سقف بدون دیوار
بهمن محمدزاده، متولد سال 1353 زابل، دانشآموخته کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، شاعر و ترانهسرا است. وی از سال 1370 شروع به شعر گفتن کرد و در فاصله سالهای 1370 تا 1372 چندین مقام کشوری در مسابقات شعر دانشآموزی کسب کرد. در سال 1371 شاعر برتر کشور در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شد. همچنین سال 1374 شاعر منتخب دفتر شعر جوان ایران شد. قالب اصلی شعرهای وی غزل است؛ اما در قالبهایی مانند مثنوی، رباعی، دوبیتی نیز طبعآزمایی کرده است. تا کنون مجموعه اشعارش را منتشر نکرده است؛ اما در مجموعه شعر «خورشیدهای کوچک» ده غزل، در مجموعه شعر «همنشین عرشیان» ده غزل و اشعاری نیز در چند کتاب دیگر از وی به چاپ رسیده است. در حال حاضر علاوه بر شعر به ترانه سرایی هم مشغول است و در سطح ملی با خوانندگان متعددی همکاری داشته است. محمد معتمدی، همایون شجریان، سینا سرلک، وحید تاج، روزبه نعمتاللهی، عبدالمجید دهقان، محمدرضا میری، امیر اسحاقی، زکی شمسآبادی، کامران علامه، بهنام محمودی، مهدی طهماسبی، ایمان صادقان، مصطفی سردار پور، محسن ذوالفقاری، علیرضا بیگزاده، محمدرضا مردانی، نوید نوروزی، مهدی فلکی، مجید حسینخانی و نوحا رحیمی از جمله خوانندگانی هستند که ترانهها و اشعار وی را خواندهاند. با هم پاسخهای محمدزاده که بیبهره از شعر و ترانههایش نیست را میخوانیم:
بهمن محمدزاده را چقدر میشناسید؟ اگر بخواهید او را در یک جمله یا یک شعر تعریف کنید، آن جمله و یا آن شعر کدام است؟
در من انگار جهانی است که بیحادثه نیست/ زندگیکردن بیحادثه با مرگ یکی است/ بیجهت در پی کشف منِ سرگشته مباش/ من همانم که خودم نیز نمیدانم کیست
شما برنامه و الگوی خاصی برای مطالعه دارید؟ شده است کتابهایی که دوست ندارید را هم تا انتها بخوانید؟ چه الگویی برای مطالعه بهخصوص برای نوجوانان پیشنهاد میکنید؟
از نوجوانی بهصورت روزانه در موضوعات مختلف مطالعه میکردم. بعضی سالها روزی چند ساعت مطالعه داشتم. بعدها که مشغلههای زندگی بیشتر شد مطالعات هم کم شد؛ اما وجود داشت. مثلا خواندن چند شعر، نیم ساعت مطالعه کتب تخصصی ادبیات و نیم ساعت مطالعات متفرقه در برنامه روزانهام بود. در حال حاضر هم کموبیش پیگیر اخبار و آثار شاعران هستم.
رابطه شما با فضای مجازی چطور است؟ حضور و ارائه اشعارتان در این فضا را چقدر تجربه کردهاید؟ این فضا چه تهدیدها و فرصتهایی برای یک شاعر و ترانهسرا دارد؟
در حد معمول در فضای مجازی حضور دارم و آثارم را در آنجا ارائه میکنم. فضای مجازی، در واقع یکدنیای واقعی دیگری است که آدمها از فاصلهای دورتر با هم ارتباط برقرار میکنند و معمولا بی نقاب تر به تبادل اندیشه و نظرات خود میپردازند. فرصت یا تهدید تلقیکردن این فضا، به آگاهی و شناخت از خود و ابزاری که از آن استفاده میکنیم مربوط میشود. اگر بدانیم چه هستیم، در چه فضایی قرار گرفتهایم و چه هدفی داریم به نظرم فرصتهای این فضا بسیار بیشتر از تهدیدهایش هست. فکر میکنم بزرگترین آسیب فضای مجازی، جو گرفتگی و اظهارنظرهای غیرکارشناسی و غیرتخصصی برخی افراد در مورد آثار دیگران و نیز خود استاد پنداری برخی دیگر است.
شما سراغ شعر رفتید یا شعر سراغ شما آمد؟
باید عرض کنم که شعر بارها سراغم آمده بود و من نمیشناختمش. از کودکی همواره ابیاتی را با خودم زمزمه میکردم؛ ولی نمیدانستم که شعر است. به همین دلیل آنها را یادداشت نمیکردم؛ ولی اولین شعری را که گفتم و نوشتم در دوران نوجوانی بود.
رنج تا چه اندازه میتواند گوهر شعر را صیقل بدهد؟ مهمترین رنجهایی که در شعر شما دیده میشوند، کدام رنجها هستند؟
بستگی دارد که تعریف ما از رنج چه باشد. رنجی که بر اساس آگاهی و شناخت از زندگی باشد مسلما باعث قوت و پختگی اندیشه، احساس و حتی شخصیت شاعر میشود و شعر را از خواستهها و روایتهای فردی به «منِ بشری» نزدیکتر میکند. من در اکثر آثارم به دنبال گمشدهای هستم که این گمشده میتواند همان آرزوهای گمشده بشر امروزی باشد. «بارها رفتم کنار آینه، شاید که تو/ ذرهای جامانده باشی و تماشایت کنم»
چیزی به نام شعر سفارشی و شعر بازاری هم وجود دارد؟
اصولا شعر واقعی نمیتواند سفارشی یا بازاری باشد. وقتی از شعر حرف میزنیم الزاما باید در آن، عناصر هنری مربوط به شعر وجود داشته باشد. اینکه ما بخواهیم، یا کسی از ما خواسته باشد که در موضوع خاصی، شعر بگوییم باعث سفارشی شدن آن اثر نمیشود. آنگاه یک اثر سفارشی میشود که شاعر از چارچوبهای شاعرانگی اثر فاصله بگیرد که به نظرم وقتی چنین شود، آن اثر دیگر شعر نیست. شاعر توانمند حتی از شعرهای سفارشی هم میتواند یک اثر هنری قابلدفاع خلق کند. «قافیه را چون که بگیری به دست/ هر چه به دستت برسد قافیه ست»
چه ضرورتی برای وجود و حضور و سرودن شعر به زبانهای محلی به جز فارسی وجود دارد؟ خودتان هم به زبان محلی شعر میگویید؟
بله من با گویش سیستانی ترانههای متعددی سرودهام که هنرمندان توانمند سیستان آقایان محمدرضا میری، محسن ذوالفقاری و امیر اسحاقی آنها را به اجرا رساندهاند. فرهنگ اصیل ایرانی از خردهفرهنگهایی تشکیل شده که هرکدام از آنها سابقه و ریشه چندهزارساله دارند. در واقع درخت کهنسال فرهنگ، ریشهها و شاخههایی دارد که از فرهنگ اقوام مختلف نشات میگیرد و پس از نمود در فرهنگ ملی، مجددا به همان اقوام برمیگردد. در واقع این دو بخش از فرهنگ در حکم همان ریشهها و شاخهها بوده و از هم جدا نیستند: «من شاخه توام در این زمینِ سخت/ تو ریشه منی در نرمیِ هوا». برای پویایی و زنده نگهداشتن فرهنگ ایران، بایستی فرهنگ کهن قومیتها و مناطق مختلف کشور را زنده نگه داشت. به همین دلیل سعی کردهام در این بخش هم فعال باشم. ضمن اینکه نسبت به زادگاهم سیستان همواره احساس دین میکنم و میخواهم بهنوعی حقی که بر گردنم هست را جبران کنم.
تعریف شما از ترانه چیست؟ از کی ترانه سرایی هم در مجموعه کار شما قرار گرفت؟
بر خلاف شعر که چند تعریف مشخص دارد، برای ترانه تعریف مشخصی نمیشود ارائه کرد. برخی تصور میکنند که ترانه همان شعر است و یا از زیرشاخههای شعر است. درصورتیکه چنین نیست. ترانه شاخهای از ادبیات است که برای آهنگسازی و خوانندگی تولید میشود. در واقع، در کنار آهنگ و صدای خوش، به تکامل و شخصیت واقعی خودش میرسد. ولی چون در برخی فنون و صنایع ادبی با شعر اشتراکاتی دارد، بهغلط فکر میکنیم، ترانه هم نوعی شعر است. بسیاری از صنایع و آرایههای ادبی در ترانه جایگاهی ندارند و خصیصه بارز ترانه، قابلیت آهنگ پذیری آن است. البته احساس قوی و صمیمیت آن در کنار ایجاد شگفتیهای کلام که برای مخاطب بهراحتی قابلفهم و دریافت باشد از شاخصههای مهم ترانه است. اولین فعالیت حرفهای من در سال 1376 شکل گرفت که شش ترانه از من در آلبوم «رجز» به خوانندگی آقای زکی شمسآبادی، آهنگسازی و منتشر شد.
یک ترانهسرا در کنار شاعری چه چیزهایی را باید بداند و چه مهارتهایی باید داشته باشد؟
در وهله اول بایستی اهل مطالعه و دغدغه باشد. همچنین باید روانشناس خوبی باشد تا بتواند احساسات مختلف آدمهای گوناگون را بهتر درک کرده و در ترانههایش بیان کند. از جامعهشناسی و مردمشناسی خوبی هم برخوردار باشد تا دردها، غمها، شادیها و نیازهای روز مردم جامعهاش را به ترانهای تبدیل کند که در نهایت همان مردم زمزمهگرش باشند و مهمتر از همه اینها، نوع نگاهی است که هنرمند باید به جامعهاش داشته باشد. معتقدم که ترانهسرا مانند آینهای است که به مردم جامعهاش زل میزند و ضمن این که به آنها مینگرد تلاش میکند، آنها را آنگونه که هستند و یا میتوانند باشند، به خودشان نیز نشان دهد؛ و دوست دارد با هنرش تکیهگاهی برای مردمش باشد و خودش هم به آنها تکیه کند. «من از ابتدای جهان یکنفس/ به تاریخ چشمان تو زل زدم/ دلم را از این راه پرحادثه/ به دنیای امروز تو پل زدم/ به احساس معصوم من تکیه کن/ دلت را به دست دل من بده/ در این لحظههای پر از دلهره/ به من جرات تکیهکردن بده.»
وضعیت نقد شعر و ترانه را چگونه ارزیابی میکنید؟ جریان نقد در این دههها چه تغییراتی داشته است؟
نقد شعر در یکی دو دهه گذشته به قوت دهههای قبلتر نیست. با اینکه شاعران جوان و مستعد زیادی در این چند دهه به جامعه ادبی معرفی شدهاند و آثار زیبایی هم به گنجینه ادبیاتمعاصر اضافه کردهاند؛ اما در حال حاضر بهواسطه فاصلهگرفتن از فضای نقد سالم، شاهد خلق آثار قوی و ماندگار نیستیم. نقد ادبی، مهمترین اهرم رشد ادبیات هر کشور است. چون نقاط قوت و ضعف را به صاحب اثر نشان میدهد تا برای رفع عیوبش مطالعه و تلاش بیشتری کند. در مورد ترانه هم باتوجهبه نوپا بودن آن، مشکلات بیشتری وجود دارد. ناگفته نماند که در دو دهه اخیر، در حوزه ترانه جوانهای صاحبسبکی پا به عرصه گذاشتهاند که در ترانه، حرکتی روبهجلو را آغاز کردهاند. اما رهاشدگی فضا برای تولید آثاری که ابتداییترین اصول و چارچوبهای فنی ترانه را رعایت نمیکنند، آسیبی است که تا حد بالایی باعث تغییر و تخریب ذائقه مخاطب شده است.
یک شاعر و ترانهسرا تا چه اندازه نیازمند پژوهش است؟
در طول تاریخ، اهلقلم در حکم رسانههای زمان خودشان عمل کردهاند. به همین دلیل یک شاعر باید علاوه بر پژوهش و واکاوی حوزه تخصصی خودش، در مسائل اجتماعی هم از آگاهی و دانش بالایی برخوردار باشد و برای افزایش این آگاهی نیز باید مسائل مختلف را واکاوی کند تا ابتدا بتواند مشکلات، دردها و دلخوشیهای جامعهاش را بشناسد و سپس آنها را در آثارش بیان کرده و در قالب یک اثر هنری به جامعه ارائه کند.
موفقیتی بوده است که ترانههای شما با صدای خوانندگان مختلف در سطح ملی بهصورت آهنگهای مختلف تهیه و تولید شده و به گوش مخاطب رسیده است. در مسیر تولید این آهنگها چقدر با شما مشورت میشود و چقدر خود شاعر به جز شعرش در ساخت این آهنگها دخالت دارد؟
ترانهسرا در آهنگسازی نقشی ندارد؛ اما در روند آهنگسازی اگر نیازی به تغییر بخشی از ترانه باشد حتما با ترانهسرا هماهنگیهای لازم صورت میگیرد. البته پس از تولید آهنگ باید نظر ترانهسرا پرسیده شود چرا که طبق قوانین حقوق مؤلفین، بایستی اثر تولید شده مورد رضایت ترانهسرا هم باشد.
کدام یک از آهنگهایی که با ترانههای شما ساخته شده را بیشتر دوست دارید؟ کدام یک فکر میکنید بیشتر مورد استقبال قرار گرفته است؟
معمولا هر ترانهای که به اجرا رسیده رو به دلایلی دوست داشتهام. نمیتوانم به ترانه خاصی اشاره کنم. البته بعضیها برایم خاطرهانگیزتر هستند، مثل قطعه «یلدا» با صدای آقای محمد معتمدی که روایتگر جای خالی عزیزانمان در شب یلداست، قطعه «پرواز» با صدای آقای معتمدی که این شعر بهصورت کامل بر سنگ مزار شهید میرزایی (گلزار شهدای رشت) حک شده، قطعه «دیار عاشقیهایم» با صدای آقای همایون شجریان که ترانه آن را مشترکا با دوست سفرکردهام مرحوم اسحاق انور سرودم (دوستی که نبودنش تبدیل به اندوه ماندگار زندگیام شده)، قطعه «خط تماس» با صدای آقای سینا سرلک که شب ضبط این اثر تا صبح در استودیو بودیم، آهنگ «اتفاق» با صدای آقای وحید تاج که آقای مهدی عبدی آهنگساز این اثر در هنگام ساخت ملودی، لحظهلحظه با من در تماس بودند.
اگر قرار باشد تنها یک شعر از اشعار خود را برای نمونه نقل کنید، آن شعر کدام است؟
انتخاب یک شعر کار بسیار سختی است؛ اما برای اینکه این سؤال بیپاسخ نماند این غزل را میخوانم: «عشق در بدترین شرایط هم روی آدم حساب خواهد کرد/ با دودو تا چهارتای خودش هر دلی را مجاب خواهد کرد/ عشق مثل هوا برای همه لازم است و گریزی از آن نیست/ از خدا هم اگر سؤال شود، عشق را انتخاب خواهد کرد/ مثل کبریت بیخطر، اول شعلهای در دلت میاندازد/ بعد هم که ذغال حاضر شد جگرت را کباب خواهد کرد/ در دلت، در تمام اعضایت، در همین بافتهای فرسوده/ اولش ساده مینشیند بعد خانهات را خراب خواهد کرد/ عاشقی کن که زندگی بیعشق مثل سقف بدون دیوار است/ سقف وقتی که تکیهگاهش نیست در نشستن شتاب خواهد کرد/ در حساب و کتاب دفتر عشق، مرگ مفهوم زندگی دارد/ سالهایی که مردهای را هم پای عمرت حساب خواهد کرد.»
فضای خانواده شما چقدر با شعر درآمیخته است؟ شما در خانه بیشتر میداندار شعر هستید یا دیگران؟ در خانه به کارهای شما نقد هم وارد شده است؟
بهترین منتقد و همچنین مشوق شعرهایم همسرم هستند که همینجا از ایشان قدردانی میکنم. معمولا اولین کسی است که آثارم را برایش میخوانم.
به طور ویژه درباره آهنگ مادر و موفقیتهای آن برایمان توضیح میدهید؟
آهنگ مادر با آهنگسازی آقای علی سریری، تنظیم آقای مهدی عبدی و خوانندگی آقای بهنام محمودی به اجرا رسید. تهیهکننده این قطعه آقای محمد خرمی هستند که برای تولید این اثر زحمات زیادی کشیدند. این اثر در سال 1395 از سوی معاونت امور زنان ریاستجمهوری برای کمپین آزادی مادران زندانی تحت عنوان «سفیر آزادی و رهایی» انتخاب و نامگذاری شد.
