کد: 15954 | 16 آبان 1398 ساعت 10:55
ماجرای عکس جنجالی امیر حسین صدیق/ من داعشی نیستم
چندی پیش عکسی از امیر حسین صدیق در فضای مجازی دست به دست شد که حاشیههایی را برای این بازیگر به همراه داشت.
مخاطبان سیما این شبها با سریالی مواجهاند که به نظر حتی در چند قسمت ابتدایی نیز جذاب است؛ «گیلهوا» مینیسریالی است که هم دم از قصه تاریخی در مناطقی از شمال ایران میزند و هم از نماهای بصری تازهای در قاب تلویزیون رونمایی میکند. این مجموعه داستانی هرچند فقط هفت قسمت دارد اما در جذب مخاطب موفق عمل کرده است.
«گیله وا» چندین کارکتر اصلی دارد از بهروز شعیبی که نقش میرزا کوچک خوان را برعهده دارد تا امیرحسین صدیق که کاری متفاوت در کارنامهاش را تجربه میکند. گفتگوی خبرنگار ما با صدیق از نقش او در «گیله وا» تا برخی حواشی اخیری که برای او پیش آمد را میخوانید:
جالب است بدانید که اینقدر تحقیق کرده که وقتی در دیالوگی هم بازیگران از سینمای آن سالها و یا محله ارامنه و غیره حرف میزنند، برحسب واقعیت باشد تا کسی نتواند به محتوای سریال خرده بگیرد. خود این سریال برای من بهحدی جذابیت دارد که دوست دارم سراغ اتفاقات عجیب آن دوره بروم و کسب اطلاع کنم.
با چنین سریالی است که امروز میتوانیم بگوییم میرزا کوچکخان جنگلی، برای همه است و صرفاً نباید روی بخشی از اقدامات او متمرکز شد.
ما بهشدت بستر داستانی داریم؛ این همه افسانه و قصه ایرانی از تخیلی گرفته تا واقعیت تاریخی. سراغ این فرهنگ باید رفت. قصههای تخیلی و افسانهای برای مردم را اثری ساده لوحانه نباید دید.
فقط نشستهایم و تاریخ میخوانیم؛ بروید و ببینید گوشه گوشه سرزمین ما پر است از قصههای جذاب که امروز برخی از آنان فقط در کتابها آمده است. من چندین سال است که در مستندهایی از ایرانگردی حضور دارم و گاه به نقاطی میروم که کسی ازشان خبر نگرفته درحالیکه خوراک قصه گویی و ساخت فیلم و سریال هستند.
حتی اگر حکمی هم برایش صادر کردهاند، قضیه تمام شده و برحسب قانون آزاد شده است. نه من و نه خانم اسکندری و سایرین، قصد حمایت از گروه یا فرقه یا غیرهای نداشته و نداریم. بعد از اینکه بالاخره آزاد شد ما هم سراغی از او گرفتیم چون همکار ما در سریال «گیله وا» بود.
وگرنه من کارهای نبودم در این حواشی؛ من نه داعشی هستم و نه اهل این بازیها. قانونی هست که او را گرفته، میگوید اشتباه بوده و قوه قضائیه هم او را آزاد کرده است. عکس ما هم با این عکاس و همکار، بی دلیل دچار حاشیه شد و به من برچسب زدند. وگرنه من به زندان و دراویش و غیره چه ارتباطی دارم!
«گیله وا» چندین کارکتر اصلی دارد از بهروز شعیبی که نقش میرزا کوچک خوان را برعهده دارد تا امیرحسین صدیق که کاری متفاوت در کارنامهاش را تجربه میکند. گفتگوی خبرنگار ما با صدیق از نقش او در «گیله وا» تا برخی حواشی اخیری که برای او پیش آمد را میخوانید:
- از اینجا شروع کنیم که چه اتفاقی افتاده است که کم کم سراغ نقشهای جدیدتری میروید و به قولی از نقشهای طنز و کمدی متعدد جدا شدید؟
- و در مورد «گیله وا»؟
- بیشتر بخوایند: پگاه : بعد از سریال «تفنگ سرپر» کار تاریخی بازی نکردم
پخش مینی سریال «گیلهوا» پس از ماه مبارک رمضان
صدیق: هنوز همه مرا پدر «زی زی گولو» صدا میزنند
ناگفته های کارگردان «گیله وا» از سختی های ساخت سریال - خود نقش هم شاید تفاوت بیشتری نسبت به بقیه کاراکترها دارد. مثلاً گویش ارمنی!
- از چه جهت؟
- خود داستان به نظر باکیفیت نوشته شده و در همین چند قسمت، به اندازه کفایت مخاطب جذب کرده است. سریالی با قصهای دورافتاده در لوکیشنهایی که چشم نوازند.
- و از روز اول قرار بر این بود که میرزا کوچکخوان جنگلی تصویرگر داستان «گیله وا» نباشد؟
- سراغی هم از تاریخ مکتوب یا شفاهی آن دوره گرفتید؟ مثلاً برای اینکه ما به ازای واقعیتری بگیرد یا چه بسا تزلزلی در نقش و کاراکترپردازی ایجاد نشود؟
جالب است بدانید که اینقدر تحقیق کرده که وقتی در دیالوگی هم بازیگران از سینمای آن سالها و یا محله ارامنه و غیره حرف میزنند، برحسب واقعیت باشد تا کسی نتواند به محتوای سریال خرده بگیرد. خود این سریال برای من بهحدی جذابیت دارد که دوست دارم سراغ اتفاقات عجیب آن دوره بروم و کسب اطلاع کنم.
- در این بین سراغ منبع خاصی هم رفتهاید؟
- به شرطی که خوب بنویسیند و خوب بسازند!
- فکر میکنم با همین چند قسمت هم میتوان اذعان داشت که «گیله وا» قدمی شاید کوچک اما محترم در روایت گوشهای تاریخ بومی برداشته است؛ یعنی قصه میگوید و این روایتگری را درون قاب خوبی ریخته است.
با چنین سریالی است که امروز میتوانیم بگوییم میرزا کوچکخان جنگلی، برای همه است و صرفاً نباید روی بخشی از اقدامات او متمرکز شد.
ما بهشدت بستر داستانی داریم؛ این همه افسانه و قصه ایرانی از تخیلی گرفته تا واقعیت تاریخی. سراغ این فرهنگ باید رفت. قصههای تخیلی و افسانهای برای مردم را اثری ساده لوحانه نباید دید.
فقط نشستهایم و تاریخ میخوانیم؛ بروید و ببینید گوشه گوشه سرزمین ما پر است از قصههای جذاب که امروز برخی از آنان فقط در کتابها آمده است. من چندین سال است که در مستندهایی از ایرانگردی حضور دارم و گاه به نقاطی میروم که کسی ازشان خبر نگرفته درحالیکه خوراک قصه گویی و ساخت فیلم و سریال هستند.
- اما در مورد شما هم آن حاشیه رخ داد. عکسی که گفته میشود با یکی از محکومین ماجرای دراویش گنابادی و شاید دلجویی از او گرفته شد و بقیه ماجرا!
- البته خب چه بسا خود شما یا بقیه هم باید حرفی بزنند که بتوان قضاوت کرد.
- پس واقعیت ماجرا چه بود؟
حتی اگر حکمی هم برایش صادر کردهاند، قضیه تمام شده و برحسب قانون آزاد شده است. نه من و نه خانم اسکندری و سایرین، قصد حمایت از گروه یا فرقه یا غیرهای نداشته و نداریم. بعد از اینکه بالاخره آزاد شد ما هم سراغی از او گرفتیم چون همکار ما در سریال «گیله وا» بود.
وگرنه من کارهای نبودم در این حواشی؛ من نه داعشی هستم و نه اهل این بازیها. قانونی هست که او را گرفته، میگوید اشتباه بوده و قوه قضائیه هم او را آزاد کرده است. عکس ما هم با این عکاس و همکار، بی دلیل دچار حاشیه شد و به من برچسب زدند. وگرنه من به زندان و دراویش و غیره چه ارتباطی دارم!
