شکست ۸۴ یا پیروزی ۹۲
فرارو- سند راهبرد انتخاباتی جبهه اصلاحات چند روز پیش مشخص و اعلام شد که آنها در انتخابات چهاردهم مشارکت مشروط خواهند داشت. کلیدواژه مشارکت مشروط مورد تحلیل و انتقاد برخی تحلیلگران سیاسی نیز قرار گرفت. در حال حاضر تجربه دو انتخابات ۱۳۹۲ و ۱۳۸۴ به صورت واضح مقابل چشم اصلاحطلبان و بدنه اجتماعی آنان قرار دارد. هرچند در کنار تجربیات این دو سال، تجربه انتخابات ۱۴۰۰ را نیز مد نظر قرار داد. جمع این تجربهنگاریها و تحلیل شرایط کشور، نارضایتیهای عمیق مردم، مشکلات داخلی و خارجی، رفتار ساخت قدرت و انتظاراتی که از حاکمیت وجود دارد، این تصویر کلی را به ما میدهد که این راهبرد کارکرد دارد یا نه. مطالعه همین سند راهبردی و تحلیلهای اصلاحطلبان نشان میدهد که آنها در عین ناامیدی از روند پرقدرت یکدستسازی، معتقدند که نباید در انتخابات هشتم تیر، منفعلانه عمل کرد.
دال مرکزی راهبرد انتخاباتی
به گزارش فرارو، سند جبهه اصلاحات از دو بخش تشکیل میشود. مقدمه و توضیح شرایط امروز به علاوه شروطی که برای مشارکت تعیین شده است. مشروط بودن این مشارکت بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در بخش پایانی این سند میخوانیم: «۱. با استفاده از فرصت پدید آمده و به منظور بهبود وضعیت کشور به صورت مشروط در انتخابات ریاست جمهورى پیش رو مشارکت کند. ۲. این مشارکت با معرفی نامزد یا نامزدهای اختصاصی انجام میپذیرد. ۳. نامزد یا نامزدهای اختصاصی جبهه اصلاحات از میان شخصیتهای متعهد به نمایندگی از مواضع و دیدگاههای اصلاح طلبان انتخاب میشوند. ٤. براساس آییننامه جبهه اصلاحات ایران نامزد یا نامزدهای جبهه در فرایندی دموکراتیک و با رأی دو سوم اعضای مجمع عمومی جبهه تعیین خواهند شد. ٥. اسامی نامزد یا نامزدهای جبهه اصلاحات پیش از پایان بررسی صلاحیتها طی بیانیهای به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید. ٦. مشارکت جبهه در انتخابات منوط به تأیید صلاحیت حداقل یکی از نامزدهای اختصاصی خود خواهد بود.»
انتقاد به راهبرد اصلاحطلبان
عباس عبدی روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی در واکنش به این راهبرد، در اعتماد نوشت: «باعث تأسف است که بگویم دوستان جبهه اصلاحات در یک سردرگمی تحلیلی قرار گرفته و قادر نیستند تصمیمات سیاسی جامعی را اتخاذ کنند. این مشکل به علت نداشتن یک راهبرد کارآمد و مبتنی بر تحلیل پایدار و مستدل از وضعیت کنونی کشور است. به همین دلیل در انتخابات ۱۴۰۰ آن رفتار را کردند که هم چوب را خوردند و هم پیاز را. نه شرکت کردند و نه شرکت نکردند. البته در انتخابات اسفند گذشته سیاست قابل قبولی داشتند و به نظرم بیش از اینکه پایه تحلیلی داشته باشد ناشی از تنها راه ممکن نزد آنان بود. ولی اینبار به تنظیمات کارخانه برگشتهاند. دوستان اعلام کردهاند که: «مشارکت جبهه در انتخابات منوط به تأیید صلاحیت حداقل یکی از نامزدهای اختصاصی خود خواهد بود. شاید همه بیانیه را بتوان به این گزاره تقلیل داد، و باید گفت که موارد دیگر دورچین این گزاره هستند.»

تندروها همواره از تریبونهای مختلف و با استفاده از ابزار قانون، طی چند سال گذشته در تلاش بودند تا خود و تفکرشان را مساوی تام و تمام ساختار جمهوری اسلامی ایران تعریف کنند. در حالی که در همین کشور، پیش از آن که روند خالصسازی و یکدستسازی آغاز شود، اصلاحطلب و اصولگرا با رقابت بر سر کار آمدند. بنابراین، تندروها عین و مصداق حاکمیت نیستند. بلکه تنها جناحی هستند که از قضا قدرت و رسانه دارند و بسیار علاقمند هستند که این گزاره خلاف واقع را به عنوان یک حقیقت در سیاستورزی ایران جا بیاندازند.
ابزار آنان نیز در برای رسیدن به این هدف، وارد کردن عناصر همسو به دستگاههای مختلف، اشاعه نوع خاصی از اندیشه بنیادگرا به نام اندیشه انقلاب اسلامی و استفاده از ابزارهای قانونی برای حذف دیگران است. در چنین شرایطی، اگر اعتقاد داریم که باید ایران را نجات داد، بهتر است که سناریوهای جایگزین را نیز در نظر داشت و راهبرد قطعی صادر نکرد.
در کنار سناریوهای سیاسی نیز باید به این توجه کرد که آیا مردم در این رقابت شرکت میکنند یا نه و اگر قرار به اقناع آنان است، چه دلایلی میتواند آنها را بار دیگر پای صندوقهای رای ببرد.
انتخابات ۱۴۰۳ به خاطر شرایط داخلی و خارجی کشور و همچنین دلیل برگزاری زودهنگام آن، کمی متفاوت از ادوار پیشین است و نیاز به استفاده از تجربههای ۱۳۸۴، ۱۳۹۲ و ۱۴۰۰ دارد. امید است که این راهبرد تغییر کند.
منبع: fararu-740958
