درباره ما نسخه آزمایشی | پنج شنبه، 19 شهریور 1405

کد: 5635 | 21 مهر 1397 ساعت 15:49

عصر باز پیراستن «تفکر دینی»

دوران امامت امام محمد باقر(ع) در شرایطی آغاز شد که جامعه، بیش از گذشته، به تبیین مباحث دینی و فقهی نیاز داشت.
عصر باز پیراستن «تفکر دینی»


دوران امامت امام محمد باقر(ع) در شرایطی آغاز شد که جامعه، بیش از گذشته، به تبیین مباحث دینی و فقهی نیاز داشت. بی‌توجهی دستگاه خلافت اموی به امور دینی و بلکه، تلاش آن ها برای ضربه زدن به مبانی اعتقادی اسلام، باعث بروز انحرافات و گسترش نحله‌های فکری مختلف در جامعه شده بود. از یک سو، خوارج، با دیدگاه‌های بسته و خُشک خود، عرصه را بر زندگی و معاش مسلمانان تنگ می‌کردند و از سوی دیگر، مُرجئه، با دیدگاه‌های بیش از حد توام با تساهل و تسامح خود، راه را بر هر نوع تعدی و تعرض به ضروریات دینی، باز کرده بودند. در این شرایط، امام باقر(ع) با اتخاذ تمهیداتی همچون تربیت شاگردان مبرز و نیز، مناظره و منکوب کردن مدعیان، به تصفیه آموزه‌هایی پرداخت که ذیل عنوان اعتقادات و فقاهت اسلامی، در اختیار مردم و به ویژه تازه مسلمانان قرار گرفته بود. آن‌چه در پی می‌آید، فرازهایی از کتاب ارزشمند «حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام»، اثر استاد رسول جعفریان است که در آن ،به رویکردهای مبارزاتی امام باقر(ع) برای زدودن گرد انحراف از تفکر اسلامی، اشاره شده است.
عصر پدید آمدن مشرب‌های فقهی
سال های 94 تا 114 هجری قمری، دوران پیدایش مشرب‌های فقهی و اوج گیری نقل حدیث درباره تفسیر است. از علمای سایر مذاهب، کسانی مانند ابن شهاب زهری، مکحول، قتاده، هشام بن عروه و ... در زمینه نقل حدیث و ارائه فتوا، فعالیت می کردند. وابستگی عالمانی مانند زُهری، ابراهیم نخعی، ابوالزناد، رجاء بن حیاه که همگی کم و بیش به دستگاه حاکمیت اموی وابستگی داشتند، ضرورت احیای سنت واقعی پیامبر صلّی ا... علیه و آله را، به دور از شائبه های تحریف عمدی علمای وابسته، مطرح می کرد. امام باقر علیه السّلام، ضمن نامه ای به سعد الخیر، از علمای سوء شکایت فراوان می‌کند و می فرماید: « فاعرف أشباه الأحبار و الرّهبان الذین ساروا بکتمان الکتاب و تحریفه فما ربحت تجارتهم و ما کانوا مهتدین. ثم اعرف أشباههم من هذه الأمّه الذین أقاموا حروف الکتاب.»
توجه به علم فقه
با نگاهی به فراوانی روایات نقل شده در این دوران و شهرت علم فقه در میان محدثان این زمان، می توان گفت که علم فقه نزد سایر مذاهب از این دوره به بعد وارد مرحله تدوین خود شده است. فروکش کردن تنش‌های سیاسی پس از حادثه کربلا و شکست خوردن و از میان رفتن ابن زبیر و یکپارچه شدن حاکمیّت مروانیان، به ناچار بسیاری از علما را از صحنه سیاست دور کرد و به حوزه درس و حدیث سوق داد و آن ها را واداشت تا به شکلی، اختلاف روایات را حل کنند و فتوای فقهی برای مردم ارائه دهند. اولین بار، در سال 100 هجری، عمر بن عبد العزیز فرمان تدوین احادیث را خطاب به ابوبکر بن حزم صادر کرد. این خود بهترین شاهد است بر شروع تکاپوی فرهنگی سایر مذاهب، در آغاز قرن دوم، مقارن با دوران امامت امام باقر علیه السّلام. از این رو، امام احساس کرد که می بایست با ابراز و اشاعه نظرات فقهی اهل بیت(ع)، در برابر انحرافاتی که به دلایل مختلف، در احادیث سایر مذاهب رسوخ کرده بود، موضع‌گیری کند. دیدگاه‌های فقه شیعه، گرچه تا آن زمان به طور محدود و در حد اذان، تقیه، نماز میت و  ... روشن شده بود، اما با تلاش امام باقر علیه السّلام، قدم مهمی در این زمینه برداشته شد و یک جنبش فرهنگی تحسین برانگیز در میان شیعه به وجود آمد. در این عصر بود که شیعه تدوین فرهنگ خود را، شامل فقه، تفسیر و اخلاق، آغاز کرد.
فقر آگاهی و دانش در میان توده ها
پیش از آن در جامعه اسلامی، فقه و احادیث فقهی در حد گسترده و به طور کامل مورد بی اعتنایی قرار گرفته بود. بی خبری مردم زمانی به اوج خود رسید که فتوحات اسلام آغاز شد. زمامداران و مردم، طوری مشغول کشورگشایی و امور نظامی و مسائل مالی و  ... شدند که فعالیت علمی و تربیت دینی، به هیچ وجه جلب توجه نمی کرد. وقتی ابن عباس در آخر ماه رمضان در بصره که یکی از مراکز اصلی فتوحات بود، بر بالای منبر گفت: «أخرجوا صدقه صومکم؛ صدقه روزه(زکات فطره) را از مالتان خارج کنید»، مردم معنای حرف او را نمی فهمیدند، لذا ابن عباس گفت کسانی که از مردم مدینه در آن جا حاضرند، برخیزند و برای دیگران مفهوم صدقه صوم را توضیح دهند. پس از آن، در دوران بنی امیه، بر این ناآگاهی دینی به شدت افزوده شد؛ چنان‌که دکتر علی حسن می نویسد: «در دوران بنی امیه که به امور دینی توجه چندانی نمی شد، مردم نسبت به فقه و مسائل دینی آگاهی نداشتند و چیزی از آن نمی فهمیدند و تنها اهل مدینه بودند که از این‌گونه مسائل آگاهی داشتند.»
مجاهدت‌های امام پنجم(ع)
امام باقر علیه السّلام نماینده مکتب اهل بیت(ع) و از اولین بانیان فقه و تفسیر از دیدگاه مکتب شیعه است. از نظر این مکتب، دسترسی به علوم اصیل اسلامی، تنها از طریق اهل بیت(ع) که باب علم رسول خدا(ص) هستند، ممکن است و به همین دلیل، در کلمات امام باقر علیه السّلام، نمونه های فراوانی وجود دارد که ایشان مردم را دعوت به بهره گیری علمی از اهل بیت(ع) می‌کند و حدیث درست را تنها نزد آنان می داند. در روایتی آمده است که امام(ع) به سلمه بن کهیل و حکم بن عیینه می فرمود: «به شرق و غرب عالم [هم که] بروید، جز علم ما علم صحیحی نمی یابید.» در گفتار دیگری از امام باقر علیه السّلام آمده است:«فرزندان رسول خدا(ص)، درهای علوم الهی و راه رسیدن به رضای او و دعوت کنندگان به بهشت و سوق دهندگان مردم به آن‌جا هستند.» در نقل دیگری از امام باقر علیه السّلام آمده است:«أیها الناس! أین تذهبون و أین یراد بکم؟ بنا هدی ا... أوّلکم و بنا ختم أخرکم؛ مردم کجا می روید، به کجا برده می شوید؟ شما در آغاز به وسیله ما اهل بیت هدایت شدید و سر انجام کار شما نیز با ما پایان می‌پذیرد.»
تبیین دیدگاه‌ها از طریق مناظره
امام به عنوان نماینده این مکتب، در مناظرات خود با دیگران می کوشید تا نظرهای فقهی اهل بیت(ع) را تبیین و در عین حال، موارد انحراف دیگران را هم مشخص کند و به مردم نشان دهد. امام(ع) حتی از سوی بزرگ ترین علمای عصر خود، به عنوان میزان تشخیص درست از نادرست شناخته شده بود و فراوان پیش می آمد که آنان، عقاید خود را پیش آن حضرت عرضه می کردند تا به صحّت و سقم آن واقف شوند. امام باقر(ع) بر پایه کتاب و سنّت استدلال می‌کرد و با کسانی که به غیر آن استناد و استدلال می کردند، به مقابله برمی خاست. روایت زیر، همین مشی امام را نشان می دهد: «مکحول بن ابراهیم از قیس بن ربیع روایت می کند که از ابو اسحاق درباره مسح بر خُفّین (چکمه) پرسیدم. در جواب گفت: مردم را می دیدم که مسح بر خُفّین می کردند تا شخصی از بنی هاشم را که محمد بن علی بن الحسین بود، دیدم و درباره مسح بر خفین از او سؤال کردم، فرمود: لم یکن امیر المؤمنین علیه السّلام یمسح علیها (و کان یقول): سبق الکتاب المسح علی الخفین؛ امیر مؤمنان علی علیه السّلام، بر خُفّین مسح نمی کرد و [و آن حضرت می فرمود:] کتاب خدا نیز آن را تجویز نکرده است.» سپس ابو اسحاق سخن خود را چنین ادامه می دهد:«از وقتی که امام مرا نهی کرد، من دیگر مسح بر خفین نکردم. قیس بن ربیع می گوید: من نیز از وقتی که این مسئله را از ابو اسحاق شنیدم، دیگر مسح بر خفین نکردم.» متانت استدلال امام بر اساس کتاب و سنت، نه تنها ابو اسحاق، بلکه قیس بن ربیع را نیز واداشت تا به قول او گردن نهد.
مقابله با تحریف‌ها
وقتی نافع مولی عمر، به منظور استدلال بر حکمی، حدیثی را نقل و آن را به شکل نادرستی روایت کرد، امام باقر(ع) این تحریف را آشکار و حدیث را به شکل صحیح آن روایت فرمود. امام(ع) وی را که در جمعی نشسته و فتوا می داد، مورد انکار قرار داد. امام باقر علیه السّلام، استدلال‌های اصحاب قیاس را نیز به تندی رد کرد و پس از آن حضرت، فرزندش امام صادق علیه السّلام هم، با آنان مخالفت فرمود. امام باقر علیه السّلام، در برابر سایر جریان‌های منحرف هم، موضع تندی اتخاذ کرد و با این برخورد، کوشید محدوده اعتقادی صحیح اهل بیت(ع) را در زمینه های مختلف، از سایر فرق، مشخص و جدا کند.موضع گیری امام(ع) در مقابل مرجئه، بسیار قاطعانه و حساس بود. برخی از مرجئه، صرف نظر از این سخن درست که ایمان لفظی یک فرد را از جمیع حقوق یک مسلمان در جامعه اسلامی برخوردار می کند، ایمان حقیقی را نیز، تنها یک اعتقاد درونی می‌دانستند و نقشی برای عمل صالح در آن قائل نبودند. افزون بر آن، مرجئه با عقاید شیعه درباره دشمنان امیر مؤمنان علیه السّلام مخالف بودند. در موردی، امام با اشاره به این فرقه چنین فرمود: «اللّهم العن المرجئه فإنّهم أعداءنا فی الدنیا و الآخره؛ خداوندا مرجئه را از رحمت خود دور کن که آن ها دشمنان ما در دنیا و آخرت می باشند.» امام در مقابل خوارج نیز که در آن زمان کرّ و فری داشتند، موضع گیری می کرد. از نظر آن حضرت، آنان متنسّکین جاهل و گروهی خشکه مقدس قشری محسوب می شدند که در عقاید خود، متعصّب و تنگ نظر بودند و درباره آنان فرمود: «انّ الخوارج ضیّقوا علی أنفسهم بجهالتهم انّ الدین أوسع من ذلک؛ خوارج از روی جهالت، عرصه را بر خود تنگ گرفته اند، دین ملایم‌تر و قابل انعطاف‌تر از آن است که آنان می شناسند.»


عکس خوانده نمی‌شود