حجتالاسلام احمد حیدری در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا»(احزاب/ 70) ای مؤمنان تقوای خدا داشته و استوار سخن بگویید.
روزنامه جمهوری اسلامی یکشنبه 18 تیر در حمله به مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان نوشت:
«حمله چهار تروریست به کلانتری ۱۶ زاهدان نتیجه مستقیم سخنان افراطی کسانی است که در چند ماه گذشته با سوءاستفاده از تریبونهای نمازجمعه و سایر امکانات تبلیغاتی استان، تلاش کردند بذر بدبینی در جامعه بپاشند. خومحوران ساددهلوح یا وابستهای که تصور کردند کار جمهوری اسلامی تمام است و باید سهمی برای آینده خود دست و پا کنند لذا با عبور از خط قرمزها و بدون ملاحظه همبستگی ملی، وحدت پیروان مذاهب و اقوام، هرچه خواستند گفتند. نتیجه این شد که عدهای به خیابانها ریختند و بعضی ائمه جمعه و … را ترور کردند»
به نظر میرسد روزنامه وزین جمهوری اسلامی در این نوشته، امر قرآنی فوق مبنی بر “رعایت تقوا و حقمداری و سخن استوار گفتن” را ترک کرده و با زیر پا گذاشتن “حقمداری و تقوا”، نااستوار سخن گفته است.
بدون استناد و دلیل محکم امام جمعههایی همچون مولوی عبدالحمید را “ساده لوح یا وابسته به دشمن و خطبههای آنها را سبب مستقیم جمعه خونین زاهدان شمرده و مدعی شد که آنان گمان کردهاند نظام سقوط خواهد کرد و نظام دیگری حاکم خواهد شد لذا در صدد محکم کردن جای پای خود در نظام جدید بودهاند و …”، از روزنامهای که مزین به نام «جمهوری اسلامی» است و میخواهد و میباید تابلوی زیبای این نظام باشد، پسندیده نیست.
حمله اخیر به یک کلانتری در زاهدان حلقهای از یک سلسله است که حداقل از یک سال پیش شروع شده است. بیش از یکسال پیش، واقعه اسفناکی در چاهبهار اتفاق افتاد. متأسفانه در رسیدگی به این واقعه تأسفبار تعلّل شد به گونهای که در میان تأیید و تکذیبها، امام جمعه راسک بیانیهای صادر و وقوع این موضوع را تأیید کرد و متعاقب آن در استان اعتراضاتی صورت گرفت از جمله روز جمعه 8 مهر 1401 که بعد از نماز جمعه زاهدان اعتراضاتی شکل گرفت و نهایتا به کشته شدن 35 نفر مطابق آمار شورای تأمین استان انجامید.
این واقعه خونین نیز به درستی مورد بررسی و ریشهیابی واقع نشد لذا اعتراضات گسترده تا همین اواخر در استان و به خصوص شهر زاهدان، هر جمعه ادامه داشت.
در این که مقصران این سلسله وقایع چه کسانی هستند؟ باید گروههای تحقیق بیطرف و مورد اعتماد عمومی بررسی و نتیجه را اعلام کنند ولی قطعا اگر «تندرویهایی”از طرف امام جمعه زاهدان و دیگران صورت گرفته، به موازات آن «کندرویهایی» هم از طرف مسئولان و عالمان و عقلای قوم در اصرار بر رسیدگی به “وقایع زمینهساز” و عوامل آن و پیگیری شناسایی و مجازات عاملان و … صورت گرفته که اگر این کندوریها تأثیر بیشتری در پیشآمدن وقایع دردآور مذکور نداشته باشد[که دارد]، قطعا اثرش کمتر از آن تندرویها نیست و انصاف نیست یک روزنامه مدعی “عدالت و انصاف”، فقط به تندروهایی که به زعم او عامل ایجاد این حوادث بودهاند، بتازد بدون اینکه از کندروها و نقش آنها ذکری به میان آورد، بعد هم به راحتی و بدون استناد محکم، این به زعم او تندروها را “ساده لوح یا وابسته، عبور کننده از خط قرمزهای واقعی و قانونی و ملی، تأثیر پذیرفته از القائات دشمن و زمینه ساز جایگاه برای خود در نظام احتمالی آینده” بشمارد!؟
متأسفانه تهمتهای سنگینی که روزنامه جمهوری اسلامی به مولوی عبدالحمید و دیگران زده و هنوز در هیچ محکمهای آنان را ثابت ننموده است، به وفور و هر روز از طرف صاحبان تریبون، به بزرگان این نظام و معتمدان مردم از جمله به محصوران مظلوم و اشخاصی همچون سید محمد خاتمی، حسن روحانی، علی لاریجانی و … و حتی به خود روزنامه جمهوری اسلامی زده میشود لذا این گمان را برمیانگیزد که شاید روزنامه جمهوری اسلامی در صدد یافتن دوباره جایگاه نزد کانونهای فعلی قدرت است و راه جبران گذشته تاریک خود از نگاه آن کانونها را، تهمت زدن به مخالفان و ملکوک کردن آنها دیده است.
امیدواریم که چنین مباد لذا برای این که این گمان ضعیف زدوده شود، از مسئولان محترم این روزنامه خواهانیم اولا برای اثبات اتهامهای زده شده به امثال مولوی عبدالحمید مدارک متقن و محکمهپسند در دادگاه افکار عمومی ارائه دهند، ثانیا به موازات محکوم کردن تندروها، بلکه مقدّم بر آنها، مسئولان کندرو را هم به همان شدت بلکه شدیدتر محکوم کنند و بنوازند.
انتهای پیام
