاب حسین بن علی نوشته دکتر سید جعفر شهیدی یکی از آثار ماندگار در حوزه مطالعات تاریخ اسلام و به‌ویژه بررسی نهضت عاشورا و زندگی امام حسین (ع) است. این کتاب با نگاهی دقیق و علمی، به تحلیل زمینه‌های تاریخی، اجتماعی، و سیاسی قیام کربلا پرداخته و تلاش کرده است از منظر علمی و به‌دور از تعصبات مذهبی، تصویر روشنی از این واقعه ارائه دهد. در این مقاله، ابتدا محتوای کتاب و روش‌شناسی آن بررسی شده و سپس نقدها و تحلیل‌های وارد بر این اثر از منظر علمی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.</p>
<p><br></p>
<h4>معرفی کتاب قیام حسین (ع)</h4>
<p>کتاب حسین بن علی یکی از برجسته‌ترین آثار سید جعفر شهیدی است که به <b>تحلیل زندگی و شهادت امام حسین </b>(ع) و <b>نهضت عاشورا</b> می‌پردازد. نویسنده در این اثر، از دیدگاه تاریخی و جامعه‌شناختی، رویدادها و پیامدهای قیام کربلا را بررسی کرده و تلاش کرده است علل و نتایج این قیام را در بستر زمانه توضیح دهد.</p>
<h5>1- ویژگی‌های اصلی کتاب عبارتند از:</h5>
<p>رویکرد تحلیلی و تاریخی: شهیدی از منابع تاریخی و دینی معتبر برای تحلیل قیام امام حسین (ع) استفاده کرده است.</p>
<p>نقد نگاه‌های افراطی و تفریطی: او با پرهیز از نگاه‌های صرفاً احساسی یا افراطی، وقایع را بر اساس اسناد و شواهد بررسی کرده است.</p>
<p>تمرکز بر ابعاد اجتماعی و سیاسی قیام: نویسنده تلاش کرده است تا قیام عاشورا را نه‌تنها به‌عنوان یک رویداد دینی، بلکه به‌عنوان یک تحول اجتماعی و سیاسی تحلیل کند.</p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-12/thumbs/1735023496_img__.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt="">
<figcaption>کتاب قیام حسین علیه السلام نوشته شده توسط سید جعفر شهیدی</figcaption>
</figure>
<p><br></p>
<p><br></p>
<h4>2- محتوای کتاب قیام حسین (ع)</h4>
<p>کتاب حسین بن علی در چندین فصل تنظیم شده است که هرکدام جنبه‌های مختلف زندگی امام حسین (ع) و قیام کربلا را پوشش می‌دهد.</p>
<h5>2.1- دوران کودکی و جوانی</h5>
<p>این بخش به معرفی امام حسین (ع)، جایگاه ایشان در خانواده پیامبر (ص)، و نقش ایشان در دوران پیامبر و خلفای راشدین اختصاص دارد. شهیدی در این قسمت به بررسی رابطه امام حسین (ع) با برادر بزرگوارشان امام حسن (ع) و مسائل مربوط به صلح امام حسن (ع) پرداخته است.</p>
<h5>۲.۲. دوران معاویه</h5>
<p>در این بخش، نویسنده به سیاست‌های معاویه و تعامل او با خاندان پیامبر (ص) می‌پردازد. شهیدی با تحلیل اقدامات معاویه، شرایطی را که منجر به تقابل امام حسین (ع) با یزید شد، توضیح می‌دهد.</p>
<h5>۲.۳. واقعه کربلا</h5>
<p>این بخش، هسته اصلی کتاب را تشکیل می‌دهد و نویسنده به تحلیل قیام امام حسین (ع)، سفر ایشان به کربلا، وقایع عاشورا و شهادت ایشان می‌پردازد. شهیدی تلاش کرده است تا این بخش را با بهره‌گیری از منابع معتبر تاریخی همچون تاریخ طبری، الکامل فی التاریخ، و لهوف ابن طاووس تحلیل کند.</p>
<h4>۲.۴. پیامدهای قیام عاشورا</h4>
<p>در این فصل، شهیدی پیامدهای اجتماعی و سیاسی قیام عاشورا، تأثیر آن بر جهان اسلام، و نقش آن در شکل‌گیری هویت شیعی را بررسی می‌کند.</p>
<p><br></p>
<h4>۳. روش‌شناسی کتاب</h4>
<h5>۳.۱. استفاده از منابع معتبر</h5>
<p>شهیدی در نگارش این کتاب از منابع تاریخی معتبر اسلامی و شیعی بهره برده است. برخی از این منابع عبارتند از:</p>
<p>تاریخ طبری</p>
<p>الکامل فی التاریخ ابن اثیر</p>
<p>انساب الاشراف بلاذری</p>
<p>لهوف ابن طاووس</p>
<p>او همچنین از قرآن و احادیث برای تحلیل جایگاه امام حسین (ع) و فلسفه قیام عاشورا استفاده کرده است.</p>
<h5>۳.۲. رویکرد تحلیلی</h5>
<p>یکی از نقاط قوت این کتاب، رویکرد تحلیلی نویسنده است. شهیدی به‌جای نقل صرف وقایع، به تحلیل زمینه‌ها، دلایل و پیامدهای قیام کربلا پرداخته و آن را در بستر تاریخی و اجتماعی زمانه بررسی کرده است.</p>
<h5>۳.۳. نگاه انتقادی به روایات ضعیف</h5>
<p>شهیدی با دیدگاهی نقادانه، از استناد به روایات ضعیف یا غیرمعتبر خودداری کرده و تلاش کرده است روایات متناقض را با هم مقایسه کند تا تصویری دقیق‌تر از وقایع ارائه دهد.</p>
<p><br></p>
<h4>۴. تحلیل‌ها و نقدهای کتاب قیام حسین (ع) جعفر شهیدی</h4>
<h5>۴.۱. نقاط قوت کتاب</h5>
<p>بی‌طرفی علمی: شهیدی در این کتاب تلاش کرده است تا از تعصبات مذهبی پرهیز کند و با نگاه علمی و تحلیلی به وقایع بپردازد.</p>
<p>استفاده از منابع متنوع: بهره‌گیری از منابع مختلف تاریخی، تفسیری و حدیثی به کتاب اعتبار بیشتری بخشیده است.</p>
<p>رویکرد تحلیلی به قیام عاشورا: نویسنده به‌خوبی توانسته است قیام عاشورا را از جنبه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و دینی تحلیل کند.</p>
<h5>۴.۲. نقدها و نقاط ضعف کتاب</h5>
<p>کم‌توجهی به ابعاد عرفانی و معنوی قیام: برخی منتقدان معتقدند که شهیدی در این کتاب بیشتر به جنبه‌های تاریخی و سیاسی قیام پرداخته و از ابعاد عرفانی و معنوی آن غافل مانده است.</p>
<p>فقدان تحلیل تطبیقی با سایر قیام‌ها: قیام عاشورا در این کتاب به‌صورت مستقل بررسی شده و کمتر به مقایسه آن با دیگر جنبش‌های تاریخی پرداخته شده است.</p>
<p>کمبود تحلیل‌های جامعه‌شناختی عمیق: هرچند شهیدی به ابعاد اجتماعی قیام اشاره کرده است، اما این تحلیل‌ها در مقایسه با جنبه‌های سیاسی اثر، عمق کمتری دارد.</p>
<p><br></p>
<h4>۵. نقدهای منتشر شده درباره کتاب قیام حسین (ع)</h4>
<h5>۵.۱. نقدهای مثبت</h5>
<p>بسیاری از پژوهشگران، کتاب قیام حسین (ع) را به‌دلیل رویکرد علمی و تحلیلی آن ستوده‌اند. به‌عنوان مثال، دکتر رسول جعفریان این اثر را یکی از بهترین منابع در زمینه مطالعات عاشورا دانسته و معتقد است که شهیدی توانسته است با نگاه بی‌طرفانه، تصویری دقیق از قیام کربلا ارائه دهد.</p>
<p>برخی دیگر از پژوهشگران به دقت نویسنده در استفاده از منابع معتبر اشاره کرده‌اند و این کتاب را الگویی برای تاریخ‌نگاری علمی معرفی کرده‌اند.</p>
<h5>۵.۲. نقدهای منفی</h5>
<p>برخی از منتقدان، نظیر دکتر سید حسین نصر، به کمبود تحلیل‌های معنوی و عرفانی در این کتاب اشاره کرده‌اند و معتقدند که شهیدی قیام عاشورا را عمدتاً از منظر سیاسی بررسی کرده است.</p>
<p>همچنین، نقدهایی بر انتخاب محدود منابع مطرح شده است. برخی منتقدان بر این باورند که شهیدی می‌توانست از منابع بیشتری به‌ویژه منابع غیر اسلامی بهره بگیرد تا تحلیلی جامع‌تر ارائه کند.</p>
<p><br></p>
<h4>۶. جایگاه کتاب قیام حسین (ع) سید جعفر شهیدی در مطالعات تاریخی و عاشورایی</h4>
<p>کتاب حسین بن علی یکی از آثار برجسته در حوزه مطالعات عاشورایی و تاریخ اسلام است که نه‌تنها در ایران، بلکه در محافل علمی جهان اسلام نیز مورد توجه قرار گرفته است. این کتاب به‌عنوان یک منبع اصلی در مطالعات عاشورا و تاریخ امام حسین (ع)، در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی تدریس و مورد استناد قرار می‌گیرد.</p>
<p><br></p>
<h3>کتاب "شرح مثنوی" اثر سید جعفر شهیدی</h3>
<p>کتاب "شرح مثنوی" اثر سید جعفر شهیدی یکی از مهم‌ترین آثار در حوزه شرح و تفسیر مثنوی معنوی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی است. سید جعفر شهیدی در این اثر به‌طور دقیق و علمی به تحلیل ابیات مثنوی پرداخته و سعی کرده است تا مفاهیم فلسفی، عرفانی و اجتماعی موجود در این اثر را با زبانی ساده و قابل‌فهم برای مخاطبان توضیح دهد.</p>
<p>"مثنوی معنوی" مولانا جلال‌الدین محمد بلخی یکی از برجسته‌ترین آثار عرفانی و فلسفی در ادبیات فارسی است که تاکنون مورد توجه و تحلیل‌های بسیاری قرار گرفته است. یکی از مهم‌ترین تلاش‌ها در جهت فهم بهتر و عمیق‌تر این اثر، شرح و تفسیر آن توسط محققان و اندیشمندان بوده است. سید جعفر شهیدی، استاد برجسته تاریخ و فرهنگ اسلامی، با نگارش "شرح مثنوی" به یکی از آثار مهم در زمینه شرح و تفسیر مثنوی تبدیل شده است. کتاب شهیدی نه‌تنها تلاش کرده است تا ابیات مثنوی را برای مخاطبان امروزی قابل‌فهم سازد، بلکه به تحلیل عمیق‌تر مفاهیم فلسفی، عرفانی و اجتماعی موجود در آن پرداخته است.</p>
<p><br></p>
<p><br></p>
<h4>اهداف کتاب شرح مثنوی شهیدی</h4>
<p>هدف اصلی سید جعفر شهیدی از نگارش "شرح مثنوی"، تبیین و توضیح مفاهیم عمیق و پیچیده مثنوی معنوی برای مخاطبان معاصر است. مولانا در مثنوی از زبان و اشعار پرمفهوم استفاده کرده که همواره برای خوانندگان و محققان به چالش کشیده بوده است. شهیدی با توجه به شناخت عمیق از فلسفه و عرفان اسلامی و منابع اسلامی، تلاش کرده است تا با زبانی ساده و علمی، ابیات مثنوی را شرح دهد و زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و فلسفی آن را بازخوانی کند.</p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-12/thumbs/ei_1734419639091-removebg-preview.png" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt="">
<figcaption>مجموعه کتاب های شرح مثنوی نوشته شده توسط سید جعفر شهیدی</figcaption>
</figure>
<p><br></p>
<p><br></p>
<h4>تحلیل محتوای کتاب شرح مثنوی شهیدی</h4>
<h5>روش‌شناسی و رویکرد علمی</h5>
<p>سید جعفر شهیدی در شرح مثنوی، رویکردی علمی و مستند به کار گرفته است. او از منابع مختلفی برای تحلیل ابیات مولانا بهره می‌برد، از جمله تفسیرهای عرفانی، کلامی و فلسفی. شهیدی با استفاده از مفاهیم متداول در فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی، مانند تصوف، وحدت وجود و ارتباط انسان با خداوند، به تحلیل و تفسیر ابیات مثنوی پرداخته است. یکی از ویژگی‌های بارز کتاب، استفاده دقیق از منابع فلسفی و عرفانی است که در آن زمان مطرح بوده‌اند و شهیدی آن‌ها را به‌خوبی در تفسیر خود به کار برده است.</p>
<h5>تحلیل معنای ابیات و مفاهیم فلسفی و عرفانی</h5>
<p>در "شرح مثنوی"، شهیدی تلاش کرده است که معنای دقیق ابیات مولانا را با استفاده از اصطلاحات فلسفی و عرفانی تحلیل کند. برای مثال، مفهوم "وحدت وجود" که یکی از اصلی‌ترین مفاهیم در آثار مولانا است، در این کتاب به‌طور گسترده‌ای بررسی شده است. شهیدی در شرح خود به‌ویژه بر اهمیت تصوف و جایگاه آن در تفکرات مولانا تأکید دارد و نشان می‌دهد که چگونه مولانا از این مسیر به درک عمیق‌تری از خداوند و حقیقت دست یافته است.</p>
<h5>توجه به ابعاد اجتماعی و اخلاقی در مثنوی</h5>
<p>یکی دیگر از نکات قابل‌توجه در شرح شهیدی، تحلیل ابعاد اجتماعی و اخلاقی مثنوی است. مولانا در بسیاری از ابیات خود به مسائل اجتماعی و فردی اشاره می‌کند و شهیدی در شرح خود این ابعاد را نیز مورد توجه قرار داده است. به‌ویژه در تفسیر داستان‌ها و اشعار مثنوی که بر اساس آموزه‌های اخلاقی و اجتماعی استوار است، شهیدی نشان می‌دهد که مولانا چگونه از طریق مثال‌ها و حکایات خود، آموزه‌های اخلاقی را به مخاطبان خود منتقل کرده است.</p>
<h5>زبان ساده و قابل‌فهم</h5>
<p>یکی از ویژگی‌های برجسته کتاب "شرح مثنوی" شهیدی، استفاده از زبان ساده و قابل‌فهم است. سید جعفر شهیدی در عین حفظ دقت علمی، توانسته است مفاهیم پیچیده مولانا را به‌گونه‌ای توضیح دهد که برای مخاطب امروزی، حتی کسانی که با ادبیات و فلسفه اسلامی آشنایی کمتری دارند، قابل‌فهم باشد. این ویژگی باعث شده است که کتاب شهیدی به‌عنوان یک منبع معتبر و قابل‌استفاده برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به عرفان اسلامی مطرح شود.</p>
<p><br></p>
<h4>نقد و بررسی کتاب شرخ مثنوی شهیدی</h4>
<h5>استفاده از منابع متنوع و معتبر</h5>
<p>یکی از نقاط قوت کتاب، استفاده از منابع متنوع و معتبر است که شهیدی در نگارش شرح مثنوی از آن‌ها بهره برده است. او علاوه بر اشارات به کتب فلسفی و عرفانی خود مولانا، از منابع مختلفی همچون آثار ابن‌عربی، عطار نیشابوری، و دیگر بزرگان عرفان اسلامی استفاده کرده است. این منابع، به‌ویژه در تفسیر مفاهیم عرفانی و فلسفی، به وضوح نشان‌دهنده عمق دقت و شناخت شهیدی از موضوع است.</p>
<h5>توجه کم به رویکردهای نوین در شرح مثنوی</h5>
<p>یکی از نقدهایی که به کتاب وارد است، کم‌توجهی به رویکردهای نوین در تحلیل مثنوی است. در حالی که شهیدی در تفسیرهای خود بر اصول کلاسیک فلسفه و عرفان اسلامی تأکید کرده است، شاید لازم بود که در تحلیل مفاهیم برخی از ابیات، به رویکردهای جدیدتر مانند تحلیل‌های روان‌شناختی یا فلسفه‌های نوین مانند پدیدارشناسی و هرمنوتیک نیز توجه می‌کرد.</p>
<h5>کم‌توجهی به جنبه‌های هنری و ادبی مثنوی</h5>
<p>در حالی که "شرح مثنوی" شهیدی عمدتاً بر جنبه‌های فلسفی و عرفانی متمرکز است، ممکن بود نویسنده به جنبه‌های هنری و ادبی مثنوی نیز توجه بیشتری داشته باشد. مولانا به‌عنوان یک شاعر بزرگ، از اسلوب‌های ادبی پیچیده‌ای استفاده کرده است که در تحلیل شهیدی کمتر به آن‌ها پرداخته شده است.</p>
<p><br></p>
<p>کتاب "شرح مثنوی" اثر سید جعفر شهیدی یکی از شرح‌های معتبر و علمی بر مثنوی معنوی است که به‌ویژه برای مخاطبان امروزی و دانشجویان رشته‌های فلسفه، عرفان و ادبیات فارسی مفید است. شهیدی با رویکردی علمی و مستند، توانسته است مفاهیم عمیق مثنوی را به‌طور قابل‌فهمی برای خوانندگان تبیین کند و جایگاه مولانا را در تاریخ تفکر اسلامی بازشناسد. با این حال، توجه بیشتر به رویکردهای نوین در تحلیل ابیات و جنبه‌های هنری مثنوی می‌توانست کتاب را جامع‌تر و کامل‌تر سازد.</p>
<p><br></p>
<hr>
<h2 id="mcetoc_1if88kcli36v">سخن پایانی</h2>
<p>سید جعفر شهیدی به عنوان یک پژوهشگر برجسته ایرانی، در تحلیل تاریخ اسلام و فرهنگ شیعی نقشی مهم ایفا کرده است. آثار او با دقت و عمق علمی خود، به‌ویژه در زمینه تاریخ اسلام و تفسیر قرآن، به‌عنوان منابع معتبر شناخته می‌شوند. این پژوهش‌ها نه تنها به فهم بهتر تاریخ اسلام کمک کرده‌اند، بلکه درک عمیق‌تری از فرهنگ شیعی و مفاهیم دینی نیز ارائه داده‌اند. استفاده دقیق از منابع تاریخی و دینی و تحلیل‌های علمی، از ویژگی‌های بارز آثار شهیدی است که باعث شده‌اند آثار او در میان پژوهشگران و محققان به‌عنوان منابع معتبر و قابل استناد شناخته شوند.</p>
<p><br></p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>zahra.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Mon, 16 Dec 2024 21:11:20 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>ویژگی‌های منحصر به فرد اشعار رهی معیری در شعر معاصر فارسی</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/384371-ویژگی‌های-منحصر-به-فرد-اشعار-رهی-معیری-در-شعر-معاصر-فارسی.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/384371-ویژگی‌های-منحصر-به-فرد-اشعار-رهی-معیری-در-شعر-معاصر-فارسی.html</link>
<description>رهی معیری، شاعر و ترانه‌سرای برجسته ایرانی که با نوآوری‌های خاص خود، سنت و مدرنیته را در شعر فارسی پیوند می‌زند. زندگی و اشعار او بیانگر تجربیات شخصی، اجتماعی و عاشقانه‌ای است که با زبانی لطیف و موسیقیایی بیان شده‌اند.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><b>رهی معیری</b> (۱۲۸۸-۱۳۵۸)، از <b>شاعران برجسته معاصر ایران</b>، با سبک خاص خود در <b>شعر فارسی</b> جایگاه ویژه‌ای دارد. اشعار او، از نظر فرم و محتوا، تأثیرات عمیقی بر شعر عاشقانه و اجتماعی فارسی گذاشته و پیوندی میان شعر <b>کلاسیک و نوآورانه</b> برقرار کرده است. این مقاله به زندگی، آثار و مضامین شعری رهی معیری می‌پردازد و سبک شعری او را از منظر زبان، واژگان، ساختار و تاثیرات ادبی بررسی می‌کند. پژوهش حاضر با تحلیل عمیق دیوان اشعار و آثار منتشر شده معیری،<b> ویژگی‌های سبکی</b> خاص او، از جمله زبان لطیف و توصیفات احساساتی را مورد بررسی قرار می‌دهد.</p>
<p><br></p>
<div class="mce-toc">
<h2>فهرست مطالب</h2>
<ul>
<li><a href="#mcetoc_1ice4tk0vgq">زندگی‌نامه رهی معیری</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1ice4tk0vgr">فعالیت‌های ادبی و آثار منتشره رهی معیری</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1ice4tk0vgs">سبک‌شناسی اشعار رهی معیری</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1ice4tk0vgt">نتیجه‌گیری </a></li>
</ul>
</div>
<h2 id="mcetoc_1ice4tk0vgq">زندگی‌نامه رهی معیری</h2>
<p>محمد حسن بیوک معیری با تخلص رهی معیری در سال ۱۲۸۸ هجری شمسی در <b>تهران </b>متولد شد. خانواده او از اشراف و اهل فرهنگ و هنر بودند، و این زمینه مناسبی برای پرورش استعداد ادبی او فراهم کرد. از کودکی به شعر و موسیقی علاقه نشان داد و تحت تأثیر اشعار حافظ، سعدی و فردوسی رشد کرد. معیری تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تهران گذراند و سپس وارد فضای فرهنگی و ادبی کشور شد. در جوانی با استادان بزرگی همچون ملک‌الشعرای بهار و محمدتقی بهار آشنا شد و از طریق این ارتباط‌ها به تعمیق دانش ادبی خود پرداخت. نبوغ رهی در ۱۷ سالگی شکوفا ‌شد و او اولین رباعی خود را سرود که اولین بیتش چنین بود: کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد/ وین روز مفارقت به شب می‌آمد. رهی معیری اشعار خود را با نام‌های مستعار شاه پریون، گوشه‌گیر، زاغچه و حق­گو در نشریات ادبی معتبر آن دوره مانند روزنامه‌ باباشمل و مجله‌ تهران مصور به چاپ می‌رساند. از ترانه­ های سروده شده توسط وی می­توان شد خزان، شب جدایی، کاروان، دیدی که رسوا شد دلم، اشک و آه، مرغ حق و جوانی را نام برد. این یعنی اینکه حافظه شنیداری و موسیقی هشتاد سال اخیر ما، سرشار از کلام دلنشین و اثرگذار رهی معیری است. داغ تنهایی، نغمه‌ حسرت و فریاد بی اثر چند نمونه از اشعار ماندگار رهی معیری هستند. عمده‌ سروده‌های برجسته‌ وی در دو کتاب سایه عمر و آزاده به انتشار رسیده‌ است. </p>
<p>| ۱۲۸۸ | تولد در تهران در خانواده‌ای اهل فرهنگ و ادب |</p>
<p>| ۱۳۰۸ | آغاز سرودن شعر به سبک کلاسیک، تحت تأثیر شاعران بزرگی همچون سعدی و حافظ |</p>
<p>| ۱۳۱۰ | ورود به حلقه‌های ادبی تهران و آشنایی با استادانی چون ملک‌الشعرای بهار |</p>
<p>| ۱۳۲۰ | شروع همکاری با مطبوعات و انتشار نخستین اشعار در نشریات ادبی |</p>
<p>| ۱۳۳۲ | چاپ اولین مجموعه شعر با عنوان "عقاب"، که مورد استقبال جامعه ادبی قرار گرفت |</p>
<p>| ۱۳۳۵ | انتشار مجموعه شعر "بازگشت"، که مضامین اجتماعی و عاشقانه را با هم ترکیب می‌کند |</p>
<p>| ۱۳۴۰ | فعالیت در عرصه موسیقی و همکاری با هنرمندان برای سرودن اشعار برای آهنگ‌های موسیقی |</p>
<p>| ۱۳۵۰ | انتشار کتاب "بزم عارفانه" با مضامین عرفانی و عاشقانه |</p>
<p>| ۱۳۵۸ | درگذشت در تهران و پایان دوران تأثیرگذاری او بر شعر معاصر فارسی |</p>
<p>زندگی‌ رهی معیری با پیچیدگی‌های زیادی همراه بود که تأثیر زیادی بر شعر و هنر او گذاشت. در ادامه، به برخی از <b>ناگفته‌ها </b>و<b> ابعاد کمتر شنیده‌شده</b> از زندگی رهی معیری می‌پردازیم.</p>
<p><br></p>
<h3>۱. دوران کودکی و از دست دادن پدر</h3>
<p>رهی معیری در سنین کودکی پدر خود را از دست داد. این اتفاق تأثیر عمیقی بر روحیه او گذاشت و موجب شد که از همان سنین پایین با مفهوم تنهایی و جدایی آشنا شود. او از خانواده‌ای ادبی و هنرمند بود، ولی به علت فقدان پدر، وابستگی زیادی به مادرش داشت که نقش مهمی در تربیت و پرورش او ایفا کرد.</p>
<p> </p>
<h3> ۲. علاقه به موسیقی و تأثیر آن بر شعر او</h3>
<p>رهی معیری علاوه بر سرودن شعر، علاقه زیادی به موسیقی داشت و این علاقه در سروده‌های او به وضوح مشهود است. او با سازهای ایرانی مانند تار و سنتور آشنا بود و حتی زمانی به آموختن موسیقی پرداخته بود. این شناخت از موسیقی به او کمک کرد تا در ترانه‌سرایی‌هایش وزن و آهنگ‌های خاصی ایجاد کند که بر دل‌ها بنشیند. او همکاری نزدیکی با موسیقی‌دانان مطرح آن زمان، از جمله <b>روح‌الله خالقی</b> و <b>عبدالحسین شهنازی</b> داشت.</p>
<p> </p>
<h3> ۳. عشق‌ نافرجام و تأثیر آن بر اشعار عاشقانه او</h3>
<p>رابطه‌ی میان رهی معیری و مریم فیروز از جمله موضوعات جذاب تاریخ ادبی و فرهنگی ایران است که در دوران پهلوی دوم شکل گرفت. رهی معیری با مریم فیروز (عضو برجسته‌ی حزب توده ایران و دختر فیروز میرزا فرمانفرما) در دوره‌ای رابطه‌ای احساسی داشت که تأثیراتی عمیق بر زندگی و آثار هر دو داشت.</p>
<h4> آشنایی و پیوند ادبی:  </h4>
<p>رهی معیری و مریم فیروز در محافل فرهنگی و ادبی آشنا شدند. معیری به واسطه‌ی اشعار لطیف و عاشقانه‌اش مشهور بود و مریم فیروز نیز شخصیتی برجسته در جامعه روشنفکری آن دوره بود. آشنایی و گفتگوهای ادبی آنها در ابتدا محور اصلی ارتباط‌شان بود، اما این رابطه به زودی به عشقی عمیق‌تر و پرشور تبدیل شد.</p>
<h4>تأثیر رابطه بر اشعار رهی معیری:</h4>
<p> گفته می‌شود که بسیاری از غزل‌های عاشقانه و پر احساس رهی معیری تحت تأثیر این رابطه سروده شده‌اند. معیری در آثارش از رنج عشق و دوری می‌گوید و در ابیاتی، اندوه خود از عشق نافرجام را بیان می‌کند. با توجه به تعهدات سیاسی مریم فیروز و محدودیت‌هایی که به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران وجود داشت، این عشق ناتمام ماند، و رهی معیری این غم و اندوه را در اشعارش به زیبایی منعکس کرد.</p>
<h4> موانع اجتماعی و سیاسی:</h4>
<p>مریم فیروز از اعضای برجسته‌ی حزب توده ایران بود، و این موضوع به لحاظ سیاسی حساسیت‌برانگیز بود. گرایش‌های متفاوت سیاسی و همچنین تفاوت‌های اجتماعی آنها، چالش‌هایی را بر سر راه این رابطه ایجاد کرد. رهی معیری که خود فردی از خانواده‌ی سنتی و فرهنگی بود، نمی‌توانست به‌طور کامل با ایدئولوژی‌ها و فعالیت‌های سیاسی مریم فیروز همخوانی داشته باشد.</p>
<h4>پایان رابطه و تأثیر آن بر زندگی شخصی و حرفه‌ای:  </h4>
<p>این رابطه، به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان، به سرانجام نرسید و رهی معیری از نظر احساسی و عاطفی از این جدایی آسیب دید. مریم فیروز نیز به راه سیاسی خود ادامه داد و به فعالیت‌های حزبی‌اش پرداخت. این جدایی برای هر دو طرف تلخ و دردناک بود و تأثیرات عمیقی بر زندگی شخصی و حرفه‌ای آنها گذاشت. رهی معیری تا پایان عمر خود مجرد ماند و عشق نافرجام خود را در اشعارش به تصویر کشید.</p>
<p> </p>
<h3> ۴. همکاری با رادیو و ساخت ترانه‌های معروف</h3>
<p>رهی معیری در دوره‌ای به عنوان ترانه‌سرا و نویسنده با <b>رادیو ایران</b> همکاری می‌کرد. او با خوانندگان بزرگی همچون <b>غلامحسین بنان</b>، مرضیه و دلکش همکاری داشت و بسیاری از ترانه‌های ماندگار آن دوران را خلق کرد. ترانه‌هایی مانند «<b>ضشظٌٍ،</b>» که با صدای بنان به شهرت رسید، از شاهکارهای او در عرصه موسیقی است.</p>
<p> </p>
<h3> ۵. علاقه به ادبیات کلاسیک و تأثیر آن بر سبک شاعری‌اش</h3>
<p>رهی معیری علاقه وافری به ادبیات کلاسیک فارسی داشت و به‌خصوص از حافظ، سعدی و مولانا الهام می‌گرفت. او تلاش می‌کرد تا سبک غزل‌سرایی را با سبک‌های نوین ترکیب کند و اشعاری بسازد که هم به زبان و ادبیات کهن وفادار باشد و هم بتواند با مردم عادی ارتباط برقرار کند. این ویژگی سبک رهی را منحصر به فرد و او را از دیگر شعرای هم‌دوره‌اش متمایز کرد.</p>
<p> </p>
<h3> ۶. چالش‌های روحی و تأثیر آن بر آثار او</h3>
<p>رهی معیری در طول زندگی‌اش با چالش‌های روحی زیادی مواجه بود. او انسانی حساس و شکننده بود که از مسائل اجتماعی و مشکلات جامعه تأثیر می‌پذیرفت. به همین دلیل، بسیاری از شعرهایش بازتابی از ناراحتی‌ها و چالش‌های درونی اوست. برخی معتقدند که او در دوران‌های مختلف زندگی‌اش از افسردگی رنج می‌برد و این حالت در آثار او، به‌ویژه در اشعار فلسفی و تأملی‌اش، آشکار است.</p>
<p> </p>
<h3> ۷. علاقه به ایران و حس وطن‌پرستی در شعرهای او</h3>
<p>رهی معیری، همانند بسیاری از شاعران بزرگ، عشق عمیقی به ایران داشت و در اشعارش به کرات به این موضوع اشاره می‌کند. در دورانی که ایران با تغییرات اجتماعی و سیاسی مهمی مواجه بود، رهی همواره در شعرهایش از شکوه و عظمت <b>ایران </b>سخن می‌گفت و به‌ویژه از فرهنگ و تمدن کهن ایرانی دفاع می‌کرد. او از شعر به عنوان ابزاری برای بیان حس میهن‌دوستی خود استفاده می‌کرد.</p>
<h3> </h3>
<h3> ۸. سال‌های پایانی زندگی و انزوای تدریجی</h3>
<p>رهی معیری در سال‌های پایانی زندگی خود دچار نوعی انزوا شد و کمتر در محافل عمومی حاضر می‌شد. او به تدریج از جامعه فاصله گرفت و بیشتر وقت خود را به مطالعه و نوشتن شعر اختصاص داد. این انزوا شاید به دلیل تجربه‌های تلخ و ناکامی‌های عشقی و حرفه‌ای‌اش بود که موجب شد تا رهی به دنیای درون خود پناه ببرد.</p>
<p><br></p>
<figure class="image">
<figcaption>تصویر رهی معیری، شاعر معاصر فارسی</figcaption>
</figure>
<p><br></p>
<p><br></p>
<h2 id="mcetoc_1ice4tk0vgr">فعالیت‌های ادبی و آثار منتشره رهی معیری</h2>
<p>رهی معیری در طول زندگی خود علاوه بر سرودن شعر، در زمینه‌های دیگری نیز فعالیت داشت. او با انتشار مجموعه شعرهای "<b>عقاب</b>" و "<b>بازگشت</b>"، توانست به عنوان یکی از نوآوران در عرصه شعر شناخته شود. از دیگر آثار وی می‌توان به "<b>بزم عارفانه</b>" اشاره کرد که تلفیقی از مضامین عرفانی و عاشقانه است. این آثار همواره با استقبال فراوانی روبه‌رو بوده و نشان از تأثیر عمیق او بر جامعه ادبی و فرهنگی ایران دارد.</p>
<h2 id="mcetoc_1ice4tk0vgs">سبک‌شناسی اشعار رهی معیری</h2>
<p> </p>
<h3>مضامین عاشقانه و عرفانی </h3>
<p>مضامین <b>عاشقانه </b>در اشعار رهی معیری نقشی پررنگ دارند. اشعار عاشقانه او اغلب بیانگر احساسات لطیف و پیچیده‌ای هستند که مخاطب را به عمق اندیشه و احساسات او نزدیک می‌کنند. توصیف عشق در اشعار او گاهی به حالت <b>عارفانه </b>نزدیک می‌شود و از مرزهای صرفاً عاشقانه فراتر می‌رود.</p>
<p> </p>
<h3>واژگان و زبان شعر رهی معیری</h3>
<p>رهی معیری در اشعار خود از زبانی <b>ساده </b>و در عین حال آهنگین استفاده می‌کند. یکی از ویژگی‌های بارز اشعار رهی، زبان سلیس و روان اوست. او توانسته با استفاده از واژگان ساده و جملات کوتاه، اشعاری خلق کند که به راحتی درک شوند و به عمق احساسات خواننده نفوذ کنند. این سادگی موجب می‌شود که مخاطبان احساس نزدیکی بیشتری با اشعار او داشته باشند. مخاطب در آثار رهی، بدون هیچ پیچیدگی زبانی، به دنیای شاعرانه و دیدگاه‌های او وارد می‌شود. انتخاب دقیق واژگان، نوعی <b>موسیقی درونی</b> در شعر او ایجاد کرده و توجه خاص به قافیه و وزن، زیبایی خاصی به آثارش بخشیده است. او با بهره‌گیری از واژگان کهن و کلاسیک، نوعی تجلی نوآورانه در فرم‌های سنتی شعر فارسی ایجاد کرده است. او در اشعارش از اندیشه‌های ناب و تخیلات لطیفی بهره برده است و سروده‌هایش، زبانی یک‌دست دارند. رهی معیری در سرودن شعر کلاسیک و به ویژه غزل، استعدادی کم‌نظیر داشت. او در سبک‌ها و قالب‌های متعددی دست برده بود، اما اغلب اشعار او را می‌توان در دو سبک‌ شعری هندی و عراقی جای داد. او در سبک هندی پیرو صائب تبریزی و در سبک عراقی متأثر از سعدی بود. علاوه بر این دو شاعر، رهی از شیفتگان مولانا، حافظ، نظامی و مسعود سعد سلمان بود.</p>
<h3>تأثیرپذیری و تأثیرگذاری ادبی رهی معیری</h3>
<p>رهی معیری با مطالعه و تأمل در آثار بزرگان ادب فارسی، از جمله <b>سعدی </b>و <b>حافظ</b>، سبک و زبان خود را شکل داد. با این حال، او نه تنها از این بزرگان تأثیر پذیرفت بلکه تأثیرگذاری عمیقی نیز بر نسل جدید شاعران داشت. اشعار او با زبانی ساده و پرمحتوا، نسل جدید شاعران را به ترکیب عناصر سنتی و نوآورانه ترغیب کرد.</p>
<p> </p>
<h3>نقش اجتماعی و فرهنگی در آثار معیری</h3>
<p>رهی معیری، علاوه بر موضوعات عاشقانه و عارفانه، به مسائل اجتماعی نیز در آثار خود توجه داشته است. او با استفاده از زبان شعر، انتقادات خود را از شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه به شکلی غیرمستقیم و هنرمندانه مطرح می‌کرد. برخی از اشعار او شامل اشاره‌هایی به <b>ظلم</b>، <b>بی‌عدالتی </b>و دشواری‌های زندگی مردم عادی است که با زبان <b>انتقادی ملایم </b>و غیرمستقیم بیان شده‌اند.</p>
<p> </p>
<h3>بررسی موسیقی درونی شعر رهی معیری</h3>
<p>رهی معیری با توجه به علاقه‌مندی خود به موسیقی، نوعی هماهنگی خاص بین واژگان و وزن در اشعارش ایجاد کرده است. استفاده از قافیه‌های دقیق، وزن‌های هماهنگ و تکرار آهنگین واژگان، نوعی موسیقی درونی در آثارش به وجود آورده که خواننده را به فضای شاعرانه و آرامش‌بخش او نزدیک می‌کند. او شاعری که با تمام وجود شعر می­ سرود و آثار ماندگاری خلق می­ کرد، چنان­ که این آثار هنوز هم تاریخ مصرف دارد و مورد پسند مردم قرار می­ گیرد، انگار بعد از این همه سال مردم از شنیدن و زمزمه کردن این ترانه­ ها خسته نمی­ شوند. آشنایی و الفت او با موسیقی و موسیقی­دانان، دمخوری و دوستی با هنرمندان و بیش از هر چیز وجود سراسر شور و شوقش، رنگ و بویی خاص به سروده ­هایش داده است. </p>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-11/thumbs/3a548825-3724-4f34-9901-06aeb26f946e.webp" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt="تصویر رهی معیری شاعر معاصر فارسی">
<figcaption>تصویر رهی معیری، شاعر معاصر ایرانی</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p><br></p>
<h3>مضامین و موضوعات در اشعار رهی معیری</h3>
<h4>  غم‌گرایی و احساسات شخصی</h4>
<p> رهی معیری از جمله شاعرانی است که در اشعار خود به بیان احساسات و عواطف شخصی می‌پردازد. اشعار او اغلب حال و هوایی غمگین و شاعرانه دارند که باعث می‌شود با خواننده عمیقاً ارتباط برقرار کنند. این نوع بیان عاطفی باعث می‌شود مخاطب احساس کند که شاعر از درون خود صحبت می‌کند و این امر به همذات‌پنداری بیشتری منجر می‌شود.</p>
<h4>  مضامین عرفانی و اجتماعی</h4>
<p> علاوه بر جنبه‌های احساسی، رهی معیری در اشعارش به موضوعات عرفانی و اجتماعی نیز می‌پردازد. او به مسائلی مانند <b>عشق الهی</b>، <b>هویت انسانی</b> و <b>نقش انسان در اجتماع</b> توجه می‌کند. این مضامین در آثار او ترکیبی از زیبایی و اندیشه را به نمایش می‌گذارند که نشان‌دهنده عمق و گستردگی نگاه او به زندگی است.</p>
<h3>تأثیر پذیری رهی معیری از شاعران گذشته</h3>
<p>رهی معیری در اشعار خود از شاعران بزرگی تأثیر پذیرفته و به‌ویژه از سبک، مضامین و زبان آن‌ها الهام گرفته است.  هرچند او با استفاده از سبک‌های کلاسیک و عناصر ادبی گذشته، توانسته سبک خاص خود را ایجاد کند. این تأثیرات ضمن حفظ اصالت و ریشه‌های ادبی، به نوآوری‌های او افزوده‌اند و او را به عنوان یکی از شاخص‌ترین شاعران معاصر معرفی کرده‌اند.برخی از مهم‌ترین شاعرانی که بر رهی معیری تأثیر گذاشته‌اند عبارت‌اند از:</p>
<p> </p>
<ol>
<li><b>حافظ شیرازی</b>: حافظ یکی از مهم‌ترین تأثیرات بر رهی معیری بوده است. رهی معیری، به‌ویژه در اشعار عاشقانه و عارفانه، از غزل‌های حافظ الهام گرفته و از زبان، وزن و نوعی صمیمیت و معنویت که در غزل‌های حافظ یافت می‌شود، بهره برده است. استفاده از تلمیحات و مضامین عرفانی و عاشقانه در اشعار رهی شباهت‌هایی با غزل‌های حافظ دارد.</li>
</ol>
<p> </p>
<ol start="2">
<li><b>سعدی شیرازی</b>: زبان ساده و روان سعدی و همچنین مضامین عاشقانه و اخلاقی در غزلیات و بوستان سعدی، بر اشعار رهی معیری تأثیر گذاشته است. رهی در سرودن غزل‌های عاشقانه، زبان نرم و تاثیرگذار سعدی را دنبال کرده و در انتقال مفاهیم عاشقانه و اخلاقی از او الهام گرفته است.</li>
</ol>
<p> </p>
<ol start="3">
<li><b>فردوسی</b>: هرچند رهی معیری بیشتر به اشعار عاشقانه و غزل توجه داشت، اما از فردوسی نیز تأثیراتی گرفته است، به‌ویژه در انتخاب زبان و واژگان فاخر و توصیفات حماسی در برخی از اشعار اجتماعی و وطن‌پرستانه‌اش.</li>
</ol>
<p> </p>
<ol start="4">
<li><b>نظامی گنجوی</b>: نظامی نیز در الهام‌بخشی به رهی معیری نقش داشته است، به‌ویژه در شیوه پرداختن به عشق و استفاده از توصیفات دقیق و احساسی. شیوه‌ی بیان احساسات عاشقانه در داستان‌های نظامی بر اشعار عاشقانه رهی تأثیرگذار بوده است.</li>
</ol>
<p> </p>
<ol start="5">
<li><b>ملک‌الشعرای بهار</b>: از آنجا که رهی معیری با ملک‌الشعرای بهار ارتباط نزدیکی داشت، در برخی از اشعار اجتماعی و انتقادی خود از سبک و مضامین اشعار بهار، مانند انتقاد از اوضاع سیاسی و اجتماعی زمانه، الهام گرفته است. <span style="word-spacing:0.1em;"> </span></li>
</ol>
<ol start="6">
<li><b>عراقی و سنایی</b>: رهی معیری از عرفان شاعرانی چون عراقی و سنایی نیز بهره گرفته و در برخی از غزلیات خود به مضامین عرفانی اشاره کرده است. عراقی و سنایی به دلیل فضای عارفانه و زبان خاص خود تأثیری غیرمستقیم بر اشعار رهی داشته‌اند.</li>
</ol>
<p> </p>
<h3>شعرایی که از سبک اشعار رهی معیری تاثیر پذیرفته اند</h3>
<p><br></p>
<p>   1.<b> فریدون مشیری</b>: یکی از شاعران برجسته معاصر است که در آثارش به سبک لطیف و عاشقانه هی معیری شباهت دارد. مشیری در استفاده از زبان ساده، روان و بیان احساسات عمیق، متأثر از رهی معیری بوده است.</p>
<p><br></p>
<p><span style="word-spacing:0.1em;">   2- <b>حسین منزوی</b>: منزوی، شاعر نوپرداز معاصر و از پیشگامان غزل نو، در اشعار عاشقانه خود به مضامین و سبک بیانی رهی معیری نزدیک است. او از احساسی بودن و فضای عاشقانه و غم‌انگیز شعرهای معیری الهام گرفته است.</span></p>
<p><br></p>
<p>   <span style="word-spacing:0.1em;">3- <b>حمید مصدق</b>: مصدق در اشعار عاشقانه و اجتماعی خود از شیوایی و زبان روانی که معیری استفاده می‌کرد، بهره گرفته است. وی در اشعارش به همان زبانی ساده و سرشار از احساسات لطیف، توجه ویژه‌ای به سبک رهی داشت.</span></p>
<p><br></p>
<p>   4- <b>هوشنگ ابتهاج</b> (سایه): <b>سایه</b>، از غزل‌سرایان برجسته، در بهره‌گیری از زبان ساده و در عین حال عمیق، که به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند، از رهی معیری اثر پذیرفته است.</p>
<p><br></p>
<p>   5- <b>نصرت رحمانی</b>: او نیز در فضای عاشقانه و نوعی از ساده‌نویسی عمیق، از رهی معیری تأثیر پذیرفته و در آثار خود، به زبان و سبک رهی نزدیک است.</p>
<p><br></p>
<p>   <span style="word-spacing:0.1em;">6- <b>شهریار</b>: هرچند شهریار شاعری با سبک مستقل بود، اما در اشعار عاشقانه‌اش شباهت‌هایی با رهی معیری دیده می‌شود؛ از جمله بیان صمیمانه و نوعی اندوه عاشقانه که در شعر هر دو شاعر دیده می‌شود.</span></p>
<p> تأثیر رهی معیری بر این شاعران و دیگر ادیبان معاصر نشان‌دهنده اهمیت وی در تثبیت و گسترش شعر عاشقانه و زبان لطیف در ادبیات معاصر فارسی است.</p>
<p><br></p>
<h3>زیباترین اشعار رهی معیری</h3>
<p>در اینجا چند نمونه از زیباترین اشعار رهی معیری آورده شده است:</p>
<p> 1. بیتی معروف از دیوان اشعار رهی معیری:<br>    به یاد کسی همیشه دل پر از غم دارم  <br>    تو را که دیده‌ام، یاد کسی کمتر دارم</p>
<p>   این شعر در عین سادگی، احساسی عمیق از دل‌تنگی و یاد کسی عزیز را بیان می‌کند که در بسیاری از آثار معیری دیده می‌شود.</p>
<p>2. شعر عاشقانه و زیبا:<br>    دل من هنوز در پی توست و در خیال تو  <br>   همیشه عاشق و همیشه منتظر توست</p>
<p>   این بیت که از اشعار عاشقانه رهی معیری است، دنیای عاشقانه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن یاد و حضور معشوق هیچ‌گاه از دل شاعر بیرون نمی‌رود.</p>
<p> 3. بیت فلسفی و عاطفی:<br>    به یاد کسی همیشه دل پر از غم دارم  <br>    تو را که دیده‌ام، یاد کسی کمتر دارم</p>
<p>   این بیت نشان‌دهنده تأملات رهی معیری در مورد زندگی و رابطه‌های انسانی است، و احساساتی عمیق و بی‌پایان را در دل مخاطب بر می‌انگیزد.</p>
<p> 4. شعر زیبای دیگر:<br>    گاهی در دل شب، در دل دشت‌های دور  <br>    آوازِ پرستو، حرف دل را می‌گوید</p>
<p>   این شعر تصویری از یک شب زیبای پر از سکوت و دل‌تنگی می‌سازد و به نوعی از احساسات درونی انسان سخن می‌گوید.</p>
<p> 5. بیتی دیگر از دیوان اشعار:<br>    روزگاری است که در دل من، آرزو به رنگ خاک درآمد  <br>    دل پر از عذاب و زخم است و من در اندیشه ماندگار شدم.</p>
<p>   این شعر به نوعی از مشکلات و دشواری‌های زندگی صحبت می‌کند و پیچیدگی‌های درونی شاعر را نشان می‌دهد.</p>
<p><br></p>
<div><div class="dleplyrplayer" style="width:100%;max-width:600px;" theme="light"><video title="1731516587_f757551097aa241c223bafb9de39237757285831-720p" preload="metadata" controls><source type="video/mp4" src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/files/2024-11/1731516587_f757551097aa241c223bafb9de39237757285831-720p.mp4"></video></div> </div>
<p><br></p>
<h3>اشعار تحسین شده رهی معیری</h3>
<p>اشعار او که غالباً در قالب غزل‌های عاشقانه، اجتماعی و عاطفی نگاشته شده‌اند، همواره مورد توجه شاعران، منتقدان و مخاطبان قرار گرفته است. در اینجا برخی از اشعار شناخته‌شده و تحسین‌شده او را که بیشتر توسط دیگران مورد ستایش قرار گرفته‌اند، آورده‌ام:</p>
<p> 1. غزل "به یاد کسی همیشه دل پر از غم دارم"</p>
<p>   این غزل یکی از اشعار معروف رهی معیری است که در آن به مفاهیم عاطفی و احساسات انسانی پرداخته شده است. این شعر از نظر زبان و مضمون، بسیار مورد تحسین قرار گرفته است. شعر به گونه‌ای بیانگر دل‌تنگی، یاد و احساس عمیق نسبت به کسی است که در قلب شاعر جای دارد:</p>
<p>  <span style="word-spacing:0.1em;">  به یاد کسی همیشه دل پر از غم دارم  </span></p>
<p>   تو را که دیده‌ام، یاد کسی کمتر دارم</p>
<p>   تحلیل: این غزل به شکلی زیبا و ساده حس دل‌تنگی و تعلق خاطر به کسی را بیان می‌کند. این موضوع از نظر شاعران معاصر و منتقدان به‌عنوان یک عنصر کلاسیک در ادبیات فارسی شناخته می‌شود.</p>
<p><br></p>
<p> 2. غزل "اگر از دست دل آزرده‌ای، بیا"</p>
<p>   یکی دیگر از غزل‌های مشهور رهی معیری که به بیان غم‌های درونی و تمایل به وصال معشوق پرداخته است، این بیت است:</p>
<p>   اگر از دست دل آزرده‌ای، بیا  <br>    که دیگر دل نمی‌خواهد، به جز تو کسی</p>
<p>   تحلیل: این غزل در میان شاعران و منتقدان ادبی به عنوان یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های عاشقانه و عاطفی شناخته می‌شود که به سادگی و عمق احساسات انسانی در غزل فارسی پرداخته است.</p>
<p><br></p>
<p> 3. غزل "خود را به یاد کسی همیشه خوشحال می‌دانم"</p>
<p>   این غزل که شاعر در آن به نوعی از احساس خوشحالی و زندگی پس از فقدان معشوق صحبت می‌کند، به یکی از پرمخاطب‌ترین و تحسین‌شده‌ترین اشعار معیری تبدیل شده است:</p>
<p>   &gt; خود را به یاد کسی همیشه خوشحال می‌دانم  <br>   &gt; دلی که در آن غم ندارد، جایی برای غم ندارد</p>
<p>   تحلیل: این شعر در عین ساده‌بودن، نشان‌دهنده تلاشی است برای پذیرش سرنوشت و پیدا کردن خوشبختی در دل‌دردی‌ها و فقدان‌ها.</p>
<p> 4- شد خزان گلشن آشنایى باز هم آتش به جان زد جدایى</p>
<p>عمر من اى گل، طى شد بهر تو وز تو ندیدم جز بدعهدى و بى وفایى</p>
<p>با تو وفا کردم تا به تنم جان بود عشق و وفا دارى با تو چه دآرد سود</p>
<p>آفت خرمن مهر و وفایى نو گل گلشن جور و جفایى</p>
<p><span>شد خزان حکایتی از شکست تاریخی ملتی برای تحقق آرمان‌ها و آرزوهایش است. می‌شود گفت تلخ‌ترین شکست‌ها و ناکامی‌ها بعد از صنعت ملی شدن نفت اتفاق افتاد و همین باعث شد تصنیف شد خزان بیشتر در دل مردم جا بگیرد. در واقع شعر مطابق شرایط روحی مردم بود.</span></p>
<div><div class="dleplyrplayer" style="width:100%;max-width:600px;" theme="light"><video title="1731517176_521e8113590ce4a98aac6c4da45102f842785793-480p" preload="metadata" controls><source type="video/mp4" src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/files/2024-11/1731517176_521e8113590ce4a98aac6c4da45102f842785793-480p.mp4"></video></div> </div>
<p>  5- مرغ حق خواند هر دم در دل شب ای ماه</p>
<p>کز شب عاشق آه</p>
<p>چشم جهان خُفته، عاشق خون گرید</p>
<p>کی داند هر دل کو را سوز مُحبّت نیست</p>
<p>اشک مُحبّت چیست؟</p>
<p><br></p>
<div><div class="dleplyrplayer" style="width:100%;max-width:600px;" theme="light"><video title="1731518133_d9965c19a7bc2ae8c1a95590c35e257829523763-240p" preload="metadata" controls><source type="video/mp4" src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/files/2024-11/1731518133_d9965c19a7bc2ae8c1a95590c35e257829523763-240p.mp4"></video></div> </div>
<p><br></p>
<h2 id="mcetoc_1ice4tk0vgt">نتیجه‌گیری </h2>
<p>رهی معیری یکی از شاعران برجسته معاصر ایران است که با تلفیق مضامین عاشقانه و عرفانی، زبان آهنگین و <b>سبک نوآورانه</b>، سهم بسزایی در توسعه شعر فارسی داشته است. اشعار او با تأثیر از بزرگان ادبیات فارسی، به ویژه حافظ و سعدی، و در عین حال با نوآوری‌های خود، پیوندی میان سنت و مدرنیته ایجاد کرده‌اند. بررسی آثار و سبک معیری نشان می‌دهد که او شاعری است که با زبان ساده و آهنگین خود توانسته مخاطبان گسترده‌ای را به دنیای شعر جذب کند و در ادبیات فارسی ماندگار شود.</p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>zahra.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Mon, 11 Nov 2024 17:31:13 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>نوجوانان کتاب خوان کم نداریم</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/374176-نوجوانان-کتاب-خوان-کم-نداریم.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/374176-نوجوانان-کتاب-خوان-کم-نداریم.html</link>
<description>لیلا بهرامی ساکن استان البرز و دانش آموخته ادبیات فارسی است. دو کتاب بــا عنوان هــای «مســتر دمــاغ درحــال کشــف» و «غرق شده میان پلاستیک ها» از او منتشر شده</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p> <a href="https://ruydadiran.com/user/saed.aghaei/" target="_blank" rel="noopener external noreferrer"><b>رویداد ایران -<span> </span>سعید آقایی جشوقانی</b>:</a><span>  </span>لیلابهرامــی، ســاکن اســتان البــرز و دانش آموختــه ادبیــات و بــه قــول خــودش: «دختــر پاییز با احساســاتی رنگارنــگ. عاشــق رنــگ زرد و نارنجــی پاییــز» اســت. او در ادامه می نویســد:  «عاشــق قــدم زدن و خیس شــدن زیر باران هســتم. عاشــق این هســتم کــه بــا صــدای رعدوبرقش هیجــان زده شــوم. گم بشــوم تــوی مه صبحگاهی و بــاز هیجان زده شــوم از عطــر دیوارها و خــاک خیس خــورده». بعــد مــی رود ســراغ کودکی هایــش و ادامه می دهد:  «از همان بچگی عاشق قصه شنیدن بــودم. خواهــر بزرگ ترم حکم شــهرزاد قصه گــو را داشــت. خیالبافــی یکی از سرگرمی هایم بود.  <span>هنوزم هست. البته آن مواقع تو خیالم چیزهایی</span> را می بافتــم که خواهرم تعریف می کــرد؛ اما حالا با خیال بافی داســتان های خودم را می بافم. تو دوره نوجوانی آرزویم معلم شدن و دکتر شدن و چیزای دیگر نبود. آرزوم این بود که نویســنده بشــوم». او از استادانی چون عباسی خودلان، علی اکبرولایی، مجیدقیصــری، حمیدرضــا شــاه آبادی، عزتــی پاک و...درس هــا آموخته اســت. این نویســنده درحال حاضــر عضــو انجمــن نویســندگان کاوک و عضــو هیئت مدیره ماهنامه سخن و عضو آکادمی جلال و جمــال اســت. از ایــن نویســنده تاکنــون دو کتاب بــا عنوان هــای «مســتر دمــاغ درحــال کشــف» و «غرق شده میان پلاستیک ها» منتشرشده است. به زودی رمان «من صور» وی منتشــر خواهد شــد. همچنین رمان های دیگر او در مراحل آخر نوشــتن قرار دارند. کارهایی بانام های «شبحی در تاریکی«، «آوا در سرزمین کاس پی ها» و «ملاقات با دختری در آینه». با هم پاسخ های بهرامی را می خوانیم:</p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-10/4.jpg" alt="لیلا بهرامی، نویسنده" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>لیلا بهرامی، نویسنده</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p> <strong>*لیلا بهرامی را چقدر می شناسید؟</strong></p>
<p> صــدر صد می شناســمش. شــیطون، منظم و دقیق. شبیه جودی ابوت، قهرمان رمان بابا لنگدراز، اثرجین وبستر.</p>
<p> </p>
<p><strong>*دوران کودکی و نوجوانی شما چطور بود؟</strong></p>
<p>از دوران کودکــی چیــزی بــه یاد ندارم؛ امــا دوران نوجوانــی پرتنشــی را پشــت ســر گذاشــتم. حضور در یــک خانواده پرجمعیت، اجازه خیلی از کارها را نمی داد. محدودیت ها و تابع قوانین خانواده بودن؛ بیشــتر دســت و پاگیر بود. خیلی اهل بــازی کردن نبودم. بیشــتر اهــل حرف زدن بــودم. مخصوصا با خواهر کوچک تر از خودم. کتاب هایی که شخصیت ماجراجو داشت را بیشتر دوست داشتم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*</strong><strong>شما برنامه و الگوی خاصی برای مطالعه دارید؟</strong></p>
<p> قبل از این که به صورت حرفه ای، نوشتن را دنبال کنم، الگوی خاصی نداشتم. هر کتابی دستم می آمد  می خواندم؛ اما بعد وارد گروهی شدم در تلگرام که  هم خوانــی کتــاب بود. با مدیریــت آقای محمدرضا ایرانزاده. خوانش و بررســی آثار نویســندگان بزرگ  ایرانــی و خارجــی. ســعادت بزرگــی بــود کــه بتوانــم هدفمند آثار بزرگان را بخوانم و هر پنج شــنبه، ســر زمان مشخصی در مورد عناصر و مضمون و ساختار گفتگو کنیم. بله بســیار اتفاق افتاده کتابــی را هم  که دوســت نداشــتم تا انتها خواندم و تمــام کردم.  <span>ساختار ذهنیم جوری است که تا کاری را تمام نکنم، پرونــدهاش در ذهنــم بازمی مانــد و اذیتــم می کنــد</span>. آدم ها با هم فرق دارند، نمی شود پیشنهاد خاصی داد. هرکســی بایــد الگــوی خــودش را دنبــال کنــد. ازآنجایی که مدتی درگیر نوشــتن فرهنگنامه شهدا بودم و همچنین چندین کار زندگینامه بازنویســی کردم؛ تا حدودی سعی کردم کتاب های زندگی نامه هم بخوانم؛ اما ازآنجایی که کیفیت آثار پایین بوده، آثار محدودی را مطالعه کردم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*رابطه شما با فضای مجازی چطور است؟</strong></p>
<p>بیشتر کارم کلا کارم با فضای مجازی است. کلاس ها و و هم خوانی ها در فضا و بســتر مجازی بوده اســت. بیشــتر موقعیت هــا و فرصت هــای کاریــم در حــوزه نویســندگی، در این فضا برایم اتفاق افتاده اســت. نقد داستان و تدریس آنالین با هنرجوها، آشنایی بــا نویســندگان و چهره هــای جدیــد و همچنیــن اطلاع رسانی در مــورد جشــنواره ها و مســابقات داستانی و برگزاری نشست ها و رونمایی کتاب های که جدید چاپ شــدن از فرصت های این فضا بوده است.</p>
<p> </p>
<p> <strong>*شما سراغ داستان رفتید یا داستان سراغ شما</strong><strong>آمد؟</strong></p>
<p>داســتان از زمانــی کــه پــای قصه گویــی خواهــر بزرگ ترم نشستم، سراغم آمد. با من بود تا این که سال نودوچهار، به صورت جدی رفتم سراغش.</p>
<p> </p>
<p><strong> </strong><strong>*وضعیت ادبیات کودک و نوجوان در ایران</strong><strong>چگونه است؟ نوشتن برای کودکان و</strong><strong>نوجوانان، در کنار مهارتهای نگارشی فرد چه</strong><strong>توانمندی هایی باید داشته باشد؟</strong></p>
<p>اکثر آثار تألیفی بیشتر جنبه آموزشی دارند که خــب مخاطــب کودک و نوجــوان امــروز از آموزش و نصیحــت، گریــزان هســتند. انتشــاراتی ها هــم تــو سال های اخیر بیشتر رو به کارهای ترجمه آوردند. کارهــای تألیفــی با توجه به انتشــار کارهای ترجمه خارجی، کمتر موردتوجه قرار می گیرد. نوشتن برای کــودک و نوجــوان کار راحتی نیســت. به جز مهارت نوشتن، باید به خلقیات و ذائقه مخاطب آشنا بود. نویســنده ای که نیاز مخاطبش را درک کند و محتوا کند تولید کند قطعا با شکست مواجه نمی شود.</p>
<p> </p>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-10/3.jpg" alt="طرح جلد کتاب لیلا بهرامی" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>طرح جلد کتاب لیلا بهرامی</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p><strong>*لحظه آغاز غرق شدن میان پلاستیک ها کجا</strong><strong>بود؟ ماجرا به کجا ختم شد؟</strong></p>
<p>غرق شده میان پلاستیک ها، قصه دختری است به اســم تارا که می خواهد با مادرش که کارشــناس محیط زیست است در مدرسه در مورد پالستیک ها و نقششان در زندگی حرف بزند. تارا معتقد است  که آدم ها اگر دست به کار نشوند و فکر چاره نباشند؛ به زودی میان کلی پلاستیک غرق می شوند.</p>
<p> </p>
<p> <strong>*مستر دماغ، درحال کشف چه چیزی است؟</strong></p>
<p>آرش پســر نوجوانی اســت که می خواهد نقش یــک قاتــل را بازی کنــد. آرش برای این که نقشــش را عالــی بــازی کنــد، هــر چــه ماهــی در حوض خانه دارنــد را در باغچــه دفــن می کنــد. ایــن اتفاق باعث می شــود ایــن بــار آرش بــا دکتــری آشــنا بشــود که اسمش را می گذارد: مستر دماغ. این داستان بعد روان شــناختی دارد. آرش تصمیــم گرفتــه هر کاری می تواند بکند تا جنگ را به مستر دماغ نبازد.</p>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-10/2.jpg" alt="طرح جلد کتاب لیلا بهرامی" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>طرح جلد کتاب لیلا بهرامی</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p> <strong>*عشق در داستان های شما چه نقشی را بازی</strong><strong>می کند؟</strong></p>
<p> سعی داشتم شخصیتهایی خلق کنم که عاری از عشق نباشند. عشق به خانواده، عشق به هم نوع و...</p>
<p> </p>
<p><strong>*نوجوانان داستان های شما چقدر می خواهند</strong><strong>بزرگ تر از سنشان باشند و چقدر دوست دارند در</strong><strong>عالم کودکی باشند؟</strong></p>
<p> شخصیت هایی که خلق کردم، سعی کردم در پرداخت خیلی بزرگ تر از سنشان نباشند. نوجوان باشند. دوست دارم شخصیت هایم آینهای باشند که مخاطبم بخشی از خودش را در شخصیت ببیند.</p>
<p> </p>
<p><strong>*</strong><strong>اقلیم، جغرافیا، موقعیت و زادبوم شما چه</strong><strong>تأثیری در کارهای شما داشته است؟</strong></p>
<p>اقلیــم و جغرافیای البرز برام مهم بــوده. در رمان شــبحی در تاریکی، شخصیت ســاکن البرز است. ماجــرای رمــان من صــور هــم در یکــی از محله هــای شــلوغ و پرماجــرای اســتان البــرز شــکل می گیــرد. داستان کوتاه هایی هم دارم که جغرافیایش در البرز شکل گرفته. در نظر دارم مجموعه داستانی داشته باشم با محوریت اقلیم البرز.</p>
<p> </p>
<p><strong> </strong><strong>*برای نوشتن داستان چقدر پژوهش انجام</strong><strong>می دهید؟ چرا؟</strong></p>
<p>تــا جایــی کــه کارم را بتوانــم جمع بنــدی کنــم. اندوخته های ذهنی همیشه پاسخگوی نیاز نویسنده نیست. برای همین نیاز است که نوشتن همراه با پژوهش باشد تا جهانی که نویسنده خلق می کند برای مخاطب باورپذیر باشد.</p>
<p> </p>
<p><strong>*اگر قرار باشد تنها یک پاراگراف از نوشته های</strong><strong>خودتان را انتخاب کنید، آن پاراگراف کدام</strong><strong>است؟</strong></p>
<p>پاراگرافی از رمان من صور:</p>
<p>»این را فهمیدهام که تصمیم هایی که می گیریم مثــل زنجیــر بــه هــم متصل هســتند. کافی اســت یک تصمیم اشــتباه بگیریــم، در آن صورت همان  اشــتباه روی تصمیم هــای بعــدی هــم تاثیرخواهــد گذاشــت. ورق برخواهد گشــت و داستان زندگیت متفاوت خواهد شد. تصمیمات اشتباه، تبدیل به حسرت بزرگی می شوند. حسرت هایی که نمی شود جبرانشــان کرد. چراکه زمان به عقب برنمی گردد. خوشــحالم کــه تصمیم درســتی گرفتم. چیــزی که هســتم را دوســت دارم. هدفم را دوســت دارم. آدم بی نقصی نیستم. ضعف هایی دارم. می دانم نقاط قوتــم کمتــر از ضعف هایم هســتند. این کــه خودم هستم. خود خود واقعیم. به خودم افتخار می کنم«.</p>
<p> </p>
<p><strong>*شما دلیل کم خواندن کتاب در جامعه و به طور</strong><strong>خاص نوجوانان را چه می دانید؟ سهم مؤلفان و</strong><strong>ناشران دراین بین چقدر است؟</strong></p>
<p>نوجوانــان کتاب خــوان هــم کــم نداریم که به قول خودشــان کرم کتاب هســتند. با بچه هایی کــه کار می کنــم اغلــب باوجــود فعالیت هــای مدرســه و کلاس هــای متفرقــه، بــاز دســت از کتــاب خوانــدن برنمی دارنــد. البتــه کــه مؤلفــان اگــر بــر اســاس نیــاز و ذائقــه مخاطــب تولیــد محتوا کنند، بدون شــک در آمار خوانش کتاب تأثیرگذار خواهد بود. ناشران هم به جای ترجمه کتاب هــای خارجــی، اگــر از تولیــدات داخلــی حمایت کنند؛ وسواس بیشتری در گزینش آثار داشته باشند؛ می شود امیدوار بود که اتفاقات خوبی در این زمینه بیفتد.</p>
<p> </p>
<p><strong> </strong><strong>*چه تصویری از دوران پیری خوددارید؟ این</strong><strong>تصویر به داستان های شما هم راه پیداکرده</strong><strong>است؟</strong></p>
<p>مــن گاهــا خــودم رو در هشتادســالگی تصــور می کنم که پشــت میز کارم درحال نوشــتنم. شاید جسمم هشتادساله باشد؛ اما شک ندارم که در آن سن باز خودم را پانزده ساله می بینم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*تاکنون چند بار به مرگ فکر کردهاید؟ مرگ در</strong><strong>داستان های شما چقدر و چگونه حضور دارد؟</strong></p>
<p>خیلی. بیشــتر شــب ها که به رفتار خودم در طــی روز فکــر می کنــم. بعــد ســعی می کنــم اگر چشــمم به صبح باز شــد، قدر آن روز را بیشــتر بدانم. کارهایی را بکنم که خوشــحالم می کند. در رمــان شــبحی در تاریکــی، شــخصیت مــرگ را تجربــه می کنــد. داســتان کوتاهی هــم دارم با عنــوان باغــی در آســمان کــه بــه موضــوع مــرگ پرداختم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*اگر قرار باشد یک جایزه ادبی جدید را شما</strong><strong>طراحی کنید دوست دارید این جایزه در حوزه</strong><strong>خلق اثر باشد و یا در حوزه نقد؟ چرا؟</strong></p>
<p>در حــوزه خلــق اثر. اثری که خلق می کنی باعث نشاط و سرگرمی مخاطب می شود.</p>
<p> </p>
<p> <strong>*چقدر به پرسه زدن اعتقاددارید و کجاها پرسه</strong><strong>می زنید؟</strong></p>
<p>در حد تعادل، پرســه زدن را دوســت دارم. پرسه زدن تو خیال. پرسه زدن تو صفحه کتاب ها را بیشتر می پســندم تا پرســه تو فضای مجازی. البته که تو گروه های داستانی هم پرسه می زنم و داستان اعضا را می خوانم و نظر می دهم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*در داستان زندگی خودتان، کجاها دانای کل</strong><strong>هستید؟</strong></p>
<p> دانــای کلی که محدود به ذهن خودم هســتم. چراکه از حاشیه ها گریزانم. در رمان هایم هم از زاویه دید دانای کل محدود به ذهن شخصیت بهره بردم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*زاویه دید شما با چه کسانی فاصله دارد؟</strong></p>
<p>با خیلی ها. جوری که باعث شده ارتباطم محدود بشود. عاشق تنهایی هستم. تنها که باشی، فقط با خودت روبه رویی. در تنهایی و ســکوت اســت که می شود به خودت نزدیک شوی.</p>
<p> </p>
<p><strong>*</strong><strong>هم اکنون مشغول نوشتن چه کاری هستید؟</strong><strong>به زودی از شما چه اثری منتشر می شود؟</strong></p>
<p>هم اکنون در حال بازنویســی دو رمانم هســتم.  <span>رمــان آوا در ســرزمین کاس پی ها و رمــان مالقات با</span>  دختری در آینه که جلد دوم رمان شبحی در تاریکی هست. لن شاء ا...اگر لطف خداوند شامل حالم بشود به زودی شاهد چاپ رمان من صور خواهم بود.</p>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-10/6.jpg" alt="عکسی از محله زورآباد که رمان «من صور» اثر بهرامی در این محله شکل گرفته" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>عکسی از محله زورآباد که رمان «من صور» اثر بهرامی در این محله شکل گرفته</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-10/5.jpg" alt="عکسی از محله زورآباد که رمان «من صور» اثر بهرامی در این محله شکل گرفته" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>عکسی از محله زورآباد که رمان «من صور» اثر بهرامی در این محله شکل گرفته</figcaption>
</figure>
<p> </p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>saed.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Sat, 05 Oct 2024 22:41:37 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>از شر روزمرگی به کتابخانه پناه می برم</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/369431-Kohne-Chiyan.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/369431-Kohne-Chiyan.html</link>
<description>از ناهید کهنه چیان، معلم و نویسنده، تا کنون مجموعه داستان های «تهمینه در راه» و « منهای یک نفر» و رمان های «زیر یک سقف» و « قدری آسیب دیده‌تر» منتشر شده است.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><a href="https://ruydadiran.com/user/saed.aghaei/" target="_blank" rel="noopener external noreferrer">رویداد ایران - سعید آقایی جشوقانی</a>: ناهید کهنه‌چیان، متولد ۱۳۳۳ تهران و دانش آموخته  کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است که بیشترین دوران زندگی‌اش مشغول به تدریس در آموزش و پرورش بوده‌است. داستان‌های مختلفی از او در روزنامه‌ها و مجلاتی چون: فرهیختگان، اعتماد، آرمان‌ ملی، همشهری داستان، ماهنامه تجربه، ماهنامه ادبی هنری عصر جمعه، مجله‌ ادبی پیاده‌رو، سایت ادبی حضور، ادبیات اقلیت چاپ شده و همچنین داستان «عشق در پاکت بسته» در برنامه (کتاب‌خوانی) شبکه‌ی جام جم خوانده‌اند. از او مجموعه داستان های «تهمینه در راه» و « منهای یک نفر» و  رمان های «زیر یک سقف» و « قدری آسیب دیده‌تر» منتشر شده است. پاسخ های «کهنه‌چیان» را با هم می خوانیم:</p>
<p> </p>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/1726580157_2.jpg" alt="ناهید کهنه چیان، معلم و داستان نویس" width="585" height="648" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>ناهید کهنه چیان، معلم و داستان نویس</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p><strong>* ناهید کهنه چیان را چقدر می شناسید؟ </strong></p>
<p>ناهید کهنه چیان نویسنده­ ای است که توانسته در آثارش احساسات و تجربیات انسانی را به تصویر بکشد و داستان­هایی خلق کند تا خواننده را به دنیای داستان بکشاند. اگر بخواهم او را در یک جمله تعریف کنم، می ­گویم: «ناهید کهنه چیان نویسنده ­ای است که با قلمش، داستان­ هایی از زندگی و عشق را به تصویر می ­کشد.». شخصیت او را می­­ توان با قهرمانان داستان­ های سیمین دانشور مقایسه کرد، زیرا هر دو نویسنده به مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته­ اند.</p>
<p> </p>
<p><strong>* دوران کودکی و نوجوانی شما چطور بود؟ </strong></p>
<p>در مقایسه با کثرت امکانات تفریحی مانند اینترنت، تبلت، گوشی، انواع بازی ­های رایانه­ ای و تنوع بازی­ ها و سرگرمی ­ها که در اختیار کودکان امروزی قرار گرفته است، بسیار متفاوت با دوران کودکی من است. بازی ­های سنتی و محلی، نقش مهمی در سرگرمی من داشتند. برخی از بازی ­های محبوب من در آن زمان، مانند: لی لی، وسطی، اسم و فامیل، یک قل دوقل، عروسک بازی و گرگم به هوا و... بوده است، اما شکل­گیری هویت قلم من؛ با معاشرت عصرانه­ همسایه­ ها و کودکان آن ­ها، بی ارتباط نیست؛ زیرا هر یک از همسایه ­ها، روایتی از داستان زندگی زنانه ­ای بود که در سنین کم، سرنوشت خود را بی هیچ باور پیش فرضی به دست تقدیر سپرده بودند و باقی عمر خود را به نظاره­ بازی سرنوشت با جسم و روح خود بودند. زنانی که هویت ماجراجوی خود را لا به لای بازی کودکان بی ­شمار خود، پنهان کرده بودند تنها نقشی که برایشان به جا مانده بود، همان نقش مادری بود و بس؛ نقشی کلاسیک، اما اثرگذار. هیچ­کدام دنبال بازپس­گیری حقوق پایمال شده­­­ خود نبودند، حتی به زحمت آن را به یاد می ­آوردند. گاهی خود را در روزمرگی هر چه عمیق ­تر مدفون می ­کردند و من این دوره را نقطه عطف نویسندگی خود می ­دانم. و اما دوران نوجوانی من، دوره ­ای پر از تغییرات و تحولات اجتماعی و فرهنگی بود. در این دوره، تهران به سرعت در حال رشد و توسعه و زندگی شهری در حال تغییر بود. کتاب های متنوعی در دسترس بودند که می ­توانستند بر شکل­گیری شخصیت منِ نوجوان، تاثیر بگذارند، اما تاثیری که  پدرم – خدایش بیامرزد – بر نوجوانی من و آینده­ من، داشتند، ستودنی است. پدرم مردی دانا، روشنفکر، اهل کتاب و حافظ دوست بودند. روتین کتابخوانی در خانواده­ من بدین گونه بود که هر شب بعد صرف شام، پدرم کتاب در دست، در صدر می ­نشستند، من و خواهر و برادرهایم، به دورشان، حلقه می­ زدیم. او طبق روال همیشگی، نخست غزلی از حافظ می ­خواندند، سپس از بین کتاب ­ها، تاریخ یا داستان به انتخاب خودشان، برای ­مان می­ خواندند. با همین کتاب ­خوانی ­های دورهمی خانوادگی به لطف پدرم، با کتاب ­های صادق هدایت، صمد بهرنگی و بزرگ علوی و حتی کتاب­ های سخت­ خوانی مثل محاکمه و مسخ از کافکا، آشنا شدم و مهمتر این­که جمله­ مختصر، مفید و تاثیرگذار پدرم  که -روح مرا صیقل می ­داد- مدام توصیه می­ کردند: «دخترم بخوان تا بفهمی!» </p>
<p><br></p>
<p> </p>
<p><strong>* شما برنامه و الگوی خاصی برای مطالعه دارید؟ </strong></p>
<p>کتابخانه­ من، مامن و پناهگاهی است که از شر روزمرگی به آن پناه می­ برم. هر کتابی که مربوط به باورهای عمیق انسان از جایگاه خود در جهان هستی باشد مرا بیش از پیش جذب می­ کند. هر قلم نماینده بازتابی از یک جهان­ بینی ویژه است که ارزش خواندن و به پایان رساندن را دارد، اما با این وجود، کتابی را دوست نداشته باشم، کنار می­ گذارم و وقتم را صرف کتابی می­ کنم که از آن­ لذت ببرم. داشتن برنامه و الگوی خاص برای مطالعه می ­تواند به ما کمک کند تا از زمان خود به بهترین شکل استفاده کنیم و از خواندن کتابها لذت بیشتری ببریم. الگوی پیشنهادیِ من برای مطالعه: سعی کنید کتاب­های مختلفی از ژانرها و موضوعات مختلف بخوانید، زیرا این­ کار کمک می­ کند تا دیدگاه های مختلفی را تجربه کنید و از خواندن خسته نشوید. زمان مشخصی را برای مطالعه تعیین کنید. یادداشت برداری و خلاصه­ نویسی کنید. کتاب­های تاریخی جایگاه خاصی را در سبد مطالعه­ من دارد. کتاب­ های تاریخی، هم من را با گذشته و فرهنگ­ های مختلف آشنا می­ کند هم درکم را از جهان و تاریخ گسترش داده و دیدگاه های جدیدی می ­دهد.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/1726580162_6.jpg" alt="ناهید کهنه چیان" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption> ناهید کهنه چیان</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p><strong>* رابطه شما با فضای مجازی چطور است؟ </strong></p>
<p>با فضای مجازی بیگانه نیستم. فضای مجازی ابزاری است که فرصت رشد را برای همگان فراهم می­ کند، بستری است برای تبادل اطلاعات، به شرط آن­که از آن به قدرعافیت استفاده شود. گرچه فضای میز تحریرچوبی­ ام را با بوی جوهرخودکاری که روی الیاف کاغذ می­ دود را با هیچ فضایی عوض نمی­ کنم، ولی منکر این امر هم نمی­ شوم که فضای مجازی فرصت­ های خوبی را برای نویسندگان فراهم می­ کند تا بتوانند آثار خود را به مخاطبان بیشتری معرفی کنند و با جامعه گسترده ­تری از نویسندگان و خوانندگان ارتباط برقرار کنند. امروزه با ایجاد یک وبلاگ یا سایت شخصی، به نویسندگان این امکان را می­دهند تا نمونه ­هایی از آثار خود را منتشر کنند یا درباره­ فرآیند آثار خود بنویسند و با خوانندگان ارتباط برقرار کنند.</p>
<p> </p>
<p><strong>* شما سراغ داستان رفتید یا داستان سراغ شما آمد؟ </strong></p>
<p>این سوال بسیار جالبی است! به نظرم داستان و من به نوعی یکدیگر را پیدا کردیم؛ زیرا علاقه و استعداد من در نوشتن از دوران  نوجوانی با انشاء نویسی شکل گرفته بود، ولی بعدها تجربه­ ها و احساسات من و علاقه به بیان آن­ها، در دوران بزرگسالی ناشی از آن شد که این بار داستان خودش به سراغ من بیاید.</p>
<p> </p>
<p><strong>*چه شد که سراغ ارائه داستان به مطبوعات رفتید؟ </strong></p>
<p>این­که چطور شد که به سراغ ارائه داستان به مطبوعات بروم، حقیقت ماجرا این بود که داستان­ های زیادی را نوشته و روی هم تلنبار کرده بودم، ولی شجاعت ارائه به مطبوعات یا ناشرها را نداشتم تا این که به پیشنهاد نویسنده­ پیشکسوت­مان آقای قباد آذرآیین گرامی که اکثر داستان­ های من را خوانده بودند، به مطبوعات ارائه دادم. خوشبختانه داستان­ ها مورد تایید و چاپ شدند.</p>
<p> </p>
<p><strong>*کدام­یک از مطبوعات بستر بهتری برای داستان نویسان فراهم آورده است؟</strong></p>
<p>در خصوص سوال شما در زمینه موثر مطبوعات، از نظر من در ایران چندین مطبوعه و مجله وجود دارند که بستر مناسبی برای داستان­ نویسان فراهم می­ کنند برای مثال: مجله «پیاده­رو» این مجله به ادبیات و داستان­ نویسی اختصاص دارد و داستان های کوتاه و نقدهای ادبی را منتشر می­ کند. همچنین مجله «همشهری داستان» نیز به داستان های کوتاه و بلند، نقدهای ادبی و مصاحبه با نویسندگان می­ پردازد. و نیز روزنامه «شرق» بخشی از صفحات خود را به ادبیات و داستان ­نویسی اختصاص داده و داستان های کوتاه و نقدهای ادبی را منتشر می­ کند. بسیاری دیگر مانند: ماهنامه تجربه، ماهنامه عصر جمعه، کافه داستان و سایت ادبی هنری حضور و....این مطبوعات به نویسندگان فرصت می ­دهند تا آثار خود را به مخاطبان گسترده ­تری معرفی کنند و بازخوردهای ارزشمندی دریافت کنند.</p>
<p> </p>
<p><strong>* دوست دارید شما را یک معلم بدانند یا داستان­نویس؟ یا هر دو؟ همچنین به عنوان کسی که تجربه کار با دانش آموزان را دارد بفرمایید جای زنگ کتابخوانی را در مدارس خالی می­بینید یا خیر؟</strong></p>
<p> </p>
<p>در حقیقت خودم را هم معلم می­ دانم هم داستان­ نویس، این دو نقش به شکل غیر قابل تمایزی هویت من را شکل می­ دهند.درخصوص زنگ کتابخوانی، متاسفانه به صراحت می ­توانم بگویم­: «بله» جای خالی این فرهنگ­ سازی در نظام آموزشی ما به شدت احساس می­ شود.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><strong>* شما به عنوان خواننده کتاب و بعد نویسنده، داستان کوتاه را بیشتر می­پسندید یا رمان؟ چرا؟ در ایران کدام یک با استقبال بیشتری روبه رو بوده­اند؟</strong></p>
<p> </p>
<p>اگر بخواهم سلیقه­ شخصی خودم را بگویم، به داستان­ های بلند و پیچیده با شخصیت­ های متعدد و حوادث گوناگون، علاقه­ بیشتری دارم؛ زیرا رمان برایم جذاب­تر است. به طور کلی هم داستان کوتاه هم رمان در ایران طرفداران خود را دارند، اما به نظر می­ رسد که داستان های کوتاه به دلیل زمان کمتر مورد نیاز برای خواندن و همچنین تنوع موضوعی، با اقبال بیشتری روبه رو بوده­ اند. نویسندگان بزرگی مانند: محمد علی جمالزاده، غلامحسین ساعدی، صمد بهرنگی و صادق هدایت، در زمینه­ داستانِ کوتاه، فعالیت­ های برجسته­ ای داشته­ اند. از طرف دیگر، رمانهای معروفی مانند: سمفونی مردگان و سال بلوا از عباس معروفی، چشم­ هایش از بزرگ علوی، بوف کور از صادق هدایت، تنگسیر از صادق چوبک، شازده احتجاب از هوشنگ گلشیری، همسایه­ ها از احمد محمود، جای خالی سلوچ از محمود دولت آبادی، سو و شون از سیمن دانشور و اسفار کاتبان از ابوتراب خسروی و بسیاری دیگر، و جود دارند که مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده ­اند.</p>
<p> </p>
<p><strong>* تاکنون اهالی رسانه و خبرنگاران به ویژه رسانه­های مکتوب چقدر سراغ شما و آثار شما آمده­اند؟ </strong></p>
<p>پاسخ من، بله است. مطالبی در خصوص آثار من در روزنامه­ ها و مجلات مختلفی مانند: روزنامه شرق، اعتماد، آرمان ملی و فرهیختگان چاپ شده است. همچنین کتاب­های من مانند «تهمینه در راه» از نشر قطره، «زیر یک سقف» از نشر کتابسرای تندیس، «منهای یک نفر» از نشر ققنوس، و «قدری آسیب دیده­تر» از نشر گل آذین، در جلسات مختلفی معرفی شده­ اند و همچنین در جلسات نقد و بررسی مورد توجه قرار گرفته­ اند و در خبرگزاری­ های مختلفی مانند ایسنا، ایبنا و مهر مکتوب شده ­­اند. در ضمن نقد­های منصفانه­ ای نیز در باره­ آثارم در رسانه­ ها مکتوب شده است.</p>
<p> </p>
<p><strong>*به نظر شما سهم نویسندگان در رسانه­های ما به عنوان سوژه، سهم مناسبی هست یا خیر؟</strong></p>
<p> سهم نویسندگان در رسانه­ های ما متغیر است  و به عوامل مختلفی بستگی دارد. برخی از رسانه­ ها به نویسندگان و آثار ادبی توجه ویژه ­ای دارند و به آنها فضای مناسبی برای معرفی و نقد آثارشان اختصاص می­ دهند. اما در مجموع هنوز جای بیشتری برای توجه به نویسندگان و آثار ادبی در رسانه­ های مکتوب وجود دارد.</p>
<p> </p>
<p><strong>* زنان در آثار شما چه جایگاهی دارند؟ زنان آثار شما چقدر تلاش می­کنند تا فضای زنانه را ترسیم کنند و چه اندازه دنبال این هستند که با مردان مسابقه بگذارند؟</strong></p>
<p>زنان در آثار من جایگاه ویژه ­ای دارند و من به دقت و با حساسیت به ترسیم شخصیت­ های زنانه پرداخته ­ام. در داستان­ های من، زنان نه تنها به عنوان شخصیت­ های اصلی حضور دارند بلکه نقش­ های ساده و تا حدودی پیچیده را نیز ایفا می­ کنند که خود نشان از عمق و تنوع تجربیات آن­ها است.در راستای ترسیم فضای زنانه، زنان در آثار من، تلاش می­ کنند تا فضای زنانه ­ای را ترسیم کنند که نشان از احساسات، تجربیات و چالش­ های خاص آنهاست. این فضا می­ تواند شامل موضوعاتی مانند:</p>
<p>-  روابط خانوادگی و اجتماعی: زنان در داستان­ های من به تعاملات و روابط خود با دیگران، به ویژه خانواده و دوستان، توجه ویژه ­ای دارند.</p>
<p>-  مبارزه با چالش­ ها: زنان قصه­ های من با چالش­ های مختلفی مواجه می­ شوند و تلاش می­ کنند تا با آنها مقابله کنند، خواه این چالش ­ها اجتماعی خواه اقتصادی یا شخصی باشند.</p>
<p>-  استقلال و خودشناسی: بسیاری از زنان در آثار من، به دنبال استقلال و خودشناسی هستند و تلاش می ­کنند هویت خود را پیدا کنند و به آن احترام بگذارند.</p>
<p>در عین حال، زنان داستان من، به دنبال مسابقه با مردان نیستند، بلکه بیشتر به دنبال یافتن جایگاه و هویت خود در جامعه هستند. آنها تلاش می ­کنند تا با حفظ هویت زنانه­ خود، به موفقیت­ ها و دستاوردهای شخصی و حرفه ­ای دست یابند. این زنان به جای رقابت مستقیم با مردان، به دنبال ایجاد تعادل و همکاری هستند و سعی می­ کنند تا نقش های خود را در جامعه به بهترین شکل ایفا کنند. به طور کلی، زنان در آثار من به عنوان شخصیت­ هایی قوی، مستقل و پیچیده به تصویر کشیده شده ­اند. زنان داستان­ های من اغلب به جای عجز و ناله، تلاش می­ کنند تا با چالش­ های  مختلفی که در مسیرشان قرار می­ گیرد، مقابله کنند.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><strong>* اقلیم، جغرافیا، موقعیت و زادبوم شما چه تاثیری بر روی کارهای شما داشته است؟</strong></p>
<p>مرزی که در آن رشد یافتم و زندگی کردم مهم­ترین نقش را در شکل­ دهی به زنان کتاب­ هایم داشته است. این اقلیم الهام­ بخش اصلی من به شمار می­ رود. نحوه شکل­ گیری زندگی حال و آینده زنان سرزمین­ ام، به داستان­ های من عمق و اصالت بخشیده و به مخاطبانم، کمک کرده است تا بهتر با آثار من ارتباط برقرار کنند. ناگفته نماند با توجه به پژوهش­ هایی که در مورد زنان بومی انجام داده ­ام، من را وا داشته داستان­ هایی از زنان بومی و تلاش ­ها و چالش­ هایشان به تصویر بکشم.</p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/1726581351_5.jpg" alt="ناهید کهنه چیان" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption> ناهید کهنه چیان</figcaption>
</figure>
<p>  </p>
<p><strong>* از فرهنگ و ادبیات عامه، چقدر در آفرینش کارهایتان استفاده می­ کنید؟</strong></p>
<p>فرهنگ عامه در داستان­ های من از چند منظر قابل درک و مشاهده است. من با توصیف دقیق محیط و مکان­ های مختلف، به مخاطبان آثارم کمک می­ کنم تا بهتر با فضای داستان­ هایم ارتباط برقرار کنند. این توصیفات در بخش­ هایی مانند: توصیف مناظر طبیعی،  بازارها، خیابان­ ها و مکان­ های عمومی می ­باشند که نشان دهنده­ فرهنگ و جامعه محلی هستند. همچنین با پرداختن به آداب و رسوم ادبیات کهن تلاش کردم تا به متون کتابم اصالت و عمق ببخشم و در عین حال خواننده را با مراسم ­ها، جشن ­ها، سنت­ ها آشنا سازم و در عین حال فرصتی بدهم تا خود شخصیت­ های داستان­­ ها بتوانند رفتارها، گفتارها و تجربیاتشان، جنبه­ های مختلف فرهنگ و جامعه را به تصویر بکشند.</p>
<p> </p>
<p><strong>* برای نوشتن داستان چقدر پژوهش انجام می­دهید؟ چرا؟</strong></p>
<p>با توجه به این­که خواستگاه اصلی داستان ­های من احساسات و تفکراتی است که ناخودآگاه از درون من می ­جوشد، اما پژوهش در آثارم را نادیده نگرفته ­ام. بارها پیش آمده است که نیاز به آگاهی و دانش بیشتری برای نوشتن داشته ­ام و همین امر من را واداشته که به سراغ پژوهش بروم. علاوه بر این چون علاقه خاصی به جامعه ­شناسی ادبیات دارم و ارادت به لوسین گلدمن، و لوکاچ، نظریه­ هایشان را مطالعه کردم و با برخی از داستان­­ های ایرانی و تطبیق داده ­ام.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><strong>* عشق در داستان­ های شما چه نقشی را بازی می­ کند؟</strong></p>
<p>عشق در داستان­ های من نقش بسیار مهم و محوری دارد. این عنصر به عنوان یکی از اصلی­ترین موضوعات و انگیزه­ های شخصیت­ ها در داستان­ هایم حضور دارد و به شکل­ های مختلفی به تصویر کشیده شده است از جمله: عشق رمانتیک، عشق خانوادگی، عشق به دوستان، عشق به خود و عشق به جامعه و فرهنگ.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><strong>* اگر قرار باشد تنها یک پاراگراف از نوشته­های خود را انتخاب کنید، آن پاراگراف کدام است؟</strong></p>
<p>- از مجموعه داستان «تهمینه در راه»</p>
<p> -عنوان داستان: قیچی صنعتی</p>
<p>-پاراگراف آخر</p>
<p>نصفه­ های شب است و کار دوخت و دوز خوب پیش می­ رود. پلک­هام سنگین شده. نباید بخوابم. تلفن زنگ می­ زند. چه زنگی هم دارد! بند دلم پاره می­ شود. گوشی را برمی­ دارم. دستم بدجوری می ­لرزد:</p>
<p>الو!... الو!... الو!... محسن!... محسن تویی؟... چرا حرف نمی­ زنی؟... محسن!...</p>
<p>کسی جواب نمی­ دهد. تلفن قطع شده. گوشی هنوز توی دستم است. انگار صد کیلو شده. شماره­ خانه را می­ گیرم. مشغول است. دوباره می­ گیرم. بوق اشغال می­ زند. توی گوشی بلند داد می­ کشم: قطع کن این لعنتی رو...</p>
<p>باز شماره می­ گیرم. شکر خدا، تلفن آزاد شده. حالا کسی گوشی را برنمی ­دارد. داد می­ کشم:</p>
<p>محسن... گوشی را بردار... منم... چی شده؟ رامین حالش چطوره؟... پسرم حالش خوبه؟... محسن... محسن... محسن!...</p>
<p>کلیدی در قفلِ در می­ چرخد!</p>
<p> </p>
<p><strong>* شما دلیل کم خواندن کتاب در جامعه را چه می­ دانید؟ سهم مولفان و ناشران در این بین چقدر است؟</strong></p>
<p> </p>
<p>دلایل کم خواندن کتاب در جامعه متنوع است و به عوامل مختلفی بستگی دارد. برخی از این عوامل عبارتند از:</p>
<p>-فشارهای روزمرگی: بسیاری از افراد به دلیل مشغله ­های کاری و روزمرگی زمان کافی برای مطالعه ندارند.</p>
<p>-تکنولوژی و رسانه ­های دیجیتال: با گسترش اینترنت و رسانه­ های اجتماعی، عده­ای که تعدادشان نیز کم نیست، بیشتر وقت خود را صرف این پلتفرم­ ها می­ کنند و کمتر به مطالعه کتاب می ­پردازند.</p>
<p> -قیمت کتاب­ ها: قیمت بالای کتاب ها می ­تواند یکی از علل اصلی کاهش مطالعه باشد به ویژه در جوامعی که قدرت خرید پایین است.</p>
<p>-عدم دسترسی به کتابخانه­ ها و کتابفروشی­ ها: در برخی مناطق، دسترسی به کتابخانه­ ها و کتابفروشی­ ها محدود است که این موضوع می ­تواند به کاهش مطالعه منجر شود.</p>
<p>-فرهنگ مطالعه: در برخی جوامع، فرهنگ مطالعه به اندازه کافی ترویج نمی­ شود و به همین دلیل، افراد از کودکی به خواندن کتاب عادت ­نمی­ کنند.</p>
<p>-سهم مولفان و ناشران در این بین نیز قابل توجه است. مولفان در درجه اول باید «به روز» باشند و سلیقه­ به خصوص نسل جوان و امروزی را در نظر گرفته و با نوشته ­هایشان، حامل پیامی باشند. و همچنین مولفان می­ توانند با نوشتن کتاب­ های جذاب و متنوع، مخاطبان بیشتری را به خود جذب کنند و نیز با استفاده از زبان ساده و روان می­ تواند به افزایش علاقه­ مندی به مطالعه کمک کند. ناشران نیز می­ توانند با کاهش قیمت کتاب­ ها، ارائه تخفیف­ ها و برگزاری نمایشگاه های کتاب، دسترسی به کتاب­ها را آسان تر کنند. همچنین، تبلیغات مناسب و معرفی کتاب­ های جدید می ­تواند به افزایش فروش و مطالعه کمک کند.</p>
<p> </p>
<p><strong>*محیطی که در آن رشد کرده­ اید و زندگی می ­کنید تا چه اندازه در کارهای شما دیده می ­شود؟ قهرمان­های شما تا چه اندازه در شهر و اطراف شما دیده می­شوند؟</strong></p>
<p>داستان­های من، خواستگاه حیات مجدد انسان­ هایی است که در طول زندگی با آنها مراوده داشته ­ام. حتی برخی از آن­ها تجربه­ های نهان شخصی خودم، هستند که به واسطه رسوم رایج جامعه، مخفی­شان کرده­ ام. بستر کتاب­ های من محلی است برای حیات بخش­ های فراموش شده­ زندگی من. قهرمانان داستان من زنانی هستند که روایت آنها هرگز فرصت روایت شدن نداشته است. من با قلم خود به آنها جاودانگی بخشیده ­ام.</p>
<p> </p>
<p><strong>*تاکنون چند بار به مرگ فکر کرده­اید؟ مرگ در داستان­های شما چقدر و چگونه حضور داشته است؟</strong></p>
<p>اتمام فلسفه زندگی را همانند خود زندگی به رسمیت می­ شناسم. اعتراف می­ کنم این حقیقت را لابه لای پستوی روزمرگی پنهان می­ کنم و هر روز به سراغش نمی­ روم، اما هم در حقیقت زندگی ­ام هم در داستان­ هایم حضور دارد. در قصه­ های من گاهی مرگ به عنوان نقطه عطفی است که مسیر روایت را تغییر می­ دهد و تاثیرات عمیقی بر دیگر شخصیت ­ها می ­گذارد. گاهی نیز به عنوان نمادی برای پایان یک دوره یا یک تغییر بزرگی که در زندگی شخصیت­ های داستان نمود پیدا می­ کند.</p>
<p> </p>
<p><strong>* اگر قرار باشد شما یک جایزه ادبی جدید را طراحی کنید دوست دارید آن اثر در حوزه خلق اثر باشد یا نقد ادبی؟ چرا؟</strong></p>
<p>شاید بتوانم جایزه­ای را طراحی کنم که هر دو حوزه را پوشش دهد. مثلا جایزه ­ای که، هم به بهترین داستان و هم به بهترین نقد ادبی اهدا شود. این می ­تواند به ترویج هر دو جنبه ادبیات کمک کند و جامعه ادبی را به طور کلی تقویت کند. من به هر دو حوزه علاقه­  وافری دارم. به حوزه خلق داستان به دلیل امکان تشویق نویسندگان جدید، ترویج فرهنگ ادبی و افزایش محتوای ادبی، بی اندازه علاقه ­مند هستم و در عین حال باور دارم که نقد ابزاری مفید است که می ­تواند با ارتقای کیفیت ادبیات، ترویج تفکر انتقادی و افزایش آگاهی به رشد فرهنگ این مرز و بوم کمک شایانی کند. تفکیک این مرز برای من میسر نیست.</p>
<p> </p>
<p><strong>* چقدر به پرسه زدن علاقه دارید؟ چه زمانی پرسه می­زنید؟</strong></p>
<p>پرسه زدن ابزار جذابی برای دستیابی به آرامش و رهایی از اضطراب برایم به شمار می­ آید و در عین حال مانند پنجره ­ای است که به روحیه­ کشف و ماجراجویی­ ام کمک می­ کند، و همچنین فرصتی است برای تفکر و تامل. گاهی هم صرفا برای سلامت و تحرک به پرسه زدن در طبیعت روی می ­آورم. زمانِ پرسه زدن­ هایم اغلب در خنکی هوا و در خلوت است. و فصل پاییز بهترین زمان پرسه زدن­ من است.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/1726580156_1.jpg" alt="ناهید کهنه چیان" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption> ناهید کهنه چیان</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p><strong>* در داستان زندگی خودتان، کجاها در نقش دانای کل هستید؟</strong></p>
<p>هر زمان که در موقعیتی قرار بگیرم که دانش و تجربه بیشتری دارم و یا می­ توانم پیش بینی دقیقی را انجام دهم، در نقش دانای کل ظاهر می­ شوم. من به عنوان مادر سه فرزند، زمانی که خود یا فرزندانم با تصمیمات مهمی مواجه می ­شویم و با توجه به تجربیات و دانشم، سعی می ­کنم بهترین راه حل ­ها را انتخاب ­کنم. گاهی هم، نقش مشاور را دارم و این نیز یکی از موقعیت­ هایی است که به عنوان دانای کل حضور پیدا می­ کنم و همچنین در مواقع حل مشکلات و برنامه­ ریزی، پرهیز از حضور دانای کل اجتناب ناپذیر است.</p>
<p> </p>
<p><strong>* زاویه دید شما با چه کسانی در تضاد است؟</strong></p>
<p> زاویه دید من به عنوان نویسنده­ داستان­ های اجتماعی و تجربه­ های زیسته، با زاویه دید نویسندگان داستان­ های فانتزی­ یا علمی تخیلی در تضاد است. و همچنین با زاویه دید آگاتا کریستی، نویسنده­ داستان­ های جنایی و ادبیات کارآگاهی، در تضاد است.</p>
<p> </p>
<p><strong>* هم اکنون مشغول نوشتن چه کاری هستید؟ </strong></p>
<p> مجموعه­­­ ای از داستان­­ های کوتاه را آماده کرده­ ام و به زودی می ­سپارم به دست ناشر.</p>
<p><br></p>
<h2>لذت متن. بخش هایی از کتاب های نویسنده به انتخاب خود او</h2>
<p><br></p>
<h3>تهمینه در راه</h3>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/8.jpg" alt="تهمینه در راه اثر ناهید کهنه چیان" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>  تهمینه در راه اثر ناهید کهنه چیان</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p>دستانم را سایه‌بان چشمانم کردم و آن‌قدر نگریستم تا در افق گمش کردم. یاد وداع با تو افتادم. تاریخ به گونه‌ای دیگر  برای من تکرار  شده بود. این بار آیا بازگشتی در کار  خواهد بود؟ نکند تکرار تاریخ این بار  تراژیک باشد. نمی‌دانم! این خواب‌های پریشان چه می‌گوید؟ <br>نه دلم گواهی بدی می‌دهد. حتماً  فاجعه‌ای... خواب‌ها دروغ نمی‌گویند. پیکی روانه کنم به ایران. نه؟ تا پیک برود و پیامی بیاورد جان از تن تهمینه رفته است. باید خودم راهی شوم. گم نمی‌شوم. بوی آشنای دو نفر در فضای این راه دور و دراز راهنمای من است. نه گم نمی‌شوم. پیدایشان می‌کنم. دست نگه دار  رستم.... خنجرت را غلاف کن... خنجر خون پالایی که من هر شب در خواب‌های پریشانم می‌بینم. <br>من راهی شده‌ام رستم. سوار بر مرکبی از نسل رخش تو... دست نگه دار رستم، خنجرت را غلاف کن.</p>
<p><br></p>
<h3>زیر یک سقف</h3>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/1726580708_9.jpg" alt="زیر یک سقف اثر ناهید کهنه چیان" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>  زیر یک سقف اثر ناهید کهنه چیان</figcaption>
</figure>
<p> همه برگشتند و نگاهم کردند، جز المیرا که همان‌طور خرامان... خرامان... گذشت. به خود که آمدم، دویدم و خودم را به المیرا  نه فرخنده رساندم. آن‌قدر سایه به سایه‌اش رفتم تا نشانی خانه‌اش را پیدا کردم. فرخنده زن من شد، اما المیرای من نشد. آغوش او، صدای او، مال المیرا نشد. روزها و ماه ها و سال‌های بعد، در حالی که فرخنده در خانه منتظر من بود، من در خیابان‌ها دنبال المیرا می‌گشتم. سایه به سایه‌ی هر زنی که شباهتی با تو داشت، می‌رفتم. در خانه، در جهنمی زندگی می‌کردم که خودم هیزم بیار و آتش‌افروزش بودم.</p>
<p><br></p>
<h3>منهای یک نفر</h3>
<p><br></p>
<p><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/10.jpg" alt="منهای یک نفر اثر ناهید کهنه چیان" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"> </p>
<p>تو بد جوری آلوده‌ی کار شده بودی. یک جورایی دانشگاه را هم گذاشته بودی کنار و خودت را پاک وقف به قول خودت «مبارزه» کرده بودی. باورم نمی‌شد که تو همان آدمی باشی که یک روز سیاست را مسخره می‌کردی و از زبان شاعر  مورد علاقه‌ات می‌خواندی که: من قطاری دیدم که سیاست می‌برد/ و چه خالی می‌رفت.<br>تنگ غروب یک روز ریختند توی خانه و تو را با خودشان بردند. درست همان جور که توی یکی از خواب‌هایم دیده بودم. <br>بیرون باران می‌بارد، شلاقی. چتر حریف باران نمی‌شود. چتر ما هم چتر درست و حسابی نیست. سعید می‌گوید: «می‌گن، چتر برای یه نفر  سرپناهه برای دو نفر دوش آب سرد» هر دو می‌خندیم. <br>خیس و آبکش خودمان را می‌اندازیم توی اولین قهوه ‌خانه. مرد جوانی کنار  بخاری نفتی نشسته، چهار شانه با سبیلی انبوه، برایمان جا باز می‌کند. می‌رود و بادو لیوان پر چای بر می‌گردد، می‌خندد و می‌گوید: «لب‌سوز، لب‌دوز و لبریز» <br>بالای سر جوان، توی یک قاب چوبی، مردی چهارشانه، با سبیلی انبوه و یک‌دست سفید، جا خوش کرده است. انگار با دیدن ما لبخند می‌زند و می‌گوید: خوش آمدین عزیزانم!</p>
<p><br></p>
<h3>قدری آسیب دیده تر</h3>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/1726580705_11.jpg" alt="قدری آسیب دیده تر اثر ناهید کهنه چیان" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>  قدری آسیب دیده تر اثر ناهید کهنه چیان</figcaption>
</figure>
<p> </p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>saed.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Tue, 17 Sep 2024 17:32:25 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>درخت‌ها چقدر چشم دارند</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/366993-Mansori-PORYA.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/366993-Mansori-PORYA.html</link>
<description>پوریا منصوری‌نیا متولد ۱۳۶۷ در شهرستان مسجدسلیمان است.در سال ۱۴۰۱ رمانی از او با عنوان «زنی که عاشق می‌شود» به اهتمام نشر سیب سرخ به چاپ رسید.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>پوریا منصوری‌نیا متولد ۱۳۶۷ در شهرستان مسجدسلیمان است. او تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی مکانیک به پایان رسانده است. در بهار سال ۱۳۹۶ شعری از او با عنوان «بن‌بست آبی»، به کوشش حبیب‌ا... بهرامی در صفحه ادبی نشریه توسعه جنوب به چاپ رسید. این شروعی بود بر آغار فعالیت ادبی این نویسنده‌ خوزستانی. در سال ۱۴۰۱ رمانی از او با عنوان «زنی که عاشق می‌شود» به اهتمام نشر سیب سرخ به چاپ رسید. این رمان را در واقع می‌توان به یک خودزندگی‌نامه تشبیه کرد. نویسنده در قالب یک راوی اول شخص، سرگذشت جوانی شاعر که اکنون به اهواز مهاجرت کرده است و سرگشتگی مردمان معاصر را به تصویر می‌کشد. انگار که نویسنده با مرور خاطرات کودکی، چیزی را در درون خود جستجو می‌کند. در گفتگوی پیش رو، او درباره رمانش، دنیای شاعرانه اش و همچنین داستان جنوب و داستان نویسان جنوب و خوزستان توضیحاتی ارائه کرده است. با هم پاسخ های منصوری نیا به پرسش های رویداد امروز را می خوانیم:</p>
<p> </p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/1725809362_2.jpg" alt="پوریا منصوری نیا، شاعر و نویسنده" width="617" height="617" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>پوریا منصوری نیا، شاعر و نویسنده </figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p><strong>*پوریا منصوری نیا را چقدر می شناسید؟</strong></p>
<p>شناخت ما نسبی است. مثل حدس زدن آنچه در یک اتاق تاریک است. انسان‌ها غیرقابل پیش‌بینی هستند جز آنهایی که از خارج شدن از جهان امن خود می‌ترسند. آنهایی که خود را به کارهای کم دردسر یا بی دردسر عادت داده‌اند. شناخت من هم نسبت به خودم نسبی است. خودم را رها کرده‌ام. رهایی به این معنا که خودم را در قید و بند چیزی اسیر نمی‌کنم که به واسطه‌ آن محدود شوم. احساساتم را رها کرده‌ام. گاهی یک مرتبه دلم می‌گیرد، به خودم می‌گویم: چه مرگت است؟ گاهی نصیحتش می‌کنم. بهش می‌گویم جا نزن به خودت بیا. من و خودم دوستان خوبی هستیم. شبیه کدام قهرمانم؟ نمی‌دانم. معمولا قهرمان‌ها به دست می‌آورند، من گذشته‌ام. این دو بیت از یکی از غزل‌هایم است، این منم: «من شاعرم، دیوانگی هم عالمی دارد/ دیوانه‌ام، رندانگی هم عالمی دارد/ مردم مرا عاشق، و گاهی عارفم نامند/ دیوانه‌ام، دیوانگی هم عالمی دارد».</p>
<p> </p>
<p><strong>*دوران کودکی و نوجوانی شما چطور بود؟ </strong></p>
<p>مادرم خانه‌دار است. من در کوچه‌ بازی می‌کردم و پدرم درگیر پیدا کردن کار و پرداخت اجاره خانه بود. من فرزند بزرگ خانواده‌ام. به نظرم آنها نتوانسته‌اند سهم خود را از زندگی بگیرند. فکر می‌کنم توان نوشتن را از آنها به ارث برده‌ام. زندگی آنقدر بر ما آسان نمی‌گذشت و کتابی برای خواندن نبود. اما تا دلتان بخواهد قصه می‌شنیدم. خاطره و داستان. تازگی‌ها فکر می‌کنم تمایلم به رئالیسم جادویی تحت تاثیر فضایی است که در آن بزرگ شده‌ام، و البته قصه‌هایی که شنیده‌ام. آن موقع‌ها همه چیز زیبا و فانتزی بود. سبزها سبزتر بودند. باران‌ها سردتر و نمورتر. بازی کردن در کوچه‌هایی که بوی گاز و کاهگل می‌داد، معاشرت‌ با آدم‌های جورواجور، آدم‌هایی که هر کدام یک داستان بودند، همه و همه مرا تحت تاثیر قرار دادند.</p>
<p> </p>
<p><strong>*شما برنامه و الگوی خاصی برای مطالعه دارید؟ زندگی نامه ها چه جایگاهی در این مطالعات دارند؟</strong></p>
<p>راستش را بخواهید به خاطر زمان و خستگی کار برنامه‌ از پیش تدوین شده‌ای برای مطالعه ندارم. در مورد کتابها تحقیق می‌کنم و هرکدام که احساس کنم به من کمک می‌کند را می‌خوانم. گاهی پیش آمده که کتابی را تا انتها نخوانده‌ام. مثل بادبادک باز. بعد هم یک جوری ردش کردم رفته است. اولویت اولم داستان و شعر ایرانی‌ است. مطئمنا داستانی که مربوط به کازرون یا ساری باشد را بهتر می‌فهمم تا فلان خیابان پاریس. البته اگر داستان خوب نوشته شده باشد. خواندن بعضی زندگی‌نامه‌‌ها به شما اراده و توان ادامه دادن می‌دهد. زندگی‌نامه‌ صمد طاهری را که خواندم، دیدم ایشان در چه شرایطی کتاب می‌خواند و اهدافش را دنبال می‌کرد. آقای طاهری واقعا افتاده و فروتن است. ارادت خاصی به ایشان و قلمشان دارم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*چه فرصت هایی با فضای مجازی در اختیار نویسنده قرار می گیرد؟</strong></p>
<p>فضای مجازی هم خوب است هم بد. خوب است چون می‌بینید و دیده می‌شوید البته اگر خوش اقبال باشید. دوستان خوبی پیدا می‌کنید همانطور که من آنها را یافته‌ام. بد است چون دیده‌ام که تبلیغات باعث می‌شود کسانی دیده شوند که حقشان نیست و آثار ضعیفی دارند.‌ فلان کتاب در همین مجازی اسم در کرد و فروخت و حالا می‌گویند زرد است. اگر مجازی فضای امنی باشد، برای شناساندن خودتان و قلمتان می‌شود روی آن حساب کرد. ترجیح می‌دهم آنچه در فضای مجازی منتشر می‌کنم قبلاً چاپ شده باشد.</p>
<p> </p>
<p><strong>*شما سراغ شعر و داستان رفتید یا داستان و شعر سراغ شما آمد؟</strong></p>
<p>نوشتن را با شعر آغاز کردم. آنها به سراغم نیامدند. شعر و داستان را می‌گویم. همیشه همراهم بوده‌اند. شاید جرات نوشتن نداشتم. یک جایی، در لحظه‌ای از زندگی‌ام ایستاده بودم که سرشار از سخن بودم و شعر کافی نبود. بس بود اما کافی نبود. نمی‌توانستم تمام حرف‌هایم را در شعر‌ها جای دهم. داستان نوشتن هم روال خاص خودش را دارد. بنظرم در شعر رهاترید. خب می‌گویند این شعر است دیگر. مثلا من می‌گویم: «این درخت‌ها چقدر چشم دارند،/ دختر چشم سبز قصه‌های مادربزرگ». اما در داستان باید چارچوبی را رعایت کنید. البته که من مقید به الگوی خاصی نیستم چون راه‌های کهنه به مقصدهای تازه نمی‌رسند.</p>
<p> </p>
<p><strong>*دوست دارید شما را بیشتر شاعر بنامند و بشناسند یا داستان نویس؟</strong></p>
<p>هر دو را دوست دارم. نمی‌توانم با داستان به کسی بگویم دوستش دارم، اما با شعر می‌توانم. نمی‌توانم با شعر سرگذشت آدمها را شرح دهم اما با داستان می‌توانم. داستانم را که خوانده‌اید، راوی یک جاهایی عواطف سرشارش را فقط می‌توانست در شعر جای دهد.</p>
<p> </p>
<p><strong>*داستان نویسی در جنوب ایران رواج و اقبال خاصی دارد. شما برای داستان نویسی جنوب، چه ویژگی هایی را می توانید نام ببرید؟</strong></p>
<p>اکتشاف نفت در خوزستان داستان‌نویسی ما را هم تحت تاثیر خود قرار داده است. خوزستان تنوع نژادی و فرهنگی دارد. تنوع در بافت گیاهی و حتی آب و هوا. همه‌ اینها و تلاقی این فرهنگ‌ها با یکدیگر داستان‌های جالبی را به وجود می‌آورد. داستان خوزستان بیشتر میل به واقع‌گرایی دارد. با درد و غم خاصی عجین شده و گاهی هم با طنز تلطیف داده می‌شود. داستان خوزستان زنده و پویاست، مثل مردمش.</p>
<p> </p>
<p><strong>*بهترین داستان نویسان جنوب چه کسانی بوده اند؟ شما از کدامیک وام گرفته اید؟</strong></p>
<p>ما داستان نویسان خوبی داشته‌ایم و داریم. احمد محمود را دیگر همه می‌شناسند. نسیم خاکسار، صمد طاهری، زویا پیرزاد، عدنان غریفی و ... یا در زادگاه خودم مسجدسلیمان، داریوش احمدی و بهرام حیدری و منوچهر شفیانی را داریم. کمی طولانی می‌شود و نمی‌توانم همه را نام ببرم. نمی‌خواهم بگویم کدام‌ها بهترینند. ما نویسندگان خوبی داریم که پرچمدار آنها احمد محمود است. خواندن داستان‌های داریوش احمدی و بهرام حیدری بر سبک نوشتنم بی تاثیر نبوده‌اند. به خصوص داریوش احمدی، فوق‌العاده است.</p>
<p> </p>
<p><strong> </strong></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/1725809363_3.jpg" alt="رمان «زنی که عاشق می شود» اثر پوریا منصوری نیا" width="623" height="829" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>رمان «زنی که عاشق می شود» اثر پوریا منصوری نیا</figcaption>
</figure>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>* رمان «زنی که عاشق می شود» از کجا کلید خورد و چه مراحلی را تا نشر طی کرد؟</strong></p>
<p>شهریور ماه بود. یک ظهر گرم تابستانی. کلمات در گلویم گیر کرده بودند. همه‌شان در شعر جا نمی‌شد. احساس می‌کردم هیچکس حرفهایم را نمی‌فهمد. خودکار را برداشتم و شروع کردم به نوشتن؛ «درخت‌ها و آدم‌ها بی‌شباهت به هم نیستند...» و «زنی که عاشق می‌شود» در پی یک جدایی متولد شد. نوشتم و بارها بازنویسی کردم. قرار بود رمانم در یکی از انتشارات خوزستان به چاپ برسد. چاپ کتاب به تعویق افتاد و کمی زمان برد. به همین خاطر به پیشنهاد یکی از دوستان چاپ کتاب را به نشر سیب سرخ سپردم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*نام کتاب «زنی که عاشق می شود» چگونه انتخاب شد؟</strong></p>
<p>این داستان یک خودزندگی‌نامه است. البته همه‌ شخصیت‌ها واقعی نیستند. شخصیت‌هایی مثل کهور، ماهی و ساتیار. به همین خاطر شاید بهتر است بگویم شبیه یک اتوبیوگرافی است. سال‌ها پیش زنی وارد زندگی‌ام شد. زندگی‌ام را تغییر داد. البته نام واقعی‌اش آن نیست که در داستان نوشته‌ام. خودش نخواست. این کتاب را برای او نوشته‌‌ام. داستان خودش است دیگر. من دیده‌ام زنی که عاشق می‌شود را. شاعرانه‌تر می‌شود، دیوانه‌تر، محکم‌تر و سازنده‌تر. زنی که عاشق می‌شود واقعا زیباست.</p>
<p> </p>
<p><strong>*تا کنون چه برنامه هایی برای معرفی کتاب از رونمایی تا جشن امضاء و نقد و نقل در رسانه ها برگزار شده است؟</strong></p>
<p>من یک کتاب اولی هستم نه یک نویسنده‌ شناخته شده. به نظرم آنچنان که باید خوش اقبال نبوده‌ام. تا کنون برنامه‌ای برای رونمایی و جشن امضا نداشته‌ام. تصمیم خودم بود. در رسانه‌ها اما، در روزنامه‌ هفت صبح تهران با خانم مهدیه زرگر مصاحبه‌ای داشته‌ام. و ایشان، من و کتابم را معرفی کرده‌اند. همچنین در روزنامه‌ کرمان امروز، خانم پونه افشارزاده کتاب مرا معرفی کرده‌اند و نقد کوتاهی بر آن داشته‌اند.</p>
<p> </p>
<p><strong>* از فرهنگ و  ادبیات عامه چقدر در آفرینش کارهایتان استفاده می کنید؟</strong></p>
<p>شخصیت‌های داستان ایرانی چه کسانی هستند؟ من و شماییم. فضا و محیط داستان چیزی جز همین کوچه و خیابانی نیست که ما در آن زندگی می‌کنیم. آدمهایش همین‌هایی هستند که هر روز می‌بینیم. ادبیات عامه به داستان واقع‌گرایانه جان می‌دهد. مثل این است که به کسی می‌گوییم خودت باش، ادا در نیاور. حتی جاهایی در داستانم از زبان بختیاری استفاده کردم و بعضی جمله‌ها را همانطور که شنیده بودم بیان کردم. جمله‌ای که مادرم به پدربزرگم که در حال مرگ بود گفت را بایستی چگونه بیان می‌کردم؟ به جای «بَو مُنُم زیبا» چه باید می‌نوشتم؟</p>
<p> </p>
<p><strong>* عشق در داستان های شما چه نقشی را بازی می کند؟</strong></p>
<p>عشق پای ثابت زندگی و داستان‌های من است. آدم باید همواره عاشق باشد. عشق قدرت عجیبی دارد. می‌تواند ویران کند یا بسازد. این به شما بستگی دارد که کدام را انتخاب می‌کنید. آنچه باعث رشد و تعالی روحم شد، چیزی جز عشق نبود.</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>* اگر قرار باشد تنها یک پاراگراف از نوشته های خودتان را انتخاب کنید، آن پاراگراف کدام است؟</strong></p>
<p>هر کسی یا چیزی در یک لحظه‌ خاص بوی جایی را می‌دهد که به آنجا تعلق دارد. ماهی‌ها وقتی که می‌میرند بوی دریا می‌دهند و مدادها وقتی که شعر می‌نویسند بوی جنگل را. نمی‌دانم بین نوال و رود کارون، شباهنگام که شباویز بر شاخسار خشکیده درختان چنگ می‌اندازد چه‌ها گذشته است که این‌گونه شفاف و زلال چون تجلی مهتاب بر سینه‌کوچک برکه می‌درخشد.</p>
<p> </p>
<p><strong>* شما دلیل کم خواندن کتاب در جامعه  و به طور خاص نوجوانان را چه می‌دانید؟ سهم مولفان و ناشران در این بین چقدر است؟</strong></p>
<p>کتاب خواندن عشق است. برای من احتیاج هم هست. بارها پیش آمده که همکار یا دوستم می‌پرسد کتاب خواندن چه فایده‌ای دارد؟ می‌گویم با خواندن یک کتاب خوب، آدم‌های زیادی را می‌شناسید. تجربه کسب می‌کنید بدون اینکه لازم باشد آن لحظه را زندگی کرده باشید.‌ کتاب نیاز و اولویت چندم یک خانواده‌‌ ایرانی است؟ مردم ترجیح می‌دهند مایحتاج اولیه زندگی‌شان را تهیه کنند تا اینکه کتاب بخوانند. نسل‌های بعد از ما به چیزهای دیگری فکر می‌کنند. خودتان خوب می‌دانید اوضاع کتاب و کتاب‌خوانی زیاد جالب نیست. اما ما همچنان می‌نویسیم زیرا به نوشتن احتیاج داریم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*محیطی که در آن رشد کرده اید و  زندگی می­کنید تا چه اندازه در کارهای شما دیده می­شود؟ قهرمانان های شما تا چه اندازه در شهر و در اطراف شما دیده می</strong><strong>­</strong><strong>شوند؟</strong></p>
<p>من اینجا را خوب می‌شناسم و آدم‌هایش را بلدم. حالا حالاها با زادگاهم مسجدسلیمان کار دارم. باید بیشتر از اینجا بنویسم. از اهواز هم همینطور. قهرمان داستان‌های من همین آدم‌های اطراف ما هستند. همین آدم‌های معمولی. هر آدمی به نوعی قهرمان زندگی خودش است.</p>
<p> </p>
<p><strong>* تا کنون چند بار به مرگ فکر کرده اید؟ مرگ در داستان های شما چقدر و چگونه حضور دارد؟ </strong></p>
<p>شما هم متوجه این موضوع شده‌اید؟ اینکه همیشه به مرگ فکر می‌کنم؟ یکبار تا آستانه‌ مردن رفته‌ام. از آنجا به بعد، زندگی‌ام تغییر کرد. به سوی نوشتن آمدم. یکی از دوستانم بعد از مرگ پدرش گفت: «مرگ چیز عجیبی است.» درست می‌گوید. فکر کردن به مرگ تلنگری برای خوب و درست زیستن است.‌ باید بدانی که فرصتی نیست. باید آرزوهات را دنبال کنی.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><strong>* اگر قرار باشد یک جایزه ادبی جدید را شما طراحی کنید دوست دارید این جایزه در حوزه خلق اثر باشد و یا در حوزه نقد؟ چرا؟</strong></p>
<p>کتاب اولی بودن و سختی چاپ برای یک کتاب اولی حسابی مرا آزرده است. از من که گذشت اما بیایید یک جایزه برای بهترین کتاب اولی داشته باشیم. نظرتان چیست؟</p>
<p> </p>
<p><strong>*چقدر به پرسه زدن اعتقد دارید و کجاها پرسه می زنید؟</strong></p>
<p>پرسه زدن عالی‌ است. اما می‌دانید که، همه جا نمی‌توان پرسه زد. خیلی به آدم‌ها دقت می‌کنم. به نگاهشان، به لباس پوشیدن، راه رفتن، حرکات ارادی و غیر ارادی بدنشان. گاهی با ماشینم می‌روم جاهایی که نمی‌توان پیاده پرسه زد. خوب به آدم‌ها زل می‌زنم. به خانه‌ها، دیوارها، رنگ درها. برای نوشتن به همه‌ اینها احتیاج داریم. برای شخصیت پردازی و فضا، برای خلق کردن.</p>
<p> </p>
<p><strong>*هم اکنون مشغول نوشتن چه کاری هستید؟ </strong></p>
<p>به رمانی دیگر فکر می‌کنم. حتی نام رمان و نام شخصیت هایش را انتخاب کرده‌ام. پیرنگ داستان را نیز بارها مرور کرده‌ام. داستان دوباره در مسجدسلیمان و اهواز اتفاق می‌افتد اما این بار بیشتر مربوط به مسجدسلیمان می‌شود. هنوز چیزی را روی کاغذ نیاورده‌ام و در ذهنم خیالبافی می‌کنم. شاید همین روزها شروع کنم. باید بنویسم.</p>
<p><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/1725815708_1.jpg" alt="پوریا منصوری نیا" width="493" height="615" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"> </p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>saed.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Sun, 08 Sep 2024 20:53:08 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>شعر به سراغ من آمد</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/366371-Karami-Maryam.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/366371-Karami-Maryam.html</link>
<description>مریم کرمی متولد 1374 یاسوج و دانشجوی کارشناسی علوم تربیتی است. او که متخلص به احساس پاییزی و صاحب کتاب شعر «عصر پاییزی از احساس پاییزی» است</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>مریم کرمی متولد 1374 یاسوج و دانشجوی کارشناسی علوم تربیتی است. او که متخلص به احساس پاییزی و صاحب کتاب شعر «عصر پاییزی از احساس پاییزی»  است، در کارنامه کاری خود، تجربه مدير مسئول نشریه شعر و ادبیات داستانی و دبیر کانون ادبی بهار دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان ) را دارد. کتاب شعر عصر پاییزی با خط نستعلیق نوشته شده است. در مقدمه کتاب، شاعر از روز تولدش که بزرگترین برف روزگاران بود، تعریف می‌کند. این کتاب افسانه ای از کلک خیالی شاعر است در تک  تک مصرع و ابیاتش، مقدمه شعر، تا تجربیات شخصی شاعر، معنویت ونور الهی نمایان است و درخششی  بر عالم هستی که به زیباترین احساس در  جوارح عالمیان است.  در این کتاب شاعر از خاصیت باران می‌گوید؛ که تمام دنیا به موهبت الهی با رفت و آمد باران زنده است. در این کتاب همراه با هر شعر تصویر زمینه های واقعی  زندگی شاعر گنجانده شده که بر احساس خواننده می افزاید. همچنین شاعر استاد خود را سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار می‌داند، اعتقاد دارد او استادش است. او می گوید: «شعر فطری است و شاعر شعر را نمی آموزد مگر به اندک، چرا که  شعر، کلک خیالی است؛ از عصاره حس وجود شاعر نشات می‌گیرد و به  همین دلیل شعر، نماد روح یک شاعر است». با هم پاسخ های کرمی به پرسش های رویداد امروز را می خوانیم:</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><strong>*مریم کرمی  را چقدر می شناسید؟ اگر بخواهید او  را در یک جمله و یا یک شعر  تعریف کنید، آن جمله و یا آن شعر کدام است؟</strong></p>
<p> مریم را احساس با رایحه گل های مریم و سپیدی گل مزرعه های مریمی می شناسم</p>
<p>و در شعر: «شاعرانه احساسم/ آآآ/ بغض عصر / نسیم و آسمانم / وقتی که گلها / همدرد دلم می شد / با درد دلم یکنوا می شد / مریمآنه شاعر / احساس پاییزی شهر / شاعر و شیوا شد». اگر جسارت نباشد وقتی به خودم فکر می کنم یاد حضرت مریم، معروف به مریم مقدس می افتم چرا که اسم من از رویای صادقه ای از طرف مادرم  انتخاب شد با این موضوع که روی پتو من نوشته شده بود مریم جان تولدت مبارک و اگر چه بی اذن ا... برگی از برگ درخت تکان نمی‌خورد اما با این موضوع انگار وجود خدا پررنگ نمایان شده اگر چه که این پررنگی رو در تک تک لحظه های زندگی تجربه کردم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*شخصیت مریم کرمی شبیه قهرمان کدام یک از داستانهای معروف است؟ </strong></p>
<p>شخصیت او شبیه به قهرمان داستان واقعی سوره قرآن که یکی از بارزترین نماد این داستان پاکی حضرت مریم بود، است.</p>
<p> </p>
<p><strong>*دوران کودکی و نوجوانی شما چطور بود؟ </strong></p>
<p>دوران کودکی ام سرشار از احساس بود و عشق معنوی ا...  که با باران، گلها و طبیعت خوی شدید و تکرار نشدنی داشتم آنقدر غرق عشق و احساس بودم که باریکه نوری مرا به تفکر وا می‌داشت و اگر بیشتر توضیح بدهم؛ دریک جمله الحمدا...، ا... در زندگی ام جایگاه ویژه داشت اگرچه نماز واجب نبود با اذان وضو و نماز به پا داشتم و رمضانی نبود که روزه نگیرم و نکته جالب اینجاست اگر چه شخصیت شیطان را نمی‌شناختم وقتی اسم او را می‌شنیدیم به شدت بدحال و گرگرفتگی در اعضای بدنم رخ می‌داد و با دشمن خدا الحمدا...، سرجنگ داشتم خلاصه، دوران کودکی  نسیمی از موسیقی حس درونم شکوفا شد مرا به گوشه ای کشاند و شاعر شد و اکثر اشعارم زیر باران بود.</p>
<p> </p>
<p><strong>*در دوره کودکی و نوجوانی چه کتابهایی در دسترس شما بود؟ </strong></p>
<p>کتاب های  زیادی  اول از هر چیز کتاب قرآن کریم که بسیار عالی در تمامی جهت های زندگی خصوصا تقویت مغز هوش، ادراک دنیا، آخرت و هرآنچه در فکرم نمی گنجد و همچین  کتاب داستان کودکانه در کودکی و رمان های در ایام نوجوانی که متاسفانه تاثیرات بسیار منفی در من بوجود آمد و مؤلفین متاسفانه فقط درد و دوری رو برجسته می‌دانستند و از نظر بنده ما مسئول تک به تک سخنانمان در هر شرایطی هستیم و آرزو دارم رمانی بنویسم که پراز نکات مثبت، آموزنده و از هرلحاظ مفید که ان شاء ا... به زودی با توکل به خدا رمانی می نویسم.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><strong>*از نظر شما شعر چه تعریفی می تواند داشته باشد؟</strong></p>
<p>شعر واژه هایی است، عمیق و رمانتیک با موسیقی احساس که از الهام روح شاعر، نشات می‌گیرد. <span>از عصاره حس قلب او ساخته و بر روی دفتر خاطراتش به زیبا ترین واژگان تبدیل می‌شود که تا ابدها ماندگاربماند</span>. <span>می‌توان گفت که شعر عمیق ترین نماد روح یک شاعر است</span>.</p>
<p> </p>
<p><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/3.jpg" alt="تصویر شعری از مریم کرمی" width="578" height="947" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"> </p>
<p><strong>*از نظر شما شاعر کیست؟</strong></p>
<p>و شاعر کسی است به لطافت باران با مخیله بالای احساس که سعی می کند واژگان را مثل روح خود لطیف کند، با زیباترین موسیقی احساسش. آنقدر پراز حس و احساس که با بیان این واژگان رمانتیک زیبایی ها بنمایاند.</p>
<p> </p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>*شما برنامه و الگوی خاصی برای مطالعه دارید؟ </strong></p>
<p>علاوه بر وقت مطالعه هر ثانیه ای که وقت آزاد داشته باشم آن وقت صرف مطالعه می‌شود شده ده دقیقه به این امر اختصاص می دهم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*شده است کتاب هایی که دوست ندارید را هم تا انتها بخوانید؟</strong></p>
<p> اگر مفید بوده بله.</p>
<p> </p>
<p><strong>*رابطه شما با فضای مجازی چطور است؟</strong></p>
<p> فضای مجازی رسانه سریع اطلاعاتی است که دراین حیطه اشعار و نوشته های ادبی در فراق مولایمان شاعران اهل بیت علیهم السلام بسیار تاثیر گذار است و شاعران فعالیت ویژه باید داشته باشند چرا که شاعران با حسی که دارند رابطه عمیق معنوی دارند و می‌توانند در این حیطه شکوفایی بسیاری داشته باشند از آنجایی که خداوند به قلم قسم خورد نون والقلم و مایسطرون و همچنین، روایتی از ائمه عليه‏السلام :هيچ سراينده‏اى درباره ما بيت شعرى نگفت، جز آن كه روح القدس كمكش كرد. پيامبر خدا صلى‏ ا... ‏عليه و ‏آله و سلم  فرمود: برخى شعرها حكمت‏آميز است و برخى بيانها افسونگر. همچنین از پيامبر خدا صلى‏ ا... ‏عليه و ‏آله و سلم در پاسخ بــه سؤال از شاعران، نقل شده که فرمودند: همانا مؤمن با شمشير و زبان خود جهاد مى‏كند؛ سوگند به آن كه جانم در دست اوست، سخنان شاعران (مؤمن) چون تيرى است كه به دشمن مى‏زنند .پس با یاری خدا حکمت های خدارا به شکل تیری حساس و شاعرانه به قلب دشمنان اسلام فرو بریم، ان شاء ا... </p>
<p><strong>*شما سراغ شعر رفتید یا شعر سراغ شما آمد؟ </strong></p>
<p>از آنجایی که شعر سراغم آمد شاعر را از بدو تولد شاعر می دانم البته فقط نظر بنده است چرا که خواستن توانستن است.</p>
<p> </p>
<p><strong>*نشریه شعر و ادبیات داستانی ققنوس از کجا کلید خورد و چه مراحلی را تا کنون طی کرده است؟ </strong></p>
<p>با فعالیت در دوره های توانمند سازی نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) کلید خورد و الحمدا... با انتشار نشریات ادبی شکوفایی خود را با مطالب ارزشمند و مفید به اوج رسید.</p>
<p> </p>
<p><strong>*</strong><strong>در حالی است که معمولا تخلص، تک واژه است و شما برای تخلص خود از یک ترکیب دارای دو واژه استفاده کرده اید. چه شد که ترکیب «احساس پاییزی» را برای تخلص خود انتخاب کردید؟</strong></p>
<p> تخلص به معنی شهرت و رهایی است ازآنجایی که احساسی بودم خانواده و اکثر دوستانم مرا احساسی صدا می‌زدند و پاییز خلق من و شروع حس زمستانی بود و جدا ناپذیر از احساس همان احساس دروان کودکی هایم.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><strong>*</strong><strong>عشق در اشعار شما چه نقشی را بازی می کند؟</strong></p>
<p> «عشق با شعر همراه است و آن/ عشق تنها پروردگار یکتاست»</p>
<p> </p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/2.jpg" alt="طرح جلد مجموعه اشعار مریم کرمی" width="761" height="566" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>طرح جلد مجموعه اشعار مریم کرمی</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p> </p>
<p><strong>*</strong><strong>اگر قرار باشد تنها یک شعر از اشعار خودتان را انتخاب کنید، آن شعر کدام است؟</strong></p>
<p>شعری که بعد از نمازم نوشتم: «نماز می‌خوانم و عاشقم / فرشته ها بوسه می‌زنند برچادرم»</p>
<p> </p>
<p><strong>*شما دلیل کم خواندن کتاب در جامعه  را چه می‌دانید؟ </strong></p>
<p>آموزش خانواده، مدارس و بعد برنامه ریزی غیر اصولی هر فرد</p>
<p> </p>
<p><strong> *سهم مولفان و ناشران در این بین چقدر است؟</strong></p>
<p> همه ما به یک اندازه  موظف به جذابیت مفید برای جذب خواننده هستیم .</p>
<p> </p>
<p> <img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-09/4.jpg" alt="تصویر شعری از  مریم کرمی" width="600" height="736" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"> </p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>saed.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Fri, 06 Sep 2024 18:43:52 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>زنان داستان نویس به قله نزدیک هستند</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/363792-Nasaj-Por.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/363792-Nasaj-Por.html</link>
<description>فریبا نساج پور، متولد 1348 اصفهان و دانش آموخته کارشناسی تاریخ است. مجموعه داستان «روز بیست و هشت» اثر وی و شامل 9 داستان کوتاه با همت انتشارات شالگردن منتشر شد</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>فریبا نساج پور، متولد 1348 اصفهان  و دانش آموخته کارشناسی تاریخ است. مجموعه داستان «روز بیست و هشت» اثر وی و شامل 9 داستان کوتاه است که با همت انتشارات شالگردن منتشر شده است. «خیر النساء»، «قول»، «خانم باشی»، «سرود ملی»، «ضیافت»، «بغدادخاتون»، «سوفیا»، «ایراندخت»، «روز بیست و هشت» و «اسکناس شاهی» عناوین داستان های کوتاه این مجموعه هستند. او در این مجموعه داستان 77 صفحه ای خود، نگاهی به وقایع تاریخ معاصر داشته است. انتشار این کتاب فرصتی را ایجاد کرد تا نگاه این نویسنده را هم بدانیم. با هم پاسخ های نساج پور را با هم می خوانیم:</p>
<p> </p>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-08/1724787643_2.jpg" alt="فریبا نساج پور، داستان نویس" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>فریبا نساج پور، داستان نویس</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p><strong>* فریبا نساج پور را چقدر می شناسید؟</strong></p>
<p>خیلی زیاد</p>
<p> </p>
<p><strong>*اگر بخواهید او  را در یک جمله  تعریف کنید، آن جمله کدام است؟</strong></p>
<p>شخصیتی که دوستی و ارتباط با آدم ها برایش ارزشمند است، توازن در رفتار و گفتار</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p><strong>*شخصیت او شبیه قهرمان کدام یک از داستانهای معروف است؟ یا هنوز شبیه آنها قهرمانی خلق نشده است؟</strong></p>
<p>تا حدودی دزیره</p>
<p> </p>
<p><strong>*دوران کودکی و نوجوانی شما چطور بود؟ چه کتابهایی در دسترس شما بود؟ چه بازی هایی می کردید؟ از بین کتاب و بازی کدام در ساخت شخصیت شما تاثیر بیشتری داشت؟ </strong></p>
<p>دوران کودکی شاد و خوبی داشتم چون با فامیل های پدرم در یک بن بست اختصاصی زندگی می کردیم به بازی وشیطنت و رفت و آمدهای شدید خانوادگی سپری شد. بازی ها بیشتر گرگی، و وسطی بود. در سن ده سالگی با رفتن به محله ایی دورتر، جهت فرار از تنهایی، به سوی خواندن کتاب ها و مجله های کودکان سوق یافتم و در سال های بعد علاقه وافری به کتاب خوانی پیدا نمودم به صورتی که دفتر مخصوصی برای خلاصه نویسی داستان هایی که می خواندم داشتم. همیشه به شخصیت زن های قوی علاقه مند بودم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*شما برنامه و الگوی خاصی برای مطالعه دارید؟ شده است کتاب هایی که دوست ندارید را هم تا انتها بخوانید؟ </strong></p>
<p>نویسنده، تاریخ نشر و تعداد دفعات چاپ هر کتاب می تواند مهم باشد اما قطعی نیست ولی موضوع و کیفیت داستان خیلی برایم مهم است. گاهی شده کتابی را دوست نداشتم و جذابیت نداشته اما با این حال تا انتهایش را خوانده ام.از بیست و چهارساعت شبانه روز یک ساعت را به کتاب خوانی اختصاص دهیم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*شما سراغ داستان رفتید یا داستان سراغ شما آمد؟</strong></p>
<p>قصه ها و شخصیت های متنوعی همیشه ذهنم را مشغول می کردند، اما جسارت و شاید مهارت لازم برای روی کاغذ آوردن شان را نداشتم، سال ها قبل چندین فیلمنامه نوشتم اما دنیای داستان دنیای شگفت انگیز و بسیار جذابی برایم بوده و هست.</p>
<p> </p>
<p><strong>*بر اساس مواد تاریخی داستان نوشتن چه سختی ها و چه امتیازاتی دارد؟</strong></p>
<p>داستان تاریخی باید ریشه تاریخی داشته باشد و نویسنده باید مطالعه و اشراف به آن موضوع داشته باشد تا بتواند آن را به شکل و روشی که خواننده را مجذوب کند با تخیل گره زند.  </p>
<p> </p>
<p><br></p>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-08/4.jpg" alt="طرح جلد کتاب فریبا نساج پور، داستان نویس" width="776" height="593" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>طرح جلد کتاب فریبا نساج پور، داستان نویس</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p><strong>*کتاب «روز بیست و هشت» از کجا کلید خورد؟</strong></p>
<p>هر سال روز بیست و هشت مرداد و کودتای هزار و سی صد و سی و دو برایم روز تأثر برانگیزی ای ست روزی که ملت ایران می توانستند به حقوق حقه خودشان برسند و متاسفانه میسر نشد، و بخصوص شخصیت دکتر مصدق که همیشه برایم ستودنی است برای همین  این روز را در غالب یک داستان آن هم از منظر یک دختر بچه جاری نمودم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*بهترین داستان این مجموعه به نظر خود شما کدام داستان است؟ چرا؟</strong></p>
<p>داستان ایراندخت و این که تقریبا بیشتر وقایع این داستان موثق است</p>
<p> </p>
<p><strong>*زنان در این مجموعه چه جایگاهی دارند؟</strong></p>
<p>تقریبا تمام داستان ها مربوط به زنان است نه فقط این مجموعه بلکه کلا اکثر داستان هایی که نوشته ام شخصیت اصلی شان زنان هستند.</p>
<p> </p>
<p><strong>*بسیاری از کسانی که این گونه سراغ تاریخ می روند، نیم نگاهی به نقد سیاسی هم دارند. شما به دوره و یا شخصیت خاصی، توجه خاص و منتقدانه ای داشته اید؟ </strong></p>
<p>تقریبا در اکثر داستان ها اشاره های غیر مستقیم و منتقدانه شده است.</p>
<p> </p>
<p><strong>*چرا انتشارات شالگردن را برای نشر کار خود انتخاب کردید؟ </strong></p>
<p>خیلی از نویسندگانی که با این انتشارات کار کرده بودند رضایت داشتند به همین دلیل من هم با این انتشارات کار کردم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*تا کنون برای کتاب از سوی ناشر و یا خودتان، جلسه رونمایی، جشن امضاء و نقد برگزار شده است؟</strong></p>
<p> جلسه رونمایی، جشن امضاء و نقد هنوز برگزار نشده است.</p>
<p> </p>
<p><strong>*کتاب های تاریخی و به خصوص تاریخ شفاهی چه جایگاهی در سبد مطالعاتی شما دارند؟</strong></p>
<p>از دوران دبیرستان و به طور خاص از دوران دانشجوی به خاطر رشته ام کتاب های تاریخی در اولویت مطالعاتم قرارداشتند و تاریخ شفاهی هم تا حدودی.</p>
<p> </p>
<p><strong>*برای نوشتن داستان چقدر پژوهش انجام می دهید؟ چرا؟</strong></p>
<p>تا آن جایی که در توانم هست تلاش می کنم، چون داستان باید روایت، ساختار، شخصیت پردازی و... داشته باشد.</p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-08/3.jpg" alt="فریبا نساج پور، داستان نویس" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption> فریبا نساج پور، داستان نویس</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p><strong>*زنان داستان نویس چه جایگاهی در ادبیات معاصر ایران دارند؟</strong></p>
<p>به اعتقاد من به قله نزدیک اند.</p>
<p> </p>
<p><strong>*اگر قرار باشد تنها یک پاراگراف از نوشته های خودتان را انتخاب کنید، آن پاراگراف کدام است؟</strong></p>
<p>«با حسرت به کرسی کنار اتاق نگاه کرد، می خواست حرف های نزده و ماسیده در گلویش را برای مادرش بگوید واز خیر همه چیز بگذرد.....»</p>
<p> </p>
<p><strong>*شما دلیل کم خواندن کتاب در جامعه را چه می‌دانید؟ سهم مولفان و ناشران در این بین چقدر است؟</strong></p>
<p>دغدغه های بی شمار زندگی مردم، از بین رفتن ارزش های معنوی و فضای مجازی جای خالی کتاب را پر کرده</p>
<p> </p>
<p><strong>* در داستان زندگی خودتان، کجاها دانای کل هستید؟</strong></p>
<p>وقتی خودم را می خواهم قضاوت کنم دانای کل می شوم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*دوست دارید در آینده چه داستانی را بنویسید؟</strong></p>
<p>به یاری پروردگار، به زودی داستان بلند تاریخی که نوشته ام آماده چاپ خواهد شد و البته ترجیحم برای داستان های بعدی نیز تاریخی خواهد بود چرا که دوست دارم خواننده را به تاریخ علاقمند کنم.</p>
<p> </p>
<p><strong>*و سخن آخر</strong></p>
<p>تشکر از دوست عزیز و معلم خوبم خانم کهرانی، دوستان و همسر و فرزندانم که همیشه حامی ام بوده اند.</p>
<p> </p>
<p> </p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>saed.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Tue, 27 Aug 2024 23:19:22 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>اردیبهشت آمد جهنم ماندنی‌نیست</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/324436-Barfab.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/324436-Barfab.html</link>
<description>پس از انتشار رمان برفاب نوشته مرضیه نفری، از مجموعه شعر مویه های آمو، اثر سید سکندر حسینی در قم رونمایی می شود</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><a href="https://ruydadiran.com/user/saed.aghaei/" target="_blank" rel="noopener external noreferrer">رویداد ایران - سعید آقایی جشوقانی</a>: مرضیه نفری که در 24 مهر 1401 پاسخ های او به پرسش های روزنامه رویداد امروز با موضوع کتاب و کتابخانه منتشر شده، سومین رمان و چهارمین کتاب خود را با عنوان برفاب توسط انتشارات معارف در اختیار مخاطبان و علاقمندان قرار داده است. این کتاب ویژه رده سنی بزرگسال می باشد و به زنان، طلاق و مسائل بعد از آن می‌پردازد، نگاهی عمیق به زنان شاهنامه و بهره‌برداری نویسنده از کرونا و مشکلاتی که به وجود آورده بود از نکات مثبت این کتاب به شمار می‌رود. همچنین سید سکندر حسینی، مجموعه شعر او با عنوان «مویه های آمو» در تاریخ 9 اردیبهشت رونمایی می شود. از وی پیش از این در مجموعه های شاه شمشادقدان و بوسه بر گلوی نی، آثاری منتشر شده بود ولی مویه های آمو، نخستین اثر مستقل وی محسوب می شود.</p>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-04/thumbs/1_1_1.jpg" alt="طرح جلد کتاب برفاب اثر مرضیه نفری" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>طرح جلد کتاب برفاب اثر مرضیه نفری</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p> </p>
<h3>* داستان زنان سردرگم</h3>
<p><br></p>
<p>مرضیه نفری متولد 1359 کارشناس رشته اطلاعات و دانش شناسی و مدیر موفق در حوزه های فرهنگی و کتابداری است. این مدیر نمونه کشوری در زمینه مدیریت کتابخانه پیش از این رمان نوجوان «شب های بی ستاره»، رمان بزرگسال «جامانده از پسر»، مجموعه داستان «شاید عشق باشد شاید عادت» را در کارنامه کاری خود داشت و اکنون اثر «برفاب» وی نیز منتشر شده است. او در یادداشتی درباره برفاب نوشته است: «برفاب داستان زنهاست. زنهایی که در زندگی امروز مجبورند حضور اجتماعی داشته باشند، فعالیتهای خانه و خانواده را مدیریت کنند و از طرفی زیبا، شاداب و جوان به نظر برسند. نقش های مختلفی که زن ایرانی برعهده گرفته است و فشار اجتماعی که رسانه ها بر او وارد می‌کند، کار را بسیار سخت کرده است. آرزو با دختر نوجوانش به تنهایی زندگی می‌کند  مدیرعامل جدید با حمایتهای مالی که انجام می‌دهد، موفق می‌شود با آرزو وارد رابطه شود. کتی متوجه خیانت همسرش می‌شود. زندگی دچار بحرانهای متعدد می‌شود. کرونا جدی شده و انسان ها ماسک می‌زنند و از هم فرار می‌کنند. آرزو، کتی، فریبا هر کدام به نحوی سعی می‌کنند زندگی خود را نجات دهند.آرزو  سردرگم و متحیر، به فکر گریز است تا چاره ای بیاید. فریبا به دنبال کوتاه‌ترین و راحت‌ترین مسیر است.  <span>نوجوان‌ها خسته از خود و دنیای بی‌ثباتشان در زندگی بزرگترها سرک می‌کشند. عاشق می‌شوند، مسئولیت بر عهده می‌گیرند و می‌خواهند خیلی زود وارد شاهراه های زندگی شوند. برفاب داستان زنان سردرگم، نوجوانهای تنها و زمانه‌ای است که نفس‌ها به شماره افتاده و همه برای زندگی می‌جنگند.»</span></p>
<p> </p>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-04/1_1_2.jpg" alt="طرح جلد کتاب مویه های آمو اثر سید سکندر حسینی" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>طرح جلد کتاب مویه های آمو اثر سید سکندر حسینی</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<h3>* شاعر دغدغه‌مند ومردمی</h3>
<p><br></p>
<p>پنجمین نشست ادبی «از بلخ تا نیشابور» با موضوع رونمایی و نقد کتاب «مویه‌های آمو»، 9 اردیبهشت ماه در حوزه هنری قم باحضور منتقدان گرامی آقایان دکتر حسین محمدی مبارز، دکتر تهماسبی خراسانی و دکتر سید حسین فصیحی و همچنین سراینده و مجری کارشناس برنامه آقای سیدعلی نقیب برگزار می شود. مویه های آمو توسط موسسه فرهنگی هنری شاعران پارسی زبان و ویراستاری محمدکاظم کاظمی در اختیار علاقمندان قرار گرفته است. این کتاب شامل دو بخش است: <span>دفتر شعر «چارباغ گل سرخ» و  دفتر شعر آیینی «معبد پروانه‌ها» است و در مجموع ۵۱ قطعه شعر را در بردارد. در این کتاب می خوانید: « این سرنوشت تلخ و مبهم ماندنی‌نیست/ یک روز شادی می‌رسد غم ماندنی‌نیست</span> / خورشید بر می‌خیزد از آغوش پامیر/ برگونه‌ی گل اشک شبنم ماندنی‌نیست / در بلخ برپا می‌شود جشن گل سرخ/ اردیبهشت آمد جهنم ماندنی‌نیست / بر گیسوی کابل جوانه می‌زند گل/ پژمردن گل‌های مریم ماندنی‌نیست / کاخی که دیوارش به روی خون بناشد/ باشد به هر اندازه محکم ماندنی‌نیست/ تهمینه‌ها داغ جوان دیدند و مردند / بعد از تو ای سهراب رستم ماندنی‌نیست/ می‌جوشد عشق از پنجشیر وبلخ و فرخار/ آنها نماندند آخر این هم ماندنی‌نیست» و همچنین شعری چون «از نگاهت قرن‌ها سیراب سقاخانه‌ها/ چشم‌های تو دلیل مستی پیمانه‌ها/ کاشف الکرب حسین اِکشف به حق بوتراب/ ای چراغ شام تار جمله‌ی کاشانه‌ها / شعله شعله در کنار رود سرکش سوختی / قتلگاهت شد پس از آن معبد پروانه‌ها/ قاصدک‌ها ذره ذره بین آتش سوختند / غرق خون بال کبوتر‌ها میان لانه‌ها  / تشنه بودی آب از داغت عزاداری گرفت / مشک‌ها عمری‌ست می‌گریند روی شانه‌ها / علقمه در علقمه پیچیده شور ذوالفقار / برق شمشیر تو حتی نیست در افسانه‌ها». در رونمایی این کتاب در کشور افغانستان صالح‌محمد خلیق، غزل‌هایی که در دفتر « مویه‌های آمو» چاپ شده است را  دارای درون‌مایه‌ میهنی، آیینی و عاشقانه دانسته  و درآمیختگی هنرمندانه‌  این موضوعات و مفاهیم در غزل‌ها، از سوی وی شایسته‌ ستایش خوانده شد. وی غزل‌های «مویه‌های آمو» را از نگاه پرداخت و تشخص سبکی به تابلوهای رنگین میناتوری تشبیه کرده و با ذکر نمونه‌های چند به ثبوت گفته‌هایشان مبادرت ورزیدند. خلیق شعرهای کتاب «مویه‌های آمو» را برخاسته از متن زندگی مردم دانسته و سیدسکندر حسینی بامداد را شاعر دغدغه‌مند ومردمی توصیف کردند. علی‌رضا رحمانی هم در آن نشست، سیدسکندر حسینی بامداد را شاعر خوش‌قریحه خوانده و گفت: از آنجایی که آقای بامداد با جوامع، فرهنگ‌ها و فضاهای گوناگون در ارتباط بوده اند شعرهای‌شان نیز متنوع، همه‌جانبه و شایسته‌ توجه شکل گرفته است. از نگاه آقای رحمانی زبان فخیم، دستورمندی، بیان موضوعات با زبان ساده و ارائه‌ داستان‌واره‌ها در قالب غزل از دیگر ویژگی‌های مثبت «مویه‌های آمو» دانسته شده و با ذکر نمونه‌ها به اثبات رسید.  <span>رضایی از دید محمد صابر رضایی روانی و خاص بودن زبان از ویژگی‌های نیک شعرهای آقای بامداد شمرده شدند. </span></p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>saed.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Sat, 27 Apr 2024 22:30:13 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>ادبیات مهاجرت</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/320045-Adabiyat-Mohajerat.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/320045-Adabiyat-Mohajerat.html</link>
<description>موضوع مهاجرت، ادبیات مهاجرت و تفاوت آن با ادبیات تبعید و همچنین نقش مهاجران افغانستانی در ادبیات مهاجرت در نگاه شاعران و نویسندگان نسل اول و دوم افغانستانی</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><a href="https://ruydadiran.com/user/saed.aghaei/" target="_blank" rel="noopener external noreferrer">رویداد ایران - سعید آقایی جشوقانی</a>: در میان مهاجران نسل اول و دوم افغانستانی در ایران، شاعران و نویسندگان خوب و توانمندی وجود دارند که موجب رشد و توسعه میراث مشترک دو کشور یعنی زبان و ادبیات فارسی شده و می شوند. شعر و داستان و دیگر تولیدات ادبی این افراد تنها دستاوردی برای افغانستان و مردم آن نیست بلکه در کنار رهاوردی برای هموطنان خودشان،  ارزشی فرهنگی و تاریخی برای مردم و کشور ایران و همه سرزمین های فارسی گو به حساب می آید. رویداد ایران افتخار میزبانی برخی از این هنرمندان و تلاشگران عرصه فکر و فرهنگ را داشته است. یکی از پرسش های مشترکی که این مهمانان پاسخ گفته اند، موضوع مهاجرت، ادبیات مهاجرت و تفاوت آن با ادبیات تبعید و همچنین نقش مهاجران افغانستانی در ادبیات مهاجرت بوده است. با هم مروری به پاسخ های برخی از این عزیزان داریم:</p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-04/1713272888_-.jpg" alt="سید مرتضی حسینی شاهترابی" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>سید مرتضی حسینی شاهترابی</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p>*سید مرتضی حسینی شاهترابی</p>
<p>1-اگر مهاجرت را به معنای کوچ کردن از وطن و گرفتار شدن به رخدادهای ناخواسته در این راه بشماریم، می‌گویم مهاجرت جزو نخستین موضوع‌ها در ادبیات داستانی دنیاست. چنان‌که رمان «رابینسون کروزوئه» نوشته «دانیل دفو» چنین است. لازم نیست تأکید کنم این رمان جزو نخستین رمان‌ها در ادبیات داستانی دنیاست. البته گمان می‌کنم مهاجرت در معنای اصطلاحی‌ آن پس از جنگ جهانی دوم در داستان‌نویسی دنیا پررنگ ‌شده باشد. در ادبیات داستانی فارسی هم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که موضوع مهاجرت مفهوم مرکزی داستان‌های ایرانی می‌شود. اگر بخواهم یک کتاب فارسی در این موضوع معرفی کنم «دوازده‌نت برای سکوت» نوشته «کیوان صادقی» را می‌گویم.</p>
<p>2-مهم است تعریف و برداشتمان از ادبیات مهاجرت چی باشد. آیا منظور ادبیاتی است که محور آن مهاجرت و تجربه‌های زیستی انسان مهاجر است؟ یا ادبیاتی است که انسان مهاجر خلق می‌کند؟! اگر منظور برداشت دوم باشد می‌گویم: اساس ادبیات داستانی ایران و افغانستان بر شانه‌های نویسندگان مهاجر ایستاد است. آنهایند که نخستین داستان‌های مهم را در داستان‌نویسی فارسی می‌نویسند. داستان‌نویسی و شعر افغانستان با شکل‌گیری مهاجرت به مرحله‌ مهمی از رشد خود می‌رسد و خودش را به بیرون از افغانستان در ایران و دیگر کشورها می‌رساند. البته چنین دستاوردی را برای ادبیات معاصر ایران کمتر دیدم. اگر منظور برداشت اول باشد می‌گویم: ادبیات مهاجرت با چنین تعریفی برای ایران و افغانستان شکل نگرفته است. می‌توانم بگویم وضعیت شعر افغانستان در این میدان بهتر از داستان است و ادبیات مهاجرت در میدان گاه شعر جاندار است. در میدان‌گاه داستان کوشش‌های فردی و پراکنده به‌اندازه‌ای کم‌جان است که نمی‌توانیم بگوییم ادبیات داستانی مهاجرت برای افغانستان شکل‌گرفته است. نویسندگان مهاجر از افغانستان به سبب‌های مختلف بیش از آن که از مهاجرت بنویسند، درباره‌ خود افغانستان می‌نویسند. نویسنده‌ ایرانی هم همین وضعیت را دارد.</p>
<p>3-تبعید نوعی جزا و مجازات است، اما مهاجرت نوعی از زندگی است. تبعید ناخواسته و برآمده از ناسازگاری‌ با ساختارهای سیاسی و قانونی یک جامعه است، اما مهاجرت گاهی ناخواسته و گاهی خودخواسته برای رسیدن به شرایط بهتر است. ادبیات تبعید مثل ادبیات مهاجرت دو برداشت دارد: نخست، ادبیاتی که موضوع‌محوری‌اش تبعید و تجربه‌های تبعیدی است. دیگر، ادبیاتی که انسان تبعیدی خلق می‌کند. ادبیات تبعید را در هیچ‌کدام از دو برداشت یادشده در ادبیات افغانستان نمی‌یابید. بله، اگر شما مهاجرت‌های برخاسته از جنگ و تغییر حکومت را بخواهید نام تبعید بمانید، مسئله فرق می‌کند که من آنها را همچنان مهاجرت می‌نامم و ویژگی‌های تبعید را برایشان نمی‌یابم.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-04/1713272819_-.jpg" alt="سید احمد مدقق" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>سید احمد مدقق</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p>*سید احمد مدقق</p>
<p>اگر کشور افغانستان را در نظر بگیریم، سهم ادبیات داستانی مهاجرت نسبت به کل ادبیات داستانی، سهم پررنگی است. چون در طی سال‌هایی که به علت‌های مختلف از جمله جنگ‌های داخلی و نابسامانی چیزی به نام ادبیات داستانی وجود نداشت، داستان‌نویسان مهاجر افغانستانی آثار متعددی خلق کردند. اما اینکه بتوانیم اسمش را بگذاریم ادبیات مهاجرت یا داستان مهاجرت، کمی مشکل است. چون عمده این آثار اگرچه در خارج از افغانستان نوشته و منتشر شدند؛ اما موضوع و فضای داستان‌ها به‌تمامی در افغانستان می‌گذرد و توجهی به کشور میزبان ندارد. بیشتر داستان‌هایی که نویسندگان جوان افغانستانی در ایران نوشته‌اند از این جنس است. داستان‌هایی که موضوع و فضایش در افغانستان است. حتی می‌شود اسمش را گذاشت: ادبیات در مهاجرت. فکر می‌کنم ادبیات تبعید زیرمجموعه ادبیات مهاجرت است. اما با این تفاوت که سویه‌های سیاسی آن پررنگ‌تر از سویه‌های اجتماعی داستان مهاجرت است.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-04/1713272818_-.jpg" alt="سید ابوطالب مظفزی" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>سید ابوطالب مظفزی</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p> </p>
<p>*سید ابوطالب مظفری</p>
<p>به نظرم در ادبیات فارسی نمونه‌ای خوب ادبیات مهاجرت مثنوی معنوی باشد. یا برخی کارهای ناصر خسرو بلخی.«بگذر ای باد دل‌افروز خراسانی/ به یکی مانده به یمگان دره زندانی». در ادبیات تبعید نوعی اجبار بیرونی دخیل است و در ادبیات مهاجرت میل درونی هم دخالت دارد. در هردو صورت اجبار است. در شعر افغانستان هردو نوعش دیده می­شود. اجبار و اختیار، تبعید و هجرت توأمان حضور دارد. شاید بشود سخت از هم تفکیکشان کرد.</p>
<p> </p>
<p><br></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-04/1713272884_-.jpg" alt="سید اعلا امیری" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>سید اعلا امیری</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p>*سید اعلا امیری</p>
<p>توجه به مهاجرت -حد اقل- در شعر فارسی به چند قرن پیش بر می گردد؛ شعر معروف «بوی جوی مولیان» رودکی در قرن سوم هجری سروده شده است. ناصر خسرو بخش عمده اشعار خود را در غربت و تبعید گفته و سفرنامه مکه، اثر ادبی دیگر است که ایشان از خود به یادگار گذاشته است. «تحفة القراقین» خاقانی و «کارنامه بلخ» سنای که پس از خروجش از غزنه و سکونت در بلخ سروده شده نیز توجه شعرا را از قرنها قبل به مهاجرت نشان می­دهد. خواجه حافظ نیز آنجا که می­ گوید:«ما در این در نه پی حشمت و جاه آمده ایم/ از بدی حادثه اینجا به پناه آمده ایم» یا در شعر دیگرش که از زندان سکندر شکوه می کند «دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت/ رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم».آثار با عظمت ادبی مولوی نیز پس از مهاجرت او از بلخ به نیشابور و سپس سکونت در قونیه خلق شد. اکثر اهل فن پختگی ادبیات سعدی را مرهون مهاجرت و سفرهای پیاپی ایشان می­ دانند و...به نمونه ­های ادبیات مهاجرت در آثار شعرای معاصر افغانستانی نیز می­ توان اشاره کرد؛ مثل سفرنامه باد سید رضا محمدی، پیاده آمده بودم استاد محمد کاظم کاظمی، سوگنامه بلخ از سید ابوطالب مظفری و ده ­ها نمونه دیگر. <span>به طور کلی به دلیل نبودن مرزبندی دقیق میان ادبیات تبعید با ادبیات مهاجرت گاهی میان آن دو خلط شده و مترادف به کار برده می شود؛ ولی به طور اجمال می</span> توان ادبیات مهاجرت را نسبت به ادبیات تبعید عام تر دانست؛ زیرا در مفهوم تبعید الزاما اجبار و عدم اختیار نهفته است؛ در حالی که مهاجرت لزوما گاهی اختیاری است. شعر و ادبیات شعرا و نویسندگان افغانستانی در ایران را از چند دهه پیش بدین سو می توان  جزء ادبیات مهاجرت به حساب آورد. با تقاوتی که گفته شد شاید بتوان آثار شاعران و ادیبان افغانستانی را که طی دوسال اخیر و به طور اجبار به ایران پناهنده شده اند ادبیات تبعید نام گذاشت. <span>اگر از قسمت فراز و فرود تاریخ ادبیات مهاجرت چشم ببوشیم، به نظر من ادبیات مهاجرت در آثار معاصر رشد قابل توجه دیده می</span> شود. نگاه به ادبیات بدون در نظر گرفتن ادبیات مهاجرت قطعا کامل نیست؛ زیرا بخش مهم ادبیات در زبان فارسی را امروزه ادبیات مهاجرت به خود اختصاص داده است. حضور و  مهاجرت زیاد شعرا و نویسندگان فارسی زبان به دیگر نقاط جهان و تشکیل انجمن های منسجم ادبی، برگزاری جلسه های نقد و گفتگو و بها دادن به فرهنگ خود، تأثیر پذیری از کشور و سرزمین محل زندگی موجب رشد ادبیات مهاجرت شده است. حد اقل رشد ادبیات مهاجرت در آثار افغانستانی­های مهاجر مقیم ایران و دیگر نقاط جهان چشمگیر است.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-04/1713272817_-.jpg" alt="حمزه محمودی" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>حمزه محمودی</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p>*حمزه محمودی</p>
<p>1-شعر مهاجرت در افغانستان را می‌شود از اواخر دهه 60 شمسی و اوایل دهه‌ 70 پیگیری کرد که اتفاقات سیاسی-اجتماعی افغانستان موجی از مهاجرت‌های گسترده‌ را رقم می‌زند و در این بین شاعران و نویسندگان هم مثل مردم دیگر به کشورهای دور و نزدیک مهاجرت می‌کنند. مشخصا در ایران، مشهد از پیش‌گام‌ترین شهرها از نظر تاسیس و ظهور نحله‌های ادبی مربوط به مهاجرین افغانستانی است. در آن سال‌ها شعر «پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت» استاد کاظمی بسیار مورد استقبال قرار گرفت و هنوز هم وقتی مثالی برای شعر مهاجرت بخواهیم بزنیم اولین نمونه ما همان شعر است. امروزه نگاه به موضوع مهاجرت در شعر شاعران افغانستان بسامد بالایی دارد و آثار زیادی نوشته شده است. یکی از موارد جالبی که در شعر شاعران افغانستان دیده می‌شود، پیوند خوردن شعر مهاجرت با شعر آیینی است.</p>
<p>2- ادبیات تبعید با ادبیات مهاجرت دو موضوع جداگانه هستند اما گاهی رنج‌ها و دغدغه‌های مشترکی شاید به همراه داشته باشند. عمده آثار شاعران افغانستان در حوزه شعر مهاجرت قرار می‌گیرد.  ادبیات مهاجرت در افغانستان به رغم تحولات طولانی و عمیق سیاسی و اجتماعی سالیان پی‌در‌پی و تولید آثار فراوان و شاخص جزء جدا نشدنی از ادبیات شده است و بخش قابل توجهی از ادبیات افغانستان را در بر می‌گیرد. احساس می‌کنم ادبیات مهاجرت در کشورهای فارسی زبان دیگر به دلایل خاص به گستردگی ادبیات مهاجرت افغانستان نیست چون یکی از دلایل عمده آن این است که دهه‌های فراوانی افغانستان با تحولات گوناگونی دست و پنجه نرم می‌کند که باعث مهاجرت‌های گسترده شده.</p>
<p> </p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-04/1713272887_-.jpg" alt="سید حکیم بینش" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;">
<figcaption>سید حکیم بینش</figcaption>
</figure>
<p> </p>
<p>*سید حکیم بینش:</p>
<p>1-بسیاری از شاعران بزرگ از مهاجرت و دوری و فراق وطن سخن گفته­اند. مولانا به گونه­ای خود را دور افتاده از وطن می­داند. نی­نامه مولانا به گونه­ای قصه دوری از وطن است. علاوه بر مولانا سعدی و حافظ و بیدل بسیاری از شاعران دیگر قصه دوری از وطن را بازگود کرده­اند. مثلا حافظ می­گوید:</p>
<p>حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی</p>
<p>زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی</p>
<p>می­توانیم بگوییم مهاجرت در شعر قدمتی به اندازه تاریخ ادبیات دارد. یا حد اقل در آثار شاعران و عارفان بزرگ که خود را تبعیدی زمین می­دانستند دیده می­شود. نمونۀ خوبی که درباره هجرت سروده شده، شعر هجرت علی معلم دامغانی است که در آن هجرت تعدادی از پیامبران مطرح می­شود و در نهایت به هجرت امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ختم می­شود. مطلع این شعر هست:</p>
<p>این فصل را بامن بخون باقی فسانه است</p>
<p>این فصل را بسیار خواندم عاشقانه است</p>
<p>شعر مهاجرت در اشعار بسیاری از شاعران افغانستانی بازتاب یافته و اشعار آن­ها نمونه ­های بسیار خوبی از شعر مهاجرت است.</p>
<p>2-ادبیات مهاجرت و ادبیات تبعیدی تفاوت زیادی ندارند. آثار بسیاری از عارفان شاعر را که درباره دوری از وطن صحبت کرده­اند، می­توانیم جز ادبیات تبعیدی بدانیم. مثل همان نی­نامه مولانا به نظر من تفاوت زیادی بین شعر مهاجرت و ادبیات تبعیدی وجود ندارد. خب بلی شاعرانی بوده­ اند که از وطن شان تبعید شده و در فراق وطن و دور وطن شعر گفته­اند. نقطه اشتراک مهاجرت و تبعید این است که یکی را روزگار و سختی­های روزگار تبعید می­کند، یکی را حاکمان و دولت­ها. درباره اشعار اشعار شاعران افغانستانی باید بگویم که آنها را جزء ادبیات مهاجرت به حساب می­آورند. <span>امروزه ما به راحتی از ادبیات مهاجرت نام می</span>­بریم. شاعران بزرگ و پر آوازه­ای را می­توانیم نام ببریم که اشعار شان جزء شعر مهاجرت به حساب می­آید. در واقع می­توانیم بگوییم از تأثیرگذار­ترین اشعار، همین آثار شاعران مهاجر است. البته ادبیات مهاجرت فقط اختصاص به شعر ندارد. ما اکنون رمان­ها و داستان­های کوتاه زیادی هم داریم که در فضای مهاجرت به بوجود آمده­اند.</p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p>
<p> </p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>mojtaba.fadaei</dc:creator>
<pubDate>Tue, 16 Apr 2024 16:55:54 +0430</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>روز بزرگداشت پروین اعتصامی در1403؛ با متن بزرگداشت</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/134031-متن-روز-بزرگداشت-پروین-اعتصامی.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/134031-متن-روز-بزرگداشت-پروین-اعتصامی.html</link>
<description>25 اسفند زادروز پروین اعتصامی است و در تقویم رسمی، سالروز بزرگداشت این شاعر نامگذاری شده، به همین مناسبت اشعاری از پروین اعتصامی را برایتان گردآوری کرده ایم.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>پروین اعتصامی شاعر کلاسیک معاصر در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز به دنیا آمد. او در شعرهایش مضامین اخلاقی را با زبانی ساده و صمیمی سروده است. سالروز تولد او ۲۵ اسفند روز بزرگداشت پروین اعتصامی نامگذاری شده است. به همین مناسبت برای شما بخشی از شعرهای پروین اعتصامی را گردآوری کرده ایم.</p>
<p><br></p>
<h2>هدف از روز بزرگداشت پروین اعتصامی</h2>
<p>همه شاعران و نویسندگان بزرگ در ادبیات غنی پارسی، بر گسترش اندیشه و مفاهیم اخلاقی اهتکام می‌ورزیدند و پروین هم از این قاعده مستثنی نیست. بزرگداشت پروین تجلیل از شاعری است که مفاهیم والای انسانی را در شعر و زندگی خود به دیگران آموخته است. هر سال در 25 اسفندماه در شهرهای مختلف و مخصوصا در محافل دانشگاهی مراسمی برای بزرگداشت این شاعر گرانقدر برگزار می‌شود و با حضور اساتید و بزرگان ادب، شعر و شخصیت او بررسی می‌شود. هدف از این مراسم‌ها غیر از تکریم و بزرگداشت شخصیت پروین، هر چه بیشتر شناساندن او و شعرش به جامعه است.</p>
<div class="rl_box">
<p><a href="https://ruydadiran.com/?newsid=127040" rel="external noopener noreferrer"><b>زندگی نامه پروین اعتصامی + دانلود فایل PDF و Word</b></a></p>
</div>
<h2>متن روز بزرگداشت پروین اعتصامی</h2>
<p>سال روز بزرگداشت ستاره‌ی آسمان شعر و ادب، پروین اعتصامی شاعر معاصر ایران است؛ نخستین بانویی که در شعر با ارائه سبکی خاص، لقب ملک‌الشعرای زن را از آن خود کرد.</p>
<p>سال روز بزرگداشت “پروین اعتصامی” گرامی باد</p>
<hr>
<h3>شعر پروین اعتصامی درباره مرگ خودش</h3>
<p>اینکه خاک سیهش بالین است<br>اختر چرخ ادب، پروین است<br>گر چه جز تلخی ز ایام ندید<br>هر چه خواهی، سخنش شیرین است<br>صاحب آن همه گفتار، امروز<br>سائل فاتحه و یاسین است<br>دوستان به که ز وی یاد کنند<br>دل بی دوست دلی غمگین است<br>بیند این بستر و عبرت گیرد<br>هر که را چشم حقیقت بین است<br>هر که باشی و ز هر جا برسی<br>آخرین منزل هستی، این است<br>آدمی هر چه توانگر باشد<br>چون بدین نقطه رسد، مسکین است<br>اندر آنجا که قضا حمله کند<br>چاره تسلیم و ادب تمکین است<br>زادن و کشتن و پنهان کردن<br>دهر را رسم و ره دیرین است<br>خرم آن کس که در این محنت گاه<br>خاطری را سبب تسکین است</p>
<p><span class="fr-img-caption fr-dib" style="width:350px;"><span class="fr-img-wrap"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2022-04/hhe1910-parvin-etessami.jpg" alt=""><span class="fr-inner">سنگ مزار پروین اعتصامی</span></span></span></p>
<hr>
<h3>متن شعر از پروین اعتصامی</h3>
<p>روزی گذشت پادشهی از گذرگهی<br>فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست</p>
<p>پرسید زان میانه یکی کودک یتیم:<br>کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست؟</p>
<p>آن یک جواب داد: چه دانیم ما که چیست؟<br>پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست</p>
<p>نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت:<br>این اشک دیده من و خون دل شماست</p>
<p>ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است<br>این گرگ سالهاست که با گله آشناست</p>
<hr>
<div>
<h3>دوبیتی از پروین اعتصامی</h3>
<p>در دست بانوئی به نخی گفت سوزنی<br>کای هرزه گرد بی سر و بی پا چه میکنی<br>ما میرویم تا که بدوزیم پاره ای<br>هر جا که می رسیم تو با ما چه میکنی<br>خندید نخ که ما همه جا با تو همرهیم<br>بنگر به روز تجربه تنها چی میکنی</p>
<hr>
<h3>شعر پروین اعتصامی درباره معلم</h3>
<p>ای آنکه راستی به من آموزی<br>خود در ره کج از چه نهی پا را<br>خون یتیم درکِشی و خواهی<br>باغ بهشت و سایه ی طوبی را<br>نیکی چه کرده ایم که تا روزی<br>نیکو دهند مزد عمل ، ما را ؟</p>
<p><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2022-04/1650438294_download.png" alt="" class="fr-dib"></p>
<hr>
<p>آموزگار خلق شدیم اما<br>نشناختیم خود الف و با را<br>بُت ساختیم در دل و خندیدیم<br>بر کیش بد ، برهمن و بودا را<br>رهاییت باید ، رها کن جهان را<br>نگه دار ز آلودگی پاک جان را</p>
</div>
<hr>
<h2>شعر پروین اعتصامی</h2>
<p>تا به کی جان کندن اندر آفتاب؟ ای رنجبر!<br>ریختن از بهر نان از چهره آب، ای رنجبر!<br>زین همه خواری که بینی زآفتاب و خاک و باد<br>چیست مزدت جز نکوهش با عتاب؟ ای رنجبر!<br>از حقوق پای‌مال خویشتن کن پرسشی<br>چند می‌ترسی ز هر خان و جناب؟ ای رنجبر!<br>جمله آنان را که چون زالو مکندت، خون بریز<br>وندر آن خون دست و پایی کن خضاب، ای رنجبر!<br>دیو آز و خودپرستی را بگیر و حبس کن<br>تا شود چهر حقیقت بی‌حجاب، ای رنجبر!<br>حاکم شرعی که بهر رشوه فتوا می‌دهد<br>که دهد عرض فقیران را جواب؟ ای رنجبر!...</p>
<hr>
<h3>شعر پروین اعتصامی در مورد طعنه زدن</h3>
<p>سیر یک روز طعنه زد به پیاز<br>که تو مسکین چه‌قدر بدبویی</p>
<p>گفت: از عیب خویش بی‌خبری<br>زان ره، از خلق عیب می‌جویی</p>
<hr>
<h3>تبریک روز بزرگداشت پروین اعتصامی</h3>
<p>عافیت از طبیب تنها نیست<br>هر ز دارو، هم از پرستار است<br>هر کجا نقطه‌ ای و دائره‌ ایست<br>قصه‌ای هم ز سیر پرگار است<br>رو، که اول حدیث پایه کنند<br>هر کجا گفتگوی دیوار است</p>
<hr>
<h3>شعر پروین اعتصامی درباره غنیمت شمردن فرصت ها</h3>
<p>فرصتی راکه بدستست، غنیمت دان<br>بهر روزی که گذشتست چه داری غم</p>
<p>زان گل تازه که بشکفت سحرگاهان<br>نه سر و ساق بجا ماند، نه رنگ و شم</p>
<p><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2022-04/hhe1909-parvin-etessami.jpg" alt="" class="fr-dib"></p>
<hr>
<h3>شعر پروین اعتصامی درباره عشق</h3>
<p>خوش ان رمزی که عشقی را نوید است<br>خوش ان دل کاندران نور امید است</p>
<hr>
<h3>تک بیتی از پروین اعتصامی</h3>
<p>نباید تاخت بر بیچارگان روز توانائی<br>بخاطر داشت باید روزگار ناتوانی را</p>
<hr>
<h3>اشعار کوتاه پروین اعتصامی</h3>
<p>هجوم فتنه‌های‌ آسمانی<br>مرا آموخت علم زندگانی</p>
<p>نگردد شاخک بی بن برومند<br>ز تو سعی و عمل باید، ز من پند</p>
<hr>
<h3>نوشته زادروز پروین اعتصامی</h3>
<p>ای دوست، مجازات مستی شب<br>هنگام سحر، سستی خمار است</p>
<p>آنکس که از این چاه ژرف تیره<br>با سعی و عمل رست، رستگار است</p>
<hr>
<h3>شعر به مناسبت میلاد پروین اعتصامی</h3>
<p>نه کسی میکند مرا یاری<br>نه رهی دارم از برای فرار<br>نه توان بود بردبار و صبور<br>نه فکندن توان ز پشت، اینبار<br>خواری کس نخواستم هرگز<br>از چه رو، کرد آسمانم خوار</p>
<hr>
<h3>شعرهای عاشقانه پروین اعتصامی</h3>
<p>هر بلائی کز تو آید نعمتی است<br>هر که را رنجی دهی ان اسانی است<br>زان به تاریکی گذاری بنده را<br>تا ببیند ان رخ تابنده را</p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>ruydad.tahririe</dc:creator>
<pubDate>Thu, 14 Mar 2024 18:06:42 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>جشنواره ملی کتاب سال دفاع مقدس را چگونه گذراندیم؟</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/307275-Motahariye-Rad-Maryam2.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/307275-Motahariye-Rad-Maryam2.html</link>
<description>کمترین دستاورد جشنواره ملی کتاب سال دفاع مقدس می‌تواند دیده شدن در سطح جهان و دریافت بازخوردهای برون مرزی باشد</description>
<turbo:content><![CDATA[ <h3><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-03/1709794680_-.jpg" class="highslide" target="_blank" rel="noopener external noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-03/thumbs/1709794680_-.jpg" alt="" width="247" height="307" style="float:right;"></a> مریم مطهری‌راد</h3>
<p>نویسنده رمان سفر به آتش</p>
<p>شایسته تقدیر بیست و یکمین دوره جشنواره ملی انتخاب بهترین کتاب سال دفاع مقدس</p>
<p><br></p>
<p> برگزاری یک گردهمایی فرهنگی به ویژه اگر عنوان ملی به آن اطلاق شود و به ویژه اگر آنچه قرار است اتفاق بیافتد در جهت سیاست‌های راهبردی کشور تعریف شده باشد به خودی خود برای برگزارکنندگان آن رویداد، تعهد و مسئولیتی دوچندان‌ به همراه می‌آورد. انتظار می‌رود متولیان چنین جشنواره‌ای با حساسیت و درک درست از ریشه و بنیاد رویداد مذکور، پیش از برگزاری و حین اجرا، ساز و کار درستی پیش‌بینی کرده باشند.  </p>
<p>جشنواره ملی کتاب سال دفاع مقدس، یکی از مهمترین جشنواره‌های کشوری است که طی دهه‌های متمادی برگزار شده و آزمون و خطایش را از سر گذرانده است؛ بنابراین انتظار می‌رود با پشتوانه تجربی که دارد سطح کیفی بالایی ارائه دهد. این جشنواره آنقدر حائز اهمیت هست که اگر سیاست‌گذاری درستی روی آن صورت گیرد، دستاوردهای بی‌نظیری خواهد داشت.  کمترین دستاورد آن می‌تواند دیده شدن در سطح جهان و دریافت بازخوردهای برون مرزی باشد و بیشترین دستاوردش شاید این باشد که رشادت و حماسۀ یک ملت به درستی در اذهان جهانیان ثبت شود.</p>
<p> آنچه روز پانزدهم اسفند هزار و چهارصد و دو، در موزه دفاع مقدس رخ داد به روشنی بیانگر درک نشدن بنیادین اندیشه اصلی این رویداد بزرگ است.</p>
<p>اگر بنا بود سخنرانان، درباره جنگ صحبت کنند بهتر بود جشنواره‌ای در موضوع جنگ برگزار می‌شد نه ادبیات پایداری! نباید واژه ادبیات را نادیده گرفت. اهالی ادبیات آمده بودند تا بهترین‌های خودشان را عرضه کنند و درباره هنرشان بگویند.</p>
<p> همچنین اگر قرار بود مسئولان و دست‌اندرکاران ساختار نظامی و امنیتی سخنرانی کنند بهتر بود گردهم‌آیی ویژه آنها برگزار می‌شد؛ اما اگر بنااست، رویداد در حیطه ادبیات باشد و نویسندگان و آثارشان، محور کار باشند باید به ایشان اجازه حضور صددرصدی داد و پذیرفت فضای ایجاد شده برای شنیدن صدای آنها است.</p>
<p>آنچه در این جشنواره رخ داد متناسب با شأن نویسندگان نبود. اگر اثری شایستۀ تقدیر است باید معرفی آن اثر هم  به شایستگی انجام شود؛ وگرنه به جز اینکه شأن اثر و نویسنده مخدوش می‌شود شأن جشنواره هم زیر سؤال می‌رود.</p>
<p>مورد مهمی که در این بین وجود دارد، حضور میهمانان از شهرهای دور و نزدیک است که به هزار امید  خود را به پایتخت رسانده‌اند تا حالا که کارشان به تقدیر و گزینش رسیده حرفشان را پشت یک تریبون رسمی بزنند و صدایشان را به جایی برسانند ولی با چه چیزی مواجه می‌شوند؟ وقت تمام شده و سخنرانی‌های بی‌ارتباط به ماجرا!</p>
<p>به این ترتیب، مستعدان و نخبگان چنین عرصۀ مهمی به راحتی نادیده گرفته می‌شوند که حاصل این ضعف و خلأ، ناامیدی از خوانده و شنیده شدن خواهد بود.</p>
<p>پیدااست برای رسیدن به هدف مطلوب، باید رسالت این رویداد بزرگ، بازتعریف شود. لازمۀ ارتقای آثار این حوزه،  زیرساختی قدرتمند و واقع‌بینانه است.  </p>
<p> </p>
<p><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-03/1709794728_-.jpg" class="highslide" target="_blank" rel="noopener external noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-03/thumbs/1709794728_-.jpg" alt="طرح جلد رمان سفر به آتش اثر مریم مطهری راد" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"></a> </p>
<p> </p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>saed.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Thu, 07 Mar 2024 10:40:17 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>اروین یالوم در کتاب صوتی «چگونه پروانه شدم»</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/291817-اروین-یالوم-در-کتاب-صوتی-چگونه-پروانه-شدم.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/291817-اروین-یالوم-در-کتاب-صوتی-چگونه-پروانه-شدم.html</link>
<description>در کتاب صوتی «چگونه پروانه شدم» این بار خود اروین یالوم، نویسنده و روانکاو پرآوازه آمریکایی روی صندلی مراجعانش می‌نشیند و از دریچه‌ یک روانکاو، خاطرات و وقایع زندگی‌اش را واکاوی می‌کند.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>نه، این بار دیگر در اتاق باز نمی‌شود تا مراجعی دیگر جلوی روانکار مشهور بنشیند و قصه زندگی‌اش را بگوید و به سوالات روانکاو پاسخ دهد. این بار خود اروین یالوم، نویسنده و روانکاو پرآوازه آمریکایی روی صندلی مراجعانش می‌نشیند و از دریچه‌ یک روانکاو، خاطرات و وقایع زندگی‌اش را واکاوی می‌کند.</p>
<p>در کتاب صوتی «چگونه پروانه شدم» با ترجمه مینا فتحی که گشتاسب امجدی راوی آن است و نشر ماه‌آوا آن را منتشر کرده است، یالوم خاطرات عمیق کودکی تا بزرگسالی خود را از دید یک روانکاو کارکشته حلاجی می‌کند و نتایج این بررسی را با ما به اشتراک می‌گذارد. در حقیقت او در این اثر میان خودش به‌عنوانی فردی همچون بی‌شمار کسانی که در طول این سال‌ها به او مراجعه کرده‌اند، و یالومِ روانکاو انفصال ایجاد کرده است تا بتواند بدون غرض‌ورزی خاطرات و روان‌رنجوری‌های زندگی خود را تجزیه و تحلیل کند.</p>
<p style="text-align:center;"><sup><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-01/irvin_d_yalom-1.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-01/thumbs/irvin_d_yalom-1.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a></sup></p>
<p>در این کتاب از زندگی او می‌خوانیم که چگونه در کودکی به همراه پدر و مادر بی‌سواد و تهی‌دستش به خاک آمریکا قدم گذاشت و به انسانی تبدیل شد که با روش‌های درمانی و نوشته‌هایش دیدگاه و زندگی میلیون‌ها نفر را در سرتاسر دنیا تغییر داد.</p>
<p>در کتاب صوتی «چگونه پروانه شدم» شاهد سیر شکل‌گیری شخصیت اندیشه‌ متفکری نامدار هستیم. این کتاب یک زندگی‌نامه‌ معمولی نیست؛ بلکه تأملات اروین یالوم، این اندیشمند مشهور را درمورد زندگی و پیشرفت با مخاطبان خود به اشتراک می‌گذارد و آ‌نها را دعوت می‌کند تا درمورد ریشه‌های خود و معنای زندگی‌شان تأمل کنند.</p>
<p>یالوم کتابش را با یک کابوس آغاز می‌کند. او دوازده ساله است و با دوچرخه از کنار خانه‌ یک دختر با صورتی پر از جوش و آکنه می‌گذرد. مثل هر روز به امید دوستی برای او دست تکان می‌دهد: «سلام سرخک!» اما پدر دختر در خواب به یالوم می‌فهماند که احوال‌پرسی روزانه‌اش برای او آزاردهنده است. چنان که یالوم اقرار می‌کند، این خواب برای او لحظه‌ تولد همدلی بوده است. او با وجود گذشت سالیان بسیار، این کابوس را فراموش نکرده است و پس از سال‌ها پژوهش و مطالعه در حوزه‌ روانکاوی، اکنون و در این کتاب صوتی دریافت و ادراک علمی و تخصصی خود را از آن بیان می‌کند.</p>
<p>از مفاهیم کلیدی این کتاب 39 فصلی مفهوم فانی‌بودن انسان، ارزشمندبودن روزها و وقایع زندگی، بیهوده تلف‌نکردن فرصت‌ها و توان‌ها و ناچیز نشمردن قابلیت‌های بی‌پایان انسان است که خداوند در زندگی به او تقدیم کرده است.</p>
<p>در بخشی از کتاب صوتی «چگونه پروانه شدم» می‌شنویم: «بعد از دوچرخه‌سواری هرروز عصر یا پیاده‌روی با همسرم مریلین، ما بقیه‌ ساعات عصر را در اتاق مطالعه‌مان به کتاب خواندن و صحبت یا تماشای یک فیلم می‌گذرانیم. اتاق مطالعه پنجره‌های دونبش بزرگی دارد که رو به ایوانی ساخته‌شده از چوب سرخ باز می‌شود که در آن میز و صندلی و یک جکوزی چوبی و درکنارش چند درخت بزرگ بلوط قرار دارد. دیوارهای اتاق مطالعه با قفسه‌هایی عریض و طویل و مملو از صدها کتاب پوشیده شده است. مبلمان داخل این فضا راحت و به سبک رایج در کالیفرنیا است و یک مبل چرمی سیاه‌رنگ بزرگ هم در کنار شومینه قرار دارد. دریک گوشه‌ اتاق مطالعه‌مان میز کوچکی که به یادگار از مادرم باقی‌مانده، قرارگرفته است. میزی است ظریف با رویه‌ چرم قرمزرنگ و چهارپایه‌ حکاکی شده و محدب به رنگ‌های مشکی و طلایی و چهار صندلی با رویه‌ چرم قرمز همگون که کاملاً با وسایل دیگر آنجا تناقض دارد. من و فرزندانم روی این میز شطرنج و سایر سرگرمی‌های تخته‌ای را بازی می‌کنیم، درست مانند هفتادسال پیش که هر صبح یکشنبه دقیقاً روی همین میز با پدرم شطرنج بازی می‌کردم. مریلین از این میز خوشش نمی‌آید زیرا با سایر وسایل اتاق ذره‌ای هماهنگی ندارد و خیلی دلش می‌خواست که از شر آن خلاص شود اما بعد از دیدن مقاومت و مخالفت‌های من سرانجام تسلیم شد. او می‌دانست که این میز برای من ارزشمند است و شاهد بسیاری از خاطرات دوران کودکی من بوده است؛ بنابراین بالأخره موافقت کرد آن را به شکل میزی تبعیدی در دورترین گوشه‌ اتاق مطالعه قرار بدهد. این میز به یکی از مشخص‌ترین خاطرات زندگی من گره‌خورده است و هرگاه نگاهش می‌کنم، موجی از خاطرات قدیم، احساس خوف و همچنین حس رهایی در درون من به حرکت درمی‌آید.»</p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>leila.shahbazian</dc:creator>
<pubDate>Mon, 22 Jan 2024 18:01:57 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>اروین یالوم در کتاب صوتی «چگونه پروانه شدم»</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/291816-اروین-یالوم-در-کتاب-صوتی-چگونه-پروانه-شدم.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/291816-اروین-یالوم-در-کتاب-صوتی-چگونه-پروانه-شدم.html</link>
<description>در کتاب صوتی «چگونه پروانه شدم» این بار خود اروین یالوم، نویسنده و روانکاو پرآوازه آمریکایی روی صندلی مراجعانش می‌نشیند و از دریچه‌ یک روانکاو، خاطرات و وقایع زندگی‌اش را واکاوی می‌کند.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>نه، این بار دیگر در اتاق باز نمی‌شود تا مراجعی دیگر جلوی روانکار مشهور بنشیند و قصه زندگی‌اش را بگوید و به سوالات روانکاو پاسخ دهد. این بار خود اروین یالوم، نویسنده و روانکاو پرآوازه آمریکایی روی صندلی مراجعانش می‌نشیند و از دریچه‌ یک روانکاو، خاطرات و وقایع زندگی‌اش را واکاوی می‌کند.</p>
<p>در کتاب صوتی «چگونه پروانه شدم» با ترجمه مینا فتحی که گشتاسب امجدی راوی آن است و نشر ماه‌آوا آن را منتشر کرده است، یالوم خاطرات عمیق کودکی تا بزرگسالی خود را از دید یک روانکاو کارکشته حلاجی می‌کند و نتایج این بررسی را با ما به اشتراک می‌گذارد. در حقیقت او در این اثر میان خودش به‌عنوانی فردی همچون بی‌شمار کسانی که در طول این سال‌ها به او مراجعه کرده‌اند، و یالومِ روانکاو انفصال ایجاد کرده است تا بتواند بدون غرض‌ورزی خاطرات و روان‌رنجوری‌های زندگی خود را تجزیه و تحلیل کند.</p>
<p style="text-align:center;"><sup><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-01/irvin_d_yalom-1.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-01/thumbs/irvin_d_yalom-1.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a></sup></p>
<p>در این کتاب از زندگی او می‌خوانیم که چگونه در کودکی به همراه پدر و مادر بی‌سواد و تهی‌دستش به خاک آمریکا قدم گذاشت و به انسانی تبدیل شد که با روش‌های درمانی و نوشته‌هایش دیدگاه و زندگی میلیون‌ها نفر را در سرتاسر دنیا تغییر داد.</p>
<p>در کتاب صوتی «چگونه پروانه شدم» شاهد سیر شکل‌گیری شخصیت اندیشه‌ متفکری نامدار هستیم. این کتاب یک زندگی‌نامه‌ معمولی نیست؛ بلکه تأملات اروین یالوم، این اندیشمند مشهور را درمورد زندگی و پیشرفت با مخاطبان خود به اشتراک می‌گذارد و آ‌نها را دعوت می‌کند تا درمورد ریشه‌های خود و معنای زندگی‌شان تأمل کنند.</p>
<p>یالوم کتابش را با یک کابوس آغاز می‌کند. او دوازده ساله است و با دوچرخه از کنار خانه‌ یک دختر با صورتی پر از جوش و آکنه می‌گذرد. مثل هر روز به امید دوستی برای او دست تکان می‌دهد: «سلام سرخک!» اما پدر دختر در خواب به یالوم می‌فهماند که احوال‌پرسی روزانه‌اش برای او آزاردهنده است. چنان که یالوم اقرار می‌کند، این خواب برای او لحظه‌ تولد همدلی بوده است. او با وجود گذشت سالیان بسیار، این کابوس را فراموش نکرده است و پس از سال‌ها پژوهش و مطالعه در حوزه‌ روانکاوی، اکنون و در این کتاب صوتی دریافت و ادراک علمی و تخصصی خود را از آن بیان می‌کند.</p>
<p>از مفاهیم کلیدی این کتاب 39 فصلی مفهوم فانی‌بودن انسان، ارزشمندبودن روزها و وقایع زندگی، بیهوده تلف‌نکردن فرصت‌ها و توان‌ها و ناچیز نشمردن قابلیت‌های بی‌پایان انسان است که خداوند در زندگی به او تقدیم کرده است.</p>
<p>در بخشی از کتاب صوتی «چگونه پروانه شدم» می‌شنویم: «بعد از دوچرخه‌سواری هرروز عصر یا پیاده‌روی با همسرم مریلین، ما بقیه‌ ساعات عصر را در اتاق مطالعه‌مان به کتاب خواندن و صحبت یا تماشای یک فیلم می‌گذرانیم. اتاق مطالعه پنجره‌های دونبش بزرگی دارد که رو به ایوانی ساخته‌شده از چوب سرخ باز می‌شود که در آن میز و صندلی و یک جکوزی چوبی و درکنارش چند درخت بزرگ بلوط قرار دارد. دیوارهای اتاق مطالعه با قفسه‌هایی عریض و طویل و مملو از صدها کتاب پوشیده شده است. مبلمان داخل این فضا راحت و به سبک رایج در کالیفرنیا است و یک مبل چرمی سیاه‌رنگ بزرگ هم در کنار شومینه قرار دارد. دریک گوشه‌ اتاق مطالعه‌مان میز کوچکی که به یادگار از مادرم باقی‌مانده، قرارگرفته است. میزی است ظریف با رویه‌ چرم قرمزرنگ و چهارپایه‌ حکاکی شده و محدب به رنگ‌های مشکی و طلایی و چهار صندلی با رویه‌ چرم قرمز همگون که کاملاً با وسایل دیگر آنجا تناقض دارد. من و فرزندانم روی این میز شطرنج و سایر سرگرمی‌های تخته‌ای را بازی می‌کنیم، درست مانند هفتادسال پیش که هر صبح یکشنبه دقیقاً روی همین میز با پدرم شطرنج بازی می‌کردم. مریلین از این میز خوشش نمی‌آید زیرا با سایر وسایل اتاق ذره‌ای هماهنگی ندارد و خیلی دلش می‌خواست که از شر آن خلاص شود اما بعد از دیدن مقاومت و مخالفت‌های من سرانجام تسلیم شد. او می‌دانست که این میز برای من ارزشمند است و شاهد بسیاری از خاطرات دوران کودکی من بوده است؛ بنابراین بالأخره موافقت کرد آن را به شکل میزی تبعیدی در دورترین گوشه‌ اتاق مطالعه قرار بدهد. این میز به یکی از مشخص‌ترین خاطرات زندگی من گره‌خورده است و هرگاه نگاهش می‌کنم، موجی از خاطرات قدیم، احساس خوف و همچنین حس رهایی در درون من به حرکت درمی‌آید.»</p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>leila.shahbazian</dc:creator>
<pubDate>Mon, 22 Jan 2024 18:01:19 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>ایلان ماسک در زندگی‌نامه‌ای جذاب و خواندنی</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/291017-ایلان-ماسک-در-زندگی-نامه-ای-جذاب-و-خواندنی.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/291017-ایلان-ماسک-در-زندگی-نامه-ای-جذاب-و-خواندنی.html</link>
<description>والتر آیزاکسن، نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی که زندگی‌نامه‌ افراد مشهوری چون لئوناردو داوینچی، استیو جابز، آلبرت اینشتین، هنری کسینجر، بنجامین فرانکلین و جنیفر دودنا را نوشته است این بار سراغ ایلان ماسک، از جمله بحث‌انگیزترین چهره‌های دنیای امروز که می‌خواهد دنیا را تغییر دهد رفته است و به تفصیل به جنبه‌های مختلف زندگی شخصی و حرفه‌ای ماسک پرداخته و بینشی عمیق از شخصیت و انگیزه‌های او ارائه داده است.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><span style="color:#e03e2d;"><b>رویداد ایران:</b> </span>والتر آیزاکسن، نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی که زندگی‌نامه‌ افراد مشهوری چون لئوناردو داوینچی، استیو جابز، آلبرت اینشتین، هنری کسینجر، بنجامین فرانکلین و  جنیفر دودنا را نوشته است این بار سراغ ایلان ماسک، از جمله بحث‌انگیزترین چهره‌های دنیای امروز که می‌خواهد دنیا را تغییر دهد رفته است و به تفصیل به جنبه‌های مختلف زندگی شخصی و حرفه‌ای ماسک پرداخته و بینشی عمیق از شخصیت و انگیزه‌های او ارائه داده است.</p>
<p>کتاب «ایلان ماسک» را نشر میلکان با ترجمه هانیه بیات منتشر کرده است. این کتاب را به این خاطر زندگی‌نامه‌ای مفصل و همه‌جانبه از زندگی ایلان ماسک می‌دانیم چون ایلان ماسک به والتر آیزاکسن اجازه داد به مدت دو سال عین سایه دنبالش باشد. او از والتر دعوت کرد تا در جلساتش شرکت کند و با حوصله مصاحبه‌ها و مکالمات آخر شب او را تحمل کند. همچنین ایمیل‌ها و پیامک‌هایش را نشانش داد و دوستان، همکاران، اعضای خانواده، مخالفان و همسران سابقش را تشویق کرد تا با والتر صحبت کنند. ایلان قبل‌ از انتشار کتاب زندگی‌نامه‌اش، نه درخواست کرد که کتاب را بخواند و نه این کار را کرد و اصرار داشت که کنترلی رویش نداشته باشد.</p>
<p>این کتاب ۹۳ فصل دارد و هر فصل به چند بخش تقسیم شده است تا خواننده با جزئیات زندگی ماسک آشنا شود. استارلینک، مریخ‌نورد، تسلا، مدل اس، فالکون، انرژی خورشیدی، استارشیپ، آپتیموس، توییتر، هوش مصنوعی برای خودروها و هوش مصنوعی برای انسان‌ها تنها چند نمونه از فصل‌های هیجان‌انگیز این کتاب هستند.</p>
<p>عاشقان فناوری‌های نوین، دنیای استارتاپ‌ها و هوش مصنوعی از خواندن این کتاب بسیار لذت می‌برند؛ البته آنهایی هم که از دنیای فناوری زیاد سر درنمی‌آورند و می‌خواهند با زندگی ایلان بیشتر آشنا شوند با کتابی خواندنی و جالب روبه‌رو می‌شوند.</p>
<p>در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «شبی صاعقه به سکوی آزمایشی زد و باعث آسیب سیستم کنترل فشار یکی از مخزن‌های سوخت شد. این حادثه در یکی از غشاهای محزن برآمدگی و شکاف ایجاد کرد. در شرکت‌های عادی هوافضا، این اتفاق مساوی با تعویض مخزن‌هاست که ماه‌ها طول می‌کشد. ماسک گفت: «نه، درستش کنین. چند تا چکش بردارین برین اون بالا، بزنین روش که مثل قبل بشه و جوشش بزنین؛ بعد به کارمون می‌رسیم.» به نظر بوزا این کار دیوانگی بود؛ اما یاد گرفته بود که به دستورهای رئیس عمل کند؛ بنابراین به جایگاه آزمایش رفتند و برآمدگی را کوبیدند تا درست شود. ماسک سوار هواپیمای خود شد و سه ساعت پرواز کرد تا شخصاً بر امور نظارت کند. بوزا می‌گوید: «وقتی رسید، مخزن رو که آزمایش کردیم، گاز داخلش رو نگه داشت. ایلان معتقده هر موقعیتی رو می‌شه درست کرد. خیلی ازش چیز یاد گرفتیم. در واقع کیف می‌داد.» این تصمیم ماسک نگذاشت آزمایش اولین موشک اسپیس‌اکس چند ماه عقب بیفتد.»</p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>leila.shahbazian</dc:creator>
<pubDate>Sun, 21 Jan 2024 17:30:48 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>مینوی خرد زبان‌های باستانی</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/290560-مینوی-خرد-زبان‌های-باستانی.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/290560-مینوی-خرد-زبان‌های-باستانی.html</link>
<description>احمد تفضلی زبان‌شناس، ایران‌شناس، پژوهشگر، مترجم و متخصص زبان پارسیگ، پارتی و استاد زبان‌های باستانی بود که در ادامه با آثار و فعالیت های علمی او آشنا می شویم.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>احمد تفضلی <b>زبان‌شناس</b>، <b>ایران‌شناس</b>، <b>پژوهشگر</b>، <b>مترجم </b>و <b>متخصص زبان پارسیگ</b>، پارتی و استاد زبان‌های <b>باستانی </b>در دانشگاه تهران بود. تفضلی در زمینه زبان‌های ایرانی میانه به‌ویژه <b>پارسیگ و پارتی</b>، در پهنه بین‌المللی یکی از معدود صاحب‌نظران به‌شمار می‌آمد. چنانچه بخواهید اطلاعات جامعی درباره آثار و فعالیت های این شخصیت علمی داشته باشید، همراه ما در ادامه این مطلب باشید.</p>
<p><br></p>
<div class="mce-toc">
<h2>فهرست مطالب</h2>
<ul>
<li><a href="#mcetoc_1hkh9vu9g14">بیوگرافی کامل احمد تفضلی</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hkh9vu9g15">آثار دکتر احمد تفضلی</a></li>
</ul>
</div>
<h2 id="mcetoc_1hkh9vu9g14">بیوگرافی کامل احمد تفضلی</h2>
<p>احمد تفضلی در ۱۶ آذر سال ۱۳۱۶ در اصفهان زاده شد.</p>
<p><br></p>
<h3>تحصیلات دکتر احمد تفضلی</h3>
<p style="text-align:justify;">استاد تفضلی تحصیلات مقدماتی را در تهران گذراند و در سال ۱۳۳۵ با دریافت مدال درجه اول فرهنگ از دارالفنون دیپلم ادبی گرفت. در سال ۱۳۳۸ دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران را با احراز رتبه اول به پایان برد. در سال ۱۳۴۰ به انگلستان رفت و وارد رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران در مدرسه زبان‌های شرقی دانشگاه لندن شد و در سال ۱۳۴۴ فوق لیسانس گرفت. پیش از بازگشت به ایران دوره تحقیقی کوتاهی را هم در پاریس گذراند. در ۱۳۴۵ در رشته زبان‌های باستانی از دانشگاه تهران درجه دکتری گرفت. موضوع پایان‌نامه او تصحیح و ترجمه سوتکرنسک و ورشت مانسرنسک از دینکرد و سنجش این دو نسک با متن‌های اوستایی، به راهنمایی صادق کیا بوده‌است.</p>
<p style="text-align:justify;">تفضلی علاوه‌بر این‌که یکی از صاحب‌نظران در زمینه زبان‌های باستانی ایران بود، به زبان عربی کاملاً آشنا بود و به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و ادبیات فارسی تسلط کامل داشت و همچنین با روسی نیز آشنا بود.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h3 style="text-align:justify;">اساتید دکتر احمد تفضلی</h3>
<p style="text-align:justify;">وی محضر استادان ارزنده‌ای را در ایران و خارج از ایران درک کرد و همین موضوع در بالیدن او سهم به سزایی داشت از استادان مستقیم او در ایران می‌توان به دانشمندانی چون شادروانان عبدالعظيم قريب، بديع الزمان فروزانفر، جلال همائی ابراهیم پورداود، محمد معینی، پرویز خانلری، ذبیح اله صفا و صادق کیا اشاره کرد و نیز استاد احسان پارشاطر، مجتبی مینوی، زریاب خویی و محمدتقی دانش پژوه به عنوان استادان غیر مستقیم  وی بودند و از میان استادان خارجی او می‌توان به هنینگ، بویس، مکنزی ، بیوار بنونیست و دومناش اشاره کرد.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h3 style="text-align:justify;">فعالیت‌های شاخص دکتر احمد تفضلی </h3>
<p style="text-align:justify;">از ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵ ضمن تحصیل، به عنوان پژوهشگر در استخدام اداره فرهنگ عامه بود. از ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ در بنیاد فرهنگ ایران، به تحقیق پرداخت. در ۱۳۴۷ به تدریس در دانشگاه تهران مشغول شد. در ۱۳۷۰ عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از سال ۱۳۷۳ معاون علمی و پژوهشی این فرهنگستان بود.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 id="mcetoc_1hkh9vu9g15" style="text-align:justify;">آثار دکتر احمد تفضلی</h2>
<p style="text-align:justify;">آثار وی ــ که برخی از آن‌ها بارها به چاپ رسیده ــ عبارت‌اند از: واژه نامه‌ مینوی خرد(تهران ۱۳۴۸ ش)؛ ترجمه مینوی خرد (چاپ اول: تهران ۱۳۵۴ ش، چاپ سوم با بازبینی و تصحیحات ژاله آموزگار: تهران ۱۳۷۹ ش)؛ ترجمه و تحقیق جلد اول و دوم کتاب نمونه های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه ای ایرانیان، نوشته آرتور کریستن سن، با همکاری ژاله آموزگار (چاپ اول: تهران ۱۳۶۴ ش)؛ ترجمه کتاب شناخت اساطیر ایران، نوشته جان هینلز، با همکاری ژاله آموزگار (چاپ اول: تهران ۱۳۶۸ ش)؛ اسطوره زندگی زردشت، با همکاری ژاله آموزگار (چاپ اول: تهران ۱۳۷۰ ش)؛ زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، با همکاری ژاله آموزگار (چاپ اول: تهران ۱۳۷۳ ش)؛ گزیده های زادسپرم به زبان فرانسه، با همکاری فیلیپ ژینیو (پاریس ۱۹۹۳)؛ تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار (چاپ اول: تهران ۱۳۷۶ ش)؛ گردآوری یادنامه ژان دومناش ، با همکاری فیلیپ ژینیو (تهران ۱۳۵۳ ش)؛ و گردآوری یکی قطره باران، جشن نامه استاد دکتر زریاب خویی (تهران ۱۳۷۰ ش).</p>
<p style="text-align:justify;">وی در بسیاری از پژوهش‌ها و نوشته‌هایش، برای روشن نمودن زمینه‌های فرهنگی یا زبان‌شناسی ایران پیش از اسلام، به مآخذ قدیمی عربی و آرای دانشمندان عرب – که برای بسیاری ایران‌شناسان باختری چون راز سر به مهر است- رو آورده و به استادی و شیوایی به نتایجی چشمگیر رسیده است.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h3 style="text-align:justify;">نمونه‌های نخستین انسان و شهریار در تاریخ افسانه‌ای ایرانیان ترجمه دکتر احمد تفضلی و ژاله آموزگار </h3>
<p style="text-align:justify;">نمونه‌های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‌ای ایرانیان کتابی دو جلدی اثر آرتور کریستن سن ایرانشناس بنام دانمارکی است. در این کتاب اسطوره‌شناسی تطبیقی در تاریخ اندیشه ایران مورد بررسی قرار گرفته‌است. این کتاب برای اولین بار توسط ژاله آموزگار و احمد تفضلی در سال ۱۳۶۴ ترجمه شده و به چاپ رسید. </p>
<p style="text-align:justify;">مترجمان این کتاب، با احاطه کامل بر مآخذ و موضوع کتاب از یک‌سو و آشنایی دقیق از تحقیقاتی که پس از تاریخ تألیف کتاب تا به امروز انجام گرفته است، توانسته‌اند بسیاری از سهوها و نواقص کار مؤلف را برطرف کنند و در بیشتر جاها که مؤلف خواننده را تنها به مآخذ بازگشت داده‌است یا برخی مطالب را غیر مستقیم نقل کرده‌است، مترجمان با صرف وقت بسیار و دقت علمی فراوان نقل قول‌ها را، اگر به زبان فارسی بوده عینا، وگرنه به ترجمه دقیق بدست داده‌اند، تا آن جا که اکنون بهره خوانندگان فارسی زبان از ترجمه این کتاب بیش از اصل آن است. کتاب حاضر در دو جلد تألیف شده‌است. این کتاب می‌تواند به عنوان وجهی از شناسایی مفاهیم تاریخ اندیشه در ایران باستان مورد بررسی قرار گیرد.</p>
<p style="text-align:justify;">این کتاب در سال ۱۳۶۸ خورشیدی به عنوان کتاب برگزیده وزارت ارشاد و نیز کتاب برگزیده سال ۱۳۶۸ دانشگاه‌های کشور انتخاب شد و جایزه کتاب جمهوری اسلامی  آن سال را دریافت کرد.</p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-01/thumbs/1705690135_img__.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt="طرح جلد نمونه های انسان نخستین ترجمه احمد تفضلی">
<figcaption>طرح جلد کتاب نمونه‌های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‌ای ایران ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی </figcaption>
</figure>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h3 style="text-align:justify;">شناخت اساطیر ایران ترجمه احمد تفضلی و ژاله آموزگار </h3>
<p style="text-align:justify;">شناخت اساطیر ایران کتابی است اثر جان راسل هینلز که توسط احمد تفضلی و ژاله آموزگار ترجمه و در سال ۱۳۶۸ خورشیدی در نشر چشمه در ۲۱۱ صفحه در تهران منتشر شده‌است.</p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-01/thumbs/1705690276_img__.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt="طرح جلد کتاب شناخت اساطیر ایران ترجمه احمد تفضلی و ژاله آموزگار">
<figcaption>طرح جلد کتاب شناخت اساطیر ایران ترجمه احمد تفضلی و ژاله آموزگار </figcaption>
</figure>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h3 style="text-align:justify;">مقالات دکتر احمد تفضلی</h3>
<p style="text-align:justify;"><span>احمد تفضلی تاکنون پنجاه و سه مقاله به زبان فارسی </span><span style="word-spacing:0.1em;"> دانشنامه ایران و اسلام، دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، دانش‌نامه جهان اسلام</span><span style="word-spacing:0.1em;"> و در نشریات معتبر علمی و جشن نامه‌ها و یادنامه های دانشمندان از ۱۳۴۱ ش به بعد منتشر شده و برخی در دست انتشار </span><span style="word-spacing:0.1em;">است. همچنین از وی هشتاد و سه مقاله به زبانهای انگلیسی و فرانسوی در نشریات معتبر خارجی همچون مجله آسیایی، مجموعه شرق شناسی و مطالعات ایرانی، در دانشنامه ایرانیکا و در مجموعه‌ها و جشن نامه‌ها و یادنامه‌های ایران شناسان بزرگ به چاپ رسیده و مقالاتی نیز تألیف کرده است که بتدریج در دانشنامه ایرانیکا</span><span style="word-spacing:0.1em;"> به چاپ خواهد رسید.</span></p>
<h4 style="text-align:justify;">مقاله دکتر تفضلی پیرامون چند واژه اصفهانی</h4>
<p>وی در مقاله چند واژه اصفهانی به توضیح چند واژه اصفهانی پرداخته است که از آن جمله دایزه، خارسو، تاسه، یاد و جیل را می‌توان نام برد.</p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>zahra.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Fri, 19 Jan 2024 09:59:32 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>10 کتاب صوتی پرفروش</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/282318-10-کتاب-پرفروش-صوتی.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/282318-10-کتاب-پرفروش-صوتی.html</link>
<description>در این روزهای پرمشغله که بسیاری از ما فرصت مطالعه را نداریم و گرانی کتاب هم امکان زیادی برای خرید کتاب برایمان نمی گذارد، کتاب های صوتی گزینه مناسبی هستند.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p><strong>رویداد ایران: </strong>در این روزهای پرمشغله که بسیاری از ما فرصت مطالعه را نداریم و گرانی کتاب هم امکان زیادی برای خرید کتاب برایمان نمی گذارد، کتاب های صوتی گزینه مناسبی هستند. می توانیم ضمن انجام کارهای خانه، رانندگی یا نشستن در مطب دکتر و در موقعیت های این چنینی به این کتاب ها گوش دهیم. در این مطلب 10 کتاب صوتی پرفروش را به شما معرفی می کنیم.</p>
<p><strong>یک عاشقانه آرام</strong></p>
<p><strong><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703663217.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703663217.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a> </strong></p>
<p>کتاب صوتی «یک عاشقانه آرام» نوشته‌ نادر ابراهیمی توسط انتشارات نوین کتاب گویا و با گویندگی پیام دهکردی منتشر شده است. این کتاب، داستان معلمی به نام گیله مرد است که در جریان مبارزات قبل از انقلاب ۵۷ عاشق دختری به نام عسل می‌شود. این رمان، روایت فراز و نشیب و جوانه زدن این عاشقانه آرام است.</p>
<p>«یک عاشقانه آرام» از لطافت عشق در دوران تناقض‌ها و ناآرامی‌های روزگار سخن می‌گوید. پناه بردن به لطافت و زیبایی در زمانی که ملالت و کهنگی ما را محاصره کرده است.</p>
<p>علاقمندان به شنیدن چنین عشقی در زمان‌های تاریخی با زبانی شاعرانه و ادبی در یک داستان می توانند این کتاب صوتی پرطرفدار و پرفروش را گوش دهند و لذت ببرند.</p>
<p><strong>کتابخانه نیمه‌شب</strong></p>
<p><strong><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703663263.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703663263.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a> </strong></p>
<p>کتاب صوتی «کتابخانه نیمه شب» نوشته مت هیگ، با ترجمه محمدصالح نورانی زاده را که نشر کوله پشتی با  صدای فاطمه فراهانی منتشر کرده است رمان تکان دهنده ای است که درباره تأثیر انتخاب‌های کوچک و بزرگ در زندگی ما سخن می‌گوید و جایی میان زندگی و مرگ است.</p>
<p>کتابخانه درون این رمان صوتی، کتابخانه‌ای بی‌انتهاست که داستان واقعی هر انسانی در آن منعکس شده است. این کتاب در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفته است.</p>
<p><strong>شازده کوچولو</strong></p>
<p><strong><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703663252.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703663252.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a> </strong></p>
<p>کتاب صوتی «شازده کوچولو»، شاهکار بی‌نظیر آنتوان دوسنت اگزو‌پری با خاطرات دوران کودکی خلبانی دوست داشتنی شروع می‌شود. هنگامی که او 6 ساله بود، در کتابی راجع به جنگل و حیوانات تصویر زیبایی از یک مار بوآ که حیوان درنده‌ای را بلعیده بود، دید. در کتاب نوشته شده بود که مارهای بوآ شکار خود را بی‌آنکه بجوند درسته قورت می‌دهند. بنابراین کودک شش ساله تصمیم می‌گیرد یک نقاشی از مار بوآ که حیوانی را قورت داده است بکشد. پس از کشیدن نقاشی، وقتی او شاهکار خود را به آدم‌بزرگ‌ها نشان می‌داد کسی متوجه موضوع نمی‌شد و او سرشکسته می‌شود و نقاشی را کنار می‌گذارد. در ادامه نیز آنتوان از تجربه‌های شخصی خودش که زمانی در بیابانی گم شده بود، در این داستان استفاده کرده است، که ساختار اثر را باورپذیر و بی‌همتا می‌کند.</p>
<p>این کتاب در انتشارات مختلف به صورت صوتی منتشر شده است از جمله توسط انتشارات پر با ترجمه میثم رحمتی و گویندگی شهرزاد عسگری. شنیدن کتاب صوتی شازده کوچولو برای تمام علاقه‌مندان به آثار بزرگ ادبی دنیا، تجربه‌ای عمیق و لذت‌بخش است.</p>
<p><strong>چهار اثر</strong></p>
<p><strong><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703663289_-.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703663289_-.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a></strong></p>
<p>کتاب صوتی «چهار اثر» نوشته فلورانس اسکاول شین در واقع مجموعه‌ای از چهار اثر این نویسنده با نام‌های بازی زندگی و راه این بازی، کلام تو عصای معجزه‌گر تو است، در مخفی توفیق و نفوذ کلام است که در یک کتاب گرد آمده و با ترجمه گیتی خوشدل و صدای عاطفه رضوی منتشر شده است. اساس سخن نویسنده در این کتاب تفکر مثبت و اندیشیدن به خواسته‌‌های ذهنی است که با این اعتقاد و هوشیاری ذهن به خواننده آموزش می‌دهد چگونه با آگاهی بر رفتار و کنش‌هایش به خواسته‌ها رسیده و برای زندگی بهتر تصمیم‌گیری و تلاش کند.</p>
<p><strong>مغازه خودکشی</strong></p>
<p><strong><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703663365.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703663365.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a> </strong></p>
<p>کتاب صوتی «مغازه خودکشی»، نوشته‌ ژان تولی، ترجمه احسان کرم ویسی با صدای هوتن شکیبا توسط نشر رادیو گوشه منتشر شده است.</p>
<p>این کتاب درباره دنیایی است که در آن همه چیز تهی از شور زندگی‌ست و غم و غصه آن چنان همه جا را فرا گرفته که مردم حسی برای زندگی کردن در آن ندارند. شهری که نه گل و گیاه دارد و نه هوای پاک، و مردم محیط زیست را نابود کرده‌اند. پرفروش‌ترین مغازه‌اش هم، مغازه فروش وسایل خودکشی متنوعی برای هر سلیقه و بودجه مثل انواع و اقسام سم‌ها، گلوله، گیاهان کشنده، تیغ‌های آلوده به کزاز، طناب و… برای پایان دادن به زندگی است. یک بیزینس خانوادگی دلگیر، متعلق به خانواده تواچ، که با به دنیا آمدن فرزند کوچکشان همه چیز تغییر می‌کند.</p>
<p><strong>سمفونی مردگان</strong></p>
<p><strong><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703663343_2.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703663343_2.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a> </strong></p>
<p>کتاب صوتی «سمفونی مردگان» نه تنها معروف‌ترین اثر عباس معروفی که یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار ادبیات معاصر فارسی‌زبان در بیرون از ایران است. داستان زندگی اعضای خانواده‌ اورخانی و رقابت آیدین و اورهان، دو برادر است که شخصیت‌های بسیار متفاوتی دارند.</p>
<p>این رمان جایزه بنیاد غیردولتی کگدوپ و جایزه سال ۲۰۰۱ از بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ را گرفته است.</p>
<p>کتاب صوتی سمفونی مردگان را می توانید با صدای حسین پاکدل از انتشارات آوانامه بشنوید</p>
<p><strong>مزرعه حیوانات</strong></p>
<p><strong><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703663488.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703663488.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a> </strong></p>
<p>کتاب صوتی «مزرعه حیوانات» داستان حیواناتی‌ست که به رهبری خوک‌ها علیه آقای جونز، صاحب مزرعه شورش می‌کنند و او را از مزرعه بیرون می‌اندازند تا از زیر یوغ انسان‌ها خارج شوند و آزاد زندگی کنند. اما پس از مدتی یکی از خوک‌ها قدرت را در دست می‌گیرد و استبدادی نو در مزرعه برپا می‌کند.</p>
<p> جورج اورول این کتاب را بعد از جنگ جهانی دوم نوشت و در این رمان، استبداد طبقه حاکم شوروی را نقد می‌کند و طی داستانی نمادین، دیکتاتوری را به باد انتقاد می‌گیرد.</p>
<p>کتاب صوتی مزرعه حیوانات را می توانید با ترجمه عباس زراعتی و گویندگی آرمان سلطان زاده گوش دهید. این کتاب توسط نشر صوتی آوانامه منتشر شده است.  </p>
<p><strong>اثر مرکب</strong></p>
<p><strong><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703663446_-.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703663446_-.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a></strong></p>
<p>کتاب صوتی «اثر مرکب»، کتابی محبوب و تحسین‌شده از دارن هاردی نویسنده و ایده‌‌پرداز موفقیت است. هاردی در این کتاب ایده‌های خود را برای دستیابی به موفقیت شرح داده است. روش او بر پایه‌ قدم‌های مثبت کوچک و بر اساس «آهستگی و پیوستگی» بنا شده است. روش هاردی نظام‌مند و فراتر از یک ایده‌ کلی است. او به موفقیت یک‌شبه اعتقاد ندارد و مخاطبانش را به صبر و پیوستگی دعوت می‌کند؛ در این‌راه دست آ‌نها را نیز خالی نگذاشته و قدم به قدم با آنها پیش می‌رود.</p>
<p>کتاب صوتی اثر مرکب را اکبر عباسی و شاهین بیات به فارسی ترجمه کرده‌اند. نسخه صوتی این کتاب را می توانید با صدای آرمان سلطان‌زاده بشنوید.</p>
<p><strong>وقتی نیچه گریست</strong></p>
<p><strong><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703663565.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703663565.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a> </strong></p>
<p>کتاب صوتی «وقتی نیچه گریست» نوشته‌ اروین د. یالوم یکی از نویسندگان سرشناس قرن بیستم است. یالوم در این اثر تلفیقی از واقعیت، تخیل، روانشناسی و فلسفه را به تصویر کشیده است و به سرنوشت سه تن از بزرگترین روانشناسان و فیلسوفان جهان، فردریش نیچه، زیگموند فروید و یوزف بروئر می‌پردازد.</p>
<p>این رمان روایت‌گر داستانی جالب و معمایی از روزهای جوانی نیچه است که شما را با مفاهیمی مانند امید به زندگی، مرگ، تنهایی و آزادی آشنا می‌کند. این کتاب صوتی را با ترجمه سپیده حبیب به گویندگی آرمان سلطان زاده بشنوید.</p>
<p><strong>ملت عشق</strong></p>
<p><strong><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703663525.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703663525.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a> </strong></p>
<p>کتاب «ملت عشق»، تالیف الیف شافاک نویسنده فرانسوی- ترک است. این کتاب نویسنده توانسته به پرفروش ترین اثر ادبی متعلق به کشور ترکیه در سطح جهان تبدیل شود. کتاب ملت عشق دو داستان موازی را با یکدیگر پیش می‌برد. بخشی از داستان در قونیه عهد مولانا اتفاق می‌افتد و به شرح دیدارها و احوال شمس و مولانا از زوایای مختلف اشاره دارد و بخش دیگر کتاب به دوران معاصر مربوط است.  یک زن که با دندان پزشک مشهوری ازدواج کرده احساس می‌کند که در زندگی‌اش عشق را تجربه می‌کند و این حس او را عذاب می‌دهد. به همین خاطر در جستجوی رسیدن به آرامش است. این دو داستان به ظاهر مجزا، خط واحدی را دنبال می‌کنند و در نهایت به یکدیگر می‌رسند.</p>
<p>کتاب ملت عشق در ایران نیز دو سال پیاپی به عنوان پرفروش‌ترین کتاب شناخته شد. این کتاب صوتی با ترجمه ارسلان فصیحی و صدای پروین محمدیان توسط انتشارات آوانامه منتشر شده است.</p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>leila.shahbazian</dc:creator>
<pubDate>Wed, 27 Dec 2023 11:31:37 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>زندگینامه ادگار آلن پو؛ از کلاغ تا مرگ در هذیان</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/319229-زندگینامه-ادگار-آلن-پو.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/319229-زندگینامه-ادگار-آلن-پو.html</link>
<description>ادگار آلن پو (Edgar Allan Poe) نویسنده شهیر آمریکایی است که داستان های او آغازگر ادبیات داستانی کارآگاهی مدرن در جهان محسوب می شود. پو که در سال های 1809 تا 1849 میلادی می زیسته شهرتی جهانی به واسطه داستان های ترسناک و کارآگاهی اش دارد.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p>ادگار آلن پو زاده 19 ژانویه 1809، در بوستون، ماساچوست آمریکا و درگذشته 7 اکتبر 1849، بالتیمور در مریلند؛ نویسنده، شاعر، منتقد و ویراستار داستان کوتاه آمریکایی بود که به خلق راز و رمز در داستان هایش شهرت دارد. داستان های ترسناک او مثل «قتل ها در کوچه مورگ» آغازگر داستان کارآگاهی مدرن است و فضای موجود داستان هایش در این ژانر بی رقیب است. «کلاغ» او در میان مشهورترین شعرهای ادبیات ملی قرار دارد.</p>
<h2>زندگینامه آلن پو</h2>
<p>ادگار آلن پو در سال ۱۸۰۹ متولد شد. او یکی از نویسندگان بزرگ آمریکایی در ژانرهای معمایی، گوتیک و ترسناک است. آثار او تأثیر زیادی بر ادبیات ایالات متحده و جهان گذاشت. پو به استفاده از عناصر کیهان‌شناسی و رمزنگاری در داستان‌هایش شهرت دارد. آثار او شامل شعرها، داستان‌های کوتاه و مقالات می‌شود که برخی از آنها از محبوب‌ترین آثار او هستند.</p>
<h3>تولد در بی ثباتی</h3>
<p>پو پسر بازیگر انگلیسی الیزابت آرنولد پو و دیوید پو جونیور، بازیگر اهل بالتیمور بود. پس از مرگ مادرش در ریچموند، ویرجینیا، او را به خانه جان آلن، تاجر ریچموند (احتمالاً پدرخوانده او) و همسر بی فرزندش بردند. پو بعدها به اسکاتلند و انگلستان (1815-1815) رفت،</p>
<p>در سال 1826 به مدت 11 ماه در دانشگاه ویرجینیا تحصیل کرد، درگیری هایش با مسئولان خوابگاه دانشجیی و باخت های سنگین قمار او در نهایت منجر شد تا از ادامه تحصیل دست بکشد. تحصیل را رها کرد و به ریچموند بازگشت و معشوقه اش المیرا رویستر را نامزد کرد.</p>
<p>سپس به بوستون رفت و در سال 1827 جزوه ای از اشعار دوران جوانی بایرون، تامرلن و اشعار دیگر را منتشر کرد.  فقر او را مجبور کرد که تحت نام ادگار پری به ارتش بپیوندد، اما با مرگ مادرخوانده اش، جان آلن خدمتش را از ارتش بازخرید کرد و به او کمک کرد تا برای آکادمی نظامی ایالات متحده در وست پوینت قرار بگیرد.</p>
<h2>پو و شروع فعالیت های ادبی</h2>
<p>پو قبل از عزیمت به دانشگاه افسری، کتابی از اشعارش را (1829) منتشر کرد. پس از ورود به دانشگاه نظامی نیز یک هفته در تمام تمرینات و کلاس ها غایب بود تا از آنجا اخراج شد! سپس به شهر نیویورک رفت و کتابی دیگر از اشعارش را که شامل چندین شاهکار بود، منتشر کرد. برخی از آن اشعار تأثیر جان کیتس، پرسی بیش شلی و ساموئل تیلور کولریج را بر نثر شاعرانه اش به وضوح نشان می‌داد. سپس به بالتیمور بازگشت و در آنجا شروع به نوشتن داستان کرد. در سال 1833 "MS. Found in a Bottle» برنده 50 دلار از یک هفته نامه محلی شد و تا سال 1835 او به عنوان سردبیر روزنامه Southern Literary Messenger در ریچموند مشغول به فعالیت بود. ادگار با کار در آن هفته نامه به عنوان منتقد ادبی نامی دست و پا کرد.</p>
<p><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-04/edgar-allan-poe-buried-alive.jpg" alt="" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"> </p>
<p>پو ظاهراً به دلیل مشروبات الکلی از کار خود در ریچموند اخراج شد و به شهر نیویورک رفت. مشروب خوردن در واقع بلای جان او بود. برای خوب صحبت کردن در یک شرکت بزرگ، او به یک محرک خفیف نیاز داشت، اگرچه او به ندرت تسلیم مسمومیت می شد، اما اغلب در ملاء عام مست دیده می شد. </p>
<p>در سال 1838 یک روایت منثور طولانی به نام «روایت آرتور گوردون پیم» منتشر کرد. اغلب داستان‌های این روایت ترکیبی از مطالب واقعی و وحشی‌ترین خیال‌پردازی‌ها بود؛ شیوه ای که تحت تأثیر الهام از «موبی دیک» اثر «هرمان ملویل» در پیش گرفته بود. در سال 1839 سردبیر مجله جنتلمن برتون در فیلادلفیا شد. در آنجا قراردادی برای یک فیلم ماهانه او را برانگیخت تا «ویلیام ویلسون» و «سقوط خانه آشر» را بنویسد، اولی داستان‌های ترسناک فراطبیعی بود و دومی شامل مطالعه‌ای درباره یک روان‌رنجور که امروز مشخص شده با پو آشنا بوده است.</p>
<p><span style="word-spacing:0.1em;">او در ژوئن 1840 از برتون استعفا داد، اما در سال 1841 به مجله بازگشت و اولین داستان پلیسی خود را به چاپ رساند. در سال 1843 «حشره طلا» او برنده جایزه 100 دلاری از روزنامه فیلادلفیا شد. </span></p>
<p><span style="word-spacing:0.1em;">در سال 1844 به نیویورک بازگشت، «حقه بالون» را برای سان نوشت و سردبیر نیویورک میرر شد. مشهورترین شعر او، «کلاغ» محصول همین دوره است. این اثر به پو شهرت ملی داد. او سپس سردبیر هفته نامه برادوی شد که در آن بیشتر داستان های کوتاه خود را در سال 1845 بازنشر کرد.</span></p>
<p><span style="word-spacing:0.1em;"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2024-04/edgarallanpoebysamshearon2017-lowresolution.jpg" alt="" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;"> </span></p>
<h2>مرگ تراژیک پو؛ مرموز چون سبک نکارش او</h2>
<p>پو هنگامی که از مرگ خود پیشگویی می کرد ریچموند را به مقصد بالتیمور ترک کرد. <span>او را در حال خلسه و روی نیمکتی در پارک پیدا کردند و به بیمارستان بردند. چهار روز در حال مرگ و زندگی به سر برد و هذیان گفت. از چیزهایی وهمی و شبحی بر دیوار حرف می‌زد، اما نتوانست بگوید که چه بر سر او آمده‌است. علت مرگش مشخص نیست و از دلایل زیادی از جمله الکل، انسداد شریان، مواد مخدر، بیماری قلبی، وبا، هاری، خودکشی و سل برای آن نام برده می‌شود. جسد ادگار آلن پو به همراه استخوان‌های ویرجینیا پو (همسرش) در مقبره‌ای که در سال ۱۸۷۵ در گورستان وست‌مینستر هال که امروزه جزئی از دانشکده حقوق دانشگاه مریلند در بالتیمور برای این نویسنده بنا شد، دفن شد.</span></p>
<p>دوپارگی شخصیتی برجسته در پو از دوگانگی وقعیت او سرچشمه داشته است. به نظر می رسد که اختلاف گسترده از قضاوت های معاصر در موردش تقریباً به همزیستی دو شخص در او اشاره می کند. با کسانی که دوستشان داشت مهربان و فداکار بود. برخی دیگر که مورد انتقاد تند او بودند، او را تحریک پذیر و خود محور می دانستند و تا آنجا پیش می رفتند که او را به بی اصولی متهم می کردند.</p>
<h2>سبک قلم ادگار آلن پو‌</h2>
<p><span>آثار پو تأثیر زیادی بر ادبیات ایالات متحده و جهان داشت از جمله استفاده کردن از کیهان‌شناسی و رمزنگاری در داستان‌هایش. از بسیاری از آثار او در فرهنگ عامه، ادبیات، موسیقی، فیلم و تلویزیون استفاده می‌شود. شماری از خانه‌های وی امروز تبدیل به موزه شده‌اند. نویسندگان رازآلود آمریکا هر ساله جایزه‌ای به نام جایزه ادگار به بهترین اثر در گونهٔ رازآلود اعطا می‌کند.</span></p>
<p>وی استاد نوشتن داستان کوتاه بود. از ادگار آلن پو به عنوان بنیان‌گذار داستان کوتاه امروزی یاد می‌کنند. داستان‌های کوتاه وی، نوعی از قصه‌های کهن بود که در زمینه‌های وحشت، انتقام و حوادث مهیب و هولناک بازآفرینی شده و گسترش یافته بود.</p>
<p>ادگار آلن پو تأثیر چشمگیری بر ادبیات پس از خود گذاشت و از بنیانگذاران داستان کوتاه به مثابه یک فرم ادبی و همین‌طور از بنیانگذاران گونه‌های پلیسی، علمی‌تخیلی و وحشت شمرده می‌شود. نویسندگان و شاعرانی نظیر والت ویتمن، ویلیام فاکنر، هرمان ملویل و ری بردبری، و در فرانسه شارل بودلر، شاعر بزرگ فرانسوی که آثار او را به فرانسه ترجمه کرد و استفان مالارمه، و همین‌طور اسکار وایلد، آلدوس هاکسلی، فئودور داستایوسکی، خورخه لوئیس بورخس و توماس مان از او تأثیر گرفته‌اند. چهرهٔ هولناک و همیشه حاضر مرگ و احساس گناه گریز ناپذیر قهرمانان پو، پیش‌درآمدی است برای آنچه بعدها داستایوفسکی در جنایت و مکافات تکامل می‌بخشد. پو، بینشی ژرف به درون (گمراهی ذهنی) پدیدمی‌آورد که نشان می‌دهد مرز میان عقل و جنون چه اندازه باریک است. کشمکش همیشگی میان دو نفس درونی که در داستان «ویلیام ویلسن» آشکارترین نمود را می‌یا بد؛ آنچه که روانشناسی نوین «شخصیت دوپاره» می‌خواند.</p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>mohamadreza.moein</dc:creator>
<pubDate>Sat, 23 Dec 2023 15:18:44 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>گوریل پشمالو در جست‌وجوی هویت</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/279031-The-woolly-gorilla-in-search-of-identity.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/279031-The-woolly-gorilla-in-search-of-identity.html</link>
<description>یوجین گلدستون اونیل نمایشنامه‌نویس آمریکایی بود که برنده جایزه ادبی نوبل و جایزه پولیتزر شده است. نمایشنامه اونیل بهترین نمونه تراژدی مدرن به حساب می‌آید که در ادامه شرح نمایشنامه گوریل پشمالوی او را با هم می خوانیم.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p style="text-align:justify;"><b>یوجین گلدستون اونیل نمایشنامه‌نویس</b> برجسته <b>آمریکایی </b>بود که برنده جایزه ادبی <b>نوبل </b>در سال ‌۱۹۳۶ میلادی شد. هم چنین، وی تنها نمایشنامه‌نویسی است که چهار بار برنده جایزه <b>پولیتزر </b>شده است. اونیل، درس‌هایی را که از نوآوری های ایبسن، استریندبرگ و چخوف، نمایشنامه‌نویس و خالق آثاری چون باغ آلبالو و مرغ دریایی آموخته بود، به خوبی به کار بست تا از واقعیت‌های زندگی مدرن پرده بردارد. او آن قدر درس‌هایش را خوب یاد گرفت که خود به استادی تمام عیار تبدیل شد. بدون اونیل، نمایشنامه‌نویسانی چون <b>آرتور میلر</b>، <b>تنسی ویلیامز</b>، <b>دیوید ممت</b> و <b>تورنتون وایلدر</b> نمی‌توانستند آثاری این چنین عمیق خلق کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">آثاری چون <b>گوریل پشمالو</b>، <b>هوس زیر درختان نارون </b>و ه<b>مه فرزندان خداوند بال دارند </b>برای اونیل موفقیت جهانی را به ارمغان آوردند. گوریل پشمالو را معمولا آخرین <b>تراژدی</b> بزرگ خلق‌شده در هنر نمایش می‌دانند. تراژدی‌ای هم‌پای تراژدی‌های سوفوکلوس و ویلیام شکسپیر. در کتاب‌های تاریخ ادبیات معمولا نمایشنامه اونیل <b>بهترین نمونه تراژدی مدرن </b>به حساب می‌آید.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<div class="mce-toc">
<h2>فهرست مطالب</h2>
<ul>
<li><a href="#mcetoc_1hi320fq3ia">معرفی داستان گوریل پشمالو</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hi320fq3ib">مضامین مطرح شده در نمایش‌نامه گوریل پشمالوی اونیل</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hi320fq3ic">سبک‌ نگارش اونیل در نمایشنامه گوریل پشمالو</a></li>
</ul>
</div>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi320fq3i9"></h2>
<p><br></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi320fq3ia">معرفی داستان گوریل پشمالو</h2>
<p style="text-align:justify;"><b>یوجین اونیل</b>، در کتاب گوریل پشمالو داستان زندگی مردی به نام <b>ینک </b>را نوشته است. او در آتشخانه کشتی کار می‌کند؛ به خاطر کار سختش، کم‌کم حالت فیزیکی بدنش تغییر کرده است. او سیاه، خمیده و شبیه گوریل شده است. ینک کم‌کم در این توهم فرو می‌رود که چون سوخت به کشتی می‌دهد، پس همه‌کاره کشتی است. ینک کارگران را به دور خود جمع می‌کند و علیه صاحبان اصلی کشتی و طبقه ثروتمند که مسافر آن کشتی هستند، صحبت می‌کند. میلدرد فرزند یک سرمایه‌دار در صنعت فولاد که بخشی از معرکه‌گیری‌های ینک میان کارگران را می‌بیند او را حیوانی کثیف خطاب می‌کند. ینک از حرف او کینه به دل می‌گیرد، احساس حقارت می‌کند و به مرور دچار <b>بحران هویتی</b> و شخصیتی می‌شود تا جایی که به خاطر درگیری‌هایش با اطرافیان برای مدتی هم به زندان می‌افتد و خود را گوریل پشمالو معرفی می‌کند.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi320fq3ib">مضامین مطرح شده در نمایش‌نامه گوریل پشمالوی اونیل</h2>
<p style="text-align:justify;">اونیل در این نمایش مساله‌ هویت، <b>ماشینی شدن</b> و <b>جامعه طبقاتی</b> را در هم تنیده است. شخصیت اصلی این نمایشنامه، مانند شخصیت اصلی تراژدی‌های کلاسیک، کسی است که هدف مشخصی دارد و برای رسیدن به آن دست به هر کاری می‌زند، اما دنیا او را نمی‌پذیرد. ینک در پی انتقام است، و در لایه‌ای نهان‌تر در پی رفع اتهامی که به او شده است. یوجین اونیل در گوریل پشمالو، فضایی کمیک خلق کرده و حرف‌هایش را در قالبی طنزگونه و به‌زبان کنایه بیان می‌کند. زیر پوسته‌ کمدی گوریل پشمالو، لایه‌های سیاسی، اجتماعی، روان‌شناختی و نمادشناسی قرار دارند که هر کدام سهمی در شکل‌گیری ساختار و مفاهیم نمایش دارند و با قرارگیری در کنار یکدیگر اثری انسان‌شناسانه را رقم زده‌اند. ینک را می‌توان نمادی از انسان امروزی دانست که در جستجوی خود و جایگاه خویش، به هر دری می‌زند و از یک جا مانده و از جایی رانده می‌شود و میان هر جماعتی، باز احساس بیگانگی می‌کند. اونیل با بیان دیالوگ‌های بی‌نظیر و قرار دادن مخاطب در موقعیت‌هایی منحصربه‌فرد، او را بارها و بارها به تفکر وا می‌دارد.</p>
<p style="text-align:justify;">در <b>نمایشنامه گوریل پشمالو</b> آن چه بیش از همه مورد توجه است، فقدان روابط انسانی و بحران در هویت فردی و عدم تعلق است. کاراکتر ینک؛ منحصر به نیروی عضلانی است، در واقع یدی است. نماینده ای از انسان تراژیک مدرن امروزی است و بزرگ ترین دغدغه اش، بحران در هویت فردی و عدم تعلق است.<br>نیروی جسمانی بدون تعقل دارد. او قلابی دارد که به او احساس تعلق می دهد و بعد از، از دست دادنش انگار هویتیش را از دست داده و مدام دنبال هویت می گردد، به یک کلیسا پناه می برد و جالب اینجاست، مردم کلیسا حتی او را نمی بیند. ینک در جامعه هم دنبال هویت است ولی حتی در زندان هم جایی ندارد و مرگ تنها جاییست که او را جذب می کند.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi320fq3ic">سبک‌ نگارش اونیل در نمایشنامه گوریل پشمالو</h2>
<p style="text-align:justify;">گوریل پشمالو در حقیقت تلفیقی است از عناصری از <b>ناتورالیسم</b>، <b>رئالیسم</b> و <b>اکسپرسیونیسم</b>. شخصیت اصلی نمایشنامه، ینک، با ستایشش از قدرت جسمانی و بی‌بهرگی از قدرت فکری یادآور شخصیت‌های رمان‌های ناتورالیستی است و بااین‌حال، تصویر نمایشنامه از جامعه و دیگر شخصیت‌ها به تمامی از فیلتر ذهن او به نمایش درمی‌آید که شاخصه اصلی مکتب اکسپرسیونیسم است. صحنه‌های نمایش با سرعت و ضرب‌آهنگ بالا عوض می‌شوند و نویسنده جایی به دیالوگ‌های پرطمطراق و طولانی نمی‌دهد. وی دنیای صنعتی را به صریح‌ترین شکل خود بیان می‌کند و در این میان از نماد‌ها نیز استفاده می‌کند. گوریل پشمالو را معمولا آخرین تراژدی بزرگ خلق‌شده در هنر نمایش می‌دانند. در کتاب‌های تاریخ ادبیات معمولا نمایشنامه اونیل بهترین نمونه تراژدی مدرن به حساب می‌آید.</p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>zahra.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Mon, 18 Dec 2023 10:57:53 +0330</pubDate>
</item><item turbo="true">
<title>تاریخ بیست ساله ایران در آیینه مدارک و مستندات</title>
<guid isPermaLink="true">https://ruydadiran.com/279029-تاریخ-بیست-ساله-ایران-در-آیینه-مدارک-و-مستندات.html</guid>
<link>https://ruydadiran.com/279029-تاریخ-بیست-ساله-ایران-در-آیینه-مدارک-و-مستندات.html</link>
<description>تاریخ بیست ساله ایران، اثری است هشت‌ جلدی که طی تلاش چهل و سه ساله حسین مکی به نگارش درآمده است و در آن مدارک و مستندات دست اول بسیاری گردآوری شده که به معرفی آن ها خواهیم پرداخت.</description>
<turbo:content><![CDATA[ <p style="text-align:justify;"><b>تاریخ بیست ساله ایران</b>، نام اثری است <b>هشت‌ جلدی</b> که طی تلاش <b>چهل و سه ساله</b> <b>حسین مکی</b> به نگارش درآمده است. این اثر که بخش‌هایی از مجلد نخست آن در سال ۱۳۲۱ در <b>روزنامه مهر ایران</b> منتشر می‌شده، سرانجام در سال ۱۳۶۴ به چاپ جلد نهایی رسیده‌ است. برخلاف نام کتاب، این اثر به شرح وقایع <b>۱۲۹۹ </b>تا <b>۱۳۲۳</b>، بیست و چهار سال، می‌پردازد. از سویی بخش‌های زیادی از کتاب که به سال‌های دهه ۱۳۲۰ و به خصوص دوران ملی شدن صنعت نفت مربوط می‌شود، صرف‌نظر از داوری‌های نویسنده، حاوی مدارک و مستندات فراوانی است که در منابع دیگر یافت نمی‌شود و همین نکته بر اعتبار آن می‌افزاید. در ادامه مطلب می توانید با این کتاب سترگ بیشتر آشنا شوید.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<div class="mce-toc">
<h2>فهرست مطالب</h2>
<ul>
<li><a href="#mcetoc_1hi48kn5g4u">ویژگی های شاخص کتاب تاریخ بیست ساله ایران</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hi48kn5g4v">جلد اول تاریخ بیست ساله ایران: کودتای ۱۲۹۹</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hi48kn5g50">جلد دوم کتاب تاریخ بیست ساله ایران: مقدمات تغییر سلطنت</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hi48kn5g51">جلد سوم کتاب تاریخ بیست ساله ایران: انقراض قاجاریه و تشکیل سلسله پهلوی</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hi48kn5g52">جلد چهارم تاریخ بیست ساله ایران: آغاز سلطنت دیکتاتوری پهلوی </a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hi48kn5g53">جلد پنجم تاریخ بیست ساله ایران: استحکام دیکتاتوری پهلوی</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hi48kn5g54">جلد ششم تاریخ بیست ساله ایران: استمرار دیکتاتوری رضاشاه پهلوی</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hi48kn5g55">جلد هفتم تاریخ بیست ساله ایران: شهریور ۱۳۲۰ و سقوط دیکتاتوری پهلوی</a></li>
<li><a href="#mcetoc_1hi48kn5g56">جلد هشتم تاریخ بیست ساله ایران: پس از سقوط دیکتاتوری و تحمیلات متفقین به ایران</a></li>
</ul>
</div>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi48kn5g4u">ویژگی های شاخص کتاب تاریخ بیست ساله ایران</h2>
<p style="text-align:justify;">از نظر جمع‌آوری مدارک کتبی و شفاهی مربوط به تاریخ معاصر ایران، کتاب نسبتاً جامعی است و در مواردی از منابع درجه اول به شمار می‌رود؛ به خصوص در زمانی که منابع محدود بوده و مثل امروز این اندازه مدارک و اسناد و خاطرات منتشر نشده نبود. از سویی بخش‌های زیادی از کتاب که به سال‌های دهه ۱۳۲۰ و به خصوص دوران ملی شدن صنعت نفت مربوط می‌شود، صرف‌نظر از داوری‌های نویسنده، حاوی مدارک و مستندات فراوانی است که در منابع دیگر یافت نمی‌شود و همین نکته بر اعتبار آن می‌افزاید. او از نزدیک در حوادث مربوط به<b> آذربایجان</b>، <b>شکل‌گیری حزب دموکرات قوام</b>، <b>امتیاز نفت و لایحه الحاقی</b>، <b>مذاکرات مجالس ۱۵، ۱۶، ۱۷</b>، <b>موضوع خلع ید و حوادثی که به کودتا انجامید</b> و همچنین حوادث سال‌های بعد قرار داشت. همه این حوادث در کتاب به تفصیل آمده است.</p>
<p style="text-align:justify;">قلم روان، نثر ساده و محتوای افشاگرانه و بی‌پروای مکی باعث استقبال از این کتاب هم در میان عامه مردم و هم در میان اصحاب قلم و فرهنگ گردید. در بسیاری از جراید پرمخاطب تهران همچون کیهان، اطلاعات، ستاره، مهرایران، امید و شفق  مقالاتی در نقد و بررسی تاریخ بیست ساله منتشر شد. این کتاب آن قدر پر آوازه شد که شورای عالی فرهنگ را مجاب کرد تا نشان علمی وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه را در شهریور ماه ۱۳۲۳ به حسین مکی اعطا کند. ساختار شکلی نامنظم و فقدان روش و چارچوب نظری در کنار حجم بالای اطلاعات،  مهم‌ترین ایرادی است که می‌توان به آثار مکی و به ویژه تاریخ بیست ساله وارد دانست. به گونه‌ای که گاه خواننده احساس می‌کند در حال خواندن مجموعه‌ای از خاطرات، رخدادها و نقل قول‌های پراکنده است.</p>
<p style="text-align:justify;">عناوین مجلدات این مجموعه به شرح زیر است: جلد اول:  کودتای ۱۲۹۹، جلد دوم: مقدمات تغییر سلطنت، جلد سوم: انقراض قاجاریه و تشکیل سلسله پهلوی، جلد چهارم: آغاز سلطنت دیکتاتوری پهلوی، جلد پنجم: استحکام دیکتاتوری رضا شاه پهلوی، جلد ششم: استمرار دیکتاتوری رضا شاه پهلوی، جلد هفتم: شهریور ۱۳۲۰ و سقوط دیکتاتوری پهلوی، جلد هشتم: پس از سقوط دیکتاتوری و تحمیلات متفقین به ایران.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi48kn5g4v">جلد اول تاریخ بیست ساله ایران: کودتای ۱۲۹۹</h2>
<p style="text-align:justify;">جلدهای اول تا سوم این مجموعه در آغاز از مرداد ۱۳۲۱ در روزنامه مهر به صورت روزانه و سلسله مقاله منتشر می‌شد. آن گاه به صورت کتاب فراهم آمد و جلد اول آن نخستین بار در سال ۱۳۲۳ ش انتشار یافت .جلد اول که به بررسی کودتای ۱۲۹۹ اختصاص یافته وقایع و حوادث ایران از زمان انتصاب مشیرالدوله به ریاست وزرایی تا بهمن ۱۳۰۰ ش و عزیمت احمدشاه به اروپا را در بردارد، و طی آن از سقوط کابینه وثوق‌الدوله، تشکیل کابینه مشیرالدوله و کابینه سپهسالار و کودتای ۱۲۹۹ ش و کابینه قوام‌السلطنه و کابینه دوم مشیرالدوله سخن می‌رود. مطالب این جلد در سه فصل با عناوین مقدمات کودتا، روند کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و وقایع بعد از کودتا تدوین شده که مهم‌ترین مباحث آن بدین قرار است :زمامداری مشیرالدوله، قیام خیابانی ;قیام چاکوتاهی‌ها و تنگستانی‌ها علیه انگلیسی‌ها، علل سقوط کابینه مشیرالدوله، کابینه سپهدار، روابط ایران و شوروی و قرارداد، ۱۹۲۱ نامزدهای کودتا، حرکت سید ضیاء‌الدین از تهران به قزوین، رابطه کودتا با سیاست عمومی خاورمیانه، ملاقات رضاخان با آیرن ساید، کودتای ۱۲۹۹ و تصرف تهران، توقیف شدگان، ریاست وزرایی سید ضیاء‌الدین، افکار سید ضیاء‌الدین، علت توجه احمدشاه نسبت به سردار سپه، الغای قرارداد ایران و انگلیس، اولین بحران کابینه سیاه، اقدامات کابینه سید ضیاء‌الدین، تیرگی روابط سید ضیاء‌الدین و سردار سپه، سقوط کابینه سید ضیاء‌الدین، تشکیل کابینه قوام‌السلطنه، اوضاع گیلان و اعلام جمهوری توسط میرزا کوچک خان، اقدامات سردار سپه در کابینه قوام‌السلطنه، دورنمایی از زندگی مدرس، اقدامات کابینه قوام‌السلطنه، سرگذشت کلنل محمدتقی‌خان پسیان و اوضاع خراسان، خاتمه نهضت جنگل ;اعطای امتیاز نفت شمال به کمپانی استاندارد اویل آمریکایی، اقدامات سردار سپه برای متحدالشکل کردن لباس ژاندارم و قزاق، استعفای قوام‌السلطنه و تشکیل کابینه مشیرالدوله. نویسنده در بخش پایانی تعدادی از اسناد نو یافته مربوط به حوادث دوران مورد بحث را در بخشی جداگانه با عنوان "ملحقات و اضافات "ضمیمه ساخته است. کتاب با عکس‌هایی از چهره‌های سیاسی دوران یاد شده همراه است. در پایان نیز فهرست اعلام درج گردیده است.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703099628_img__.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt="طرح جلد اول کتاب تاریخ بیست ساله ایران حسین مکی">
<figcaption>طرح جلد اول کتاب بیست ساله ایران حسین مکی </figcaption>
</figure>
<p style="text-align:justify;"></p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<table border="1" style="height:92.8335px;border-collapse:collapse;width:74.7673%;">
<tbody>
<tr style="height:18.5667px;">
<td style="width:50%;height:18.5667px;">نام کتاب</td>
<td style="width:50%;height:18.5667px;">تاریخ بیست ساله ایران</td>
</tr>
<tr style="height:18.5667px;">
<td style="width:50%;height:18.5667px;">نام مولف</td>
<td style="width:50%;height:18.5667px;">حسین مکی</td>
</tr>
<tr style="height:18.5667px;">
<td style="width:50%;height:18.5667px;">شماره مجلد</td>
<td style="width:50%;height:18.5667px;">اول</td>
</tr>
<tr style="height:18.5667px;">
<td style="width:50%;height:18.5667px;">ناشر</td>
<td style="width:50%;height:18.5667px;">علمی</td>
</tr>
<tr style="height:18.5667px;">
<td style="width:50%;height:18.5667px;">سال چاپ</td>
<td style="width:50%;height:18.5667px;">چاپ ششم سال 1380</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi48kn5g50">جلد دوم کتاب تاریخ بیست ساله ایران: مقدمات تغییر سلطنت</h2>
<p style="text-align:justify;">در جلد دوم با عنوان «مقدمات تغییر سلطنت» مقدمات انقراض سلطنت قاجاریه شرح داده شده و در آن از وقایع سیاسی پس از سفر دوم احمدشاه به اروپا، کابینه دوم مشیرالدوله، كابینه دوم قوام السلطنه و مستوفی الممالک، آخرین کابینه مشیرالدوله، سفر سوم احمدشاه به اروپا، اولین کابینه سردار سپه و سرانجام جریان مربوط به طرح جمهوری و شایعه آن یاد شده است، مؤلف در مقدمه این جلد کودتای سوم حوت را که منجر به تغییر سلطنت گردید نتیجه کشمکش وزارت خارجه لندن و دربار پطرزبورگ قلمداد کرده است.</p>
<figure class="image"><a href="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/1703099871_img__.jpg" class="highslide" rel="external noopener noreferrer"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703099871_img__.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt=""></a></figure>
<p style="text-align:justify;"></p>
<table style="border-collapse:collapse;width:100%;" border="1">
<tbody>
<tr>
<td style="width:49.6381%;">نام کتاب</td>
<td style="width:49.6381%;">تاریخ بیست ساله ایران</td>
</tr>
<tr>
<td style="width:49.6381%;">نام مولف</td>
<td style="width:49.6381%;">حسین مکی</td>
</tr>
<tr>
<td style="width:49.6381%;">شماره مجلد</td>
<td style="width:49.6381%;">دوم</td>
</tr>
<tr>
<td style="width:49.6381%;">ناشر</td>
<td style="width:49.6381%;">علمی</td>
</tr>
<tr>
<td style="width:49.6381%;">سال چاپ</td>
<td style="width:49.6381%;">چاپ ششم 1380</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi48kn5g51">جلد سوم کتاب تاریخ بیست ساله ایران: انقراض قاجاریه و تشکیل سلسله پهلوی</h2>
<p style="text-align:justify;">در جلد سوم با عنوان  انقراض قاجاریه و تشکیل سلسله پهلوی از صدارت رضاخان و مسافرت احمدشاه به اروپا و ادامه شایعه جمهوری خواهی، انقراض سلسله قاجاریه تشکیل مجلس مؤسسان و تأسیس سلسله پهلوی سخن به میان آمده است.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<figure class="image"><img src="https://cdn1.ruydadiran.com/uploads/posts/2023-12/thumbs/1703099730_img__.jpg" style="display:block;margin-left:auto;margin-right:auto;" alt="طرح جلد سوم کتاب تاریخ بیست ساله ایران حسین مکی">
<figcaption>طرح جلد سوم کتاب تاریخ بیست ساله ایران حسین مکی </figcaption>
</figure>
<p style="text-align:justify;"></p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi48kn5g52">جلد چهارم تاریخ بیست ساله ایران: آغاز سلطنت دیکتاتوری پهلوی </h2>
<p style="text-align:justify;">جلد چهارم تاریخ بیست ساله ایران با نام آغاز سلطنت دیکتاتوری پهلوی از آغاز تحلیف و تاجگذاری رضاشاه شروع می‌شود و با شرح و گزارش مفصل وقایع تا خاتمه مجلس دوره ششم ادامه می‌یابد. مباحث اصلی جلد حاضر از این قرار است: آغاز سلطنت دیکتاتوری پهلوی مراسم تحلیف پهلوی، مراسم تاجگذاری، جواهرات سلطنتی، معاهده نامه ودادیه مابین ایران و ترکیه، فاجعه مدینه منوره، علت روی کار آمدن کابینه مستوفی، دوره ششم مجلس شورای ملی، شورش مراوه تپه و سلماس، توطئه سوء‌قصد به جان مدرس، استیضاح از دولت مستوفی، ساختمان راه آهن سراسری، واقعه قم درگیری با روحانیت، استعفای کابینه و تشکیل کابینه هدایت، تیرگی روابط ایران و ترکیه، عضویت ایران در جامعه ملل، خاتمه کنترات دکتر میلسپو، اختلاف بین ایران و شوروی، الغای حق کنسولی (کاپیتولاسیون)، قیام حاج آقا نورالله، کشف کمیته سری اعدام سرهنگ پولادین، لایحه ثبت املاک، قتل سرلشکر طهماسبی، انحلال عدلیه، تاسیس بانک ملی ایران و تاریخچه آن، خاتمه مجلس دوره ششم، قرارداد گمرکی. در پایان این جلد "ملحقاتی "شامل یادداشت آقای محمد دادور فرزند وثوق‌السلطنه که زمانی والی خراسان بوده چاپ گردیده است. کتاب با عکس‌هایی از رضاشاه و برخی چهره‌های سیاسی، تصاویر اسناد و نمونه اسکناس‌های دوره رضاشاه همراه شده با فهرست اعلام به پایان می‌رسد.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi48kn5g53">جلد پنجم تاریخ بیست ساله ایران: استحکام دیکتاتوری پهلوی</h2>
<p style="text-align:justify;">جلد پنجم تاریخ بیست ساله ایران با عنوان استحکام دیکتاتوری پهلوی در سال ۱۳۶۲ منتشر شد. این جلد شرح تمهیداتی است که رضاشاه برای استحکام دیکتاتوری و برقراری حکومت خود بکار بست. اقداماتی که کشتن مدرس، فرخی یزدی و سردار اسعد تنها بخشی از آن بود. اهم مباحث و رویدادهای این جلد بدین شرح است: بحرین و حاکمیت ایران، اعتراض ایران به انگلستان درباره بحرین، اسناد مالکیت ایران بر بحرین، تظلم بحرینی‌ها به دولت ایران و نام‌های اهالی بحرین، بحرین در چنگال انگلیس، الغا کاپیتولاسیون، مبادله عهدنامه‌های جدید، عهدنامه ودادیه و تامینیه بین ایران و افغانستان، آبله کوبی اجباری، افتتاح دوره هفتم مجلس، کابینه دوم هدایت، انتخابات تهران در دوره هفتم، توقیف و تبعید مدرس، کلاه پهلوی، لباس متحدالشکل،  لایحه قانونی اعزام محصلین، مالیات مستقیم، اقلیت دوره هفتم، پایان عمر و سرانجام زندگی فرخی، توقیف وزیر مالیه، علت گرفتاری و قتل نصرت‌الدوله،  زندان قصر، دستگیری دوست محمدخان، فوت سلطان احمدشاه ;اولین بودجه تفصیلی کل کشور، افتتاح دوره هشتم مجلس شورای ملی، ختم غائله سیمیتقو، پایان دوره هشتم مجلس، فوت مستوفی الممالک، جنگ تامرادی و علت آن، ماشین امضاء و چگونگی امور در کابینه هدایت، قتل عبدالحسین دیبا، قانون اوزان و مقیاس‌ها، محاکمه تیمورتاش و امین‌التجار اصفهان، قتل تیمورتاش، الغای امتیاز دارسی و قرارداد ۱۹۳۳، برکناری و قتل سردار اسعد وزیر جنگ. کتاب با عکس‌هایی از اسناد و شخصیت‌های سیاسی و اداری دوران مورد بحث همراه شده با نمایه اسامی، همچنین یادداشتی به قلم دکتر ملک‌زاده (پسر ملک‌المتکلمین) درباره فوت مشکوک مستوفی الممالک به پایان می‌رسد.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi48kn5g54">جلد ششم تاریخ بیست ساله ایران: استمرار دیکتاتوری رضاشاه پهلوی</h2>
<p style="text-align:justify;">جلد ششم "تاریخ بیست ساله ایران "که نخستین بار در سال ۱۳۶۲ انتشار یافته "استمرار دیکتاتوری رضاشاه پهلوی "نام دارد. در این جلد از کشتارها و تمهیدات رضاشاه به منظور استمرار قدرت مطلقه خود و جمع‌آوری املاک و ثروت، سخن رفته است .مطالب این مجلد تا وقایع سال‌های جنگ دوم جهانی ادامه می‌یابد که در این سال پایه‌های قدرت رضاشاه متزلزل می‌شود. جلد حاضر با این مباحث شکل گرفته است: ثروت رضاشاه و چگونگی جمع‌آوری آن، املاک و اموال به چه کیفیت به دست آمده: از بودجه شهرداری، تصرف املاک مردم، فروش خالصجات دولت، کوچاندن عشایر و ایلات،  رفتار مامورین املاک شاهی با مردم، رضاشاه در مشهد، مسافرت پهلوی به ترکیه، سلب حقوق نمایندگان ایلات، افتتاح دانشکده فنی، یکی شدن ساعات در کشور، کابینه فروغی، تاسیس فرهنگستان، افتتاح دوره دهم مجلس، فرار سرلشکر آیرم رییس شهربانی کل، تغییر کلاه و لباس، ایجاد محدودیت روحانیون، ره‌آورد سفر ترکیه، رفع حجاب، استعفای فروغی و تشکیل کابینه جم، اعدام اسدی نایب التولیه آستان قدس،  انعکاس کشف حجاب، فاجعه مشهد، ماه‌های شمسی به جای ماه‌های قمری، اولین جشن نوروزی با لباس رسمی، راه آهن شمال، اعطای امتیاز نفت به کمپانی‌های آمریکایی، خودکشی یا قتل داور، اولین قطار راه آهن شمال، همبستگی ایران با همسایگان، پیمان سعدآباد، افتتاح دوره یازدهم مجلس، گشایش تونل کندوان،  کشف شبکه کمونیستی، عروسی ولیعهد، ایجاد بانک رهنی، سرشماری، گشایش دوازدهمین دوره قانونگذاری، آغاز جنگ دوم جهانی، بی طرفی ایران در جنگ برکناری دکتر متین دفتری و ریاست وزرایی منصور چگونه از تجزیه ایران جلوگیری شد. در لابه‌لای صفحات این جلد نیز عکس‌هایی از رجال سیاسی و اداری دوران رضاشاه به چاپ رسیده و در صفحات پایانی فهرست اعلام آمده است.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi48kn5g55">جلد هفتم تاریخ بیست ساله ایران: شهریور ۱۳۲۰ و سقوط دیکتاتوری پهلوی</h2>
<p style="text-align:justify;">جلد هفتم با عنوان شهریور ۱۳۲۰ و سقوط دیکتاتوری پهلوی شامل دو بخش است. در بخش اول به وقایع قبل از شهریور و مکاتبات وزارت خارجه با سران متفقین، و در بخش دوم به شرح سقوط دیکتاتور و ورود متفقین به ایران و استعفا و خروج رضاشاه از ایران پرداخته شده است.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<h2 style="text-align:justify;" id="mcetoc_1hi48kn5g56">جلد هشتم تاریخ بیست ساله ایران: پس از سقوط دیکتاتوری و تحمیلات متفقین به ایران</h2>
<p style="text-align:justify;">جلد هشتم با عنوان تاریخ بیست ساله ایران با مقدمه‌ای مفصل آغاز سپس از برکناری رضاشاه، درگذشت او در تبعید، چگونگی انتقال جسد او، درخواست مردم برای تجدید انتخابات مجلس سیزدهم، ایران در جنگ جهانی، کابینه های فروغی و سهیلی و قوام السلطنه و حضور سران متفقین در تهران گفتگو شده است.</p>
<p style="text-align:justify;"></p>
<p style="text-align:justify;">مولف در مقدمه این کتاب آورده است که این کتاب برای نسل جوان که می‌خواهد با نظری صائب و دقیق درباره سیاست عمومی اخیر ایران و تمایلات دول خارجی نسبت به این کشور و سرچشمه حوادث معاصر و آینده قضاوت کند امیدوارم راهنمای خوبی باشد که بتواند سیاست کلی دوره اخیر ایران را با علل و منابع آن شرح دهد و جوانان امروز را که زمامداران و مسؤلین فردایند به حقایق اوضاع آشنا سازد. مهمترین پاداش نگارنده نیز همین خواهد بود که نتیجه زحمات ممتد طاقت فرسایم بتواند نسل جوان را راهنمایی کند و منعی باشد که افق تاريك تاريخ دوره اخیر را روشن سازد.</p> ]]></turbo:content>
<category>ادبیات</category>
<dc:creator>zahra.aghaei</dc:creator>
<pubDate>Mon, 18 Dec 2023 10:49:27 +0330</pubDate>
</item></channel></rss>