حزب جبهه ملی در نامهای سرگشاده خطاب به رضا پهلوی نوشته است که سوگند پادشاهی را لغو و خود را جمهوری خواه اعلام کند. نویسندگان تاکید کردهاند: اولین مسئول انقلاب ایران هم کسی به جز محمدرضا شاه پهلوی یعنی پدر شما نیست.
در بخشی از این نامه خطاب به او نوشته شده است: شما از یک طرف در ۴۲ سال قبل در قاهره در انظار عمومی سوگند پادشاهی یاد کردهاید و از طرف دیگر در نوار صوتی خود در سال گذشته میگوئید که رژیم پادشاهی موروثی را قبول ندارید و طرفدار نظام جمهوری و انتخابی میباشید. و یا ذکر میکنید که اصلاً مایل به فعالیت سیاسی و داشتن هیچ مقامی نیستید. این سر در گمی از کجا ناشی میشود؟
نویسندگان این نامه نوشتهاند: «شما و طرفداران شما انقلابیون سال ۵۷ را که یقیناً اکثریت قریب به اتفاق اقشار و گروههای اجتماعی و سیاسی ملت ایران را تشکیل میدادهاند مسئول سیاه روزیها و نابسامانیهای امروز کشور معرفی میکنید در حالی که همه کس میداند که تمام انقلابها در طول تاریخ و در تمام جهان در اثر رفتار غلط و سیاستهای نادرست حکومتهای مستقر روی میدهند. البته قدرتهای خارجی هم سعی میکنند تا برای حفظ منافع خود بر امواج انقلاب سوار شده و اهداف خود را به پیش ببرند. بنا بر این اولین مسئول انقلاب ایران هم کسی به جز محمد رضا شاه پهلوی یعنی پدر شما نیست. اگر به سخنرانی تلویزیونی ایشان در روز ۱۵ آبان ۵۷ یک بار دیگر نگاه کنید میبینید که به تمام مفاسد و مظالمی که موجب بروز انقلاب ایران شد، اذعان کردهاند».
آنها همچنین نوشتهاند: از کودتای اجنبی ساخته ۲۸ مرداد ۳۲ تا زمان انقلاب ۵۷ قانون اساسی مشروطیت زیر پا گذاشته شد و پادشاه همواره حکومت کرد نه سلطنت. همه امور کشور را درید قدرت انحصاری خود گرفت.
نویسندگان با این پرسش که آیا نباید محمدرضا پهلوی را مسئول وقوع انقلاب و اتفاقات پس از آن دانست، نوشتهاند: شما به کودتای ۲۸ مرداد و همکاری دربست دربار با دستگاههای اطلاعاتی انگلیس و آمریکا، به زندانی کردن نخست وزیر قانونی و قهرمان ملی کردن نفت تا پایان عمر، به اعدام فجیع دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه دولت ملی، به استبداد و اختناق و رفتار ساواک، به اعدامها و زندانها و شکنجهها، به تأسیس حزب واحد «رستاخیز» و گفتن اینکه هرکس عضو این حزب شاه ساخته نشود، باید از مملکت برود، به پیش کش کردن بخش مهمی از خاک ایران یعنی بحرین به قدرتهای استعماری، به برگزاری جشنهای نمایشی پر هزینه و تحمیل کردن مخارج سنگین آنها بر گرده ملت محروم ایران و به انواع فساد ارکان حکومت ورود نمیکنید و نسبت به این مسائل اعلام موضع نمینمائید و بدون ورود به آن مظالم و محکوم کردن آنها فقط میخواهید از عنوان «شاهزادگی» و فرزندی آن پادشاه برخوردار شوید که این تناقض قابل قبول نیست.
نویسندگان این نامه با اشاره به نقش توارث و فرزندی شاه سابق در موقعیت رضا پهلوی، تاکید کردهاند: شما چه بگوئید و چه بر زبان نیاورید نماد نظام سلطنتی تلقی میشوید و هرکس به ندای وحدت خواهی شما پاسخ مثبت بدهد و با شما همکاری نماید به طور واضح تأیید کننده نظامی که شما نماد آن هستید شناخته خواهد شد.
