امید کاجیان، روزنامهنگار در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
سال جدید را با کدامین امیدآغاز کردیم؟ چشمها را صبحی پس از دیگری در 365 روز پیشرو، با کدام قوت قلبی، بگشاییم و 1402 راسپری کنیم؟ به چه دلخوش باشیم؟ به آرزوهای بر باد رفتهمان؟ به راههایی که رفتیم و همهاش بن بست شد؟ به اشکهایی که در اندوه این روزها ریخته شدند و تسکینی برای درد آن نیست؟ به سوالهایی که بی جواب ماندند؟ به چشم اندازی که شما مسئولین برایمان ترسیم کردهاید؟ به طرح حجاب و عفافی که عدهای سینه چاک کردهاند برای آن و برخی از بریدن جریمههای آنچنانی آن خبر میدهند؟ میدانید دلار چند است و وضع اقتصاد مردم چگونه که اینگونه برای دیگران نسخه هم میپیچید؟ اوضاع آنقدر بحرانی است که حتی خودیهایتان هم از افزایش تورم در سال جدید می گویند و آن وقت تمام نگرانیتان این شده که چرا فلان جمعیتی در فلان مکانی به بهانه چند روز عید هم که شده بزم کوچکی برپا کرده وهنجارهای مدنظر شمارا شکسته تا دمی برآسایند؟ از حال خوش چند روزه مردم هم بر آشفته میشوید؟ میخواهید هنوز هم در لباس سیاست با مردم سرزمین خود لجبازی کنید؟ دنبال راهکارهای جدید میگردید برای بسته شدن هرچه بیشتر شرایط اجتماعی؟ بی آنکه چشم باز کنید و کاری به نابسامانی و بحرانهای اقتصادی – که بدتر از این در انتظارمان است – داشته باشید. میدانید امسال کار فرماها بناست به دلیل عدم توانایی پرداخت حقوق چه بر سر نیروهایشان که زمانی آنها را سرمایههای انسانی مینامیدند بیاورند و چه تعدیلی شود و چه بیکاریهایی به بار بیاید؟ میدانید جوانانی که برخی از شما آنها را مرتب به فرزند آوری و ازدواج دعوت میکنید دیگر با قیمت مسکن و خودرو و چیزهای دیگر هر چه رشته بودند را پنبه میبینند و آه دربساط ندارند و زندگی خودشان راهم نمیتوانند جمع کنند چه برسد زندگی با دیگری. اصلاً برایتان صفهای مقابل سفارتها و تلاش مردم برای خروج از کشور به هر قیمتی که شده مهم هست؟ شاید از خدایتان باشد که این مردم ناراضی بروند هر یک ناراضی و مخالف کمتر، برایتان بهتر…. درست مثل آنکس که در صداو سیمایتان گفت: “هرکس ناراحت است میتواند از ایران برود”. بی آنکه غمی داشته باشید که اینها که رفتند که بودند؟ نه نخبگان و جوانان برایتان اهمیت دارد و نه ورزشکاران و هنرمندان و نه کسانی که در غربت، مسیر خود را برگزیدند.
مگر برایتان اهمیتی دارد که در عصر ارتباطات چه بر سر اینترنت آوردید و مردم را به ستوه، که برای سادهترین حقشان هم به دنبال راهی برای حل مشکلی که شما برایشان آفریدید باشند، چه بی رحمانه آیندهمان کشته شد و گذشتهمان سوخت و ما ماندیم و حالی که هر بار بدتر و بدتر میشود و این میان عدهای از شما به دنبال خط و نشان کشیدنهای بیشتر و اعمال فشارهای دوچندانترید و مردمی نجیب که در عجبند از پندار و گفتار و کردار شما. به جای دلجویی از مردم زخم دیده و پاسخ به خواستهها و مطالبات آنان، برایشان قانونهای جدید میگذارید و دست و پایشان را بیشتر میبندید؟ بعد فریاد وامصیبتا سر میدهید از تار مویی و حرکت موزونی؟ از این مردم چه میخواهید؟ رهایشان کنید، ما کوله باری از خاطرات تلخیم، بیش از این نمک بر زخممان نپاشید.
انتهای پیام
