درباره ما نسخه آزمایشی | پنج شنبه، 19 شهریور 1405

کد: 3234 | 09 مرداد 1397 ساعت 13:51

سه شنبه‌های گره‌گشایی

چشم‌امید بیماران سرطانی یزد به‌این٤نفر است‎؛
سه شنبه‌های گره‌گشایی


 سیما وهاب‌زاده، منصوره بافقی، مهینه تفضلی و اعظم سادات مرتضوی. دستی اگر پیش می‌آورند همه مهر است و برکت.‌این بانوان داوطلب جمعیت هلال‌احمرسنگ صبور و گوش شنوای بیماران هستند.قرارشان سه شنبه هر هفته است.دور هم جمع می‌شوند تا گرهی از کار نیازمندان باز کنند و همه خیران را برای کمک‏، زیر چتر سرخ هلال‌احمر بیاورند.

سیما وهاب زاده/ ٦٩ ساله/ مسئول گروه و ارتباط با خیّران
هیچ وقت ناامید نمی‌‌شویم

وجود نیت درست در هر کاری موجب رقم خوردن رویدادهای خوب می‌شود.‌این ویژگی نخستین رکن گروه ٤نفری خیّران هلال‌احمر استان یزد است. «سیما
وهاب زاده» مسئول گروه می‌گوید: «نتیجه هرکاری چه خوب و چه بد حاصل درست یا غلط بودن فکر ماست. فکری که نمود واقعی نیت‌هایمان در آن نهفته است. البته خواسته خداوند هم مهم است؛ گاهی وقت‌ها خیر ما در انجام گرفتن کار خوبی که به آن فکر می‌کنیم نیست. تلاش ما در‌این گروه خدمت به افرادی است که آبرومند هستند.» او با بیان‌اینکه در چنین کارهایی باید خود را کاملاً وقف کرد می‌گوید: «بیشتر وقت‌ها نه تنها روز سه شنبه بلکه تمام طول هفته و سال درگیر مسائل افرادی هستیم که برای دریافت یا ارایه کمک به ما مراجعه می‌کنند. به گونه‌ای‌این ارتباط نزدیک است که درست مثل اعضای خانواده‌هایمان پای غم‌ها و شادی‌هایشان هستیم. به نظرم معنا و مفهوم خیر و نیازمند وجود ندارد. چون معتقدم‌اینگونه کارها وظیفه هر انسانی نسبت به انسان دیگر است. ما با کمک به همدیگر انسانیت را معنا می‌کنیم.» ‌این خیر داوطلب هلال‌احمری فعالیت‌های سازمان هلال‌احمر را برآیند احساس انسانی دوستی بیان می‌کند و می‌افزاید: «این سازمان تنها نهادی است که با تفکراتم سازگاری دارد. چون صادقانه و بدون هیچ ادعایی به انسان‌ها کمک می‌کند. داوطلبان‌این سازمان
شبانه روزی برای محرومیت زدایی و حمایت از انسان‌های بی پناه فعالیت می‌کنند. زیباترین لحظه‌هایی که‌امید به زندگی در آن به نمایش گذاشته می‌شود. در‌اینجا درس‌های زیادی یاد گرفته‌ام و به همین دلیل برایم افتخاری بسیار بزرگ است که لباس سرخ هلال‌احمر را بر تن دارم. وقتی‌این لباس را بر تن می‌کنید، حتی در دشوارترین شرایط هم سختی به سراغتان نمی‌آید.»
وهاب زاده که فعالیت‌های مختلف خیرخواهانه دارد زمان زیادی را صرف کمک به بیماران سرطانی صرف می‌کند. او توضیح می‌دهد: «قبلاً بیشتر برای سالمندان شهرستان تفت استان یزد که منطقه بسیار محرومی‌است فعالیت می‌کردم تا‌اینکه مردم،‌این منطقه را شناختند. بعد تصمیم گرفتم در هر زمینه‌ای که از عهده‌ام برمی‌آید به بیماران سرطانی کمک کنم. چون تعداد‌این بیماران روز به روز در حال افزایش است و هزینه درمان بسیار زیادی دارند.» او درباره تأثیر‌این کارها در زندگی اش می‌گوید: «این کار برکت زیادی در زندگی‌ام داشته است.‌اینکه می‌توانم نقش مثبتی در زندگی دیگران داشته باشم، برایم آرامش بخش است.»

منصوره بافقی/ ٦٩ ساله/ تحقیقات و تشکیل پرونده
همه در برابر همدیگر مسئولیت داریم

بزرگترین کارها با همت جمعی به سرانجام می‌رسد.‌این موضوع در کارهای خیر نمود بیشتری دارد. در‌این شرایط است که قطره قطره دریایی را به وجود می‌آورد. «منصوره بافقی» که یکی از خیران سه شنبه‌های مشکل گشاست درباره نقش هر یک از اعضای گروه می‌گوید: «اگر در کار تیمی‌هر فرد یک قله را در نظر بگیرد و برای خودش حرکت کند هیچ کاری به نتیجه نمی‌رسد. اصلاً در چنین حالتی اسم گروه را بر آن جمع نمی‌توان گذاشت.» این خیّر داوطلب هلال‌احمری با بیان‌اینکه در گروه ٤نفره شان کسی مسئول کاری نیست بلکه هر یک هر کاری را که روی زمین مانده است انجام می‌دهد و می‌گوید: «در کار ما قوانین زیادی وجود دارد که حفظ شأن نیازمند در درجه اول قرار دارد. هیچ وقت درباره کسی که نیازمند است از همسایه‌هایش پرس وجو نمی‌کنیم، بلکه با‌ایجاد ارتباط نزدیک با فرد نوع و مقدار نیازهایش را مشخص می‌کنیم. در‌این دوره زمانه متأسفانه اعتماد به همدیگر کمرنگ شده است ولی ما به هیچ عنوان درباره کسی منفی فکر نمی‌کنیم. همین باعث شده همیشه خدا یاری مان کند و در تمام موارد کمک رسان افرادی باشیم که واقعاً نیازمند هستند.»
این داوطلب هلال‌احمری با بیان‌اینکه هریک از دوستانش در درجه اول یک‌امدادگر جمعیت هلال‌احمر هستند و‌این موضوع بسیار مهمی‌است، می‌افزاید: «لباس سرخ هلال‌احمر مسئولیت سنگینی را بر دوش آدم می‌گذارد و در تمام لحظه‌ها به‌امدادگران نهیب می‌زند که باید خدمتت را درست انجام دهی و صبورانه پاسخگوی مردم باشی. مهربانی الفبایی است که یک‌امدادگر باید در مکتب‌ایثار و از خودگذشتگی بیاموزد. یک آدم خودخواه نمی‌تواند هلال‌احمری باشد. یک هلال‌احمری برای رفاه همنوعانش تمام زندگی اش را وقف می‌کند، چون خدمت به همنوعش را بالاتر از هر چیزی می‌داند.» او از آرامشی می‌گوید که‌این کار را در
 زندگی اش‌ایجاد کرده است و تعریف می‌کند: «همه افرادی که به ما مراجعه می‌کنند شرایط زندگی سختی دارند. گاهی وقت‌ها با دیدن وضعیت زندگیشان حالم خراب می‌شود و می‌خواهم همانجا گریه کنم ولی نمی‌توانم. چون می‌ترسم حس وخیم بودن وضع به کسی که به کمکش رفته‌ایم، منتقل شود. آن وقت در دلم می‌گویم: خدایا کمک کن. انصافاً هم همیشه با یاری خدا توانسته‌ایم خدمات مناسبی را به دیگران ارایه دهیم.» وی می‌افزاید: «گاهی برخی افراد می‌گویند‌این کارها از من گذشته است. ولی به نظر من انسان‌ها تا وقتی نفس می‌کشند در برابر یکدیگر مسئولیت دارند.»

مهینه تفضلی/ ٥٣ساله / مسئول مالی و ارتباط بین خیّران
وقتی کارها رنگ خدا می‌گیرد

گاهی وقت‌ها برای انجام کار خیر ثروت لازم نیست بلکه باید در بین دیگران اعتباری داشت. «مهینه تفضلی» یکی دیگر از خیّران یزدی عضو تیم سه شنبه‌های گره گشاست. او درباره مشارکت مردم در فعالیت‌های گروه‌شان می‌گوید: «مهمترین عاملی که سبب می‌شود مردم در برنامه‌های ما مشارکت کنند اعتمادی است که به ما دارند.‌این، حاصل سال‌ها فعالیت صادقانه در‌این عرصه است. برخی افراد سودجو از حسن نیت مردم برای منافع شخصی شان بهره می‌گیرند و به همین دلیل روز به روز اعتماد در بین مردم کمرنگ تر می‌شود ‌اما هنوز افرادی هستند که کلامشان اعتبار و حرمت دارد.‌این اعتماد در جمعیت هلال‌احمر هم هست. چون افراد‌این سازمان مردمی‌را دوست دارند.»
تفضلی درباره نحوه پیوستنش به گروه خیّران هلال‌احمر توضیح می‌دهد: «یک بار برای برگزاری یک مراسم حمایتی از بیماران سرطانی به عنوان مسئول‌امور مالی مشارکت کردم. در آن برنامه مبلغ زیادی جمع شد. در آن مراسم با خانم وهاب زاده و دوستانش آشنا شدم. بعد از‌این برنامه از من خواستند در فعالیت‌های آنها نیز مشارکت کنم. اول قبول نکردم ولی وقتی خانم وهاب زاده درباره کار و هدفی که دنبال می‌کنند برایم صحبت کرد، نتوانستم مقاومت کنم.»‌این خیر هلال‌احمری درباره سخت ترین لحظه‌های کاری شان می‌گوید: «حضور خدا را در تمام لحظه‌های کار احساس می‌کنم. بعضی مواقع حتی یک ریال هم برای کمک نداریم که ناگهان فردی تماس می‌گیرد و می‌گوید: بابت نذرم مبلغی به حسابت واریز کرده‌ام.‌اما گاهی حکایتمان می‌شود حکایت دویدن و نرسیدن. یک بار پدر و مادر پسر نوجوانی از هزینه‌های سرسام آور سرطان حنجره فرزندشان به ما مراجعه کردند. ما تمام توانمان را به کار گرفتیم و تمام هزینه‌هایش را تهیه کردیم.‌اما روز به روز حالش بدتر می‌شد و در نهایت آن نوجوان فوت کرد.‌این موقعیت وقتی تلخ تر شد که کمتر از یک سال بعد متوجه شدیم یکی دیگر از فرزندان آن خانواده به همان بیماری مبتلا شده است. برای او نیز شبانه روز دویدیم که شاید بهبود پیدا کند‌اما نشد. او نیز به رحمت خدا رفت.‌این موضوع خیلی برایم سخت بود و هنوز هم هر وقت به آن بچه‌ها فکر می‌کنم ناراحت می‌شوم.» تفضلی برکت کارهای خیر را در تمام مراحل زندگی اش احساس می‌کند و می‌گوید: «وقتی متوجه شدم دخترم موضوع پایان نامه دانشگاهش را برای ریشه کن کردن سرطان برداشته است و می‌خواهد در‌این زمینه خدمت کند، دلم آرام گرفت. احساس می‌کنم نتیجه کارهایم را گرفته‌ام.»

اعظم سادات مرتضوی/ ٥٥ساله / ارتباط با بیماران و اطلاع رسانی
برای حل مشکلات دست به دست هم دهیم

حس کمک به همنوع از جمله آن حس‌هایی است که تأثیرات بسیار مثبتی در روند زندگی خیّران می‌گذارد. «اعظم سادات مرتضوی» یکی دیگر از خیران است که همراه با خانم وهاب‌زاده پایه‌های اولیه گروه را گذاشته‌اند. او با بیان‌اینکه همه آدم‌ها باید رویکردی مثل هلال‌احمر در زندگی داشته باشند از نگاهش درباره فعالیت‌های‌این سازمان مردم نهاد می‌گوید: «گاهی وقت‌ها یک دوست یا یک فضا می‌تواند تأثیر بسیار بزرگی در مسیر زندگی آدم بگذارد. از وقتی وارد هلال‌احمر شده‌ام روند زندگی‌ام تغییر زیادی کرده است. اگر بگویم در‌این جمعیت شاگردی می‌کنم و درس اخلاق و فداکاری می‌آموزم، بیراه نگفته‌ام.‌اینکه باید به فکر همنوعانمان باشیم درس‌هایی است که در‌این جمعیت یاد گرفته‌ایم.»
 او با بیان‌اینکه در‌این روزگار هر کسی به نحوی گرفتار است، می‌گوید: «وقتی پای درد مردم می‌نشینی تازه متوجه می‌شوی چقدر خداوند به زندگی ات نظر لطف دارد . آن وقت است که خواسته‌هایت را کم می‌کنی. البته همیشه باید شکرگزار خدا بود. پای درد دیگران نشستن توانی می‌خواهد که همیشه از خدا خواسته‌ام. وقتی به خانه نیازمندی می‌رویم تا به حرف‌هایشان گوش کنیم گاهی آنقدر شدت گرفتاری‌هایشان زیاد است که وقتی از خانه شان بیرون می‌آییم مسیر برگشت به خانه را گم می‌کنیم. می‌خواهم بگویم مردم خیلی گرفتار هستند؛ گرفتارتر از آن چیزی که حتی تصورش را می‌توانیم در ذهن پرورش دهیم.»‌
این خیّر داوطلب هلال‌احمر انجام کارهای خیرخواهانه را موجب شادابی و سلامتی می‌داند و در‌این باره می‌گوید: «برای حل مشکلات باید همه دست به دست هم دهیم تا با یاری یکدیگر مسائل را حل کنیم. ممکن است بعضی‌ها فکر کنند‌این، آرمان بزرگی است ولی هیچ کاری نشد ندارد. کافی است اراده جمعی باشد تا بزرگترین کارها سهل و آسان شود. مطمئنم وقتی چنین شود خدا هم در رحمتش را باز می‌گذارد و کارها به خودی خود پیش می‌رود.»
 او می‌افزاید: «من و دوستانم بیش از ٤٠٠نفر را از بیماران سرطانی و نیازمندان شهرمان را تحت پوشش گرفته‌ایم. در‌این زمینه از هیچ نهادی کمک نگرفتیم. بلکه تمام هزینه توسط اعتباری که بین مردم داریم، جمع شده است. تا جایی که توان داشته باشم،‌این راه را ادامه خواهم داد.»

٧ مورد از کمک‌های خیّران ، اعضا و داوطلبان جمعیت هلال‌احمر یزد طی ٣ سال اخیر

١٦ میلیارد ریال کمک در طرح

٢ میلیارد ریال کمک  نقدی در پروژه‌های داوطلب

٨ میلیارد ریال کمک در طرح پنجره‌های ‌امید

١ میلیارد ریال کمک در طرح ارمغان مهر

٣٤ میلیارد ریال کمک در سفرنامه سلامت و‌امید

٤ میلیارد ریال کمک در طرح فرشتگان رحمت

١ میلیارد و ٥٠٠ میلیون ریال کمک‌های مردمی‌به کرمانشاه



عکس خوانده نمی‌شود