قطعی اینترنت و فروپاشی اقتصاد دیجیتال؛ ابعاد یک بحران خاموش
امیر اکبری: شاید هیچ ضربهای به اقتصاد امروز ایران به اندازه قطعی گسترده اینترنت ملموس و دردناک نباشد. وقتی شبکههایی که روزانه هزاران کسبوکار بر پایه آنها ساخته شدهاند، ناگهان از دسترس خارج میشوند، نتیجه چیزی جز یک بحران خاموش نخواهد بود.
اینستاگرام، تلگرام، و دیگر پلتفرمهایی که بهانهای برای رشد استارتاپها و کسبوکارهای نوپا شده بودند، یکشبه به یک رؤیا تبدیل شدند. کسبوکارهایی که حتی نمیتوانستند به مشتریان خود دسترسی داشته باشند، ناچار شدند یا تعطیل کنند یا به سرعت مدلهای کسبوکار خود را تغییر دهند. این تغییر ناگهانی، نه برنامهریزی شده بود و نه فرصتی برای آمادگی باقی گذاشت.
در این میان، استارتاپها مثل ماهیانی هستند که به آبهای آزاد اینترنت وابستهاند. هر محدودیتی که بر این آبها تحمیل شود، بهسرعت نفس آنها را تنگ میکند. بسیاری از آنها که در حال رشد و توسعه بودند، یا زمینگیر شدند یا به دنبال راههای فرعی و محدود برای زنده ماندن گشتند.
اما ماجرا فقط به استارتاپها ختم نمیشود. فریلنسرها، توسعهدهندگان نرمافزار، مشاوران دیجیتال مارکتینگ و حتی کسبوکارهای خدماتی که تمام ارتباطاتشان با مشتریان از طریق اینترنت بود، با توقف در کار خود مواجه شدند. این وضعیت به معنای از دست رفتن درآمد، فرصتها و حتی اعتبار حرفهای است.
نکته مهمتر این است که این بحران خاموش، پیامدهای بلندمدت دارد. کاهش اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی، کاهش انگیزه کارآفرینان برای نوآوری، و به تبع آن، کند شدن روند توسعه فناوری کشور، همه نتیجه مستقیم قطع اینترنت است.
البته باید توجه داشت که امنیت ملی همیشه اولویت دارد و تصمیمگیرندگان برای حفظ آرامش و امنیت کشور این اقدامات را اتخاذ کردهاند. اما سؤال اساسی اینجاست که آیا راهکارهای جایگزین و حمایتهای کافی برای کسبوکارهای دیجیتال در نظر گرفته شده است؟
در ادامه این سلسله مقالات، به بررسی راهکارهای عملی و علمی برای عبور از این بحران خواهیم پرداخت. اما همین حالا باید بپذیریم که قطعی اینترنت، فراتر از یک محدودیت ارتباطی، یک بحران اقتصادی و اجتماعی است که میتواند آینده دیجیتال کشور را تحت تأثیر جدی قرار دهد.
