نرخ ارز در اقتصاد جنگی؛ چرا هیچ پیشبینی قابل اتکا نیست؟
امیر اکبری: نرخ ارز در ایران همیشه یکی از پیچیدهترین شاخصهای اقتصادی بوده است، اما وقتی اقتصاد در شرایط جنگی و بیثباتی سیاسی قرار میگیرد، این پیچیدگی به حدی میرسد که پیشبینی آن تقریباً غیرممکن میشود. در واقع، نرخ دلار و سایر ارزها نه تنها بر بهای کالاها و خدمات تأثیر میگذارند، بلکه بهصورت مستقیم بر نرخ تورم، سرمایهگذاری، و حتی تصمیمات کسبوکارهای کوچک و متوسط اثرگذارند.
طبق آمار نوسان نرخ دلار در بازار آزاد بیش از 30درصد بوده است؛ در حالی که در شرایط عادی، این نوسان کمتر از ۱۰ درصد است. این جهشها عمدتاً ناشی از عوامل متعددی است: از تشدید تحریمها و محدودیتهای صادرات نفت گرفته تا تأثیرات روانی جنگ و نگرانی از آینده.
یکی از دلایل اصلی ناپایداری نرخ ارز، ساختار اقتصاد ایران است. وابستگی شدید به درآمدهای نفتی باعث میشود که هرگونه اختلال در صادرات یا انتقال ارز، به سرعت به بازار ارز داخلی منتقل شود. از سوی دیگر، ناکارآمدی نظام بانکی و وجود بازار غیررسمی ارز، زمینه را برای سفتهبازی فراهم کرده و نرخ را به شدت متغیر ساخته است.
در شرایط جنگی، این متغیر بودن نرخ ارز، باعث افزایش ریسک کسبوکارها میشود. مثلا یک واحد تولیدی کوچک که مواد اولیه خود را وارد میکند، نمیتواند قیمتها را به درستی پیشبینی کند و در نتیجه برنامهریزی مالیاش دچار بحران میشود. این موضوع در نهایت به کاهش سرمایهگذاری و کندی رشد اقتصادی منجر میشود.
از سوی دیگر، سیاستهای دولتی در تلاش برای کنترل بازار ارز، مانند تعیین نرخ رسمی و بازار نیما، گاهی باعث دوگانگی نرخ و ایجاد بازار سیاه شده است. این وضعیت، علاوه بر پیچیدگی بیشتر، به کاهش شفافیت و افزایش هزینههای معاملاتی منجر میشود.
تجربه کشورهای درگیر بحران مشابه نشان میدهد که برای مقابله با نوسانات شدید نرخ ارز، ترکیبی از راهکارها موثر است: افزایش ذخایر ارزی، ایجاد بازارهای ارزی شفاف و منظم، سیاستهای پولی انضباطی، و بهبود ساختارهای اقتصادی برای کاهش وابستگی به منابع ناپایدار. در نهایت، کسبوکارهای کوچک و متوسط باید به مدیریت ریسک ارزی بیش از پیش توجه کنند؛ استفاده از قراردادهای پوشش ریسک، تنوع در منابع تأمین مالی و بهکارگیری فناوریهای مالی میتواند به آنها کمک کند تا در این فضای پرنوسان تاب بیاورند.
