آمریکا قصد دارد چطور «انتقام» بگیرد؟ / آیا «جنگ بزرگ» در راه است؟
فرارو-«لوید آستین»، وزیر دفاع آمریکا امروز پنجشنبه مدعی شد پاسخ کشورش به حمله مرگبار به پایگاه نظامی «برج ۲۲» در مرز سوریه و اردن «چندلایه» خواهد بود. وزیر دفاع آمریکا که به تازگی از بیمارستان مرخص شده در یک نشست خبری گفت: «ما یک پاسخ چندلایه خواهیم داشت... ما توانایی آن را داریم که بسته به اینکه موقعیت چه باشد، چندین بار پاسخ دهیم.»
مقامهای آمریکایی گفتهاند آب و هوا از جمله عوامل اصلی برای تعیین زمانبندی این حملات خواهند بود. آنها مدعی شدهاند که آمریکا توان انجام عملیات در شرایط بد جوی را دارد، اما ترجیح میدهد در شرایطی که دید بهتری از اهداف وجود دارد حملات را اجرایی کنند.
پس از حمله روز یکشنبه به پایگاه آمریکا در مرز شمالی اردن، گمانه زنیها در خصوص چگونگی واکنش ایالات متحده نسبت به این حمله مطرح بوده است.
پس از بروز حمله روز یکشنبه، یک مقام وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد از ۱۷ اکتبر ۲۰۲۳، یعنی از آغاز حمله حماس به مواضع اسرائیل، تاکنون حداقل ۱۶۵ بار، نیروهای آمریکایی درعراق و سوریه مورد حمله قرار گرفته اند. با توجه به این شرایط، پرسشهایی مطرح است از جمله این که چرا با وجود انکار مقامات کشورمان در نقش داشتن در حمله به پایگاه آمریکاییها در مرز اردن، باز هم مقامهای ایالات متحده نام ایران را در این مناقشه مطرح میکنند و چرا عده ای در ایالات متحده برای تلافی این واقعه، حمله به مقاصدی در ایران را خواهان بودند؟ حسن لاسجردی، کارشناس و تحلیلگر امور بین الملل و خاورمیانه و فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین ایران و کارشناس حوزه روابط بین الملل به پرسشهای فرارو پاسخ داده اند:
چرا ایران و آمریکا به این نقطه پرتنش رسیدند؟
حسن لاسجردی به فرارو گفت: «در سالهای اخیر و از ابتدای قرن ۲۱، قدرتهای بزرگ به رغم وجود نشانههای واضح و روشن، نمیخواهند این واقعیت را بپذیرند که «گروههای مقاومت» در منطقه نه تنها پدیدار شده اند بلکه رشد و نمو نیز پیدا کرده اند. ما در کشورهای مختلف افزون بر این که شاهد حضور این نیروها هستیم، گسترش و ارتقاء این نیروها را نیز میبینیم. آمریکاییها به جهت این که در منطقه حضور دارند و تمایلی به ترک موقعیت خود، ندارند و به نوعی میخواهند بزرگی و هیبت خود را حفظ کنند، بنابراین، مایل نیستند نیروهای مختلف منطقه، از جمله همین نیروهای مقاومت را به رسمیت بشناسند؛ بنابراین اگر اکنون میبینیم که پایگاههای آمریکایی منطقه توسط نیروهای مختلف مورد هدف قرار میگیرد و آمریکایی ها، ایران یا سایر کشورها را مقصر جلوه میدهند به دلیل همان عدم پذیرش حقیقت از سوی آمریکاییها است. این عدم درک و عدم پذیرش باعث شده که ادبیات کشورها تندتر و تبدیل به تهدید شود و فضایی که اکنون از تهدید و حمله و هراس از جنگ بزرگ در منطقه میبینیم، برخواسته از همین نوع نگاه امریکاییها به مسائل منطقه است.»
وی افزود: «نکته مهم این است که نیروهای مقاومت امروز و دیروز فعال نشده اند و همیشه فعال بوده اند، لااقل در یک دهه اخیر همه محورهای مقاومت در لبنان، فلسطین، سوریه، یمن، عراق و دیگر نقاط فعال بوده اند. حضور و بروز و فعالیت و میدان داری نیروهای مقاومت از مدتها پیش در منطقه وجود داشته است، نکته دیگر این که اسرائیل، هم اکنون در حال ضربه خوردن از نیروهای مقاومت در منطقه است و فشاری که نیروهای مقاومت در منطقه به آمریکاییها میآورند یا کاری که یمنیها کرده اند و حزب الله نیز در مناطق مرزی انجام داده است، همگی، ضرباتی هستند که به پیکر اسرائیل میخورد. اسرائیل در تلاش است با باز کردن پای آمریکا و انگلیس به ماجرا، از فشار روی دوش خود کم کند؛ بنابراین به نظر میرسد نیروهای مقاومت در منطقه، اسرائیل را به گوشه رینگ برده اند. اسرائیل از روشهای مختلفی از جمله، ترور تا بمباران و ایجاد نگرانی برای آمریکا، برای کشاندن پای سایرین به جنگ و درگیری منطقهای استفاده میکند و تلاش دارد بحران را مغلوبه کرده و به نفع خود تغییر دهد.»
این تحلیلگر امور بین الملل در ادامه گفت: «مدتها است (از بعد از ۷ اکتبر) صحبت از جنگی بزرگ در منطقه مطرح میشود. گفته میشود که این جنگ با کشورهایی مثل ایران، لبنان و دیگر کشورهای همفکر آنان است. معتقدم که این یک «پروژه ذهنیت سازی» در منطقه ما است که جریان مقاومت، کشورهای هوادار، کشورهای پشتیبان و کشورهای حامی را بترسانند که نتوانند به حد کافی و وافی، اقدامات پشتیبانی کننده انجام دهند یا حتی با حمایتهای معنوی و تبلیغاتی، فعالیتهای مقاومت را به گوش دیگران برسانند؛ لذا این فضای «مهندسی افکار عمومی» در مطبوعات غربی به طرف منطقه خاورمیانه پمپاژ میشود. من معتقدم که با توجه به فضای فعلی آمریکا و این که زمینههای رقابت کاندیداها فراهم است و ایالتها نیز کاندیداهای خود را میشناسند و اصطلاحا، احزاب جمهویخواه و دموکرات در حال غربالگری نامزدهای خود هستند، آمریکاییها نمیتوانند جنگی بزرگ در منطقه به راه بیندازند، چرا که تاثیری مستقیم بر انتخابات آنان خواهد داشت و تجربه چند دهه گذشته نیز نشان میدهد در دوران انتخابات از ورود به یک جنگ بزرگ، پرهیز دارند.»
وی افزود: «ورود به جنگ نه تنها انتخابات آمریکا را تحت الشعاع قرار میدهد، بلکه این کشور را به هرج و مرج میکشاند. هزینههای جنگهای بزرگ در منطقه را نیز نمیتوان نادیده گرفت. ما تجربه چند جنگ بزرگ را در منطقه داشته ایم. جنگ افغانستان، عراق و سوریه تا حدی فرسایشی شد که در انتها کسی متوجه نشد، چه اتفاقی افتاد و اغلب تلفات نیز روی نیروهای خارجی و نیابتی است. یعنی نیروهایی که از خارج از کشورها وارد شده اند تا جنگند؛ بنابراین آمریکاییها این دوراندیشی را دارند که در شرایط فعلی وارد درگیری در منطقه نشوند. در عین حال، آمریکاییها ضربهای را که خورده اند، قطعا و حتما جبران خواهند کرد، همانطور که ضربات پیشین را پاسخ داده اند. این حملات میتواند شامل بمباران، ترور و موشک باران شود. با همه اینها بعید میدانم یک جنگ بزرگ در زمانی نزدیک در منطقه صورت بگیرد.»
منبع: fararu-704978
