دومینوی شکست آمریکا از طبس تا اصفهان
رویداد ایران: پس از طبس، حضور نظامی نیروهای کشور آمریکا در خلیج فارس بار دیگر نشان داد که برتری فناورانه بدون شناخت دقیق محیط جغرافیایی و دینامیکهای سیاسی، کارآمد نیست. رویارویی با قایقهای تندروی ایران و واکنشهای پیشبینیناپذیر منطقهای، به نمادی از تضاد میان رویکردهای کلاسیک نظامی و واقعیتهای نامتقارن منطقه بدل شد و با خفت فراوان از خلیج فارس گریختند.
از خلیج خوکها تا ویتنام، از لبنان تا سومالی، و از عراق تا افغانستان، تاریخ نظامی آمریکا مجموعهای از تجربههای پرهزینه و کمثمر را ثبت کرده است. جنگ ویتنام و سپس عملیاتهای چند دهه اخیر در غرب آسیا از جمله مواردیاند که پایان شان بیش از آغازشان بحرانزا بوده است. تحلیلهای رسمی پنتاگون و نهادهای پژوهشی غربی در سالهای اخیر نشان میدهد نزدیک به دو دهه حضور در عراق و افغانستان، با هزینههای چند هزار میلیارد دلاری و تلفات انسانی سنگین، بدون دستاورد راهبردی روشن خاتمه یافت.
در دوران معاصر، علاوه بر میدان نبرد، نبرد روایتها نیز اهمیت فزایندهای یافته است. امروز ترامپ نهتنها کنترل میدانی بلکه کنترل روایت عمومی از جنگ خلیج فارس را نیز از دست داده است. تحلیلهای رسانهای اخیر حاکی است که دروغ های پی در پی ترامپ، فاصله میان واقعیتهای میدانی و روایت رسمی، فشار سیاسی داخلی را تشدید کرده است. اکنون او تحت فشار فراوان جامعه آمریکایی قرار دارد. شاهد این ادعا تجمع هشت میلیون نفری مردم آمریکا به رفتارهای هیجانی ، بی هدف ترامپ در هفته گذشته بود.
در این میان، ایران طی دهههای گذشته همواره بر حفظ منافع ملی و تمامیت سرزمینی خود تأکید کرده است. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در قلب انرژی جهان، موجب شده هرگونه تهدید علیه آن تأثیر مستقیم بر ثبات اقتصاد جهانی داشته باشد. تاریخ بارها نشان داده است که منازعه نظامی با ایران، به دلیل گستره جغرافیایی، عمق دفاعی و شبکهی منطقهای، مهم تر از همه ، حضور میدانی و حمایت های مردمی حاکمیت ایران و اقتدار نظامی و دفاعی آن، هزینههایی بهمراتب فراتر از پیشبینیهای اولیه در پی خواهد داشت. کارشناسان نظامی در گزارشهای متعدد هشدار دادهاند که هرگونه درگیری زمینی در این منطقه میتواند تکرار شکستهای گذشته همچون طبس را رقم بزند.
ترامپ چاره ای جز تسلیم ندارد و باید بهانه ای برای فرار از مخمصه ای که نتانیاهو و مشاوران او در آن گرفتارش کرده اند، بیابد. بهانه ای که بتواند فرارش را از خلیج فارس توجیه کند. سقوط دو هواگرد به اصلاح "نجات دهنده خلبان جنگنده سقوط کرده در اصفهان ایران"، بر اوج فضاحت و بی آبرویی ترامپ و ارتش متوهم او افزوده است و حال فقط ۲۴ ساعت آینده با بازگشایی بورس و بازارهای مالی آمریکا برای ششمین هفته پیاپی رنگ خون خواهد گرفت و با سقوط تریلیون دلاری سرمایه مردم و شرکت های آمریکایی، در چالش بزرگ اجتماعی گرفتار شده است و بهاینترتیب، با صرف هزینهای گزاف، عملاً خود را در موقعیتی قرار داده که مصداق روشن «خر در گل ماندن» است. تا دیر نشده برو ترامپ.
Go, Trump—before it’s too late
داود اسدی – فعال رسانهای و تحلیل گر رسانه
