درباره ما نسخه آزمایشی | شنبه، 30 خرداد 1405

کد: 57301 | 02 دی 1399 ساعت 13:16

نوای جاودانه؛ رسوای زمانه

این گفتگو سال‌ها پیش با استاد همایون خرم انجام شده است. کامران مالکی که خود در زمینه موسیقی فعال است، به واسطه حضور در خانواده‌ای هنرمند و ارتباط طولانی با استاد قوامی که عموی مادرش بوده است، از نزدیک با فعالیت تعدادی از اساتید تراز اول موسیقی ایران آشنا شده است. در این گفتگو تلاش شده روایت استاد خرم از بخشی از تاریخ جاودان موسیقی ایران را به روایت اول شخص بخوانیم.

نوای جاودانه؛ رسوای زمانه


رویداد امروز - کامران مالکی: خالق تو ای پری کجایی 8 سال قبل مروری کرد بر زندگی و زمانه خود. روزگاری که یادگاری‌های ماندگاری برای فرهنگ و موسیقی ما به ارمغان آورد.

استاد همایون خرم در گفتگویی که چند روز پیش از سفر ابدی‌اش داشت از تلاش برای انتقال حس درونی‌اش به آدم‌ها به‌عنوان هدف اصلی زندگی یاد کرد. در ادامه این گفتگوی پیش‌تر منتشر نشده را می‌خوانید:

«من می‌خواهم حس بیداری درونم را با نواختن به آدم‌ها انتقال دهم. دوست دارم برای تمامی مردم سرزمینم بنوازم. رو به رویشان بایستم و چشم در چشمشان بنوازم. یک شب را فارغ از همه دغدغه‌ها عاشق باشیم. در همه قطعات من هم عشق وجود دارد، موسیقی عشق محض است.» 

استاد همایون خرم با حرفه‌ای‌ترین خوانندگان دوران طلایی موسیقی ایران همکاری نزدیک داشته است. حسین قوامی، ایزدبانو، مرضیه، گلوریا روحانی، دلکش، شجریان، گلپا و ایرج از آن جمله‌اند. بااین‌حال نباید از یاد برد که “پروین زهرایی منفرد” تا چندین سال خواننده انحصاری آثار خرم محسوب می‌شد. سنگینی و بی‌پیرایگی صدای پروین قرینه سنگینی و بی‌پیرایگی ساز و نغمه خرم بود. علی‌رغم آن که برخی از کارهای خرم با صدای خوانندگان دیگر بازخوانی شده است، مشکل می‌توان گفت که درخشش و ظرافت بازخوانی‌ها به پای اجراهای گذشته برسد.

او در مورد روایتش از دوران زندگی می‌گوید: «من متولد سال ۱۳۰۹ خورشیدی در شهر بوشهر هستم. من را یکی از آخرین بازماندگان مکتب ابوالحسن صبا می‌دانند که بدون واسطه نزد او مشق موسیقی کرده بودم و تا چندی پیش به آهنگ‌سازی و اجرای زنده موسیقی می‌پرداختم. من به تشویق مادرم به موسیقی روی آوردم.»

استاد خرم انتخاب نام "همایون" از سوی خانواده‌اش را که نام یکی از دستگاه‌های موسیقی ایرانی است به دلیل علاقه ویژه‌ی آن‌ها به این هنر عنوان کرده بود.



«من نخستین قطعه موسیقی در رادیو را نیز در دستگاه همایون نواختم تا بدین ترتیب از تشویق‌های مادرم قدردانی کنم. من پس از حضور در دوره‌های آموزشی زنده‌یاد ابوالحسن خان صبا، در سن ۱۴ سالگی به‌عنوان جوان‌ترین نوازنده سولیست ویولن در دهه ۱۳۳۰ خورشیدی در رادیو حاضر شدم و به اجرای موسیقی پرداختم.»

از استاد خرم پیرامون رابطه رشته تحصیلی مهندسی برق با موسیقی پرسیدم:


«رشته من مهندسی برق بود و برای تحصیل در دانشگاه هم برگزیده شده بودم. من بسیار به نواختن موسیقی علاقه‌مند بودم و این رشته باعث نشد که از موسیقی فاصله بگیرم. من با برنامه‌های رادیویی ویژه موسیقی پیش از انقلاب همچون برنامه گل‌ها، گل‌های رنگارنگ، گل‌های تازه و شاخه گل به‌عنوان آهنگ‌ساز و نوازنده همکاری داشتم. از میان آثارم «تو ای پری کجایی»، «امشب در سر شوری دارم»، «ساغرم شکست ای ساقی»، «رسوای زمانه منم»، «آیا همه شما بی‌گناهید»، «اشک من هویدا شد»، «پیک سحری» و «آوای خسته دلان» می‌توانم یادگاری‌هایی از یک عمر هستند. در دهه‌های 20 تا 50 خورشیدی، با هنرمندانی مانند جواد معروفی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، مجید نجاحی، منصور صارمی، جهانگیر ملک و امیر ناصر افتتاح هم‌نوازی کرده‌ام.»



استاد خرم خاطره خلق ترانه جاویدان «تو ای پری کجایی» با صدای استاد قوامی را این‌گونه بازخوانی کرد: «در جاده شمال مشغول رانندگی بودم، نزدیک رامسر باغی بود، برای استراحت به آن باغ رفتم. بعد از کمی استراحت در باغ قدم می‌زدم که متوجه شخصی شدم که با صدای رسا می‌خواند. کمی جلوتر رفتم، ایستادم و گوش کردم. صدایی رسا و زیبا داشت، این صدا عالی بود. دیدم چند نفری دور هم نشسته‌اند و کسی که روبرو نشسته بود می‌خواند. هیچ‌کس احساس نمی‌کرد که او می‌خواند، چون دهانش تکان نمی‌خورد و متین و با وقار بود. نگاهش کردم. چهره‌اش آشنا بود. او را در سال 1345   در برنامه یونسکو برای منوهین نوازنده مشهور ویولن دیده بودم. او حسین قوامی بود. با او خاطرات آن برنامه که من نواختم و او تصنیفی خواند مرور کردیم. گفتم چقدر جالب است که من به این باغ بیایم، چنین صدای زیبایی را بشنوم و به‌سوی این صدا بیایم. من برای این صدای زیبا تصنیفی بسازم. گذشت و من به تهران برگشتم. 

بعد از دو ماه روزی با استاد ابتهاج دیداری داشتیم. پیشنهاد کرد آهنگی بسازم تا با برایش ترانه‌ای بسراید. ملودی تو ای پری کجایی از آن ترانه‌هایی بود که من به‌سرعت آن را نوشتم و به «سایه» دادم تا بر روی آن شعر بگذارد.»

این تصنیف در سال 1351 تنظیم شده و استاد خرم در زمینه انتخاب خواننده این اثر خاطرات را این‌گونه بازخوانی کرد: «من به استاد سایه گفتم این تصنیف باید با صدای یک مرد خوانده شود و من استاد قوامی را پیشنهاد دادم که به نظر من بهترین شخص است. سایه نظرش این بود که شاید صدایی بهتر از قوامی برای این تصنیف باشد. پیشنهاد دادم امتحان کنیم. از استاد قوامی خواستم برای آزمایش به استودیو رادیو برود که آن روز در رادیو آقایان نجاحی و مستعان رئیس رادیو تهران و خانم فخری نیکزاد دکلمه‌گر خوب کشورمان حضور داشتند. وقتی استاد قوامی خواند رو به سایه کردم. تصنیف با صدای حسین قوامی سازگار بود و همه قبول کردند و بعدها سایه به این انتخاب آفرین گفت. استاد قوامی در سن 61 سالگی با ارکستر بزرگ رادیو ملی ایران در استودیو رادیو این آهنگ را ضبط کرد. تا الان این آهنگ هنوز مورد قبول خیلی‌ها است و ماندگار مانده است.»

به استاد گفتم از سال 1352 که شما تصنیف تو ای پری کجایی را تنظیم کردید، بسیاری از خوانندگان قدیمی و جدید آن را به همان سبک و یا ریتمی جدید خوانده‌اند. به نظر شما کدام‌یک از خوانندگان آن را بهتر خوانده‌اند؟

استاد خرم بعد از کمی مکث این‌گونه ادامه داد: «می‌توانم شخص استاد قوامی را نام ببرم. بعد از آن آقای هوشمند عقیلی که کارش را خوب انجام داد و آقای محمد اصفهانی.»  

 

غوغای ستارگان در صفحات کتاب

«کتابم در دو جلد آماده شده است. جلد یک به چاپ رسیده که اسم آن غوغای ستارگان است و جلد دو قرار است تا چند ماه دیگر چاپ شود و در برج میلاد رونمایی خواهد شد.

اگر عمری برایم باقی باشد تا زنده‌ام، تا روزی که هستم، می‌خواهم همه چیز در تمامی برنامه‌هایم پیش برود. در فرصتی که در باقی‌مانده عمر دارم، موسیقی جهانی است که می‌خواهم آن را کشف کنم، پس بازهم تجربه‌اش خواهم کرد.»

«من در تنظیم نوشته‌هایم وسواس شدیدی دارم. مواقعی می‌شود 30 تا 100 ورق کاغذ می‌نوشتم، از آنها راضی نبودم، پاره‌اش می‌کردم، دوباره آن را می‌نوشتم و آن‌قدر این کار را انجام می‌دادم تا چیزی را که دلخواهم بود به دست می‌آمد؛ چون اگر غیر از این می‌شد دیگر همایون خرم معنی نداشت. باید کارم تنظیم و به نحو احسن درست می‌شد تا ماندگار شود.»

استاد پیرامون تلاش برای حذف ویولن از موسیقی ایرانی ادامه داد: «پیانو هم سازی غربی است، برخی از کارهای جواد معروفی و یا سایر اجراکنندگان پیانو را می‌توان از رادیو و تلویزیون شنید. ساز، وسیله‌ای برای بیان احساس است و اگر سازی از عهده انتقال احساس برنیاید، آن ساز به درد موسیقی نمی‌خورد. کمانچه، سازی است با صدای ملیح که در نوع خودش بسیار خوب است، ولی صدای ویولن افشاری اگر از کمانچه شنیده شود با هم فرق بسیار دارند، یعنی"سونوریته" آن ساز با کمانچه فرق دارد و این به سلیقه اشخاص بستگی دارد و در این مورد انتخاب با شنونده است. اما من برای حذف ویولن دلیلی نمی‌بینم. یعنی آن را منطقی نمی‌دانم. ویولن در پنجاه سال پیش به‌عنوان یک ساز از غرب آمده، ولی وقتی این ساز به دست استاد صبا افتاد و وقتی مرحوم علی‌نقی وزیری باتوجه‌به موسیقی ایرانی و تکنیک مخصوص آن کارهایی برای ویولن نوشت و بعد هم استاد صبا کارهای زیادی را از روی کمانچه به ویولن آورد و نوع آرشه کشی روی کمانچه را بر روی ویولن تغییر داد، به این علت بوده است که باتوجه‌به اصالت موسیقی ایرانی تغییراتی در نحوه اجرا صورت دهد. این ساز از غرب آمده ولی به یک ساز دلخواه برای اجرای موسیقی ایرانی با همه ظرافت‌هایش بدل شده است و اصولا لذتی که مردم ایران از این ساز می‌برند اگر بیشتر نباشد، کمتر از سازهای دیگر نیست. ویولن امکاناتی دارد که بعضی سازها ندارند. مثلا سازهای مضرابی نمی‌توانند ناله‌های خاص ویولن را اجرا کنند، سنتور که نمی‌تواند گلیساندو، یعنی آن مالش‌های ویژه که ناله‌های خاص را ایجاد می‌کند به مفهوم عمیق داشته باشد. من دلیل منطقی برای حذف ویولن نمی‌بینم. بهتر است آن را به نظر اهل‌فن و مردم ایران واگذار کنیم.»


غم موسیقی ایرانی، غم تنهایی بشر است

«برخی می‌گویند موسیقی ایرانی غمگین است. اما موسیقی ما غم شیون و ضجه نیست، این غم، غم از دست دادن‌ها است، غم تنهایی بشریت است، غم بی بنیادی است، غم عارفانه است و انواع این غم‌ها خالق نغمه‌های متعددی هستند و در تمام آن‌ها عشق خودنمایی می‌کند. 

یک آهنگ‌ساز می‌تواند با نغمه لازم و حرکت (ریتم) مناسب دو نوع احساس دلخواه خودش را القا کند. به‌عنوان‌مثال، می‌گویند: دشتی از غم‌انگیزترین مقامات موسیقی ماست، ولی مرحوم روح‌الله خالقی در همین دشتی سرود میهنی"ای ایران ای مرز پرگهر" را ساخته است، یعنی او یک آهنگ حماسی وطنی را در مقام دشتی ساخته است و شاعر نیز درک کرده که چه کلمات مناسب و آهنگینی بر روی آن بگذارد. مرحوم استاد علی‌نقی وزیری هم ای وطن را در دشتی ساخته و به همین نحو هنرمندانه عمل کرده است. یعنی در این مقام حزن‌انگیز نیز می‌توان یک موسیقی حماسی ساخت.

همین‌جا بد نیست بگویم که موسیقی ترانه‌ای بیشترین نفوذ را در میان مردم ایران داشته و دارد علت آن عجین بودن ادبیات ما با موسیقی ما است. یعنی آهنگ‌ساز هنرمند کسی است که می‌تواند ملودی زیبا و اصیل و درعین‌حال بکری را بسازد و برای اجرای آن به ارکستر رنگ‌آمیزی لازم را بدهد. بدون تغییر ماهیت اصیل آن و باتوجه‌به ادبیات غنی ایران در انتخاب کلمات و جملات موزون و آهنگین صاحب‌نظر باشد.»


موسیقی غنی ایران با 12 مقام

«موسیقی ایرانی دارای 12 مقام است، با استفاده از هنرمندان خلاق می‌توان آثار بسیار متنوع و زیبایی به وجود آورد. در ریاضی بحثی به‌عنوان ترکیب به نسبت اجزاء داریم، بدین معنی که تعداد ترکیب برابر فاکتوریل تعداد اجزایی است که در اختیار داریم و آهنگ‌سازی از نظر علمی بدون درنظرگرفتن فاکتورهای غیرفیزیکی مثل ذوق و استعداد، عبارت است از ترکیب اجزا یعنی اصواتی که در اختیار ماست.



گام ما 24 قسمت است، یعنی 24  صوت متفاوت در اختیار داریم. درحالی‌که گام در موسیقی غربی 12 قسمتی است به بیان ساده تعداد ترکیب در گام غربی فاکتوریل 12 است ولی موسیقی ایرانی فاکتوریل 24 است. یعنی یک ضرب در دو تا ضرب در 24، اگر دقت شود به اعداد بسیار عظیم و بزرگی می‌رسیم. 

تازه در این مورد ما انواع میزان و انواع چندتایی ترکیب، یعنی سازندگی‌ها را ثابت گرفته‌ایم. پس اگر هنرمندان خلاق و کاردان روی این موسیقی کار کنند، چه کارهای عظیم و متنوع و زیبایی می‌توان ساخت و برای این کار دانستن علم موسیقی روز نیز لازم است و این علم را باید در هر زمان بسط داد و علاوه بر علم، عشق به موسیقی و کار مستمر و دقیق و خالی از تقلید از شرایط لازم است.»

در پایان گفتگو قرار شد ادامه صحبت‌ها را در زمانی دیگر که حال استاد مناسب‌تر باشد ادامه دهیم که دست تقدیر جامعه موسیقی و هنر ایران را از حضور ایشان محروم کرد.




عکس خوانده نمی‌شود