کد: 83365 | 31 خرداد 1400 ساعت 19:56
انعکاس فرهنگ ژاپن امروز در چند رمان ژاپنی
رویداد ایران- لیلا شهبازیان: ژاپن فرهنگ اجتماعی منحصربهفردی دارد که یکی از وجوه آن درآمیختگی بسیار با فرهنگ شرکتها و سازمانهای تجاری در آن کشور است. این موضوع در رمانهای ژاپنی نیز منعکس میشود و شناخت فرهنگ ژاپن از این رهگذر خالی از لطف نیست. در اینجا به دو رمان اشاره میکنیم که در این زمینه قابل ارزیابیاند:
زن فروشگاه رفاه؛ نوشته سایاکا موراتا
وقتی کیکو فوروکورا داشت بزرگ میشد، همیشه احساس میکرد که حتی در خانواده خودش نیز غریبه است. اما هنگامی که این ساکن توکیو در فروشگاه رفاه اسمایلمارت شروع به کار کرد، سرانجام احساس میکند خانه خودرا یافته است. برای اولین بار، او «قوانین» تعامل اجتماعی را میفهمد - که اتفاقاً در کتابچه راهنمای فروشگاه نیز توضیح داده شده است. او در لباس پوشیدن، بازیگری و صحبت مانند همکارانش متخصص میشود. تا 36 سالگی، او 18 سال است که با خوشحالی در فروشگاه کار میکند. اما حالا که خانواده و همکارانش او را تحت فشار قرار داده اند تا ازدواج کند و یک کار حرفه ای مناسب را شروع کند، کیکو خود را بین ماندن با آنچه دوست دارد و تلاش برای برآورده کردن انتظارات دیگران گرفتار میبیند.
در واقع فروشگاههای رفاه (convenience store) بخش تعجب آور فرهنگ ژاپنی است. اغلب این فروشگاهها، اولین و آخرین مکانی که گردشگرانی که به ژاپن سفر میکند، از آن بازدید میکنند و بازدیدکنندگان و ساکنان هر روز بدون حتی تلاش خود را در یک فروشگاه رفاه پیدا میکنند.
این رمان ضمن ترسیم فضای میخکوبکننده یک فروشگاه رفاه ژاپنی سبکی از مواجه با آن را در تعدیل و تجربه این فروشگاهها و انتظارتی که از آنها میرود، را در ذهن خواننده متبادر میکند. همچنین احساس فرهنگ کار و فشارهای مطابقت در ژاپن مدرن را نیز در این رمان میتوان بخوبی دید.
کشور برفی؛ نوشته یاسوناری کاواباتا
ساکن ثروتمند و متاهل توکیو، شیمامورا، یک علاقهمند به بازدیدهای مکرر از یک چشمه آب گرم در سواحل برفی غربی ژاپن است. در یکی از دیدارهای خود، شیمامورا با کوماکو، یک گیشای جوان ملاقات میکند و با وجود آنکه قانون گیشاها را از برقراری روابط عاطفی با مشتریانشان منع کرده، اما شیمامورا و کوماکو پیوندی برقرار میککند. گیشاها زنان جوانیاند که در هتلها و اقامتگاههای ژاپن و عموما آسیای شرقی به عنوان مهماندار استخدام میشوند تا با گپ زدن و آوازخواندن مشتریان مرد اقامتگاه را در مدت حضورشان سرگرم کنند. در حالی که ارادت شیمامورا به کوماکو خالی از تناقض نیست، کوماکو کاملا متعهد به شیمامورا میشود و خصوصیترین قسمتهای زندگی خود را برای او آشکار میکند. این دو عاشق، گرچه کاملاً آگاهند از این که رابطه شان به لحاظ قانونی عاقبت خوشی ندارد، ترجیح میدهند عاشقانه خود را ادامه دهند و با هر عواقبی که پیش میآید زندگی کنند. این کتاب یک روایت دقیقی است از عشق، انزوا و تنهایی از دیدگاه ژاپنی.
زن فروشگاه رفاه؛ نوشته سایاکا موراتا
وقتی کیکو فوروکورا داشت بزرگ میشد، همیشه احساس میکرد که حتی در خانواده خودش نیز غریبه است. اما هنگامی که این ساکن توکیو در فروشگاه رفاه اسمایلمارت شروع به کار کرد، سرانجام احساس میکند خانه خودرا یافته است. برای اولین بار، او «قوانین» تعامل اجتماعی را میفهمد - که اتفاقاً در کتابچه راهنمای فروشگاه نیز توضیح داده شده است. او در لباس پوشیدن، بازیگری و صحبت مانند همکارانش متخصص میشود. تا 36 سالگی، او 18 سال است که با خوشحالی در فروشگاه کار میکند. اما حالا که خانواده و همکارانش او را تحت فشار قرار داده اند تا ازدواج کند و یک کار حرفه ای مناسب را شروع کند، کیکو خود را بین ماندن با آنچه دوست دارد و تلاش برای برآورده کردن انتظارات دیگران گرفتار میبیند.
در واقع فروشگاههای رفاه (convenience store) بخش تعجب آور فرهنگ ژاپنی است. اغلب این فروشگاهها، اولین و آخرین مکانی که گردشگرانی که به ژاپن سفر میکند، از آن بازدید میکنند و بازدیدکنندگان و ساکنان هر روز بدون حتی تلاش خود را در یک فروشگاه رفاه پیدا میکنند.
این رمان ضمن ترسیم فضای میخکوبکننده یک فروشگاه رفاه ژاپنی سبکی از مواجه با آن را در تعدیل و تجربه این فروشگاهها و انتظارتی که از آنها میرود، را در ذهن خواننده متبادر میکند. همچنین احساس فرهنگ کار و فشارهای مطابقت در ژاپن مدرن را نیز در این رمان میتوان بخوبی دید.
کشور برفی؛ نوشته یاسوناری کاواباتا
ساکن ثروتمند و متاهل توکیو، شیمامورا، یک علاقهمند به بازدیدهای مکرر از یک چشمه آب گرم در سواحل برفی غربی ژاپن است. در یکی از دیدارهای خود، شیمامورا با کوماکو، یک گیشای جوان ملاقات میکند و با وجود آنکه قانون گیشاها را از برقراری روابط عاطفی با مشتریانشان منع کرده، اما شیمامورا و کوماکو پیوندی برقرار میککند. گیشاها زنان جوانیاند که در هتلها و اقامتگاههای ژاپن و عموما آسیای شرقی به عنوان مهماندار استخدام میشوند تا با گپ زدن و آوازخواندن مشتریان مرد اقامتگاه را در مدت حضورشان سرگرم کنند. در حالی که ارادت شیمامورا به کوماکو خالی از تناقض نیست، کوماکو کاملا متعهد به شیمامورا میشود و خصوصیترین قسمتهای زندگی خود را برای او آشکار میکند. این دو عاشق، گرچه کاملاً آگاهند از این که رابطه شان به لحاظ قانونی عاقبت خوشی ندارد، ترجیح میدهند عاشقانه خود را ادامه دهند و با هر عواقبی که پیش میآید زندگی کنند. این کتاب یک روایت دقیقی است از عشق، انزوا و تنهایی از دیدگاه ژاپنی.
