بهترین تفریح من، خرید کتاب است
فعالیتهای خودش را از سال ۱۳۹۵ بهصورت هنرجو در مرکز هنری خانه خورشید اصفهان و تحتنظر مرضیه کهرانی شروع کرد و بعد از ۳ سال نوشتن، اولین داستان کوتاه وی به اسم مأموریت در مجموعه داستان کتاب مهاجر که متعلق به همین مرکز بود چاپ شد. بعد از طی یک دوره نویسندگی در مرکز نشر مؤلفین طلایی دومین و سومین اثر وی که اشتراکی بود به نامهای کلبه تنهایی که یک دفتر شعر بود و گلهای ازالیا که یک مجموعه داستان کوتاه بود چاپ شد. در سال ۱۴۰۱ اولین کتاب خودش که یک مجموعه داستان کوتاه است و کامل ۲۲ داستان است بعد از هفت سال نوشتن، به نام «تختهنرد» بالاخره روانه بازار نشر شد. تختهنرد یک مجموعه داستان کوتاه با تم زنانه و ژانر اجتماعی است. بعد از تختهنرد کار مشترک دیگری به نام درخت برفی نیز بهتازگی از او چاپ شده است. فریده لشنی ۱۳۵۱ دانشآموخته پرستاری است. با هم پاسخهای این پرستار را میخوانیم:
فریده لشنی را چقدر میشناسید؟
شناخت فریده لشنی کار سختی نیست؛ چون به زلال، شفاف و جاافتاده است. تصویر تقدیر شده، سرنوشتم شد و دنیای خاکستری دیدن آدمها را به من یاد داد.
شما برنامه و الگوی خاصی برای مطالعه دارید؟
بله همیشه در برنامه روزانهام مطالعه جایگاه اصلی دارد حتی وقتی وقت ندارم کتابها را بهصورت صوتی موقع انجام کارهای منزل گوش میدهم و حتما روزانه یک شعر سپید یا دلنوشته مینویسم.
شده است کتابهایی که دوست ندارید را هم تا انتها بخوانید؟
بله من وقتی کتابی رو شروع میکنم حتما تا آخر میخوانم؛ چون معتقدم آن کار بازتاب فکر و عقیده فرد دیگری است که میتواند پیام جدیدی برای آموختن داشته باشد.
چه الگویی برای مطالعه را پیشنهاد میکنید؟
نمیگویم مطالعه جز برنامه روزانه همه باید باشد؛ ولی حداقل در برنامه هفتگی و با خواندن داستان موردعلاقه فرد، میتواند شروع بشود.
چه شد که وارد حوزه نوشتن شدید؟
نوشتم؛ چون تنها بودم، خلق کردم آن زمان که مجنون احساس گشتم و سفید، رنگ تنهاییام شد وقتی که ذهن تصویرگر طوفان درونم گردید.
به نظر شما اولین و مهمترین درس نوشتن چیست؟
مهمترین درس نوشتن دیدن موشکافانه زندگی و پیبردن به تفاوت آدمها است.
رابطه شما با فضای مجازی چطور است؟ نویسندگی برای این فضا را چقدر تجربه کردهاید؟ چه فرصتهایی با این فضا در اختیار نویسنده قرار میگیرد؟
راستش با فضای مجازی رابطه خوبی دارم و مهارت شعر را بیشتر با این فضا یاد گرفتم و با آن توانستم از این فضا سوژههایی مثبت و منفی برای داستان هام پیدا کنم.
تختهنرد چگونه شکل گرفت؟
اساس شکلگیری تختهنرد مشکلات و آسیبهای زنان در جامعه و نحوه برخورد با این اوضاع و بیان توانايي و سازگاری زنان در حل و برخورد با آنها بود. دوست داشتم تختهنرد فریاد سکوت زنها در جامعه باشد. البته نمیدانم تا چه حد موفق بودم.
قهرمانان تختهنرد چقدر در اطراف شما و در شهر دیده میشود؟
بی شک خیلی! اصلا همین آدمهای کوچه و خیابان، تختهنرد را شکل دادند. تختهنرد سورئال نیست یک رئال بهتماممعنا است.
چه آدمهایی بیشتر در تختهنرد دیده میشوند؟
تختهنرد ژانری اجتماعی با تم زنانه دارد و پر از آدمهای رنجکشیده با آرزوهایی ناکام مانده است که سعی شده در آخر هر داستان ارتقای شخصیت پیدا کنند.
اقلیم، جغرافیا، موقعیت و زادبوم شما چه تأثیری در کارهای شما بهویژه تختهنرد داشته است؟
جغرافیا و زادبوم من در شکلگیری تختهنرد خصوصا چند تا از داستانهای آن نقش مهم داشته است. افکار و عقاید یک نویسنده به نظرم تأثیرپذیری زیادی از این مسئله دارد.
شما سراغ شعر رفتید یا شعر سراغ شما آمد؟
بی شک احساس و حال و هوای خاصی که من در یک مقطع زمانی در زندگی داشتم من را بهطرف شعر سوق داد.
داستان کوتاه در نگاه شما بیشتر موردپسند است یا رمان؟ استقبال از مجموعه داستان کوتاه چطور بود؟
به نظر من باتوجهبه جامعه امروز و میزان اشتیاق و حوصله افراد برای مطالعه داستان کوتاه بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد. من تا جایی که بازخورد کتابم را دیدم، برایم قابلتقدیر و خوشحالکننده بود.
اگر قرار باشد تنها یک پاراگراف از آثار خودتان را انتخاب کنید، آن پاراگراف کدام است؟
شاخههای یاس روی پیراهنش دور شعلههای آتش که حالا روبرویش میرقصید میپیچیدند و مثل نردبانی بهطرف آسمان قد میکشید. حالا گل نسا از این نردبان گرم و سوزان بالا میرود تا در کلبه رویایی شان به انتظار الهیار و آغوش گرمش بنشیند.
برای نوشتن یک اثر، چقدر و چه پژوهشهایی میکنید؟
مخاطب برای من بسیار مهم و محترم و فهیم هست و من در نوشتههایم پژوهشهای زیادی از قبیل اقلیمی فرهنگی و شخصیتشناسی و مطالعه آثار بزرگان را داشتهام.
روایت شما از زنان و اجتماع با روایتهای دیگری که شده چه تفاوتهایی دارد؟
سعی کردم زنی را روایت کنم که واقعیت جامعه امروز باشد نه کلیشهسازی.
شما دلیل کم خواندن کتاب در جامعه را چه میدانید؟ سهم نویسندگان دراینبین چقدر است؟
با وجود مشغلههای زندگی، کتاب نوعی فراغت حال و رهایی در دنیای ناشناختهها و حرفهای تازه است. ولی جامعه ما بافرهنگ کتابخوانی بیگانه است و رسانهها هم در این مورد کاری انجام نمیدهند البته فضای مجازی به نظرم سهم بسیار زیادی در شکلگیری این مسئله دارد. نويسندگان سهم مهمی در این مورد دارند با ارائه کارهای ناب و آثار واقعی و جذاب، میتوانند کتابخوانی را گسترش دهند.
به پرسه زنی چقدر اعتقاد دارید؟ کجاها پرسه میزنید؟
پرسه زنی را دوست دارم اگر بنا باشد این کار را انجام بدهم جاهای آرام و ساکت را ترجیح میدهم.
در زندگی شخص خودتان یک دانای کل هستید؟
نه فکر نکنم توانایی دانای کل بودن را داشته باشم فکر کنم در این زمینه همسرم از من موفقتر باشد.
چقدر با این تعریف که انسان را حیوان داستانگو میداند، موافق هستید؟
من با این تعریف اصلا موافق نیستم نوشتن داستان خلاقیت و آگاهی میخواهد و اینها هیچکدام در تعریف حیوان جا نمیگیرد.
اگر به شما نوشتن یک اثر با یک موضوع مشخص سفارش داده شود، آن را قبول میکنید؟ چرا؟
بههیچعنوان قبول نمیکنم؛ چون لذت نوشتن در خلق است نه در کپی بودن.
جایگاه زنان در حوزه ادبیات داستانی بهخصوص زنان شهرستانی را چطور ارزیابی میکنید؟
حوزه ادبیات در کشور ما سلیقهای است و.... و زنان هم در این بخش مثل همه زمینههای دیگر خصوصا زنهای شهرستانی جایگاه اصلی خود را ندارند.
خودتان کتاب میخرید یا امانت میگیرید؟
خرید کتاب یکی از بهترین تفریحات من است که حالم را خوب میکند و همیشه در صدد گسترش کتابخانهام هستم؛ ولی اگر کتابی هم باشد که نایاب باشد امانت میگیرم.
و سخن آخر
سخن آخر هیچ دوستی مثل کتاب بیآزار و قابلاعتماد و سودرسان برای ما وجود ندارد.
