نقش ایران در حاکمیت بر خلیج فارس و تنگه هرمز در طول تاریخ
داوود اسدی فعال رسانه ای در البرز در یادداشتی نوشت:
در ادامه به بخشی از این تلاش های کشورهای استکباری در دستیابی و تسلط بر تنگه هرمز و خلیج فارس اشاره می کنم:
۱. امپراتوری روم شرقی (بیزانس): در دوره ساسانیان (قرون سوم تا هفتم میلادی) با ایجاد اتحاد با برخی قدرتهای عربی و تلاش برای نفوذ در مسیرهای دریایی اقیانوس هند میکوشید نفوذ اقتصادی ایران در خلیج فارس را کاهش دهد. با این حال، به دلیل قدرت دریایی و اداری ساسانیان، بیزانس هرگز نتوانست به تنگه هرمز یا آبهای اصلی خلیج فارس دسترسی نظامی پیدا کند و کنترل منطقه در دست ایران باقی ماند.
۲. پادشاهیهای عرب جنوبی: در دوره پیش از اسلام، پادشاهیهای عربی جنوب شبهجزیره عربستان مانند حمیر در یمن برای تسلط بر تجارت دریایی میان هند، آفریقا و خاورمیانه با ایران ساسانی رقابت داشتند. در نهایت در قرن ششم میلادی، ایران ساسانی در زمان خسرو انوشیروان با اعزام نیرو به یمن نفوذ خود را گسترش داد و مسیرهای دریایی منطقه را تحت کنترل نگه داشت.
۳. خلافت اموی و عباسی: پس از سقوط ساسانیان در قرن هفتم میلادی، خلافت اسلامی کنترل مناطق جنوبی ایران و بنادر خلیج فارس را به دست گرفت. در دوره اموی و عباسی، بنادر مهمی مانند سیراف و بصره به مراکز بزرگ تجارت دریایی جهان اسلام تبدیل شدند. هدف اصلی خلافتها بهرهگیری از مسیرهای تجاری خلیج فارس و اقیانوس هند بود که نقش مهمی در اقتصاد آنها داشت.
۴. پرتغال: در اوایل قرن شانزدهم، پرتغال نخستین قدرت اروپایی بود که برای کنترل تنگه هرمز اقدام نظامی کرد. آلفونسو د آلبوکرک در سال ۱۵۱۵ جزیره هرمز را اشغال کرد و با ساخت قلعه، کنترل یکی از مهمترین مسیرهای تجاری جهان را به دست گرفت. این سلطه بیش از یک قرن ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۶۲۲ شاه عباس صفوی با کمک کمپانی هند شرقی انگلیس پرتغالیها را از هرمز بیرون کرد.
۵. هلند: در قرن هفدهم، کمپانی هند شرقی هلند برای کسب سهمی از تجارت خلیج فارس وارد رقابت با پرتغال و انگلستان شد. هلندیها با فشار اقتصادی و گاه محاصره بنادر تلاش کردند نفوذ خود را در بندرعباس و برخی بنادر جنوبی ایران افزایش دهند. هرگز نتوانستند کنترل تنگه هرمز را به دست آورند و در نهایت نفوذشان با قدرتگیری بریتانیا کاهش یافت.
۶. بریتانیا: از اوایل قرن نوزدهم تا نیمه قرن بیستم، بریتانیا مهمترین قدرت خارجی در خلیج فارس بود. انگلیسیها با ایجاد پایگاههای دریایی، قرارداد با شیخنشینها و گاهی حمله به بنادر ایران مانند بوشهر نفوذ گستردهای در منطقه ایجاد کردند، اما هرگز تنگه هرمز را به طور رسمی اشغال نکردند و حاکمیت آن در قلمرو ایران باقی ماند.
۷. امپراتوری عثمانی: عثمانیها از قرن شانزدهم تا نوزدهم در جنگهای متعددی با ایران صفوی و قاجار درگیر بودند، اما محور اصلی این جنگها در مناطق غربی ایران و بینالنهرین قرار داشت. آنها بیشتر در دریای سرخ و سواحل عربستان با پرتغالیها رقابت داشتند و هرگز نفوذ مستقیمی در تنگه هرمز یا بنادر جنوبی ایران به دست نیاوردند.
۸. عراق در دوران صدام حسین: در جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰–۱۹۸۸)، عراق با حمله به کشتیهای نفتی و تأسیسات بندری ایران در خلیج فارس تلاش کرد اقتصاد ایران را تضعیف کند. این مرحله از جنگ که «جنگ نفتکشها» نام گرفت شامل حملات موشکی و هوایی به کشتیهای تجاری بود. با وجود این فشارها، ایران توانست امنیت تنگه هرمز را حفظ کند و عراق به کنترل این منطقه دست نیافت.
۹. ایالات متحده و ائتلافهای غربی: از اواخر دهه ۱۹۸۰، بهویژه پس از جنگ نفتکشها، ایالات متحده حضور نظامی گستردهای در خلیج فارس و اطراف تنگه هرمز برقرار کرد. استقرار ناوگان دریایی و ایجاد پایگاههای نظامی در کشورهای منطقه بود. با وجود این حضور، هیچگاه تصاحب سرزمینی تنگه هرمز مطرح نبوده و این منطقه همچنان تحت حاکمیت ایران و عمان است.
تجربه تاریخی نشان میدهد که ایرانیان در طول قرنها نسبت به حفظ سرزمین، آبهای سرزمینی و مسیرهای حیاتی خود حساسیت ویژهای داشتهاند. از دورههای باستانی تا دوران معاصر، هرگاه قدرتی کوشیده است نفوذ یا سلطهای پایدار بر این منطقه برقرار کند، با مقاومت و واکنش ایران روبهرو شده است و امروز هم آمریکا این خواب شوم را با خود به گور خواهد برد، آنچنان که دیگر قدرتهای استعماری چنین کردند.
