اقتصاد ایران در شرایط جنگی؛ تصویر واقعی کجاست؟
امیر اکبری: وقتی خبر جنگ به گوش رسید، خیلیها میپرسیدند: «این یعنی چه برای کسبوکارهای کوچک و متوسط؟ آیا همه چیز تمام شد؟» پاسخ دادن به این سؤال ساده نیست. جنگ مثل طوفانی است که بر پیکری فرود آمده که از قبل زخمی بود. اقتصاد ایران پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴، آسیب دیده بود؛ زخمی که تحریم، تورم و نوسانات پیدرپی بر آن وارد کرده بودند.
پس جنگ نیامد که اوضاع را ناگهان به هم بریزد، بلکه این ترکیب بحرانهای قدیمی با یک بحران تازه است که بسیاری از کسبوکارها را به زانو درآورده.
حمله به زیرساختهای حیاتی، مثل فولاد مبارکه و پتروشیمیها، ضربهای است که پایههای اقتصاد را میلرزاند. سالها پیش یکی از مدیران کارخانههای فولادی میگفت: «هر روز اینجا جنگی است؛ جنگ با هزینهها، تأمین مواد اولیه و بازار.» حالا این جنگ واقعی شده است. وقتی ستونهای تولید آسیب میبینند، تأثیرش به همه جای اقتصاد میرسد.
از سوی دیگر، قطعی اینترنت که شاید در ابتدا به نظر یک تصمیم امنیتی بیاید، به سرعت به کابوسی برای کسبوکارهای آنلاین تبدیل شد. استارتاپی که همه امیدش به فروش در اینستاگرام بود، ناگهان صفحهاش خاموش شود. یا فریلنسرهایی که درآمدشان به ارتباطات بینالمللی وابسته است، به یک باره راه نفسشان بسته شود.
اما شاید تلخترین ضربه، فروپاشی اعتماد است. وقتی کسی نمیداند فردا چه میشود، خرید نمیکند، سرمایهگذاری نمیکند و برنامهریزی نمیکند. این بیاعتمادی میتواند اقتصاد را بیشتر از هر بمب و تحریمی فلج کند.
آمار نشان میدهد رکود عمیق است؛ تورم بالا و درآمدها پایین. هر روز خبر تعدیل نیرو از شرکتهای بزرگ فناوری تا کارگاههای کوچک صنایع دستی میآید. هر نیروی تعدیل شده، داستان یک خانواده است که دیگر نمیتواند مثل قبل خرید کند، سرمایهگذاری کند یا حتی امید داشته باشد.
با این حال، این تصویر سیاه همه داستان نیست. اقتصاد ایران هنوز نفس میکشد. صنایع غذایی، دارویی، خدمات محلی و بعضی استارتاپها هنوز فعالاند و حتی در برخی موارد رشد کردهاند. این همان مقاومتی است که نسل امروز کارآفرینان ایرانی به اجبار آموختهاند.
قبل از آنکه به راهکارها بپردازیم، باید یک حقیقت را بپذیریم: هیچکس نمیداند فردا چه خواهد شد. این ندانستن، بزرگترین دادهای است که باید در تصمیمگیریها لحاظ شود. تصمیم نگرفتن یعنی از دست دادن. تصمیمهای بزرگ و غیرقابل بازگشت هم میتواند فاجعه باشد.
پس راه میانه این است: تصمیمهای کوچک، سریع و قابل اصلاح. تصمیمهایی که بر واقعیتهای امروز ساخته شدهاند، نه بر آرزوهای فردا.
