خنده کسب و کار من است!
آنهایی که سینمای ایران در سالهای طلایی دهه ٦٠ و اوایل ٧٠ را یادشان است، با دیدن وضع و حال سینمای ایران در این سالها جز اینکه سری به تأسف و حسرت تکان دهند، کار دیگری ازشان برنمیآید. سینمایی که انگار کارخانه کالباسسازی؛ یک سری محصول شبیه به هم بیکیفیت را بیرون میدهد و شگفتا که در این بین نه تنها دخلوخرج هم میکند، بلکه عدهای را نیز به نانونوایی میرساند که بیا و ببین! از ابتدای امسال تاکنون ٣٦ فیلم روی پرده آمده که در این بین هزارپا با بیش از ٣٠میلیارد تومان فروش بیش از دیگر فیلمها فروخته و مصادره، لاتاری، تگزاس، بهوقت شام، لونه زنبور، خجالت نکش، عصبانی نیستم، چهارراه استانبول و دشمن زن نیز دیگر فیلمهای پرفروش امسال بودهاند. فهرستی که راز سینمای کپی- پیستی این روزهای ایران را به بهترین وجهی برملا میکند. در بین ١٠ فیلم پرفروش، ٦فیلم کمدی هستند، با بازیگران و حتی فضاهایی شبیه هم که این حقیقتی دردناک را در خود دارد. حقیقتی چون سیطره تماموکمال کمدیهای سطحی بر ذائقه مردم و حتی سینماگران.
میگویند موفقیت در سینما قابل پیشبینی نیست و هیچ فیلمی را پیش از اکران نمیتوان دارای موفقیت تضمینشده دانست. این قاعده اما در ایران مصداق ندارد و در سالهای اخیر بیش از ٩٠درصد فیلمهای کمدی موفق شدهاند و این باعث شده کسبوکار پررونقی در سینمای ایران پا بگیرد. کسبوکاری بهنام کمدیسازی که میتواند هر فیلمساز متوسط و زیر متوسطی را از نظر مالی به جایگاهی برساند که دیگر هوس طبعآزمایی در زمینه دیگری را حتی به ذهنش نیز راه ندهد. این چشمانداز وسوسهکننده باعث شده که کلیت سینمای ایران از مسیر طبیعی خود منحرف شده و در زمینه تولید فیلم اکثریت با کمدیهایی باشد که هم از سوی فیلمسازان و هم از جانب سرمایهگذاران و تهیهکنندگان و هم از نگاه سینماداران تنها مفر برای غلبه بر مسائل و مصایب اقتصادی این سالها به شمار میآیند. بهنحویکه بهعنوان نویسنده اگر هر فیلمنامهای با هر کیفیتی به تهیهکننده ارایه دهید، باز هم تهیهکننده این نوع را از شما مطالبه خواهد کرد.
نگاهی میاندازیم به پرفروشترین فیلمهای سالهای اخیر. در مورد سال ٩٧ گفته شد که هزارپا و مصادره چگونه گیشه را قبضه کردهاند. این اتفاق در تمام سالهای اخیر کموبیش بههمین سبکوسیاق تکرار شده است. مثلا در سال ٩٤ بعد از محمد رسولالله(ص) حضور نهنگ عنبر۱، ایران برگر و در مدت معلوم نشان از حضور ٧٥درصدی کمدیها در بالای جدول فروش داشت. این اتفاق در سال ٩٥ نیز به اینصورت رخ داد که فروشنده، من سالوادور نیستم، سلام بمبئی و ۵۰ کیلو آلبالو فیلمهای پرفروش سال بودند. سال پیش هم دیدیم که سیطره کمدی حتی پررنگتر هم شده بود و هر ٥ فیلم نخست جدول پرفروشترینها کمدی بودند. آینه بغل، نهنگ عنبر٢، گشت٢، خوب، بد، جلف و اکسیدان که پرفروش پارسال بودند نه تنها کمدی بودند، بلکه اتفاقا همه هم از نوعی بودند که در این سالها بهوفور موفقیتشان را دیدهایم با فضا و بازیگرانی مشابه که از فیلمی به فیلم دیگر میروند و فیلمی دیگر را به حرکتی صعودی در جدول فروش میرسانند.
بیایید نگاهی داشته باشیم به پرفروشترین فیلمهای ١٥- ١٠ سال اخیر. هزارپا، آینه بغل، فروشنده، محمد رسولالله، شهر موشها٢، رسوایی، کلاهقرمزی، اخراجیها٣، اخراجیها٢، چهارچنگولی، اخراجیها و آتشبس از سال ٨٦ بهاینسو در سال نمایش خود پرفروشترین فیلم بودهاند. ١٢فیلم در ١٢سال؛ که مروری اجمالی نشان میدهد ١٠فیلم از این ١٢ فیلم کمدی یا دارای مایههای کمیک بودهاند و دو مورد باقیمانده، یعنی فروشنده و محمدرسولالله نیز موفقیتشان را مدیون دو اسکار پشت قباله سازنده فروشنده و البته تبلیغات نفسگیر تلویزیونی فیلم مجیدی بودهاند.
با احتساب فروش سیوچند میلیاردی هزارپا تاکنون در تاریخ سینمای ایران ١٨ فیلم بیش از١٠ میلیارد فروختهاند که کمدیها در این بین با ١٢فیلم اکثریتی تقریبا مطلق را تشکیل میدهند. در جدول پرفروشهای تاریخ سینمای ایران نیز هزارپا، نهنگ عنبر ٢، آینه بغل، گشت ۲، خوب، بد، جلف، فروشنده، مصادره، لاتاری، محمد رسولالله و من سالوادور نیستم حضور دارند که باز هم کمدیها با ٧فیلم اکثریتی ٧٠درصدی را به نمایش میگذارند.
ظاهرا کاری نمیشود کرد. انگار این تقدیر سینمای ایران است که در هر روز و روزگاری عده پرشماری دنبالهرو فرمولهای دمدستی و کلیشهای امتحان پسدادهای باشند که در گیشه جواب داده. این باعث شده فیلمهای دورههای گوناگون سینمای ایران سروشکل و ظاهری شبیه هم داشته باشند. یکزمانی میبینیم که همه جاهل و کلاهمخملی میشوند، روزگاری دیگر هامونبازی مد میشود، ناگهان در هر فیلمی میشود جمشید آریا و قاچاق و تعقیبوگریز دید و روزگاری دیگر هم کمدی میشود نسخه علاج سینمای ایران از درد بیپولی.پس باز باید منتظر امواج پیاپی فیلمهای کمارزش با عنوان کمدی بود که برای فتح گیشه ساخته میشوند و جا را برای دیگر ژانرهای سینمایی تنگ میکنند.
