درباره ما نسخه آزمایشی | دوشنبه، 8 تیر 1405

کد: 338413 | 20 خرداد 1403 ساعت 01:32

از افسری جوان و خوشتیپ تا پیرمردی با صورت متورم و بوتاکس زده؛ ویژگی‌های ژانوسی و پارادوکسیکال شخصیت معمر قذافی

مغز ما برای استفاده از قدرت مطلق طراحی نشده است. دیکتاتور‌ها ممکن است تا انتها بجنگند، زیرا آنان پایانی برای خود متصور نیستند. قذافی می‌توانست پیش از آن که همه چیز را از دست بدهد از قدرت کناره گیری کند. هیتلر می‌توانست برای صلح میانجی گری کند. صدام حسین می‌توانست برای زندگی اش چانه زنی کند. با این وجود، دیکتاتور‌ها از نظر نظامی بسیار قوی و از نظر روانی ضعیف‌تر از آن هستند که بتوانند چانه زنی کنند. به همین دلیل به استقبال نیستی می‌روند.
از افسری جوان و خوشتیپ تا پیرمردی با صورت متورم و بوتاکس زده؛ ویژگی‌های ژانوسی و پارادوکسیکال شخصیت معمر قذافی


فرارو- او با گروهی از محافظان جذاب تماما زنی که لباس نظامی پوشیده و آرایش داشتند به سفر رفت. لباس‌های رنگارنگ و جذاب به تن داشت. ترجیح می‌داد از بازدیدکنندگان در یک چادر به سبک بادیه نشینان پذیرایی کند و تا جایی پیش رفت که یک چادر را در بدفورد در نیویورک در سال ۲۰۰۹ در ملکی که از دونالد ترامپ اجاره کرده بود برپا کرد.

به گزارش فرارو، معمر قذافی که در کودتای سال ۱۹۶۹ قدرت را در لیبی به دست گرفت و طرابلس را با خشونت تصرف کرد رهبری با چند چهره بود:  او یک عشایری بادیه نشین، یک سرهنگ و یک انقلابی خودخوانده بود. او یک عرب و یک آفریقایی، یک ملی گرا و یک سوسیالیست، یک مسلمان، یک شاعر و یک "فیلسوف شاه" بود. دست کم او خود را این گونه تصور می‌کرد.

برای توده‌های لیبیایی، او به قول خودش برادر رهبر، راهنمای عالی، مربی، پدرسالار و عموی آنان بود. با این وجود، قذافی برای مخالفان داخلی اش و برای بسیاری از سیاستمداران غربی چیز دیگری بود: یک خودکامه متعصب متکی به درآمد نفتی، یک فرد دمدمی مزاج، یک لاف زن و یک قاتل بی قلب و بی احساس.

با سرنگونی قذافی صحنه سیاست بین الملل یکی از رنگارنگ‌ترین و در عین حال نگران کننده‌ترین شخصیت‌های خود را از دست داد. قذافی این توانایی را داشت که به طور همزمان مخاطب را شگفت زده کرده و دلهره آور نیز باشد و همزمان او را سرگرم سازد. این ویژگی ژانوس* مانند نگاه به هر دو طرف و حفظ دیدگاه‌های متناقض او را به دشمنی احمق و همزمان مهیب تبدیل کرد.

از افسری جوان و خوشتیپ تا پیرمردی با صورت متورم و بوتاکس زده؛ ویژگی‌های ژانوسی و پارادوکسیکال شخصیت قذافی؛ آیا او واقعا دیوانه بود؟ / سرهنگ چند چهره/ رهبر چند چهره (مناسبتی برای ۱۸ خرداد)

سخن پایانی

مغز ما برای استفاده از قدرت مطلق طراحی نشده است. دیکتاتور‌ها ممکن است تا انتها بجنگند، زیرا آنان پایانی برای خود متصور نیستند. قذافی می‌توانست پیش از آن که همه چیز را از دست بدهد از قدرت کناره گیری کند. هیتلر می‌توانست برای صلح میانجی گری کند. صدام حسین می‌توانست برای زندگی اش چانه زنی کند. با این وجود، دیکتاتور‌ها از نظر نظامی بسیار قوی و از نظر روانی ضعیف‌تر از آن هستند که بتوانند چانه زنی کنند. به همین دلیل به استقبال  نیستی می‌روند.

فرجام قذافی واقعا غم انگیز است شبیه تراژدی‌های یونانی. خضرا در رمان می‌گوید قذافی سرنوشت غم انگیز خود را نمی‌پذیرفت چرا که او خود را پدر ملت و در عین حال پدری ظالم می‌دانست و بلعیدن فرزندان اش را قابل تحمل قلمداد می‌کرد. شورش علیه او چیزی جز بازی پسران نبود. قذافی خود را یک قهرمان می‌دانست که گویی تاریخ لیبی با وی شروع شد.


*ژانوس، در اساطیر رومی، خدای دروازه‌ها، در‌ها، گذرگاه‌ها و مسیر‌های ورودی و همین‌طور خدای آغاز‌ها و پایان‌ها بود. ژانوس اغلب با دو چهره یا دو سر به تصویر کشیده می‌شود که از این دو سر یکی به روبرو و دیگری در جهت مخالف آن یعنی به پشت سر نگاه می‌کند. اعتقاد بر این است که این دو سر به آینده و گذشته می‌نگرند.

*سایکوپاتی یا روان آزاری یک نوع اختلال شخصیتی است که در آن فرد بدون این که احساس همدردی، دلسوزی و یا پشیمانی داشته باشد قادر به آزار دادن دیگران است. معمولا افرادی که با این اختلال مواجه هستند قانون گریز بوده و ممکن است گرفتار قانون و زندان شوند.

*اختلال تجزیه هویت یا هویت پریشی که اختلال چند شخصیتی، شخصیت چند گانه، تعدد شخصیت و نظیر آن نیز نامیده می‌شود یکی از اشکال اختلال‌های تجزیه‌ای و گسستگی می‌باشد عبارت است از وجود دو یا چند هویت یا شخصیت متمایز که به تناوب رفتار را کنترل می‌کنند. در اغلب موارد یک هویت اصلی با نام واقعی شخص وجود دارد که منفعل، وابسته و افسرده است. هویت‌های جانشین نوعاً دارای ویژگی‌هایی هستند که با هویت اصلی تعارض دارند برای مثال، خصمانه، کنترل کننده و خودویرانگر هستند.

*دکتر فاستوس نمایشنامه‌ای نوشته کریستوفر مارلو درباره‌ی آرزو برای داشتن بهترین‌ها در زندگی، برای دانش، قدرت، رفاه مادی و تاثیر بر دیگران است. فاستوس به امید فهمیدن اسرار جهان روح خود را به شیطان می‌فروشد، اما جواب‌هایی که در این معامله به او داده می‌شود اصلا او را راضی نمی‌کنند. فکر شهرت و محبوبیت از ذهن فاستوس بیرون نمی‌رود، اما دستاوردهایش در مقام جادوگری که توسط شیطان راهنمایی و یاری می‌شود از زندگی قبلی اش به عنوان دانشمندی توانمند کمتر قابل توجه و مهم جلوه می‌کنند.

*مفیستوفلس نامی است که در ادبیات فولکلور آلمانی به شیطان داده‌اند. این نام مخصوصا پس از نمایشنامه گوته به کاربرد فزاینده تری رسید. پیش از آن از مفیستوفلس به عنوان پیشکار اهریمن یاد می‌شد که وظیفه اش وسوسه و تحریک آدمیان بود.

ترجمه و گردآوری: نوژن اعتضادالسلطنه

منابع:
Cloud, John (۲۰۱۱) , The Psychology of Dictatorship: Why Gaddafi Clings to Power, Time

Pappas, Stephanie (۲۰۱۱) , Why Moammar Gadhafi Was So Strange, Live Science 

Senoussi, Mohammed (۲۰۲۱) , The Psychology of Dictatorship: A Journey into

Muammar Gaddafi’s Mind in Yasmina Khadra’s The

Dictator’s Last Night, Critique: Studies in Contemporary Fiction

The World (۲۰۱۳) , Gadhafi: Borderline personality disorder


Tisdall, Simon (۲۰۱۱) , Gaddafi: a vicious, sinister despot driven out on tidal wave of hatred, The Guardian

منبع: fararu-728235



عکس خوانده نمی‌شود