چرا دوره رونق اقتصادی آلمان به پایان رسیده است؟!
فرارو- "نیکلای اول" تزار روسیه عبارت "مرد بیمار اروپا" را در اواسط قرن نوزدهم ابداع کرد این اصطلاحی است که در طول سالیان متمادی برای توصیف وضعیت کشورهای مختلف به کار برده شده است. این اصطلاح در اصل برای بیان افول امپراتوری عثمانی مورد استفاده قرار گرفت، اما عمدتا برای توصیف اقتصادهای بزرگ در حال زوال به کار میرود.
به گزارش فرارو به نقل از الپائیس؛ در حالی که سالیان اخیر برخی معتقد بودند باید این اصطلاح را برای بریتانیا به کار برد، جنگ در اوکراین و پیامدهای آن گزینه تازهای را برای دریافت این لقب به میدان آورده است: آلمان. چهارمین اقتصاد بزرگ جهان و بزرگترین اقتصاد اروپا با مشکلات ساختاری مواجه است که میتواند پایان تقریبا دو دهه رونق برای این قدرت اقتصادی قاره کهن باشد. به گفته صندوق بینالمللی پول، آلمان تنها اقتصاد توسعه یافتهای خواهد بود که در سال جاری میلادی رشد اقتصادی را تجربه نخواهد کرد.
باید به اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی بازگردید تا آخرین باری را بیابید که آلمان دچار وضعیت دشوار اقتصادی شد زمانی که رشد اقتصادی آن کشور در حال کاهش بود (با کاهش تولید ناخالص داخلی طی دو سال متوالی ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ میلادی) و با تضعیف تقاضای خارجی و نرخ بیکاری دو رقمی دست و پنجه نرم میکرد. "گرهارد شرودر" صدراعظم آلمان در فاصله سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ میلادی مجموعهای از اصلاحات را آغاز کرد که باعث ایجاد رونق اشتغال شد و ستون فقرات اقتصاد آلمان تقویت کرد. این بخش تولید رقابتی است که عمدتا به لطف گاز ارزان روسیه و نیروی کار از شرق اروپاست. این عوامل تقریبا دو دهه است که آلمان را پشتیبانی نموده و آن را به نیروی پیشرو اروپا تبدیل کرده اند. با این وجود، برخی از کارشناسان هشدار میدهند که موفقیت آن برنامه احتمالا باعث از خوددراضی شدن برلین شده است.
/
/
در این روند و در راستای برنامههای بروکسل دولت آلمان به دنبال جذب شرکتهای فناوری بزرگ با انبوهی از سرمایه است: یک کمک مالی ۱۰ میلیارد یورویی و سرمایه گذاری ۳۰ میلیارد یورویی اینتل در ساخت دو کارخانه تولید تراشه در شهر ماگدبورگ در آلمان. TMSC تایوانی با کمک ۵ میلیارد یورویی دولت در درسدن در همین راستا است.
اقتصاددانان خاطر نشان میسازند که این تحول مستلزم ترکیبی از سرمایهگذاری دولتی و خصوصی است، اما آنان هشدار میدهند که این ممکن است با یکی دیگر از عوامل بومی سیستم آلمان در تضاد باشد: بوروکراسی بیش از حد.
"کلمنس فوست" مدیر موسسه تحقیقات اقتصادی لایبنیتس میگوید: "این سرمایه گذاریها با رویههای برنامهریزی بسیار پیچیده، مقررات محدود کننده و بوروکراسی مختل میشوند".
فراتزشر میگوید: "دولت آلمان به جای تلاش برای تحکیم وضعیت موجود نیازمند پذیرش تحول و تقویت اجرای آن است".
تمام کارشناسانی که با آنان مشاوره صورت گرفته موافق هستند که این فرآیند به تعهد مالی قابل توجهی نیاز دارد. به نظر برزسکی از ING معکوس شدن عدم فعالیت سرمایهگذاری کشور تنها در صورتی امکانپذیر خواهد بود که آلمان قوانین مالی خود را تغییر دهد به ویژه در زمینه محدودیت بدهی تصریح شده در قانون اساسی که در طول بحران کووید به حالت تعلیق درآمده است.
علاوه بر این، سال آینده قوانین مالی اتحادیه اروپا بازخواهند گشت که میتواند مانع دیگری برای کشوری باشد که سالها نقش پلیس مالی قاره کهن را بازی میکرد. تمام این موارد با بازگشت لفاظیهای ریاضتی از سوی دولت آلمان و با ظهور راست افراطی آلمان به عنوان نیرویی قابل محاسبه در چشمانداز سیاسی آن کشور همراه شده اند. معالجه "مرد بیمار اروپا" آسان و مطمئنا کم هزینه و ارزان نخواهد بود.
منبع: fararu-663607
