کد: 693 | 10 اردیبهشت 1397 ساعت 09:27
مهمترین مجله فکاهه تاریخ روزنامهنگاری ایران
دفتر مؤسسه توفیق در خیابان استانبول، ضلع غربی خیابان لالهزار شماره 128 قرار داشت. روزنامه، هفتهنامه، ماهنامه، سالنامه و کتاب توفیق برای دههها در این محل چاپ میشد؛ تا سال 1350.
به گفته فریده توفیق توالت توفیق پر بود از شعار و نوشته! انگار تنها برای رفع حاجت آن جا نمی رفتند بلکه گاه برای مطالعه سر از مستراح در میآوردند. از آنجا هم بهعنوان «مرکز مطالعات فکاهی» یاد میکردند. جلسات تحریریه در روز خاص و ساعت معین برپا میشد. در فاصله هر جلسه نیز فشرده اخبار مهم مطبوعات، رادیو، تلویزیون و حتی شایعهها فهرست میشد، به تعداد افراد جلسه تکثیر میشد. کنار فشرده خبرها هم کاغذ، قلم، مداد، پاککن و مدادتراش میگذاشتند.
بر اساس خبرها در سکوت لابد با نوک مدادهای زیر لب به سوژهها فکر میکردند. برای اعضای جلسه نیز یونیفورم خاصی طراحی شده بود، به رنگ سرمهای، کلاهی نیز بافته شده بود، کاسهای به سیاق کلاه توفیق بنیانگذار مؤسسه، بعد فکر کردن سوژهها نوشته و طراحی میشد. بعد نوبت میرسید به رد و قبول مطالب نوشته شده؛ اگر مطلب قبول میشد اما بهدلیل سانسور دولتی غیر قابل چاپ بود با مُهر تند سیاسی، تند مذهبی، تند جنسی بایگانی میشد. آرشیو بزرگی از کارهای خلاق و جذاب در آن سالها در مجله توفیق درست شده بود، که مجال نشر پیدا نکردند. به گفته فریده توفیق در سال 1358 در بلبشو و بینظمیهای بعد انقلاب همه از بین رفتند.
مجله توفیق از 1302 تا چهل و هشت سال بعد، در دورههایی توقیف شد و وقتی توفیق، توقیف میشد یا موقتاً به محاق میرفت پرچم مجله نیم افراشته در نمایندگیهای آن مجله بالا میرفت. پرچم یکی از دهها نشان و نمادی بود که در مجله توفیق به کار گرفته میشد. گوشهای از پرچم، عکس مرد و زنی بود سوار بر خری که پشتسرشان هم بچه میمونی سوار بود. شوخی و گاه لودگی از ویژگیهای کار و فعالیت در توفیق بود.
توفیق چهل و هشت سال عمر کرد و نه تنها با مردم و عادتهای بد ایرانیها که بسیاری وقتها با صاحبان قدرت شوخی کرد تا بلکه افراد اعم از رعیت و صاحب قدرت متوجه اشتباههایشان شوند.
بر اساس خبرها در سکوت لابد با نوک مدادهای زیر لب به سوژهها فکر میکردند. برای اعضای جلسه نیز یونیفورم خاصی طراحی شده بود، به رنگ سرمهای، کلاهی نیز بافته شده بود، کاسهای به سیاق کلاه توفیق بنیانگذار مؤسسه، بعد فکر کردن سوژهها نوشته و طراحی میشد. بعد نوبت میرسید به رد و قبول مطالب نوشته شده؛ اگر مطلب قبول میشد اما بهدلیل سانسور دولتی غیر قابل چاپ بود با مُهر تند سیاسی، تند مذهبی، تند جنسی بایگانی میشد. آرشیو بزرگی از کارهای خلاق و جذاب در آن سالها در مجله توفیق درست شده بود، که مجال نشر پیدا نکردند. به گفته فریده توفیق در سال 1358 در بلبشو و بینظمیهای بعد انقلاب همه از بین رفتند.
مجله توفیق از 1302 تا چهل و هشت سال بعد، در دورههایی توقیف شد و وقتی توفیق، توقیف میشد یا موقتاً به محاق میرفت پرچم مجله نیم افراشته در نمایندگیهای آن مجله بالا میرفت. پرچم یکی از دهها نشان و نمادی بود که در مجله توفیق به کار گرفته میشد. گوشهای از پرچم، عکس مرد و زنی بود سوار بر خری که پشتسرشان هم بچه میمونی سوار بود. شوخی و گاه لودگی از ویژگیهای کار و فعالیت در توفیق بود.
توفیق چهل و هشت سال عمر کرد و نه تنها با مردم و عادتهای بد ایرانیها که بسیاری وقتها با صاحبان قدرت شوخی کرد تا بلکه افراد اعم از رعیت و صاحب قدرت متوجه اشتباههایشان شوند.
