درباره ما نسخه آزمایشی | شنبه، 30 خرداد 1405

کد: 227243 | 24 تیر 1402 ساعت 15:00

خانه اندیشمندان کجاست؟

خانه اندیشمندان کجاست؟
خانه اندیشمندان کجاست؟


محمد زارع شیرین کندی، پژوهشگر فلسفه، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:

«خانه اندیشمندان» صرفا یکی ازاسم‌های بی مسمای بی شماری است که در اینجا و اکنون ممکن است به گوش بخورد. وقتی خانه و شهر قلابی و کاذب است اندیشمندش هم قلابی و کاذب خواهد بود و به عکس. در درون حصار تنگ و تاریک و محال اندیشِ تجدد کاذب، نه خانه و شهری بسامان برای سکونت و قرار و آرامش باقی مانده و نه اندیشه‌ای پیدا شده و رشد کرده است.

“خانۀ اندیشمندان” این دیار سده‌هاست که ویران شده است و با این تجدد تقلیدی و اندیشۀ ترجمه‌ای برهوت ویرانی بسط و گسترش نیز یافته است. اندیشیدن کار خطیر و ظریفی است که شاید معدودی از متفکران بتوانند از عهدۀ تمرین آن برآیند وآن راعملی سازند و گرنه عوام بهتر می‌توانند حساب و کتاب کنند و چرتکه بیندازند و سود و زیان‌شان را جدا کنند.

“خانۀ اندیشمندان” زبان و فهم و گفت‌وگوست و این در نوشتار و کتابت دقیق‌تر تحقق می‌یابد اما در اینجا همین خانه مدت‌هاست ویران شده و از همین رو عده‌ای بی خانمان و سرگردان را نمی‌توان اندیشمند این خانه و شهر دانست.

در یونان باستان میان خانه و شهر و اندیشه و نیز میان مرد سیاسی و شهردار و فیلسوف تناسب وجود داشت. در دنیای مدرن نیز میان همۀ عناصر و مولفه‌های حیات مدنی سازگاری نسبی هست و عرصه‌ها و ساحت‌های مختلف زندگی نسبتا هماهنگ‌اند. اما وحدت درونی حیات جمعی در اینجا از هم گسیخته و تشتت ناسازه‌ها هرگونه پیوند میان خانه و شهر و اندیشه را پاره کرده است.

تهران، این شهر تجدد دروغین، بر روی چاه‌های نفت برپا شد و بر روی همان چاه‌ها نیز تاکنون ایستاده است. اندیشمند این شهر نیز مانند خودش پوشالی است زیرا مقلد و مصرف‌کننده است نه مستقل و مولد.

اگر تهران شهر بسازوبفروش‌های کذّاب و سیّاس است مدعیان اندیشه هم در کار فکری و فرهنگی‌شان به همان بسازوبفروشی اشتغال دارند و بی تردید چارۀ دیگری ندارند زیرا آنان هم باید دراین شهرِ از خدا بی خبر نان دربیاورند و زنده بمانند، شهری که مزد مطرب و موادفروش‌اش با قیمت اندیشه و اندیشمند قابل مقایسه نیست.

تهران با پاریس، شهر تجدد راستین، قیاس‌ناپذیر است که بر دوش علم و فن و توسعه و کوشش‌های طاقت فرسا ایستاده و استوار است. اندیشمندان اصیل پاریسی هم که بی نیاز از هر گونه تعریف و توصیف‌اند.

این همه به این معنا نیست که در غرب اندیشمندان خانه‌های خاصی دارند و در آسایش و رفاه و خوشی می‌اندیشند و می‌نویسند. از قضا، در آنجا سختکوشی و سختگیری بسی بیشتر از تصور و خیال ماست.

اندیشمند با همان همت و زحمت کار می‌کند که سیاستمدار و شهردار و شهروند دیگر. فیلسوف بزرگی مانند اسپینوزا در نهایت فقر و فلاکت زندگی کرد و آن همه آثار دوران‌ساز پدید آورد.

مدعیان بطالت‌طلب ما نیز اگر می‌خواستند بیندیشند و کار جدی کنند نیازی به جای خاص و مجهزی نبود. اندیشه یک خانه بیشتر ندارد و آن زبان و خواندن و نوشتن و دقت و وسواس و سختگیری بر خود است. البته ما هم کسانی داشتیم که مانند اسپینوزا بی اجر و بی منت و بی رشوت کار فکری کرده اند.

علامه طباطبایی، برخلاف شاگردانش، نه موسسه‌ای داشت نه دستیاری و نه عده و عُده‌ای، با وجود این با دست تنها و با نهایت فقر و قناعت و حریت به اندازۀ همۀ محصولات موسسات شاگردانش آثار مهم و ارزشمند از خود به جای گذاشت. دکتر محمد حسن لطفی تبریزی سال‌ها در کنج فقر و خلوت و تنهایی و گمنامی همۀ آثار افلاطون و افلوطین و نیز آثار مهم ارسطو را ترجمه کرد. تفکر فعالیتی دشوار و فرآیندی پیچیده است که با تن آسانی و حرَافی و هیاهو به پیش نمی‌رود.

انتهای پیام

منبع: ensafnews-421193



عکس خوانده نمی‌شود