درباره ما نسخه آزمایشی | جمعه، 29 خرداد 1405

کد: 472585 | 12 اردیبهشت 1405 ساعت 11:49

زنده‌ماندن کسب‌وکار در مه ابهام

زنده‌ماندن کسب‌وکار در مه ابهام


امیر اکبری: در سال‌های اخیر، آنچه بیش از تورم، تحریم یا رکود به کسب‌وکارهای ایرانی آسیب زده، «عدم اطمینان مزمن» بوده است. اکنون نه جنگی در کار است که تکلیف روشن باشد، نه نتیجه‌ای که بتوان با افق آن برنامه‌ریزی کرد. 
برای بنگاه‌های خرد، خانوادگی، استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، این وضعیت به معنای فروپاشی منطق برنامه‌ریزی‌های بلندمدت است. دیگر نمی‌توان با افق سه تا پنج ساله تصمیم گرفت. نه نرخ ارز قابل پیش‌بینی است، نه سیاست‌های تجاری و نه حتی قواعد مالیاتی. اولین «باید» در چنین شرایطی، پذیرش این واقعیت تلخ است: اقتصاد ایران وارد دوره تصمیم‌گیری کوتاه‌مدت شده است.
قفل کردن سرمایه در تصمیم‌های بلندمدت
یکی از بزرگ‌ترین خطاهای بنگاه‌های کوچک در شرایط ناپایدار، قفل کردن منابع محدود در پروژه‌های بلندمدت و پرهزینه است؛ از خرید دارایی‌های غیرمولد گرفته تا توسعه شتاب‌زده ظرفیت تولید.
در وضعیت کنونی، اصل طلایی برای همه چه یک کارگاه خانوادگی تا یک استارتاپ فناوری این است: نقدشوندگی مهم‌تر از سودآوری روی کاغذ است.
سرمایه‌ای که امروز قفل شود، ممکن است فردا امکان خروج نداشته باشد. نبایدهایی مانند گسترش بدون پشتوانه، افزایش بدهی ارزی، یا وابستگی به یک بازار یا یک تأمین‌کننده خاص، می‌توانند یک کسب‌وکار سالم را در چند ماه زمین‌گیر کنند.
بنگاه‌های خرد و خانوادگی؛ بقا مهم‌تر از رشد
برای بنگاه‌های خرد و خانوادگی، توصیه‌ها مشخص‌تر هستند. دوران رشد تهاجمی نیست، دوران بقا و انعطاف است.
این بنگاه‌ها مزیتی دارند که اغلب نادیده گرفته می‌شود: چابکی تصمیم‌گیری و هزینه‌های سربار پایین‌تر. اما اگر این مزیت با نظم مالی همراه نشود، خیلی زود تبدیل به نقطه ضعف می‌شود.
شفاف‌سازی دخل و خرج، تفکیک حساب خانوار از حساب کسب‌وکار، پرهیز از استخدام‌های احساسی و بازنگری مداوم در سبد محصولات یا خدمات، از «بایدهای حیاتی» این دوره است. کسب‌وکاری که امروز بتواند بدون زیان جدی دوام بیاورد، فردا شانس رشد خواهد داشت.
استارتاپ‌ها؛ پایان توهم سرمایه‌گذار و رشد انفجاری
برای استارتاپ‌ها، شاید مهم‌ترین توصیه این باشد: دوران توهم سرمایه‌گذار خارجی یا حتی داخلی به پایان رسیده است.
اکوسیستم استارتاپی ایران وارد فاز بلوغ اجباری شده؛ جایی که بقا نه با اسلایدهای جذاب، بلکه با جریان نقدی واقعی سنجیده می‌شود.
باید تمرکز از «رشد کاربر به هر قیمت» به سمت «درآمد پایدار» تغییر کند. کوچک‌سازی تیم‌ها، اولویت‌بندی پروژه‌ها و حتی کنار گذاشتن ایده‌های محبوب اما غیرسودده، تصمیم‌های دردناک اما ضروری هستند. نباید تصور کرد که شرایط سیاسی به‌زودی همه چیز را حل خواهد کرد؛ این انتظار، قاتل زمان و منابع است.
کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط؛ مدیریت ریسک به جای پیش‌بینی آینده
برای بنگاه‌های کوچک و متوسط صنعتی و خدماتی، مسئله اصلی مدیریت ریسک در زمان حال است.
تنوع‌بخشی به بازارها، انعطاف در زنجیره تأمین، مذاکره مستمر با مشتریان و تأمین‌کنندگان، و بازنگری در قراردادها، باید به یک روال دائمی تبدیل شود.
همچنین، سرمایه انسانی نباید قربانی تصمیم‌های هیجانی شود. حفظ نیروهای کلیدی حتی با تعدیل‌های هوشمندانه در بلندمدت هزینه کمتری از اخراج‌های شتاب‌زده دارد.
عقلانیت به جای انتظار
در نهایت، باید پذیرفت که اقتصاد ایران در این روزها روی ریل ثبات حرکت نمی‌کند. در چنین شرایطی، انتظار برای «روشن شدن اوضاع» یک تعلیق خطرناک است.
کسب‌وکارهای کوچک، خانوادگی و استارتاپ‌ها  اگر می‌خواهند از این مه ابهام عبور کنند، باید واقع‌گرا، منعطف و محافظه‌کارانه اما هوشمند عمل کنند.
امروز زمان تصمیم‌گیری آگاهانه است؛ تصمیم‌هایی که به جای ترس، بر پایه عقلانیت اقتصادی گرفته می‌شوند.



عکس خوانده نمی‌شود