از ضربالاجل تهران تا تغییر مواضع جهانی
در ساعات اخیر، رسانهها و تحلیلگران بینالمللی به تحولات مهمی در پرونده ایران و ایالات متحده پرداختهاند؛ تحولاتی که بسیاری از ناظران از آن به عنوان نقطه عطفی در توازن قوا یاد میکنند. شکست آمریکا در تحقق اهداف از پیش تعیینشده در جنگ چهلروزه با ایران، انعکاس قابل ملاحظهای در جامعه داخلی این کشور و محافل سیاستگذاری داشته و اکنون شدت فشارها بر ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، از سوی کنگره و افکار عمومی جامعه آمریکایی و حتی متحدان اروپایی افزایش یافته است. تداوم محاصره دریایی ایالات متحده در خلیج فارس نه تنها معادلات انرژی جهان و اقتصاد کشورهای مصرفکننده را متأثر ساخته بلکه انسجام مواضع پیشین واشنگتن و شرکاء را به چالش کشیده است.
ضربالاجل ایران و تبلور قدرت بازدارندگی
ایران با تعیین ضربالاجلی مشخص برای پایان دادن به محاصره دریایی، بار دیگر به جهان نشان داد که توانایی تحمیل اراده خود را در یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک داراست. این موضع نهتنها نشانهای از اعتماد به نفس راهبردی ایران است، بلکه به اذعان بسیاری از تحلیلگران بینالمللی پیامی صریح به طرف مقابل است مبنی بر اینکه ادامه تحریم و فشار، نه به تضعیف نقش ایران، بلکه به گسترش بیثباتی و بحران برای اقتصاد جهانی منجر خواهد شد.
تجربه رویارویی فعال و پایدار ایران در جنگ اخیر و اثرگذاری مستقیم تحولات خلیج فارس بر قیمت جهانی انرژی، عملاً وزن فشار را از تهران به سمت کاخ سفید و متحدانش منتقل کرده است. بهگونهای که اکنون بسیاری از کشورهای مصرفکننده انرژی، ضمن نگرانی از استمرار بحران، خواستار بازنگری در سیاستهای تحریمی و انسدادی واشنگتن در خلیج فارس و در قبال ایران شدهاند.
تغییر موضع چین، روسیه و اروپا در قبال واشنگتن
تحولات اخیر موجب شد تا چین و روسیه، قدرتهای مهم اوراسیایی، با لحنی متفاوت نسبت به گذشته، بر لزوم کاهش تنش و اتخاذ سیاستهای واقعگرایانه در برابر ایران تأکید کنند. این دو کشور ضمن هشدار نسبت به پیامدهای استمرار بحران انرژی و اختلال در تجارت جهانی، راهحل بحران را در گفتگو و احترام به نقشآفرینی سازنده همه بازیگران منطقهای دانستهاند.
تجارب اخیر به همراه تبعات اقتصادی بحران بهویژه در حوزه صنعت و انرژی، موجب شد بسیاری از دولتهای اروپایی نه تنها همراهی گذشته را کنار بگذارند، بلکه با صدای بلندتری خواستار حل و فصل مسالمتآمیز تنشها از طریق مذاکره با ایران شوند. استمرار این روند میتواند موقعیت واشنگتن را بیش از گذشته در سطح بینالمللی تضعیف نماید.
نامه انفعالی ترامپ به کنگره؛ نشانه شکست راهبردی
انتشار نامهای از سوی دونالد ترامپ به کنگره، بازتابی گسترده در رسانههای داخلی و خارجی داشته است. بر اساس محتوای فاششده، این نامه حاکی از تردید جدی و ابهام در بین تصمیمگیران ایالات متحده درباره ادامه مسیر تقابلی با ایران است. فشارهای روزافزون از سوی نمایندگان کنگره، انتقادات شدید محافل رسانهای و ناامیدی متحدان اروپایی، همه و همه، رئیسجمهور را در معرض چالشی غیرقابل انکار قرار دادهاند. شکاف میان شاخههای تصمیمگیری و ناکامی در تحقق اهداف تعیینشده آمریکا در منطقه، ترامپ را در موقعیت تدافعی قرار داده است.
پذیرش شروط مذاکراتی ایران؛ نماد جابجایی در موازنه قدرت
طرح و پذیرش شروط جدید ایران برای آغاز مذاکرات، نتیجه مستقیم تحولات اخیر و پیامدهای عینی جنگ و بحران انرژی است. شرکای اروپایی و حتی برخی جناحها در واشنگتن دریافتهاند که توافق بدون لحاظ شروط ایران دستاوردی برای سیاست خارجی آمریکا نخواهد داشت. در واقع، ایران اکنون به مرحلهای رسیده که میتواند پیامدهای راهبردها و محاسبات قدرتهای جهانی را به طور مستقیم متأثر کند.
در پی تغییر موازنه قدرت، کاخ سفید اکنون بر سر دوراهی سرنوشتسازی میان تداوم تقابل نظامی پرریسک و غیرممکن یا پذیرش شروط ایران و احترام به حقوق ملت آن قرار گرفته است؛ چرا که شکست سیاستهای فشار و پیامدهای مخرب آن بر اقتصاد جهانی و ثبات داخلی آمریکا، واشنگتن را ناگزیر ساخته تا برای جلوگیری از انزوای بیشتر و مهار هزینههای سنگین، به واقعیتهای جدید منطقه تن داده، به حقوق ملت ایران احترام بگذارد.
داود اسدی فعال رسانه ای
