جستجو
رویداد ایران > رویداد > فرهنگی > (تصاویر) سفر به تهران قدیم؛ چگونه سر همه تهرانی‌ها کلاه گذاشتند؟ چرا لباس متحدالشکل؟

(تصاویر) سفر به تهران قدیم؛ چگونه سر همه تهرانی‌ها کلاه گذاشتند؟ چرا لباس متحدالشکل؟

مردم تهران تا قبل از به تخت نشستن آقا محمدخان قاجار لباس یکدست و متحد نداشتند و ساکنان تهران که اغلب از شهرهای دیگر به پایتخت نقل مکان کرده بودند، لباس‌های محلی و خاص خود را می‌پوشیدند.

بلوز، شلوار، چادر، کفش و ... را آقا محمدخان قاجار بر تن مردم تهران کرد. در واقع آقامحمدخان تلاش کرد که لباس مردان تهرانی را متحدالشکل و یکدست کند و ۳ بخش مهم برای لباس‌هایشان قائل شد. به همین خاطر به اجبار گفت وقتی مردان می‌خواهند از خانه خارج شوند باید این ۳بخش پوشش را رعایت کنند.

پوشش و لباس محلی زنان در تهران از دوره زندیه، تغییری نکرده و فقط بخش‌های دیگری به آن اضافه شده، اما برخلاف آن پوشش مردان تغییرات عمده‌ای کرده است. تا قبل از دوره قاجار چون بیش از نیمی از جمعیت ساکن تهران در واقع تهرانی نبودند و از سایر شهرها و روستاها به تهران مهاجرت کرده بودند، با لباس‌های محلی خودشان در شهر رفت و آمد داشتند.

«مریم معانی» باستان شناس، پژوهشگر و استاد دانشگاه، می‌گوید: «البته برای این کار دلیل هم داشتند و می‌گفتند پوشش یکسان از اختلافات‌های قومی و طبقاتی و ... به ویژه در مدارس جلوگیری می‌کند. آقامحمدخان قاجار معتقد بود این متحدالشکل شدن لباس یک اتحاد ملی به وجود می‌آورد. او در آن دوره اعلام کرده بود مردان باید شال، کلاه و جبّه (تن‌پوش بلند و گشادی که مردان می‌پوشیدند) بپوشند، اما با توجه به طبقه اجتماعی‌شان، جنس جبّه هم تفاوت داشت. اگر شخص از طبقات اعیان و اشراف و ممتاز بود، از پارچه‌های ماهوت استفاده می‌کرد و اگر قدرت خرید ماهوت را نداشت از پارچه‌های دستبافت ایرانی جبّه را می‌دوخت. همه مردان بعد از اینکه جبّه را می‌پوشیدند روی لباس‌های زیریشان، باید یک شال به کمرشان می‌بستند، که در واقع این شال دور جبّه، برایشان حکم جیب را داشت.»

قسم به کلاه مردان

«جعفر شهری» نویسنده کتاب ایران قدیم و تهران شرح جالبی در باره «کلاه نمدی‌ها» و کلاً فرهنگ کلاه بین ایرانیان دارد: «صحبت در باره کلاه مردم ایران بود، در آن زمان اگر کسی استطاعت خریدن کلاه را نداشت، سر خود را با دستمال و شال و مانند آنها می‌پوشانید، خلاصه به سر نگذاشتن کلاه یک نوع توهین و بی‌حرمتی بود. چنانکه یکی از سوگندهای متداول به کلاه بود که می‌گفتند به کلاه مردانه قسم و از دشنام‌های هم این بود که اگر چنان و چنین نکنم کلاه را برمی‌دارم و لچک زن‌ها را به سر می‌گذارم.

قبل از هر کلاه و زیادتر از همه، کلاه نمد بود در شکل و جنس و انواع مختلف مانند «کلاه نمدی» کلاهی مانند عرقچین با لبه‌ای کوتاه که می‌توانسته تا شده دو نیمه‌اش داخل هم فرو برود، در قیمتی ارزانتر از دیگر کلاه‌ها. دیگر کلاه با لبه‌ای بلندتر از لعایب عینی آهار خورده بشکل نصف هندوانه گرد ساخته می‌شد. کلاه «فراشی» درازتر از کلاه قبلی و شکلی استوانه‌ای، کلاه «تخم مرغی»، شبیه تخم مرغی که سرش بریده شده باشد.

34

کلاه تخم مرغی نزدیک به نیمچه بختیاری و بعد از اینها کلاه «فینه» از رنگ‌های قرمز و سیاه به منگوله‌ای که از وسط طاقش آویزان می‌شد و دور آن‌ را شال سبز یا سیاه یا «شیر شکری» می‌بستند که سبز و سیاهشان مخصوص مداح و نوحه‌خوان‌ها و شیر شکری‌اش را تجار و حج‌گذارده‌ها می‌بستند. قیمت این کلاه‌ها از پنج شش شاهی تا دو قران بود که اعلای آنها را از کُرک خالص می‌ساختند و شهری‌پسند گفته می‌شد و داش‌مشدی‌ها و «لوطی‌باشی‌ها» مشتری آن بودند.»

منبع: همشهری

منبع: faradeed-230341

برچسب ها
نسخه اصل مطلب