«خزر در نقطه عطف؛ گلستان از تماشای بحران تا طراحی راهحل»
هشداری درباره کاهش تراز آب خزر و همزمان ترسیم مسیری برای تبدیل گلستان از «تماشاگر بحران» به «طراح راهحل».
کاهش تراز آب خزر دیگر صرفاً یک هشدار محیطزیستی نیست؛ مسئلهای است که اقتصاد، معیشت، بنادر، تالابها، شیلات و آینده جوامع ساحلی را تحت تأثیر قرار میدهد
طهماسبی با نگاهی فراتر از مرزهای استانی، خلیج گرگان، آشوراده، بنادر ترکمن و گز و مرز اینچهبرون را حلقههای یک زنجیره راهبردی دانست؛ زنجیرهای که میتواند محیطزیست را به اقتصاد دریا، ترانزیت و تجارت منطقهای پیوند بزند
نقطه قوت این رویکرد، عبور از مطالبهگری صرف و حرکت به سمت دیپلماسی علمی و همکاری منطقهای است؛ از پایش مشترک تغییرات آب و رسوب و حفاظت از زیستبومهای حساس تا پیوند بنادر با شبکه ریلی و گذرگاههای مرزی
در این منظومه،احیای خلیج گرگان فقط یک پروژه محیطزیستی نیست؛ بخشی از آینده اقتصاد و هویت ساحلی گلستان و آشوراده نیز میتواند به یکی از پیشرانهای گردشگری پایدار و اقتصاد دریا تبدیل شود.
اگر کاهش تراز خزر تهدیدی مشترک برای کشورهای ساحلی است،نجات خزر نیز میتواند نقطه آغاز یک همکاری مشترک باشد
پیام طهماسبی روشن است:آینده خزر نه با رقابت بر سر منابع محدود، بلکه با همکاری، اعتماد و تعریف منافع مشترک ساخته خواهد شد؛ و گلستان میتواند در این مسیر، پیشگام طراحی راهحل باشد
